گفته‌های طرفین پرونده درباره مرد ایرانی که همسرش را در آمریکا کشت

پشت پرده یک عشق سیاه

«مردی در آمریکا همسر ایرانی‌اش را کشت». این تیتری بود که بسیاری از روزنامه‌ها، زمان حادثه آن را در صفحات خود جای دادند. پرونده اتهامی سیاوش از آن موقع سر زبان‌ها افتاد و خبرنگاران پیگیر آن بودند که خبر رسید مرد ایرانی پابند الکترونیکی خود را شکسته و از آمریکا به ایران گریخته است. این پرونده از آمریکا تا ایران کشیده شد و سرانجام در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران مورد رسیدگی قرار گرفت. سیاوش در این دادگاه توانست بخوبی از خود دفاع کند و مدارکی را ارائه کرد که از اتهام قتل عمد تبرئه شد، اما طرفین پرونده یعنی نماینده دادستان تهران و پدر پری ـ مقتول ـ این دلایل را درست نمی‌دانند و آنها نیز از نگاه خود توضیح می‌دهند که چرا سیاوش را متهم می‌دانند و چرا معتقدند او مرتکب قتل عمد شده است.
کد خبر: ۳۳۷۷۰۱

تشکیل پرونده

رضایی نماینده دادستان که در این پرونده از کیفر خواست دفاع کرده، درباره این‌که پرونده چگونه تشکیل شد و پلیس ایران چطور در جریان قتل قرار گرفت که در آمریکا اتفاق افتاده بود، می‌گوید: یک سال قبل مردی به ماموران خبر داد دخترش در آمریکا به قتل رسیده و در حال حاضر قاتلش در ایران است. زمانی که سیاوش دستگیر شد، معلوم شد این مرد همسرش را در ایالت کالیفرنیا به قتل رسانده و سپس به ایران گریخته است.

وی می‌گوید: از همان ابتدا که سیاوش دستگیر شد به قتل همسرش پری اعتراف کرد. این مرد گفت که با شلیک گلوله همسرش را به قتل رسانده است و بنا بر ادعایش در آن زمان زخمی هم شده بود.

این مرد مدعی است بعد از این‌که با پری ازدواج کرده و به آمریکا رفته، متوجه شده همسرش مشکل اخلاقی دارد و تصمیم به قتل او گرفته است. او می‌گوید که سعی کرده پری را به راه راست هدایت کند، اما در این مدت نتوانسته و بعد در یک درگیری او را به قتل رسانده است.

رضایی معتقد است، متهم در ایران و تحت تاثیر زندانیان ادعا می‌کند که همسرش مهدور‌الدم بوده است. حتی یافته‌های پلیس کالیفرنیا چنین چیزی را نشان نمی‌دهد و به نظر می‌رسد اعترافات جدید متهم متاثر از گفته‌های اطرافیانش است.

سیاوش 2 پرونده دارد، یکی که در ایران تشکیل شده و یکی هم در کالیفرنیا که ترجمه شده آن در اختیار پلیس ایران قرار گرفته است. در آن پرونده متهم با شلیک‌های متعدد به همسرش، او را به قتل رسانده و مدعی است مردی که با همسرش بوده گریخته، پس اگر این طور است چرا آن مرد را معرفی نکرده تا پلیس با او گفتگو کند؟

سیاوش مدعی است از سال‌ها قبل می‌دانسته که همسرش مشکل اخلاقی دارد و در نهایت وقتی نتوانسته او را اصلاح کند، تصمیم به جدایی از او می‌گیرد و دریکی از روزها با او درگیر شده و زن جوان را به قتل می‌رساند. این ادعا از سوی نماینده دادستان مورد پذیرش نیست. او می‌گوید: مگر نه این‌که سیاوش سال‌ها بوده که می‌دانسته همسرش با مردان متعدد رابطه دارد، چرا در این سال‌ها اقدام به هیچ کاری نکرده و زمانی که آنها قصد داشتند از هم جدا شوند، چنین رفتاری کرده است؟

رضایی به مشکلاتی که زوجین بعد از خروج از کشور با هم پیدا می‌کنند، اشاره کرده و می‌گوید: این زوج‌ها به دلیل شرایط خاصی که در آن کشورها وجود دارد، دچار سوءتفاهم شده و بعد از مدتی از هم جدا می‌شوند یا این‌که به هر طریقی زندگی آنها تحت تاثیر شرایط اجتماعی آن کشور‌ها قرار می‌گیرد. سیاوش هم همین طور است، او نیز تحت تاثیرشرایط اجتماعی آمریکا قرار گرفته و زندگی‌اش از بین رفته است و حالا به دنبال دلیل است تا بتواند کاری را که کرده، توجیه کند.

دامادم را نمی‌شناختم

این گفته‌ها به نوعی دیگر از سوی پدر پری تایید می‌شود. این مرد تنها ولی دم مقتول است و تقاضای قصاص برای دامادش کرده است.

چقدر دامادت را می‌شناختی؟

من او را نمی‌شناختم، بعد از ازدواج دخترم با او آشنا شدم و بعد از چند سال اولین بار است که او را می‌بینم.

مگر شما در مراسم عروسی دخترت نبودی؟

دخترم با مادربزرگش زندگی می‌کرد. او بعد از فوت مادرش به خانه مادربزرگش رفت و آنجا خیلی راحت‌تر بود، البته من او را تحت نظر داشتم و بسیار مراقبش بودم که مبادا مشکلی برایش پیش بیاید.

روزی مادربزرگش گفت که پری می‌خواهد ازدواج کند و من هم گفتم اگر شما آن فرد را مناسب می‌دانید، مخالفتی ندارم و این‌طور بود که آنها با هم ازدواج کردند.

گفته می‌شود دخترت با تو رابطه خوبی نداشته، آیا این حرف درست است؟

نه این‌طور نیست، دخترم از من به خاطر این‌که با زن دیگری ازدواج کرده بودم، دلخور بود. این اتفاق باعث شد بین من و او فاصله بیفتد اما بعد از مدتی آن مشکل حل شد. او خیلی بچه بود که مادرش را از دست داد و همین هم باعث ناراحتی او شده بود.

بعد از این‌که دخترت به آمریکا رفت با او ارتباط داشتی؟

ما با هم در تماس بودیم و گاهی از حال او با خبر می‌شدم، اما از آنجا که فاصله ما خیلی زیاد بود، نمی‌توانستم از نزدیک او را ببینم. دخترم خیلی باتحمل بود و برای من از مشکلاتش نمی‌گفت. دلش نمی‌خواست مرا ناراحت کند.

چرا برای دامادت تقاضای قصاص کردی؟

او دخترم را کشته است و باید قصاص شود.

اما او حرف‌هایی در مورد دخترت می‌زند و مدارکی ارائه کرده، فکر می‌کنی این حرف‌ها درست است؟‌

نه این‌طور نیست، دختر من بسیار خوب بود و حرف‌های سیاوش کاملا جوسازی است. او دروغ می‌گوید.

سیاوش می‌گوید دخترت قبل از ازدواج با او، با مرد دیگری هم بوده است؟

دختر من قبل از ازدواج با سیاوش، با مرد دیگر ارتباط داشت و آنها قرار بود با هم ازدواج کنند و برای این‌که نامحرم نباشند صیغه کرده بودند، بعد از مدتی وقتی نتوانستند با هم کنار بیایند، تصمیم گرفتند که از هم جدا شوند، بعد از آن بود که دخترم با سیاوش آشنا شد.

دفاعیات متهم

پری خیانتکار بود

سیاوش اما دفاعیات محکمی دارد، او می‌گوید نمی‌خواسته همسرش را بکشد حتی کپی یک پرونده را هم به دادگاه ارائه کرده که نشان می‌دهد همسرش به جرم خیانت مدتی در زندان بوده است.

سیاوش از روزهایی می‌گوید که با پری آشنا شد: من همسر و فرزند داشتم. همسرم یک زن اسپانیایی بود و سال‌ها بود که در آمریکا زندگی می‌کردم و همانجا هم ازدواج کرده بودم. با همسرم اختلافاتی داشتم اما حالا می‌فهمم که واقعا او زن خوبی بوده است. وقتی به ایران آمدم به طور اتفاقی با پری آشنا شدم. ما در تاکسی کنار هم نشسته بودیم و در صحبت‌ها، او فهمید که من در آمریکا زندگی می‌کنم. از من خواست که با هم ازدواج کنیم. بعد از این‌که ارتباط ما بیشتر شد و پری از زندگی‌اش برای من گفت، تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم. نمی‌دانستم قبل از من، او با مرد دیگری بوده است و بعد از ازدواج بود که فهمیدم پری خیلی از پدرش دلخور بوده و برای آزار او با مردی دیگر قبل از من ازدواج کرده است. او می‌گفت، بعد از مرگ مادرش تنها شده و پدرش او را به خاطر زن دیگری رها کرده است. این حرف‌ها خیلی روی من تاثیر گذاشت. بعد از این‌که پری را در ایران عقد کردم به آمریکا رفتم تا کارهای او را انجام بدهم و او هم بیاید. او در این مدت در خانه مادرم زندگی می‌کرد و بعد‌ها فهمیدم که صیغه مرد دیگری هم بوده است. در این مدت هیچ کس سراغش نیامد و فامیلش او را فراموش کرده بودند. پری خیلی از این موضوع ناراحت بود تا این‌که کار او درست شد و به آمریکا آمد. من هم از همسرم جدا شده بودم و برای زندگی به لاس وگاس رفتیم. زندگی در آمریکا پری را دگرگون کرده بود. این را سیاوش می‌گوید: چند ماه که گذشت همه چیز تغییر کرد. من و پری در یک کازینو کار می‌کردیم. من شب کار بودم و پری روز کار. مدتی بعد متوجه شدم شب‌ها که در خانه نیستم، پری تا صبح با تلفن صحبت می‌کند. برای تلفن شنود گذاشتم و متوجه شدم که او شب‌ها با مردی حرف می‌زند و حرف‌های آنها خیلی عاشقانه است. من با پری درگیر شدم و گفتم اگر بخواهد به این کارهایش ادامه دهد، از او جدا می‌شوم.

به گفته سیاوش، این آخرین خیانت پری نبوده است. او ادامه می‌دهد: پری به من قول داد که دیگر تکرار نکند. ما از لاس‌وگاس به فلوریدا رفتیم و آنجا زندگیمان را ادامه دادیم. مدتی بعد دوباره متوجه شدم پری با مرد دیگری ارتباط دارد. من شکایت کردم و گفتم که می‌خواهم از او جدا شوم. پری تازه اقامتش را در آمریکا گرفته بود و بعد از گذراندن دوران محکومیتش باید از کشور اخراج می‌شد. من می‌خواستم همان موقع از پری جدا شوم اما او با من تماس گرفت و التماس کرد اگر شکایتت را پس نگیری، آنها مرا از کشور اخراج می‌کنند من هم دلم برایش سوخت و تصمیم گرفتم شکایتم ر ا پس بگیرم، اما قرار بود ما از هم جدا شویم. چند ماه گذشت ما داشتیم کارهای طلاق را انجام می‌دادیم که متوجه شدم پری بعد از آزادی از زندان، دوباره با مردی رابطه برقرار کرده است. او به من گفت که می‌خواهد با این مرد زندگی کند. من از پری خواستم وسایلش را جمع کند و از خانه من برود. فردای آن روز به خانه رفتم و پری را با آن مرد در شرایط نامناسبی دیدم. با عصبانیت از او خواستم خانه مرا ترک کند، اما مرد جوان از پشت با چوب به سرم کوبید، من در حال گیجی متوجه شدم که آنها می‌خواهند مرا بکشند و اموالم را سرقت کنند و بعد به یاد آوردم که وقتی همسرم را در وضعیت نامناسبی با مردی دیدم، طبق قانون می‌توانم او را بکشم و این‌طور بود که پری را با شلیک دو گلوله به قتل رساندم و بعد سراغ مرد جوان رفتم که او فرار کرد.

وی از روزهایی که در زندان گذرانده است، می‌گوید: مرا به زندان فلوریدا بردند. در آنجا بود که تصمیم گرفتم هر طور شده به ایران برگردم. وقتی بازجویی‌ها تمام شد مرا با پابند الکترونیکی به خانه فرستادند که در حقیقت بازداشت خانگی بود. بعد پابند را بازکردم و به ترکیه رفتم و از آنجا به ایران آمدم و بازداشت شدم. مدارکی که سیاوش به دادگاه ارائه کرد، محکمه‌پسند بود. او می‌گوید: من هیچ دروغی در مورد پری نگفتم. او را همراه خودم به آمریکا بردم که با او زندگی خوبی داشته باشم، اما این‌طور نشد. او مرا گول زد و تا جایی که می‌توانست از من سوءاستفاده کرد، من نمی‌خواستم او را بکشم و اگر آن روز بدون این‌که به من لطمه‌ای وارد کند، از خانه خارج می‌شد از گناه او می‌گذشتم، اما او این کار را نکرد. او داشت به قتل من فکر می‌کرد.

سیاوش می‌گوید: من برای کاری که کردم، مدرک داشتم و اگر مدارکم درست نبودند، دادگاه آن را از من قبول نمی‌کرد. من عاشق پری بودم و پری عاشق مهاجرت به آمریکا و آزادی‌های آزاردهنده این کشور. ای کاش با همسر اولم می‌ماندم، او زنی بی‌نظیر بود و من قدرش را ندانستم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها