در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در بخش حوادث شیرین این هفته به مرور چنین واقعهای در سال 1383 پرداختهایم. خرداد 83 مردى که به اتهام قتل پاى چوبهدار قرارگرفته بود، با تلاش مسوولان زندان رجایى شهر و بخشش اولیاى دم از مرگ نجات یافت.
این متهم که حسن نام داشت خرداد 1380 در مشکیندشت کرج در پى بروز اختلافات خانوادگى با همسر و پسر خردسالش درگیر شد و آنها را با چاقو مجروح کرد.
در این هنگام خواهرزاده 17 ساله زن جوان به نام سعید در مسیر خانه به مدرسه متوجه درگیرى خاله و شوهرخالهاش شد.
او وقتی خالهاش را بدون روسرى و حجاب دید بسرعت خود را به وى رساند، اما زمانى که روسرى را به خاله اش داد، متهم که به شدت عصبانى بود به سمت سعید رفت و چند ضربه چاقو به وى زد و او را کشت. حسن پس از دستگیری در شعبه 35 دادگاه عمومى کرج محاکمه و به قصاص محکوم و حکم صادره در شعبه 7 دیوانعالى کشور
تأیید شد.
سرانجام حسن براى اجرای حکم در محوطه زندان، پاى چوبهدار رفت و پدر مقتول طناب دار را بر گردن متهم انداخت. در این لحظه حسن در حالى که بشدت از قتل پشیمان بود از اولیاى دم تقاضاى بخشش کرد. مسوولان زندان رجایى شهر نیز در این زمان از والدین سعید خواستند از قصاص صرفنظر کنند.
لحظات دلهرهآوری رقم خورده بود و همه چشم به پدر سعید داشتند. این مرد بالاخره طناب دار را از گردن متهم باز و از قصاص او صرفنظر کرد.
متهم نیز در حالى که بسیار منقلب شده بود به پاى پدر و مادر مقتول افتاد و از آنان به خاطر این عفو و گذشت قدردانى کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: