گفتگو با همایون اسعدیان، کارگردان فیلم «طلا و مس»

دیدن یا نگاه کردن؛ مساله این است

«طلا و مس»‌ یک فیلم عاشقانه ایرانی است. عاشقانه بودن و ایرانی بودن، 2 مولفه‌ای هستند که موجب شده‌اند این فیلم با واکنش مثبت منتقدان و مخاطبان خاص و عام مواجه شود. با کارگردان این فیلم یعنی همایون اسعدیان به بهانه اکران «طلا و مس» گفتگویی کرده‌ایم که می‌خوانید:
کد خبر: ۳۳۶۲۵۹

از انگیزه‌هایتان برای ساخت فیلم طلا و مس بگویید. ساخت این فیلم چه مسیری را طی کرد و طلا و مس برای شما چه جذابیت‌هایی داشت؟

طرح اولیه داستان از منوچهر محمدی‌، تهیه‌کننده فیلم بود. جذابیت این طرح دیدن چیزهای کوچک بود. ما می‌خواستیم یک فیلم کوچک درباره چیزهای کوچک زندگی بسازیم. می‌خواستیم بگوییم به گونه‌ای دیگر به اینها نگاه کنیم. در تمام فیلم اتفاق عجیبی نمی‌افتد و همه کوچک و روزمره هستند.

تلاش کردیم به آدم‌ها بگوییم این اتفاقات روزمره می‌توانند ابعاد وسیع‌تری پیدا کنند.

سیدرضا ‌به دنبال اخلاق نظری می‌گردد. او به همین دلیل به تهران آمده است و یاد می‌گیرد که «ببیند» نه این که «نگاه کند».

سیدرضا زنش و زندگی را می‌بیند و به گونه‌ای به اخلاق عملی می‌رسد.

طرح طلا و مس از چند زاویه برای من جذابیت داشت. ما در اجتماع در شرایطی هستیم که مساله «اخلاق» دارد فراموش می‌شود. این بی‌اخلاقی را در رانندگی و روابط اجتماعی‌مان می‌بینیم. مساله دیگر این فیلم به هم ریختن یک زندگی آرام بود. این که در زندگی بحرانی به وجود می‌آید و شخصیت اصلی یعنی «آسیدرضا‌» در نتیجه این بحران می‌آموزد که اطرافش را ببیند. اینها جذابیت‌های طرح بودند. در این فیلم چون با لحظات ریز زندگی سر و کار داشتیم، کار برای ما سخت می‌شد. امیدوارم از پس آن برآمده باشیم.

فیلم شما را در زیر مجموعه ژانر «سینمای دینی» دسته‌بندی کرده‌اند. برخی می‌گویند آفت این‌جور فیلم‌ها شعارزدگی و مستقیم‌گویی است. اما فیلم شما به این ورطه نمی‌افتد و با روایتی صمیمانه حرفش را می‌زند. چطور به این جمع‌بندی رسیدید؟

من معنای سینمای دینی و سینمای معناگرا را نمی‌دانم. امسال هم سینمای حقیقت و عدالت مطرح شد که معنای آن را هم نمی‌دانم. این نکته را به حساب کم‌دانشی من بگذارید. من فیلم می‌سازم و می‌کوشم یک فیلم انسانی بسازم. اگر از این، برداشت انسانی می‌شود چه بهتر. برای من هدف نزدیک شدن آدم‌ها به یکدیگر است و درک متقابلشان از هم. هر کسی هم برداشت خودش را از این فیلم دارد.

اگر من از یک منظر خاص نگاه کنم بسیاری از مخاطبانم را از دست می‌دهم. در رابطه با طلا و مس‌، احساس می‌کنم مخاطبان از قشرهای مختلف با آن ارتباط برقرار می‌کنند. ما می‌گوییم راز جهان هستی یک کلمه است و آن محبت است. این نکته با تمام مذاهب جور درمی‌آید.

درباره ماجرای «اخلاق نظری» و «اخلاق عملی» توضیح بدهید. بیشتر منتقدان در نوشته‌هایشان به این نکات اشاره می‌کنند. این که شما زندگی زمینی یک طلبه را نشان می‌دهید هم برای خیلی‌ها جذاب است.

ما در شروع فیلم یک کلید داریم. وقتی طلبه می‌خواهد کتابی درباره «اخلاق نظری»‌ بخرد. او نردبانی گذاشته و در طبقات بالا دنبال کتاب می‌گردد. کتابفروش پوزخندی می‌زند و می‌گوید شاید آن بالاها کتابت را پیدا کنی. یکی از آسیب‌های مبتلا به جامعه ما رایج شدن یک نوع بی‌اخلاقی است. ما سعی کردیم اخلاق را روی زمین بیاوریم. این اخلاق لزوما در کتاب‌ها نیست و هر کس باید آن را در اطرافش پیدا کند. این اخلاق در کنار همسر سیدرضا و آن دختر عقب افتاده پیدا می‌شود. سیدرضا هیچ وقت فکر نکرده که می‌شود به او قرآن یاد داد. اما زنش این کار را کرده است. سیدرضا در فیلم می‌گوید، این گرفتاری‌ها باعث شد نگاهم به اطراف دقیق‌تر شود. معنای این جمله «اخلاق عملی»‌ است. همه ما باید به این مرحله برسیم. ما عادت به نگاه کردن داریم اما دیدن مقوله دیگری است.

در فیلم شما یک شخصیت روحانی‌ در مرکز داستان قرار گرفته است. این نکته باعث می‌شود خیلی‌ها فیلم شما را با دیگر فیلم‌های مرتبط با مسائل روحانیت مقایسه کنند. به این دلیل برخی نکات فیلم شما، زیر سایه این موضوع قرار می‌گیرد. آیا شما قصد داشتید فیلمی درباره جزئیات زندگی روحانیون و طلبه‌ها بسازید؟

در دروس حوزوی درس‌های مربوط به اخلاق‌وجود دارد. ما در شروع کار فکر کردیم به خاطر حساسیت‌ها نقش طلبه را به یک دانشجوی رشته الهیات تبدیل کنیم. اما دیدیم درست نیست که به خاطر حساسیت‌ها شخصیت اصلی‌مان را تغییر دهیم. از این‌رو بر آن شدیم تا به این سمت برویم و به سلامت هم عبور کنیم. درباره روحانیون می‌شود صدها فیلم ساخت همان طور که درباره پزشکان می‌شود فیلم‌های زیادی ساخت. «زیر نور ماه» از یک زاویه به این موضوع نگاه کرده است. هدف ما در طلا و مس، بررسی تحلیلی مسائل روحانیت نبود. ما به دنبال نمایش یک رابطه عاشقانه در یک خانواده سنتی بودیم. پدر این خانواده یک طلبه روحانی بود.

نامزدی در 7 رشته

برای طلا و مس در داوری‌های جشنواره فیلم فجر یک اتفاق عجیب افتاد. این فیلم در 7 رشته نامزد شد. اما فقط توانست یکی از سیمرغ‌ها را تصاحب کند. البته هیات داوران یک جایزه ویژه هم به همایون اسعدیان اهدا کرد. از این کارگردان پرسیدیم از جریان داوری‌های جشنواره بیست و هشتم تا چه میزان رضایت داشته است که او پس از شنیدن این سوال یاد درددل‌هایش افتاد و گفت، در جشنواره سال 1388 داوری‌ها راضی‌کننده نبود. در بخش کارگردانی 6 کارگردان نامزد دریافت جایزه بودند که 4 نفرشان جایزه گرفتند. خب به آن 2 نفر هم یک دیپلم افتخار می‌دادند تا همه در کنار هم خوش و خرم شادی ‌کنیم. این طوری داوری معنا پیدا نمی‌کند. داوران می‌تــوانند بـه 2 کارگردان جایزه بدهند؛ به یک نفر دیپلم افتخار بدهند و به یک نفر سیمرغ بلورین. در جشنواره بیست و هشتم انگار می‌خواستند دل همه را یک جوری به دست بیاورند.

شاید داوران مدعی باشند کار همگی این 6کارگردان عالی بوده است. سختی داوری همین جا معنا پیدا می‌کند. باید از بین این 6 تا بهترینش را انتخاب کنند.

در بخش صدا و فیلمنامه و... هم به دو سه نفر جایزه دادند. در بخش فیلم‌های اول و دوم اتفاق بی‌سابقه‌ای افتاد. در این بخش به تهیه‌کننده‌ها جایزه دادند، تهیه‌کننده که اول و دوم ندارد. به فیلمبردار کارهای اول و دوم هم جایزه دادند.

به من لطف کردند و جایزه هیات داوران را دادند. این باعث می‌شود که من از گرفتنش زیاد خوشحال نشوم. جذابیت رقابت در این است که یک نفر جایزه بگیرد. من باید تلاش کنم آن یک نفر باشم.

جایزه‌ها طوری تقسیم شده بود که همه خوشحال شوند. من وقتی جایزه را می‌گیرم، باید احساس غرور کنم.

امیدوارم نگار جواهریان چهره نشود

درباره بازی نگار جواهریان توضیح دهید. بیشتر منتقدان بازی او را پسندیدند. در جشنواره هم با یک سیمرغ مزد بازی خوبش را گرفت. چطور شد که به چنین انتخابی رسیدید؟

ما هنگام ساخت این فیلم تلاش کردیم که کارمان فیلم نباشد. تماشاگر احساس نکند دارد یک فیلم را می‌بیند. این نکته، از فیلمبرداری و طراحی صحنه تا انتخاب بازیگر را شامل می‌شد. ما تمام آن خانه را چیدیم و یک خانه خالی را هم نقاشی کردیم. اگر طراحی صحنه ما دیده نمی‌شود یعنی این که خیلی خوب بوده است. ما تلاش داشتیم برای بازیگر سیدرضا از یک طلبه‌ استفاده کنیم. اما کسی حاضر نشد بیاید بازی کند. سعی کردیم کسی باشد که تماشاگر باورش کند. خانم جواهریان بازیگری حرفه‌ای است، ولی آن زمان چهره نبود.

ممکن است با این سیمرغی که گرفته چهره بشود؟

امیدوارم جواهریان چهره نشود. چون می‌ترسم روی کارش تاثیر بگذارد. به نظر من در طلا و مس فوق‌العاده کار کرد. من از گرفتن جایزه خودم اصلا خوشحال نیستم، اما از جایزه نگار جواهریان بسیار خوشحالم.

او در فیلم «هیچ» نقشی متضاد با فیلم بازی کرد. او در هر عرصه‌ای می‌تواند بازیگر موفقی باشد. در فیلم من کسی به عنوان بازیگر به او نگاه نمی‌کند. او زهرا سادات فیلم طلا و مس‌ است.

مهران رجبی پیش‌تر نیز نقش روحانی را بازی کرده ضمن این که او بازیگر پرکاری است. چه اصراری داشتید که او در این فیلم هم نقش روحانی را داشته باشد؟

مهران رجبی بازیگر خوبی است. در هر کاری از عهده نقش برمی‌آید. ما تمایل نداشتیم از او در این نقش استفاده کنیم، چون مشابهش را در فیلم «زیر نور ماه» بازی کرده بود. با چند بازیگر دیگر هم صحبت کردیم، اما حضورشان در فیلم میسر نشد. خود مهران رجبی‌ هم معتقد بود این نقش تکراری است. به هر حال فکر می‌کنم در بین بازیگرانمان تنها فردی که نقشش تکراری شده، مهران رجبی است و بقیه نقش‌های متفاوتی نسبت به قبل بازی کرده‌اند.

احسان رحیم‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها