در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همیشه در این بازی چیزی برای فتح کردن هست و ساعتهای زیادی را میتوان با آنها سپری کرد.
کنترل بازی در برخی نقاط دشوار است ولی ظواهر رنگی و جایزههای زیاد بازی باعث میشود تا این بازی لذتبخش باقی بماند.
بازی داستان اسباببازی3 اساسا به روند فیلم کاری ندارد و داستان آن در تکههای مختلف فیلم خلاصه میشود و یک داستان فرعی دارد و تمام مراحل بازی را بههم پیوند میزند. نکته ناامید کننده در این بازی این است که هر کسی آنرا میخرد، دوست دارد داستان سینمایی آنرا بازی و دنبال کند، اما خبری از آن نیست.
هسته بازی داستان اسباببازی3 از نوع سکوبازی است، اما در گوشه و کنار آن، گیمپلیهای دیگری نیز تعبیه شده است. مثلا بازلایتیر در فضا بین شهابهای آسمانی مانور میدهد و به روباتها شلیک میکند، وودی سوار بر بولزآی، قطاری را تعقیب میکند و جسی تلاش میکند هام را از سطل آشغال نجات دهد. البته تمام ماموریتها هیجانانگیز نیستند و در یکی از مراحل مجبورید بهصورت یواشکی از پشت یک سری دیگر از اسباببازیها عبور کنید، اما اگر دیده شوید، مجبورید آن مرحله را از اول دنبال کنید. هر چند اینجور مراحل شبیه دستانداز هستند و بخشهای دیگر بازی بسیار هیجانانگیز است.
متاسفانه آنقدر گونههای مختلف در بازی وجود دارد که نمیتوان روی یکی از آنها تمرکز کرد. کنترل دستهها در طول بازی بهسختی انجام میشود، ولی جلوی پیشرفت را نمیگیرد. معمولا هر تکه را با چندبار تلاش رد میکنید. دستورات نیز گاهی اوقات کار نمیکنند. مثلا قرار است وقتی نزدیک به یک شیء هستید، کمند وودی بهکمکتان بیاید، اما وقتی دارید از یک لبه پرت میشوید، تلاش شما برای استفاده از کمند و زنده ماندن بیهوده است و باید کل مرحله را از اول تکرار کنید. شخصیتها وقتی که لازم است از دیوار بالا نمیروند و گاهی اوقات هدفگیر خودکار جاهای اشتباه را هدف میگیرد. خودروها هم دردسرآفرین هستند. خودروها خیلی سریع میپیچند و زود چپ خواهید کرد. اینها جزیی از همان دستاندازهاست که در بازی به آنها بر میخورید.
این بازی 8 مرحله دارد و بازی کردن کل آن یکیدو ساعت وقت میگیرد اما در حالت جعبه اسباببازی، بازیهای بیشتری وجود دارد. در این حالت، دنیای نامحدودی وجود دارد و هر کاراکتر میتواند ماموریتهای مختلف بگیرد و شهر را مطابق میل شما درست کند. ماموریتهایی که انجام میدهید حالتهای مختلفی دارد: دور کردن حیوانات از چاه برای بهدست آوردن ستاره طلایی، انداختن دینامیت در کوهستان تا صورت دوستانتان را روی کوه بسازید یا کنترل ارتش برای اینکه یک هدف را از روی سقف بزنند. همچنین در این بازی میتوان به چند ماشینبازی ساده پرداخت. این نوع بازیها هر کدام چند دقیقه بیشتر وقت نمیگیرند و میشود سریع از یک مرحله به مرحله دیگر رفت. هیچکدام از این مراحل آنقدر عمیق نیستند ولی تنوع آنها آنقدر بالاست که آدم جذب میشود.
با کامل کردن این خرده هدفها، پول بهدست میآورید تا ساختمانها، شهروندها و ابزارهای جدید را باز کنید. هر ساختمان کاربرد خود را دارد و میتوانید زندان بسازید تا مجرمان را در آن گرفتار کنید و یک خیاطی درست کنید تا دوستان بیگانهتان لباس بپوشند. این ابزارهای سفارشیسازی به فیلم محدود نمیشود و میتوانید لباسها را حتی به سبک Wall-E در بیاورید. رنگ کردن شهروندان و ساختمانها باعث میشود شخصیت خودتان را به بازی منتقل کنید اما نمیتوانید مسابقه یا بازی خودتان را طراحی کنید. بنابراین مساله فقط باز کردن ماموریتها و بازیهای مختلف است اما آنقدر محتوای این بازی زیاد است که باز کردن تکههای مختلف بازی تمام بشو نیست و مدت زیادی صرف میشود تا از پس تمام بخشها برآیید.
این بخشهای ناشناخته در قسمت داستانی هم وجود دارند و باعث میشوند هر مرحله را چند بار بروید تا آیتمهای پنهانی را هم باز کنید. حالت جعبه اسباببازی نیز نقشه بسیار بزرگی دارد و به همین دلیل وسوسه میشوید تا از مسیر دور شده و در اطراف بهدنبال آیتمهای گمشده بگردید. این بازی هم یک حالت دونفره دارد و نفر دوم هر موقع که بخواهد میتواند وارد بازی شود. بازی مسابقهای در حالت دونفره لذت بیشتری دارد و آنرا در کنار یک دوست بهپایان رساندن، مفرح است.
بازی داستان اسباببازی3 شاید به اندازه فیلم آن نباشد، اما بازی بسیار جذابی برای خردسالان و نوجوانان است که میخواهند در دنیای رنگارنگ آن وقت بگذرانند. اکشنهای مختلف بازی برای ایجاد میل به پیشرفت کافی است. مشکلاتی که در کنترل کاراکترها وجود دارد به چندین مرگ ناخواسته منجر میشود، اما وجود چکپوینتهای زیاد باعث میشود بازی را خیلی از پیشتر دنبال نکنید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: