در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عمادرضا هم مثل خیلی از بازیکنان عراقی شاغل در فوتبال ایران، دغدغه اصلیاش اشغال عراق توسط آمریکاست.
وی در این باره میگوید: «طی 4 سالی که در فوتبال ایران حضور داشتم، همیشه با دو مشکل روبهرو بودم، اول این که نمیتوانستم زبان فارسی را بخوبی یاد بگیرم و همیشه از این قسمت ضربه میخوردم، چون واقعا لحظات بدی بود که نمیتوانستم نظر خودم را به دیگران بگویم، اما مشکل بزرگ و اصلی، اشغال کشورم بود که همیشه باعث میشد نگران اوضاع خانوادهام در شهر کربلا باشم، هرچند کربلا یکی از شهرهای آرام عراق بود و کمتر درگیری بین اشغالگران و تروریستها در آنجا به وجود میآمد، با این حال من نگران پدر، مادر، خواهر و برادرهایم بودم. باور کنید هیچگاه یک شب آرام نداشتم و با هر زنگ تلفن فکر میکردم اتفاقی افتاده است. تنها موقعی که خانوادهام در ایران بودند، احساس آرامش میکردم و اتفاقا آن روزها گلهای خوبی هم میزدم، اما اکنون هم در مصر احساس آرامش ندارم و هر روز فکر میکنم اتفاقی افتاده است.
زندگی تمام عراقیها در این مدت پر از حادثه و درگیری بوده است، اما بدترین حادثه زندگی من، روزی بود که بعد از یک بازی خوب که برای تیم سپاهان انجام دادم، خبر آمد که در نزدیکی خانه ما بمبی منفجر شده است، تا لحظهای که توانستم به کربلا تلفن بزنم و مطمئن شوم که برای خانوادهام اتفاقی نیفتاده است، چند ساعت گذشت و من در آن دقایق بدترین لحظات زندگیام را سپری کردم. امیدوارم که دیگر از این اتفاقها پیش نیاید و اشغالگران آمریکایی کشورمان را ترک کنند.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: