در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شهید مظلوم آیتالله دکتر بهشتی بهحق، از آزاداندیشترین علمای دینی تاریخ انقلاب اسلامی ایران است. او کسی است که مظلومیتش تا اندازه زیادی بهای همین آزاداندیشی اوست. شناخت شخصیت یگانه شهید بهشتی نمیتواند بدون توجه به نظرات قابل تامل او درباره شخصیتهای فکری دیگر و نیز مکاتب اندیشگی مختلف صورت پذیرد. مطالعات گسترده این شهید عزیز در زمینه نظامهای مختلف فکری دنیا زبانزد است. احترام او نسبت به صاحبان اندیشه در مقایسه با بسیاری متفکران دیگر مثالزدنی است. به عنوان نمونه یکی از نزدیکان وی خاطرهای از گذشته از زمان مسوولیت شهید بهشتی در مدرسه حقانی نقل میکند مبنی بر این که شهید بهشتی جلساتی مطالعاتی را در مدرسه دایر میکرده است برای شناخت اندیشههای مختلف که از جمله آنها مطالعه آراء هگل بوده است. به گفته وی در یکی از این جلسات شخصی خطاب به شهید بهشتی میگوید پس از مطالعه آثار هگل به این نتیجه رسیده که این متفکر برخلاف آنچه میگویند موحد و خداپرست بوده است و شهید بهشتی در جواب به ایشان میگوید من همین را میخواستم. یعنی این که انگیزه شهید بهشتی از دایر نمودن این گونه جلسات، ترغیب طلاب به مواجهه مستقیم و بیواسطه فارغ از قیل و قالهای مرسوم، با خود آثار متفکران بوده است و تاکید بر این که حتی در زمانهای که مارکسیسم و هگلیسم درست نقطه مقابل جریان اصلی انقلاب اسلامی است سخن گفتن از موحد بودن هگل شاید به ظاهر مصلحتاندیشانه نباشد، اما در عوض اگر از منظر حقیقتجویانه گفته شود از این نظر کاملا مقبول و مطلوب است چراکه هیچ مصلحتی بالاتر از حقیقت نیست.
نمونه تاریخی دیگر این که پس از درگذشت مرحوم دکتر شریعتی شورایی تشکیل شد برای بحث درباره این که آیا آثار دکتر شریعتی مورد بازبینی قرار بگیرد یا نه. شهید بهشتی آن زمان معتقد بودند که بهتر است این آثار به صورت کامل و بدون هیچ تغییری منتشر شوند. حتی بحث شده که در پاورقی آثار دکتر شریعتی توضیحاتی ارائه شود، اما شهید بهشتی مخالفت کرده و بیان داشته که آثار شریعتی را به خاطر این که مستند بماند نباید تغییر داد و این توضیح را به کار برده است که «ما چه میدانیم شاید ایشان درست میگفته است». کتاب «شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن» به قلم آیتالله دکتر بهشتی گواه روشن این دیگرپذیری، دیگرخواهی و نیز دیگردوستی شهید بهشتی در مقوله فکر و نظر و اندیشه است. وقتی شهید بهشتی درباره هگل آن دیدگاه روشنبینانه را دارد در مورد روشنفکر مسلمانی همچون دکتر شریعتی امر روشنتر از آن است که نیاز به تفصیل داشته باشد.
اعتقاد به تضارب آراء و تعامل اندیشهها و از آنجا باور به ضرورت برقراری آشتی و وحدت میان گروههای مختلف فکری از امهات نظام اندیشگی شهید دکتر بهشتی است. در شماره 74 نشریه حزب جمهوری اسلامی که ویژهنامهای برای ششمین سالگرد شهادت استاد مطهری است (اردیبهشت 1364)، شهید بهشتی در پاسخ به پرسشی درباره نقش شهید مطهری روی جوانان، دقیقا بر همین امر ضروری و مهم تکیه و تاکید دارد: «مرحوم مطهری نقشی موثر و پربار، روی جوانان داشت چون از یک سو با مطالعه روی مسائل مورد نیاز تحصیلکردهها و دانشگاهیها برای یافتن پاسخهای منطقی و اسلامی به آنها و عرضه آن پاسخها به این نسل خود به خود پیوند نزدیکتری میان خودشان و اسلام و این قشر به وجود میآوردند و از این طریق به طور طبیعی ایشان که روحانی بودند با این جوانها بیشتر نزدیک میشدند و بیشتر با هم جوش میخوردند و از یک طرف در این گفتگوها و برخوردها و سؤال و جوابها و بحثها با پی بردن به معماهایی که از نظر فکری سر راه نسل جوان علاقهمند به اسلام قرار میگرفت و منتقل کردن اینها به روحانیون دیگر و حوزهها باز یک زمینه طبیعی برای رشد این پیوند را فراهم میکرد.» (ص 64 و 65)
تامل بر جزئیات عبارات شهید بهشتی در این پاسخ مختصر و البته مفید، راهنمای خوبی برای آشنایی ما با دیدگاه شهید بهشتی درخصوص مساله تضارب آرا و برخورد اندیشههاست. شهید بهشتی تلاش استاد مطهری برای پاسخگویی به نسل جوان را تنها بهخاطر نزدیکتر شدن ایشان به این قشر نیست که ارزشمند میداند بلکه معتقد است از ثمرات این تعامل و ارتباط مبارک، نزدیکی بیشتر خود شهید مطهری با اسلام بوده است. یعنی نه فقط جوانان از شهید مطهری که شهید مطهری هم از جوانان بهره برده و اصلا مبارکی این ارتباط چه بسا به خاطر همین دوسویه بودن آن باشد. و نیز به این خاطر که ماحصل این ارتباط، نه فقط یک تعامل فکری متقابل که از آن مهمتر رشد تفکر اسلامی بوده است: «از باب مثال وقتی که بحث زن در جامعه مطرح میشد و مسائل و سؤالات پیچیدهای از طرف نویسندگان دیگر در مجلهها و در سخنرانیها مطرح میشد، ایشان با استفاده از معلومات و قدرت فکریشان به میدان میآمدند، مقاله و کتاب مینوشتند، بعد مجموعهاش به صورت نظام حقوق زن در اسلام منتشر شد و به این ترتیب خود این تفکر، هم به رشد تفکر اسلامی کمک میکرد هم به نزدیکتر شدن این دو گروه و دو قشر به یکدیگر.» (همان، ص 65)
منظور شهید بهشتی از نزدیکی بیشتر شهید مطهری با اسلام چیست؟ آیا نسل جوان، شناختی از اسلام داشتهاند که شهید مطهری نداشته؟ با این وصف آیا باید گفت یکی از منابع اسلامشناسی شهید مطهری نسل جوان بوده است؟ خیر، بلکه بنا به آنچه از عبارات فوق برمیآید منظور شهید بهشتی از تعبیر نزدیکتر شدن شهید مطهری به اسلام را میتوان متمرکز بر این دو وجه اصلی دانست: یکی آشنایی بیشتر شهید مطهری با پرسشها و شبهات نسل جوان و به دنبال آن جهد و تلاش برای پاسخگویی به این سوالات و در نتیجه تحقیق و مطالعه بیشتر و به دنبال آن آشنایی بیشتر ایشان با مکتب اسلام و دیگر اینکه به گواه آیه شریفه ]مومنان[ کسانی هستند که نظرهای مختلف را میشنوند و از بهترین آنها پیروی میکنند. (سوره زمر، آیه 18) نفس ارتباط فکری با اندیشههای مختلف ـ حتی مخالف ـ از نگاه اسلام ارزشمند است و لذا ارتباط شهید مطهری با نسل جوان و شنیدن حرف ایشان، از این نظر، خود نوعی نزدیکی بیشتر به دین مبین اسلام بوده است.
و بالاخره در آزاداندیشی شهید آیتالله دکتر بهشتی همین بس که به برکت اسلامشناسی ژرف خویش، نگاهی اینچنین به حقیقت وجودی انسان و غایت آفرینش دارد:
«در جهانبینی اسلام، انسان «شدنی» است مستمر و «پوییدنی» است «خودآگاه»، «انتخابگر» و «خودساز». در نهاد و نهانش کششها و خواستها و انگیزهها آفریده شده که او را به این حرکت و پویش خودساز وامیدارد و او براساس آگاهیهایی که در فطرتش زمینه دارد و در پرتو تجربه و عمل بارور میشود و با قدرت گزینش آزاد که به او داده شده، جهت این پویش سازنده را «آگاهانه» و «آزادانه» برمیگزیند و در جهتی که خود «انتخاب» و «اختیار» کرده است رشد میکند، جلو میرود و ساخته میشود. ویژگی اساسی انسان همین «خودسازی آگاهانه و آزادانه» اوست. ارزش او در همین است که میتواند آزادانه به راه خیر و فضیلت درآید یا آزادانه به راه زشتی و شر و پستی و ناپاکی فروغلتد و این است آزمون بزرگ که در آن شرکت دارد.» (مواضع ما، اثر شهید آیتالله دکتر بهشتی، بنیاد نشر آثار و اندیشههای شهید بهشتی، ص 403)
آزاد جعفری
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: