رسیدن، حرکت می‌خواهد!

رفتن، همیشه به معنای رسیدن نیست / رفتن بی‌جهت، نه تنها آدم را نمی‌رساند؛ بلکه / ـ گاهی ـ دورتر هم می‌کند و آسیمه‌تر هم می‌سازد.
کد خبر: ۳۳۶۰۴۳

«رفتن» ، راه حل نیست. راه رفتن را، هم باید فرا گرفت. پیش از رفتن، باید بدانیم؛ که از چه راهی ، می‌خواهیم برویم...

و «اعتکاف»، پیام روشنش ـ هم ـ غیر از این نیست: گاهی باید ماند، گاهی باید نشست، گاهی از حرکت باید باز‌ایستاد، و از این همه دستپاچگی و شتابزدگی و پادویی‌های عرق‌ریزان دست برداشت.

اگر چه عنصر «زمان»، ماده اولیه، در کارخانه خودسازی‌ست؛ اما‌ این شب‌ها و روزها، اصل نیست؛ اصل، حال و هوای خود آدمی‌ست!

اصل آن است که انسان خود تصمیم بگیرد و بخواهد و به راه بیفتد. انسان می‌تواند خودش را، از نو بسازد. انسان‌، قادر است جهان خود را از نو بسازد وگرنه، دنیا دنیا، روزان و شبان ـ هم ـ که بیایند،

هیچ دستاورد و نتیجه‌ای را برنمی‌توانند انگیخت!

تا طلب و اراده نباشد، نوسازی و نوآفرینی و تحول و توبه و تصمیم‌سازی ـ هم ـ معنا ندارد.

باید برخاست و به راه افتاد؛ تا فرا رسید.

رسیدن، حرکت می‌خواهد!

وادی اعتکاف، وادی وقوف است و ورود به خانه دوست. سفری دیگرگون. عین سکون، در میانه دو حرکت موزون.

روزه‌داری، روح اعتکاف است؛ و هیچ اعتکافی نیست که بدون «روزه» معنا داشته باشد؛ که یعنی:

اعتکاف ـ که با روزه‌ای واجب یا مستحب، همراه و همزاد است ـ‌ عین روزه‌داری، عبادتی است بی‌واسطه و سرراست، پیوسته و همبسته به خود حضرت دوست؛ با پیکره و جانی ناب و بی‌ریا و رها؛ و از سویی، «اعتکاف» گوشه‌گیری و انزواطلبی و از دنیا بریدگی نیست؛ بلکه کاریست موضع‌گیرانه و حق‌طلبانه و تصمیم‌سازانه، برای طرحی تازه و نگاهی دیگر و نشاطی نوین...

گاهی باید عادت‌ها را شکست. گاهی باید از این زندگی‌های معمولی دست برداشت. گاهی باید بلند شد و برخاست؛ و سردر پیش گرفت و رفت و رفت و رفت؛ و به خود آمد و در خویشتن فرو نگریست؛ و حیات محض را جز در محضر حضرت دوست نیافت و ندید...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها