قصه‌های پلیسی، به دلیل فضای خاص حاکم بر داستان و بویژه حوادث غیرقابل پیش‌بینی، همواره مورد توجه و نظر مخاطبان قرار می‌گیرد. چنین فضاهایی اگر با واقعیت‌های موجود در جامعه و بخصوص براساس مستندات ارائه گردد، توجه را دوچندان خواهد کرد. به عبارت دیگر هرچه قصه با قالب‌بندی پلیسی و جنایی از تخیل به دور باشد، بیننده را مشتاق‌تر به ادامه روند خود می‌نماید. این اصل در بسیاری از مجموعه‌های تلویزیونی خارجی و ایرانی اعمال می‌شود، اما متاسفانه در تعدادی از سریال‌های پلیسی کمرنگ و بی‌رمق است.
کد خبر: ۳۳۵۶۲۵

سری جدید «کلانتر» وقتی از طریق آنتن شبکه اول سیما پخش شد، با توجه به وضعیت دو سری قبل این مجموعه این انگیزه را برای مخاطب ایجاد می‌کرد تا کاستی‌های قبلی برطرف شده و فضایی جدید بر این مجموعه پدیدار گردد، اما گویا متاسفانه چنین نشد و دامنه نقص‌ها نیز دوچندان گشت. محتوای «کلانتر» همان‌طور که مشخص بود، محتوایی جنایی و پلیسی دارد. بی‌شک قصه می‌تواند به چنین محتوایی جان دهد. قصه‌های «کلانتر»، قصه‌هایی پلیسی در فضای ایرانی است و یک داستان طی چند قسمت روایت می‌شود. قصه‌ها با تعریف انگیزه‌هایی نظیر، دزدی، حسادت، طمع و حرص و... شکل گرفته و در نهایت با حادثه‌ای مانند قتل، سرقت و... خاتمه پیدا می‌کند و این افسران زبده پلیس هستند که راز این حوادث را کشف کرده و مجرم را دستگیر می‌کنند. گرچه در بیان این وقایع می‌توان این شرایط را در داستان دید، اما در پردازش آنقدر خامی وجود دارد که مخاطب نمی‌تواند چنین فضایی را با واقعیات تطبیق دهد. داستان در معرفی جرم و مجرم، بسیار زیاده‌روی می‌کند، با ارائه انواع کدها و مشخصات، مرتبا به بیننده علت و دلایل جرم و حتی متاسفانه در حرکتی ناشیانه مجرم را به دفعات معرفی می‌کند و همین امر منجر به بازماندن حرکت داستان می‌شود. در یک قسمت از یک داستان، به طور پی‌درپی، فلاش‌بک‌های مختلفی به وقوع جرم زده می‌شود که با وجود همین نکته، باز افسران پلیس در سریال «کلانتر» حدسیات اشتباه می‌زنند! گرچه کارگردان با چنین وضعیتی فقط سعی به دامنه‌دار کردن قصه می‌نماید و شاید از ظن خود بیننده را با ابعاد گوناگون حادثه آشنا می‌کند، ولی باید قبول کرد وقتی قصه لو رفت دیگر چه انگیزه‌ای برای تعقیب ماجرا از سوی بیننده وجود خواهد داشت. اصل تعلیق که گویا در این قصه در ظاهر رعایت می‌گردد، آنقدر بی‌منطق جای می‌گیرد که صرفا مخاطب را به تعجب وا می‌دارد! اصلی که در تمام آثار مطرح قصه‌های پلیسی دنیا، به عنوان محور و استخوان‌بندی بروز پیدا می‌کند. با چنین وضعیتی، فضای قصه کاملا شکننده شده و مجموعه در یک محیط سرگردان مانند درام عادی قرار می‌گیرد. از این روی است که شخصیت‌ها کاملا سرد بروز پیدا می‌کنند. شخصیت کلانتر آنچنان متفکرانه ظاهر می‌گردد که بیننده را به یاد ناوارو می‌اندازد، اما ناوارویی که بسیار مغرور و متعقل است،‌ژست‌ها، بستن اسلحه در فضای داخلی! نگاه‌های مشکوک و.... گرچه نشانه‌های کاملا صحیح یک پلیس خبره است اما تماما به صورت پوچ و بی‌معنا و صرفا در مقام ظاهر، دیده می‌شود. آرامش حاکم در کلانتری، پلیس‌های کاملا تمیز و اتو کشیده، مجرم‌های خونسرد و گمانه‌زنی‌های بی‌پشتوانه، به سری جدید «کلانتر» ضربات جبران‌ناپذیری را وارد نمود.

مونا کدخدازاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
فرزند زمانه خود باش

گفت‌وگوی «جام‌جم» با میثم عبدی، کارگردان نمایش رومئو و ژولیت و چند کاراکتر دیگر

فرزند زمانه خود باش

نیازمندی ها