داستان کسانی هم که ابتدا در حوزه درس خوانده اند و بعد راهی دانشگاه شده اند شنیدنی است.
از جمله صادق که بعد از تمام کردن دروس سطح خودروی ، در آزمون سراسری شرکت کرده و حالا در رشته حقوق دانشگاه شهید بهشتی درس می خواند. این که رشته حقوق را انتخاب کرده.» به این خاطر بود که در حوزه تسلط خوبی به متون فقهی پیدا کرده بودم و به همین خاطر دیدم بهتر است در رشته حقوق که بیشتر بر مبنای متون فقهی اسلام است ، وارد دانشگاه شوم».
صادق در این باره که چرا بعد از مطالعات حوزوی اش ، راهی دانشگاه شده ، می گوید: «تحصیلات دانشگاهی مدون تر و منظم تر است. ضمن این که از نظر علمی فضایی نسبتا متفاوت با فضای حوزه دارد».
حمید هم به تازگی از حوزه به دانشگاه آمده است. او حالا در رشته ارتباطات دانشگاه تهران درس می خواند. به نظر حمید «در جهان امروز اگر کسی با علوم روز در ارتباط نباشد، کاری از پیش نخواهد برد.
من طلبه اگر ندانم چه طور می توانم پیام دین را بخوبی منتقل کنم - کاری که دین از من خواسته - تحصیلات حوزوی ام به هیچ درد جامعه نمی خورد.
به همین علت به رشته ارتباطات آمدم تا بتوانم از نظر علمی به این پدیده نگاه کنم و سعی دارم از اطلاعاتم در این زمینه برای نشر فرهنگ اسلامی استفاده کنم.
حمید از یکی از استادان مطرح رشته اش می گوید که ابتدا تحصیلات حوزوی اش را به سطحی عالی رسانده و بعد در رشته ارتباطات به تحصیلات دانشگاهی رو آورده است.
دکتر سیدسعید عاملی ، حالا در دانشگاه تهران درباره جهانی شدن و ارتباطات و ارتباطات فرهنگی درس می دهد و این طور که حمید می گوید دست کم سالی شش ، هفت بار برای ارائه مقالات پژوهشی ، راهی کنفرانس ها و نشستهای بین المللی می شود.
«او نمونه ای از یک الگو برای من است. الگویی که می توانم از نزدیک با او نشست و برخاست کنم و از او راهنمایی بخواهم.»
البته عده زیادی از استادان دانشگاه های کشور هستند که با زمینه ای از مطالعات حوزوی ، تحصیلات دانشگاهی خود را آغاز کرده اند و در حال حاضر در هیاتهای علمی دانشگاه ها حضور دارند.
عده ای دیگر از آنان هم مطالعات دینی - اما نه به جدیت تحصیلات حوزوی - داشته اند که در بینش و دیدگاه های آنان تاثیر مثبتی گذاشته است.
ازجمله دکتر علی ربانی ، استاد و عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان که دکترای جامعه شناسی دین دارد و برای دانشجویان رشته جامعه شناسی این دانشگاه ، درسهای مهمی را تدریس می کند.
جالب اینجاست که بیشتر این استادان از مقبولیت خوبی در میان دانشجویان برخوردارند و شاید به خاطر برخورد صمیمی آنان است که دانشجویان می گویند چندان فاصله ای میان خود و آنان احساس نمی کنند، صفتی که شاید از فضای صمیمی و باصفای حوزه های علمیه گرفته باشند.
br>
وقتی حوزه و دانشگاه یکی شوند
پس از انقلاب اسلامی ایران و با هدف ایجاد وحدت عملی میان حوزه و دانشگاه سعی شد در قالب نظامهای جدیدی برای دانشگاه ، پیوندی میان درسهای این 2 نهاد عمده آموزشی صورت گیرد.
حاصل این پیوند بیشتر دانشگاه ها را رنگ و بوی اسلامی داد تا این که حوزه ها را به دانشگاه شبیه کند؛ هرچند بتازگی نظام ترمی - واحدی در حوزه ها اجرا شده است و طلبه ها نیز باید همچون دانشجویان درس ها را پاس کنند که البته این نظام از سوی عده زیادی مورد انتقاد واقع شده که معتقدند با این برنامه ها معنویت و خلوص نیت از حوزه ها رخت برمی بندد و در گرفتن رقابت ناسالم میان طلبه ها، جلوی تعالی یافتن صفات معنوی را در آنان می گیرد و باعث می شود حوزه های علمیه بیشتر به دانشگاه های الهیات شبیه شوند.
از سوی دیگر با برنامه انقلاب فرهنگی سعی شد به درسهای دانشگاه ها مقدماتی از علوم دینی اضافه شود که این کار در حد اضافه کردن چند واحد عمومی به همه رشته ها و چند واحد اختصاصی به رشته انسانی انجام شد؛ اما ایده تاسیس دانشگاهی که دروس حوزوی و آکادمیک کنار یکدیگر در آن تدریس شوند، به مراتب موفق تر می توانست باشد.
این بود که دانشگاه امام صادق (ع) در رشته هایی همچون حقوق اسلامی ، علوم سیاسی و معارف اسلامی تاسیس شد که طبق برنامه این دانشگاه ، دانشجویان یک سال بیشتر درس می خوانند و واحدهایی اضافه بر برنامه متداول دانشگاه های سراسری از دروس حوزوی می گذرانند.
از چند سال پیش برنامه تلفیق دروس حوزوی و دانشگاهی به مقطع متوسطه نیز تسری داده شد و با اضافه شدن رشته علوم و معارف اسلامی به رشته های چهارگانه علوم ریاضی ، علوم تجربی ، علوم انسانی و هنر، سعی شد نیاز دانش آموزانی که میل دارند در حوزه به تحصیل خود ادامه دهند، در دبیرستان ها برآورده شود.
داوطلبان این رشته که بیش از همه به رشته علوم انسانی بسیار شبیه است می توانند در رشته های مربوط به الهیات اسلامی و همین طور رشته های دیگر علوم انسانی ، تحصیل خود را در دانشگاه ها ادامه دهند.