در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هرگز نشه فراموش، لامپ اضافی خاموش... شعری بود که حدود 15، 16 سال پیش با یک شخصیت انیمیشنی
به تلویزیون آمد تا مردم را تشویق به صرفهجویی در مصرف برق کند.
این شعر خیلی زود روی لبان مردم نشست و تکرار شد. این تکرار باعث شد تا این پیام به اصطلاح بازرگانی در ضمیر ناخودآگاه مردم وارد شود و به صورت یک عادت درآید. سازندگان این تبلیغ میدانستند اگر بتوانند پیام برنامه خود را در ذهن مخاطب تکرار کنند بعد از مدتی، مخاطب مورد نظر، کاری را که آنها از او خواستهاند به صورت غیر ارادی انجام میدهد؛ یعنی لامپهای اضافی را خاموش میکند. سازندگان این تبلیغ حتما با کارشناسان رسانه و روانشناسان مشورت کرده بودند و همه اصول ساخت یک پیام رسانهای را میشناختند. آنها میدانستند پیام اگر بخواهد تاثیرگذار باشد باید کوتاه باشد و کلامی که در آن استفاده میشود، خوشریتم باشد تا در ذهن بماند و قابلیت تکرار در ذهن را داشته باشد..... برای همین است که شعر هرگز نشه فراموش، لامپ اضافی خاموش بعد از سالهای سال در ذهن مردم مانده است و آنها این ریتم خوشآهنگ را فراموش نخواهند کرد.
صرفهجویی در مصرف انرژی باید در کشور ما نهادینه شود. به همین دلیل سالهای سال است که مدیران کشور تلاش میکنند تا با استفاده از رسانهها به مردم آموزش دهند در مصرف انرژی اعم از آب، برق، گاز و... صرفهجویی کنند. مدیران کشور میدانند اگر میخواهند در آینده انرژی در کشور کم نیاید باید به نسل امروز صرفهجویی را آموزش بدهند. اهل فن میدانند بهترین مکان برای آموزش همگانی، رسانه تصویری یا همان تلویزیون است. اکنون استفاده از تلویزیون برای پیامرسانی به شهروندان یک امر کاملا عادی شده است، راهنمایی و رانندگی، ستاد مبارزه با اعتیاد، شرکت توانیر، سازمان آب و... مشتریان دائم تلویزیون هستند.
آنها از طریق این رسانه پیامهای آموزشی مخصوص به حوزه خود را به مخاطبان میرسانند. سازندگان برنامههای تبلیغاتی برای این سازمانها حتما میدانند که برای موفقیت سازمانهای سفارشدهنده آگهی باید از همه خلاقیت خود استفاده کنند.
آنها میتوانند برای شکوفایی خلاقیت خود از تجربههای دیگران هم استفاده کنند چون سالیان سال است که کارگردانان مختلف انواع روشهای برنامهسازی و پیامرسانی را در این زمینه تجربه کردهاندو سازمانهای سفارشدهنده حتما میدانند که چه نوع برنامههایی بیشترین تاثیر را بر مخاطبان و مردم داشتهاند. بنابراین امروز چنین برنامههایی حتما باید از دیروزشان بهتر باشد. اما واقعیت این است که با نگاهی گذرا به این گونه برنامهها میتوان به این نتیجه رسید که برخی از برنامههای پیامرسان امروزی از کارهای قبلی ضعیفتر هستند و تاثیرگذاری آنها نیز کمتر شده است.
اکنون برنامههای زیادی درباره صرفهجویی در مصرف برق از تلویزیون پخش میشود اما هیچکدام از آنها در ذهن نمیماند، هیچکدام از آنها را مخاطب زیر لب تکرار نمیکند تا در او به شکل یک عادت درآید. همانگونه که گفته شد این برنامهها باید کوتاه باشند و ضرباهنگ و ریتم خوبی داشته باشند اما برنامههای فعلی طولانی و خستهکننده هستند و بیشتر مخاطب را نصیحت میکنند اما او را تشویق به صرفهجویی نمیکنند. به عنوان مثال این شبها برنامه عروسکی «داداشیها» با موضوع آموزش صرفهجویی در مصرف برق برای کودکان پخش میشود اما این برنامه فقط بچهها را نصیحت میکند که لامپهای اضافی را خاموش کنند البته با همان لحنی که این نصیحت را به بزرگترها هم میکند. فقط اینجا به جای عروسک آدمبزرگها از عروسک کودکان استفاده شده است.
چند سال پیش برای آموزش صرفهجویی در آب، در تلویزیون عروسکی به شکل قطره طراحی شد که بین کودکان محبوبیت زیادی پیدا کرد تا جایی که قطره در رنگها و شکلهای مختلف از کیف مدرسه گرفته تا عروسک بازی به بازار آمد و کودکان با دیدن این قطره به یاد میآوردند که باید در مصرف آب صرفهجویی کنند. «آقای ایمنی» را هم کمتر کسی فراموش میکند، همان آقایی که در زمستانها از طریق تلویزیون سرزده به خانهها میآمد و صرفهجویی در مصرف گاز و نکات ایمنی را گوشزد میکرد. «سیا ساکتی» هم که فراموششدنی نیست.
این برنامهها تعدادشان محدود بود و به اندازه امروز زمان آنتن را در اختیار نداشتند اما با همه این محدودیتها، خلاق بودند، با مخاطب دوست میشدند و دوستانه پیامها را به او یادآوری میکردند و مخاطب هم سخن دوست را به گوش میگرفت و عملی میکرد. مگر نه این است که هر چه از دوست رسد نیکوست....
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: