بنگاه تبلیغاتی (12) استراتژی تبلیغات دردولت کلینتون

از زمان تصویب نفتا در سال 1993و فروکش کردن تنش های سیاسی و نظامی بین امریکا و شوروی ، آژانس اطلاعات امریکا تجارت و اقتصاد را در سرلوحه ماموریت های خود قرار داده است.
کد خبر: ۳۳۳۷۸
آنتونی لیک ، مشاور امنیت ملی سابق در ابتدای حکومت کلینتون ، اصول جدیدی برای سیاست خارجی امریکا اعلام کرد: «ما در سراسر دوره جنگ سرد ، تهدیدی جهانی نسبت به دمکراسی های بازار را مهار کردیم.
اینک باید درصدد گسترش دامنه آنها، مخصوصا در محلهایی باشیم که از نظر ما دارای اهمیت ویژه هستند. تدبیر و استراتژی گسترش ، گسترش جامعه آزاد و دمکراسی های بازار جهان ، باید جایگزین نظریه مهار شود.»
آژانس اطلاعات ایالات متحده ، سیاست های نخستین رئیس جمهوری پس از دوره جنگ سرد را براساس نظریه کلینتون به اجرا درمی آورد، نظریه ای که قدرت رقابت امریکا و همگرایی اقتصاد جهان را محور سیاست خارجی ما قرار می دهد.
«جوزف دافی»، مدیر آژانس اطلاعات امریکا در سال 1993 در یک کمیته فرعی روابط خارجی سنا گفت: «یکی از مهمترین حوزه ها برای افزایش و تقویت فعالیت این آژانس حوزه تجارت ، بازرگانی و اقتصاد است.
ما مدام در حال آموزش نه تنها اصول بازارهای آزاد بلکه خود مکانیسم هایی که بازارهای آزاد و تجارت باز را میسر می سازند، به دیگران هستیم.» آن پیام اقتصادی علت وجودی و راز بقای آژانس اطلاعات در دنیای پس از شوروی شد.
هاول هفلین ، سناتور وقت (دموکرات آلاباما) در سرمقاله ای برای آژانس اطلاعات و رادیو صدای امریکا گفت: «آژانس اطلاعات ایالات متحده همچنان برای خدمت به «هدف حیاتی گفتن داستان امریکا به بقیه مردم جهان ، ادامه می دهد.
این برنامه ها (برنامه های آژانس اطلاعات ) نه فقط به منافع ملی امنیتی ما خدمت می کنند بلکه منافع اقتصادی مستقیم نیز دارند و فضایی به وجود می آورند که تجارت امریکا می تواند در بازارهای خارج رشد کند.
این بازارها ، کار تولید می کنند و برای کارگران امریکایی و کارگران کشور مزد فراهم می سازند.»
آژانس اطلاعات امریکا در حال ایجاد «همکاری جدید بین دیپلماسی عمومی و ترویج و ارتقای تجارت در عصر اطلاعات بود» که این قدرت بالقوه را داشت تا «صنعت رشد برای آژانس اطلاعات ایالات متحده بشود.
قدرت و فرصت از آن ماست ، اگر به آن ایمان بیاوریم و آن را غنیمت بشماریم.» این آژانس قبل از هر چیز برای تقویت منافع تجارت امریکا در خارج اقدام می کند.
عملیات آژانس اطلاعات ایالات متحده به عنوان یک وزارت بازرگانی کوچک امکان تکرار و دوباره کاری خدمات دولتی را در دوره پس از دولت بزرگ که طی آن از حجم و اندازه و بودجه دولت فدرال کاسته شد، فراهم می سازد. اما هدف آژانس اطلاعات ایالات متحده افزایش مشارکت خصوصی عمومی بین امور خارجی و شرکتهای امریکایی است.
برنامه استراتژیک برای 1997 - 2003 آژانس اطلاعات ایالات متحده ، امنیت ملی ، دمکراسی ، اجرای قانون و کامیابی اقتصادی را به عنوان هدفهای حیاتی این آژانس به حساب آورده است.
گستردگی هدفهای اقتصادی و امنیت ملی ، وظایفی را برای آژانس به وجود می آورد که از توسعه ناتو (که از آن انتظار می رود بازاری شکوفا برای سازندگان سلاحهای امریکا ایجاد کند) گرفته تا برنامه های اطلاعاتی مبارزه با جنایت و تروریسم با همکاری وزارت دادگستری و اف.بی.آی ، همکاری با اداره مبارزه با مواد مخدر، برنامه ریزی برای امور عمومی ، و حمایت از حقوق مالکیت معنوی را دربر می گیرد.
آژانس اطلاعات ایالات متحده از «امنیت ملی» و «دمکراسی» به جای یکدیگر و به طور مترادف با «تجارت آزاد» و «بازار آزاد» استفاده می کند.
رفاه و کامیابی اقتصادی ، به عنوان «گسترش صادرات ، گشودن بازارها، کمک به تجارت امریکا و تامین رشد اقتصادی پایدار» تعریف می شود.
«دمکراسی» یعنی نظامی که در آن به مردم اجازه داده می شود گاهی تصمیمات رهبران خود را با دادن رای تایید کنند، اما از این که بگذریم و از جهات دیگر، از آنان انتظار نمی رود در امور مشارکت خصوصی عمومی مداخله کنند.
این الگوی دمکراسی بازار نئولیبرال براساس آرمان سیاسی و سیاست مشارکتی استوار نیست بلکه براساس الگویی است که در آن دولت و مردم حداقل نقش را دارند و صاحبان شرکتهای خصوصی «فراملیتی» (که به علت فراملیتی بودن در مقابل دولت پاسخگو و مسوول نیستند)، تصمیم های سیاسی و اقتصادی را می گیرند.
در چنین نظامی تعریف کامیابی و رفاه اقتصادی به شرایطی محدود می شود که در آن شرکتها می توانند بدون هیچگونه مقررات دولتی یا هرگونه نظارت بر عوامل اصلی خود، فعالیت کنند و در همان حال به مداخله دولت برای حذف و کاهش مالیات ها، ایجاد امکانات رفاهی برای شرکتها و کمکهای دیگر به خود، متکی و امیدوار باشند.
براساس اصول ایدئولوژیک نظریه کلینتون ، مبادلات بین المللی و دیپلماسی عمومی به ابزارهایی سودمند برای ترویج تجارت آزاد، رقابت پذیری امریکا، و «دمکراسی سازی» به رهبری امریکا تبدیل شده است.
این نگرش به امور فرهنگی تضادی آشکار با آن چیزی دارد که زمانی به عنوان بعد «نرم» یا غیرخصمانه روابط و سیاست خارجی بین المللی توصیف شده بود.
زیر چتر جنگ سرد، روابط متقابل و تعامل افراد بین فرهنگ ها غالبا می توانست به دور از رقابت سیاسی و ایدئولوژیک براساس شایستگی ها باشد. حالا در پشت آژانس اطلاعات ایالات متحده زور و اجبار قرار دارد.
دکترین کلینتون بر این اعتقاد استوار است که قدرت ایالات متحده در داخل ، به رهبری نظامی و اقتصادی آن در خارج بستگی دارد.
همچنان که در «استراتژی امنیت ملی» سال 1997 پرزیدنت کلینتون ذکر شده ، هدفهای اصلی امنیت ملی ما عبارتند از:
1- تقویت امنیت ما با دیپلماسی و نیروهای نظامی موثری است که آماده جنگیدن و پیروزی هستند؛ 2- افزایش رفاه و کامیابی اقتصادی امریکا؛ و 3- ترویج و کمک به دمکراسی در خارج.
«برای نیل به این اهداف همچنان در خارج درگیر خواهیم بود و با شرکا چه جدید و چه قدیم ، برای ترویج و کمک به صلح و کامیابی کار خواهیم کرد.»
سیاست درگیری کلینتون ، همچنان که نوم چامسکی می گوید: فقط فرصتی برای ادامه همکاری دولت و شرکتهای امریکایی در زمینه سیاست های اقتصادی و نظامی است و کار چندانی با جامعه دمکراتیک متکی بر مدنیت ندارد.

بنگاه تبلیغاتی (11)
ماموریت خطرناک ویلیام کیسی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها