در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در طول این سالها هیچ خبرى از او نداشتم و به خاطر برخی مشکلات نمىتوانستم دنبالش بگردم. وقتى 30 ساله شدم، تصمیم گرفتم دنبال او بگردم. به همین خاطر به کلانترى رفتم و درخواست کردم مأموران خواهرم را پیدا کنند. دى 1382 پرونده به اداره آگاهى آمد و مأموران تحقیقات گستردهاى را در این زمینه انجام دادند ولى موفقیتى به دست نیامد تا این که طى استعلام و مکاتبه اى که با ثبت احوال کردند، موفق شدند نشانی خانه خواهرم را از طریق کارت ملى او به دست بیاورند. وقتى از اداره آگاهى با من تماس گرفتند، باور نمىکردم خواهرم را پیدا کردهاند. خودم را به آگاهى رساندم تا از نزدیک خبر پیدا شدن خواهرم را بشنوم، بالاخره طبق قرارى که مأموران گذاشته بودند براى دیدن خواهرم به اداره آگاهی رفتم و او را دیدم.
خواهر بزرگتر هم در این باره میگوید: 17 ساله بودم که به خاطر ازدواج از خانوادهام جدا شدم و دیگر هیچ خبرى از آنها نداشتم. پس از آن که محل زندگى خانوادهام عوض شد، تلاش زیادى براى پیدا کردن آنها انجام دادم، ولى موفق نشدم. در طول این 28 سال هر شب خواب خواهر کوچکم را مىدیدم. وقتى از اداره آگاهى به خانه ما آمدند، باور نمىکردم خواهرم در جستجوى من است. وقتى همراه همسرم براى دیدن خواهرم آمدم اضطراب داشتم و تصویرى که از کودکى او در ذهنم داشتم را دائما مرور مى کردم. وقتى خواهرم را دیدم احساس کردم روح مادرم به ما لبخند مىزند.
به این ترتیب سالهای دوری و جدایی دو خواهر به پایان رسید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: