در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس از اینکه زن و شوهر به این نتیجه میرسند که دیگر بیش از این نمیتوانند با یکدیگر زندگی کنند و راهی جز جدایی وجود ندارد. آنها موافقت میکنند که اوراق حقوقی و قانونی را امضا و زندگی دیگری را آغاز کنند، گرچه این تصمیم برای هیچ زوجی آسان نخواهد بود.
در اغلب موارد قبل از تصمیم به طلاق و جدایی، آنها وقت زیادی را صرف حل مشکلات و کنار آمدن با یکدیگر میکنند. اما گاهی اوقات به هیچ عنوان نمیتوانند از پس مشکلاتشان بربیایند و به این نتیجه میرسند که طلاق بهترین راه است.
بعضی اوقات هر دوی والدین به طلاق راضی هستند و میخواهند از یکدیگر جدا شوند و گاهی یکی از آنها میخواهد و دیگری به این کار راضی نیست. معمولاً هردوی آنها از اینکه زندگی مشترکشان نمیتواند ادامه پیدا کند مأیوس و ناامید هستند حتی اگر یکیشان بیشتر از دیگری راضی به طلاق باشد.
نقش فرزندان
اکثر قریب به اتفاق فرزندان نمیخواهند که والدینشان از هم جدا شوند. ولی در برخی موارد نادر کودکان نیز ممکن است حتی وقتی والدینشان از هم جدا میشوند، احساس آزادی و رهایی از رنج و عذاب و کشمکشهای روحی و عاطفی داشته باشند و تقریباً راضی به طلاق باشند، بویژه اگر جنگ و دعواهای زیادی بین والدین در طول زندگی مشترکشان وجود داشته باشد.
برخی بچهها فکر میکنند اگر والدینشان از هم جدا شوند، به آن معناست که پدر و مادرشان میخواهند آنها را نیز ترک کنند.
گرچه این حقیقت دارد که فرزند یک زوج مطلقه بیشتر زمانها را فقط با یکی از والدینش زندگی میکند، اما آن والدی که در جای دیگری زندگی میکند هنوز پدر یا مادر کودک است و برای همیشه نیز خواهد بود و این هرگز تغییر نخواهد کرد.
دلایل زیادی وجود دارد که باعث جدایی زن و شوهر از یکدیگر میشود.
یک دلیل شاید این باشد که دیگر باهم تفاهم و همفکری نداشته باشند، ممکن است عشقی که آنها برای اولین بار به یکدیگر داشتند، تغییر پیدا کرده باشد یا ممکن است اکثر مواقع با هم جر و بحث کنند و در مورد مسائل به توافق و تفاهم نرسند. به هر حال هر زوج دلایل خاص خودش را برای جدایی دارد. این دلایل هر چه باشد، یک چیز قطعی است و آن این که بچهها سبب جدایی نیستند.
با وجود این، بیشتر کودکانی که والدینشان از یکدیگر جدا شدهاند بر این باورند که آنها باعث جدایی پدر و مادرشان از هم هستند. آنها فکر میکنند که اگر والدینشان بهتر رفتار میکردند، این جدایی اتفاق نمیافتاد، اما این حقیقت ندارد. طلاق فقط بین پدر و مادرها و به دلیل عدم تفاهم بین خود آنها رخ میدهد.
دقیقاً همانطوری که طلاق تقصیر کودکان نیست، رجوع والدین به همدیگر پس از طلاق نیز از عهده کودکان خارج است و در بیشتر مواقع نیز چنین چیزی اتفاق نمیافتد، اگرچه بچهها در آرزوی بازگشت پدر و مادرشان به همدیگر هستند و حتی سعی در انجام کارهایی میکنند که فکر میکنند در این زمینه موثر است. مطابق میل والدین رفتار کردن در خانه و دانشآموزی منضبط و درسخوان بودن در مدرسه ممکن است پدر و مادر را از فرزندان خوشحال و راضی نگه دارد، اما به آن معنا نیست که آنها به این خاطر دوباره میتوانند برگردند و با یکدیگر زندگی کنند.
از سوی دیگر طلاق والدین سبب سلب مسوولیت آنها از مشکلات و ناراحتی های فرزندان نمیشود و آنها به صرف اینکه از هم جدا زندگی میکنند، نمیخواهند و نباید مشکلات و احساسات بچهها را نادیده بگیرند.
فراموش نکنیم هنوز هم بهترین کسانی که بچهها میتوانند درباره احساس و مشکلاتشان با آنها صحبت کنند و از آنها کمک و راهنمایی بگیرند، والدین هستند.
شرایط را بپذیرید
اگر خانواده شما نیز دستخوش اثرات طلاق است، مجموعهای از مسائل مهم احساسی و عاطفی وجود دارد که لازم است آنها را به یاد داشته باشید. اول از همه اینکه طبیعی است احساسات مختلفی داشته باشید، از جمله احساس عصبانیت، ترس، غم، اندوه یا حتی نگرانی از آینده.
دوم اینکه گرچه به نظر میرسد زندگیتان از هم پاشیده و با جدایی والدینتان همه چیز به آخر رسیده، اما اوضاع دوباره بهتر خواهد شد. ممکن است زندگیتان کمی متفاوت از قبل شده باشد، اما تکههای از هم پاشیده زندگیتان دوباره در کنار هم قرار میگیرند و شما به زندگیتان ادامه خواهید داد، شاید حتی زودتر از آنچه فکر
میکنید.
در ضمن راههایی وجود دارد که از طریق آنها میتوانید با احساساتی که دارید کنار بیایید. اگر حقیقتاً عصبانی هستید و از شرایط موجود گلهمندید، بکوشید با کسی که مورد اعتمادتان هست، صحبت کنید، اما هرگز احساساتتان را روی شخص دیگری خالی نکنید، دیگران نباید تاوان ناراحتی شما را پس دهند.
درددل کردن با شخصی قابل اعتماد و در میان گذاشتن آنچه احساس میکنید با او نیز میتواند در این زمینه به شما کمک کند.
صحبت کردن بهتر از فروخوردن احساساتتان مناسبتر است. این کار سبب میشود شما بدخلق، زودرنج و تحریکپذیر شوید.
در صورت وقوع طلاق فرزندان باید با این پدیده به عنوان یک واقعیت برخورد کرده و فراز و نشیبآن را تحمل کنند
گاهی اوقات فقط صحبت کردن با شخص دیگری میتواند بسیار تسکیندهنده باشد. فقط خیلی ساده و مختصر بگویید: من به خاطر جدایی والدینم خیلی عصبانی، ناراحت یا نگران هستم و این واقعاً مرا آشفته و نگران کرده است.
وقتی که شنونده به شما میگوید: «من کاملاً میفهمم چه احساسی داری» در واقع به شما کمک میکند که احساس بهتری داشته باشید و راحتتر با احساساتتان کنار بیایید.
گاهی اوقات این آغازگر مکالمات بیشتری است که شما خواهید داشت. حتی صحبت کردن و درددل با یکی از والدین درباره مسائلی که ممکن است در حال و آینده برایتان پیش بیاید، کمک زیادی خواهد کرد. یا اگر صحبت با والدین را دوست ندارید، شخص دیگری را بیابید که واقعاً دوست دارید با او صحبت کنید، مانند خواهر یا برادر، معلم یا مشاور مدرسه یا پدربزرگ و مادربزرگتان.
درددل کردن ممکن است سخت باشد، اما حقیقتاً به شما کمک خواهد کرد.
اگر دوستی دارید که والدینش از هم جدا شدهاند، سعی کنید وقتی که او میخواهد با شما صحبت کند، شنونده خوبی برای او باشید و سنگ صبورش شوید. طلاق و کنار آمدن با شرایط پس از آن به هیچوجه آسان نخواهد بود.
گاهی مواقع احساساتی که کودکان در مورد طلاق والدینشان دارند، آنقدر قوی است که کودک خیلی سخت میتواند روی چیز دیگری تمرکز کند. در چنین مواقعی که کودک خیلی غمگین، افسرده یا نگران است، ممکن است در توجه و تمرکز کردن در کلاس درس، انجام تکالیف یا حتی به یاد آوردن آنچه که قبلاً مطالعه کرده است، مشکل داشته باشد. در این صورت کمک کردن به او مهم و لازم خواهد بود.
این کودکان ممکن است بعد از صحبت کردن با یک رواندرمانگر، مشاور یا متخصص روانشناسی احساس بهتری داشته باشند و به آرامشی نسبی دست یابند. این متخصصان میکوشند با افراد درباره مشکلاتشان صحبت کنند و به آنها در مورد احساساتی که آنها را ناراحت میکند و متعادل کردن آنها کمک کنند.
زندگی پس از طلاق
وقتی که والدین از هم جدا شدند، معمولاً یکی از آنها از خانه نقل مکان کرده و به جای دیگری برای زندگی میرود. بعضی از بچهها قسمتی از زمانشان را به زندگی با یکی از والدینشان میگذرانند و بقیه آن را نزد دیگری میمانند و با او زندگی میکنند. برخی دیگر اساساً با یکی از آنها زندگی میکنند و به ملاقات دیگری میروند. اگر شما از این دسته هستید، ابتدا ممکن است این به نظر عجیب و غیرمعمول به نظر برسد که به ملاقات یکی از والدین خودتان بروید، اما بعداً ممکن است شما حتی از اینکه ساعتی دور از خانه همیشگیتان باشید، لذت ببرید و دانستن اینکه شما دو خانه دارید که در آنها کسانی (پدر و مادرتان) عاشقانه شما را دوست دارند، میتواند احساس خوبی باشد.
اگر شما بیشتر با یکی از والدینتان زندگی میکنید، دیگری ممکن است نزدیک به شما یا دور از شما زندگی کند. اینکه هر چند وقت یکبار به دیدن دیگری میروید، تقریباً بستگی به جایی دارد که او زندگی میکند. بعضی از بچههایی که پدر و مادرشان از هم جدا شدهاند باید به یک خانه جدید یا یک محله جدید نقل مکان کنند و این ممکن است برایشان سخت باشد.
بعضی وقتها کودکان یکی از والدین را ملاقات میکنند و سپس به نزد دیگری برمیگردند که در اینجا مشکلاتی برایشان پیش میآید.
برای مثال یکی از والدین ممکن است سوالات بسیاری در مورد کارهایی که دیگری انجام میدهد بپرسد. گاهی نیز یکی از آنها میخواهد که کودک یک پیامآور بین دو خانه باشد و کودکان معمولاً وقتی در چنین شرایطی قرار میگیرند، احساس ناراحتی میکنند. آنها ترجیح میدهند که والدینشان اگر میخواهند چیزی را بدانند، خودشان از همدیگر سوال کنند.
اگر چیزی مانند این برای شما نیز اتفاق افتاد، با پدر و مادرتان درباره آن صحبت کنید و به آنها بگویید که این مساله به شما چه احساسی میدهد.
در نهایت اینکه هیچکس نمیداند در آینده چه رخ خواهد داد؟
برای یک کودک طلاق، ممکن است روزی یک نامادری یا ناپدری وجود داشته باشد که با او کنار بیاید و راحت در کنارش زندگی کند یا بعکس. به هر حال نباید انتظار داشت که همه چیز در زندگی با ملایمت و آرامی پیش برود و همواره بر وفق مراد باشد. باید با سختیها سازش کرد. با جدایی والدینتان به عنوان یک واقعیت برخورد کنید و فراز و نشیب آن را بپذیرید.
در حقیقت همانطوری که بدترین چیزهایی که فکر میکردید حالا ممکن است به همان مقدار خوب به نظر برسند، ممکن است بسیار متعجب شوید از اینکه آینده ممکن است چقدر خوب و جذاب باشد.
نسیما عرب
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: