در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما به عنوان بازیگری شناخته شدهاید که نسبت به انتخاب فیلمهایتان خیلی حساس و سختگیر هستید. علت در چیست؟
فیلمهای زیادی در طول سال ساخته میشوند و من دلم میخواهد بازیگر فیلمهایی باشم که هم حرفی برای گفتن دارند و هم تماشاچی خود را سرگرم میکنند. شاید این گونه فیلمها خیلی ماندگار نباشند، ولی کارهای آبرومندی هستند که عموم تماشاگران آنها را دوست دارند. اگرچه در تمام فیلمهایم همیشه صحنههای اکشن و زد و خورد از جنس هنرهای رزمی وجود دارد، اما سعیام این است که آنها از یکدیگر متفاوت باشند.
با این اوصاف، از بازی در «بچه کاراتهکار» راضی هستید؟
صددرصد. تا قبل از این فیلمی شبیه «بچه کاراتهکار» را بازی نکرده بودم و خیلی دوست داشتم در آن بازی کنم. هنگام بازی در یک نقش به غرایز خودم تکیه میکنم. اگر دلم به من بگوید در این فیلم بازی کن، این کار را انجام میدهم. معمولا هم فیلمهایی که بازی میکنم خوب از کار درمیآید و این نشان میدهد که غریزهام به من دروغ نگفته است. این فیلم محصولی از صنعت سینمای چین یا هنگکنگ نیست و مارک هالیوود را بر خود دارد. در چنین شرایطی به کارگردان اعتماد میکنم و در کل مجبورم به عموم تماشاگران آمریکایی و اروپایی آن هم اعتماد کنم. خیلی از بخشهای فیلم که به صحنههای هنرهای رزمی اختصاص دارد، حال و هوایی آسیایی و هنگکنگی دارد و به نظر من، این یکی از نقاط قوت و مثبت آن است.
نسخه اریژینال فیلم را دیده بودید؟
بله، چندین بار و آن را هم خیلی دوست دارم. نسخه اصلی فیلم یکی از بهترین کارهای اکشن سینما در دهه 80 است. از همان زمان که آن نسخه را دیدم، در ذهنم خودم را به جای کاراکتر استاد راهنمای کاراته فیلم قرار دادم. همیشه دلم میخواست این نقش را روی پرده سینما بازی کنم. برای همین، وقتی بازی در نقش مستر هان در نسخه جدید به من پیشنهاد شد، بلافاصله آن را پذیرفتم. بازی در این نقش، یک رویای قدیمی بود که بالاخره برآورده شد.
به همین دلیل بود که از ویل اسمیت تشکر کردید؟
بله. او یکی از تهیهکنندگان اصلی فیلم است و باعث شد تا من بتوانم امکان بازی در این نقش را پیدا کنم. او محبت خیلی زیادی به من کرد و از این بابت از او سپاسگزارم.
در این فیلم تغییر شکل دادهاید و سبیل گذاشتهاید. با?این گریم راحت بودید؟
طبیعت نقش میطلبید که با چنین ظاهری در جلوی دوربین قرار بگیرم. مشکلی با این ندارم که سبیل بگذارم. اگر نقش موردنظر ایجاب کند که به شکل خاصی در مقابل دوربین قرار بگیرم، حتما این کار را میکنم. البته تا قبل از این همیشه جور دیگری روی پرده ظاهر میشدم و «بچه کاراتهکار» چهره تازهای از من ارائه داد.
در بخش مهمی از فیلم روبهروی جیدن اسمیت نوجوان قرار داشتید. این جور همبازی شدن چگونه بود؟
جیدن بازیگر بسیار مستعدی است و اگرچه سابقه زیادی در کار بازیگری ندارد، ولی خیلی خوب از عهده اجرای نقش خود برآمد. وقتی بازیگر نقش مقابل شما حرفهای باشد و حرفهای عمل کند، دیگر اهمیتی ندارد که چند ساله است. او در یک خانواده هنرمند بزرگ شده و با دنیای سینما و دوربین فیلمبرداری خیلی خوب آشناست، فکر میکنم در چند سال آینده، به صورت رقیبی جدی برای پدرش ویل اسمیت درآید!
نقش شما در این فیلم برخلاف کارهای کمدی قبلیتان، یک نقش جدی است. چرا این نقش را قبول کردید؟
خب، تماشاگران سینما مرا به واسطه کمدی اکشنهایی که بازی کردهام میشناسند و شاید اصلا به فکرشان نمیرسید که روزی در چنین فیلمی بازی کنم، اما انتخاب این فیلم ـ بجز علاقهای که به نسخه اریژینال آن داشتم و میخواستم در نسخه جدید آن حضور و همکاری داشته باشم ـ عمدی و کاملا آگاهانه بود. در حقیقت با «بچه کاراتهکار» میخواستم یک استراحت دلپذیر به خودم و تماشاگران فیلمهایم بدهم تا یک چیز تازه ارائه شود.
بازی در «بچه کاراتهکار» چقدر برایتان اهمیت داشت؟
میدانید، در هالیوود به ندرت اتفاق میافتد که بازی در چنین نقشهای مهمی به شما پیشنهاد شود. برای همین باید از این گونه پیشنهادات استقبال کرد. تماشاگران آمریکایی بیشتر به این نکته عادت کردهاند که مرا در نقشهای کمدی، شاد و بزنوبزن ببینند، چیزی شبیه «ساعت شلوغی»، بههمین دلیل خیلی خوشحالم که توانستهام ایفای یک نقش متفاوت را به عهده بگیرم. این بار من یک نقش کمدی کلیشهای بازی نمیکنم، در حال ارائه یک نقش جدی هستم.
به عنوان بازیگری مشهور شدهاید که سرصحنه فیلمبرداری و هنگام بازی در سکانسهای اکشن، خودتان را زخمی میکنید. هنگام تولید «بچه کاراتهکار» هم چنین اتفاقی افتاد؟
بله، ولی نه بشدت کارهای قبلی، علتش هم متفاوت بودن صحنههای اکشن آن با کارهای قبلیام است، اما در کل میزان جراحت دیدن در فیلمهای آمریکاییام، کمتر از فیلمهای آسیاییام است. (میخندد) میدانید چرا؟ برای این که در یک فیلم آمریکایی همه چیز از قبل تعیین شده است و کار فیلمبرداری باید در زمان مشخصی به پایان برسد. به همین دلیل نباید بیمار شد یا جراحت جدی دید. با وجود دکترها، بیمه، مقررات و بدلکارها، جراحت عمیق چیز غیرممکنی است.
فیلمهای مورد علاقه کونگفویی شما کدامها هستند؟
«ساعت شلوغی» و «استاد مست».
جالب است که در اصل قرار بود «بچه کاراتهکار» با نام «بچه کونگفوکار» جلوی دوربین برود.
بله. تهیهکنندگان فیلم نمیخواستند اسم آن «بچه کاراتهکار» باشد. احساس میکردند «بچه کونگفوکار» نام بهتری است، اما وقتی کار فیلمبرداری تمام شد، گفتند بهتر است فیلم با همان نام اریژینال خودش اکران عمومی شود. واقعیت این است که فیلم ما نسخه دوبارهسازی شده آن اثر قدیمی است. پس دلیلی ندارد بخواهیم نام تازهای برای آن انتخاب کنیم.
ولی امروزه همه به جای نام کاراته از نام کونگفو استفاده میکنند و کمتر کسی آن لفظ قدیمی را به کار میبرد.
درست است. نام کاراته در حال حاضر دیگر آن شهرت دهه هشتادی خودش را ندارد. آن روزها بروس لی حکم یک تب داغ را داشت که از هنر کاراته خود استفاده میکرد. بعدها نام کاراته به کونگفو تغییر پیدا کرد. ولی به اعتقاد من، هنوز نام «بچه کاراتهکار» عنوان بهتری برای فیلم است.
جالب است که نام فیلم همان نام قدیمی است، ولی جکی چان فیلم همان جکی چان قدیمی فیلمهای دیگرش نیست.
خیلی دوست دارم تماشاگران مرا جدیتر بگیرند و باور کنند. من هم میتوانم یک بازیگر جدی باشم. تا قبل از این، تماشاگران مرا به عنوان بازیگری میشناختند که خیلی خوب میتواند مبارزه کند و بجنگد. کمتر کسی میگفت جکی چان جنگندهای است که میتواند بازی هم کند. با این فیلم، خواستم به همه بگویم جکی چان خیلی کارهای دیگر هم میتواند انجام دهد.
«بچه کاراتهکار» قسمت دومی هم خواهد داشت؟
چند روز قبل هارولد زوارت کارگردان فیلم با من تماس گرفت و گفت تهیهکنندگان آن از موفقیت فیلم خوشحالند و تصمیم دارند دومین قسمت آن را نیز تولید کنند. از قرار معلوم، این قسمت قرار است به صورت سهبعدی تهیه شود. من در هر زمانی آمادهام در قسمت دوم آن بازی کنم.
یک تغییر مکان تحمیلی
«بچه کاراتهکار» نسخه دوبارهسازی شده فیلمی به همین نام است که جان آویلدسن در سال 1984 کارگردانی کرد. این فیلم هم مثل ساخته دیگر این فیلمساز «راکی» حال و هوایی ورزشی داشت. صنعت سینما که این روزها دوبارهسازی نسخههای معروف دهه هشتادی را در دستور کار خود قرار داده، از مدتی قبل در فکر تولید نسخه جدید «بچه کاراتهکار» بود. شاید اگر ویل اسمیت به فکر تولید این فیلم نمیافتاد، به این زودی شاهد ساخت آن نمیبودیم. او که خود بازیگر سینماست، نقش اصلی نسخه جدید «بچه کاراتهکار» را برای پسر نوجوان خود جیدن مناسب دید. جیدن اسمیت که دو ماه دیگر 12 ساله میشود، قبل از این در فیلمهای «در جستجوی خوشبختی» و «روزی که زمین از حرکت ایستاد» بازی کرده است. ولی برخورد منتقدان سینمایی با نسخه جدید یکسان نبوده است. در حالی که برخی از آنها فیلم را پسندیدهاند، برخی دیگر آن را تقلیدی ناشیانه از نسخه اصلی معرفی میکنند. ایراد اصلی به حضور جیدن اسمیت در نقش اصلی است و این که فیلم را پدر او تهیه کرده است، اما بازی جکی چان از سوی عموم منتقدان تحویل گرفته شده است. راجر ابرت منتقد قدیمی نسخه اصلی را یک کار قابل تحسین ارزیابی میکند که با لیاقت تولید دو دنباله را داشت و از نسخه جدید به عنوان یک کار سرگرمکننده اسم میبرد. به گفته وی، نسخه اصلی یکی از بهترین فیلمهای سال 1984 بود، ولی نسخه جدید نتوانسته به چنین مقامی دست پیدا کند. او بازی پت موریتا در نقش آقای میاگی را بزرگترین نقطه قوت فیلم میداند و به این نکته اشاره میکند که وی برای این نقش نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل شد، اما جکی چان 56 ساله نتوانسته بازی خوبی مثل وی در نسخه تازه ارائه دهد. به گفته او جکی چان همه تلاش خود را میکند تا یک بازی زیرپوستی ارائه دهد، ولی در نهایت موفقیت زیادی در این رابطه به دست نمیآورد. با این حال ابرت میگوید نقطه اوج قصه نسخه جدید خیلی بهتر از نسخه اصلی کار شده است و بازی جکی چان در یک نقش سینمایی را تحسین میکند و چنین اظهارنظر میکند که وی در آینده بهتر خواهد توانست از عهده اجرای این گونه نقشهای جدی و غیرمعمول برآید.
کیکاووس زیاری/ جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: