جرمی بسیار تکان دهنده

اگر بخواهم یکی از خاطراتی را که در دادگاه کیفری استان تهران داشتم، تعریف کنم باید بگویم یکی از سخت‌ترین پرونده‌هایی که به اتفاق همکارانم به آن رسیدگی کردیم، پرونده مردی بود که به چند دختربچه تعرض کرده بود. پرونده به دلیل حساسیتی که داشت، به ما ارجاع شد و ماهم در شعبه 74 بعد از بررسی پرونده ، وقت رسیدگی برای آن تعیین کردیم. مردی که باید او را محاکمه می‌کردیم، نه قاتل بود و نه کسی را زده بود، او به چند دختر بچه تجاوز کرده بود؛ جرمی بسیار تکان دهنده. با این‌که ما وقتی نزدیک برای رسیدگی تعیین کرده بودیم اما شاکیان مرتب به شعبه مراجعه می‌کردند.
کد خبر: ۳۳۳۵۲۸

 دیدن حال و روز آنها بسیار سخت بود. دختر بچه‌هایی که هنوز بعد از گذشت ماه‌ها وحشت در چشمانشان پیدا بود؛ آنها خانواده‌هایی آبرومند بودند. پدران و مادرانی که برای نگهداری از فرزنداشان تلاش زیادی کرده بودند و یک حادثه باعث شده بود زندگی برای آنها تبدیل به یک کابوس شود.

یادم می‌آید هنگام ابلاغ وقت رسیدگی، پدر یکی از این دختران به شعبه آمد و خواست که با ما صحبت کند. من هم تصمیم گرفتم به گفته‌هایش گوش کنم. مرد بیچاره از روزی می‌گفت که دخترش خون آلود به خانه آمده بود. او می‌گفت: دخترم خیلی کوچک بود، او را فرستادم مغازه تا چیزی بخرد اما دیگر برنگشت و وقتی ساعت‌ها دنبالش گشتم او را در حالی که گریه می‌کرد و لباس‌هایش پاره شده بود، پیدا کردم.

گفتن این جملات برای یک پدر بسیار سخت است. وقتی حرف می‌زد صدایش می‌لرزید. هر چند من معتقدم اشتباه از خودش بوده، چرا که او نباید دخترش را با سن کم تنها به خیابان می‌فرستاد و البته منکر این هم نیستم که باید جامعه برای بچه‌ها امن باشد.

با این حال به این پدر که احساس می‌کرد همه چیزش را از دست داده، قول دادم که پرونده را بدقت مورد بررسی قرار می‌دهیم و سعی می‌کنیم حکمی عادلانه صادر کنیم تا حق هیچ‌کس در این رای ضایع نشود. روز دادگاه فرا رسید. خبرنگاران و افراد زیادی آمده بودند. من از رئیس دادگاه خواستم تذکر دهد، چرا که این پرونده به صورت علنی برگزار می‌شد. با توجه به این‌که پرونده‌های خلاف عفت عمومی باید غیر علنی برگزار شود، ولی ما این پرونده را علنی کردیم، چون جو رعب و وحشت در جامعه به‌وجود آمده بود و ما باید کاری می‌کردیم که این رعب و وحشت از بین برود و مردم بدانند که دستگاه قضایی آماده و هوشیار است و هر وقت برای آنها مشکلی به وجود بیاید، ما قاطعانه برخورد می‌کنیم.

روز محاکمه این توضیحات داده شد و بعد از این‌که شکایت قربانیان عصبانی و پریشان خوانده شد، متهم در جایگاه حاضر و در دفاع از خود گفت که اصلا مرتکب جرمی نشده است و او را به اشتباه گرفته‌اند.

دفاعیات این مرد، دروغ بزرگی بود که برای نجات خود از مجازات می‌گفت. خودش می‌دانست واقعیت چیست و زمانی که دخترکان داشتند درباره رفتاری که متهم با آنها کرده است، حرف می‌زدند متهم بشدت دگرگون می‌شد. من رفتار او را بدقت زیر نظر داشتم و می‌دیدم که او چطور رنگش عوض می‌شود. حالات او طوری بود که انگار به یاد می‌آورد چه می‌کرده است و جزئیات ماجرا مثل نواری جلوی چشمش بود. در حین محاکمه وقتی متهم پشت تریبون قرار گرفت و حرف زد، یکی از دخترکان آنچنان گریه کرد که همه را تحت‌تاثیر قرار داد.

ما در جایگاهی هستیم که باید حق مظلوم را از ظالم بگیریم، خصوصا در مورد پرونده‌هایی که نه تنها تمامیت یک فرد مورد تعرض قرار داده شده بلکه افکار عمومی نیز جریحه دار شده است.

جلسه اول محاکمه در بین انکار‌های متهم و اصرار شاکیان تمام شد و ادامه رسیدگی به جلسه بعد موکول شد. جلسه دوم برای ما بهتر بود؛ چرا که خبرنگاران نبودند و ما راحت‌تر می‌توانستیم از متهم سوال و جواب کنیم و توضیحات او را بشنویم.

هر چند در جلسه دوم نیز متهم منکر شد اما شواهد و دلایل علیه او آنقدر زیاد بود که جایی برای انکار باقی نمی‌گذاشت.

او در تمام بازجویی‌ها به تعرض به دختر بچه‌ها اعتراف کرده بود وحتی در چند مورد خانواده‌هایی شکایت نکرده بودند و بعد از اعتراف این جوان، آنها شناسایی شدند و شکایت کردند.

بعد از این‌که محاکمه تمام شد با همکاران شور کردیم. ما چندین جلسه با هم داشتیم و درباره این پرونده صحبت و تبادل نظر کردیم و سر انجام به این نتیجه رسیدیم که مجازات این مرد «مرگ» است. بعد از صدور رای، خبرنگاران را در جریان قرار دادیم این کار برای امنیت روانی جامعه لازم بود چرا که مردم باید به این اطمینان می‌رسیدند که دستگاه قضایی از آنها حمایت می‌کند و اجازه نمی‌دهد کسی آنها را اذیت کند و بشدت با مجرمان برخورد می‌کند.

با توجه به حساسیت موضوع، پرونده به صورت ویژه به دیوان عالی کشور فرستاده شد و سرانجام دیوان نیز پرونده را بررسی و رای ما را تایید کرد و هم اکنون این مرد در نوبت اجرای حکم است.

ما به عنوان قاضی احساس می‌کنیم، وظیفه خودمان را انجام داده‌ایم اما توجه کنید که تنها ما نیستیم که باید با مجرم برخورد کنیم و مردم نباید تصور کنند برخورد با این مجرمان باعث می‌شود تا مجرمی دیگر به وجود نیاید.

مردم خود نیز باید به این مسائل آگاه باشند و آنها باید بدانند که خودشان هم زمینه لازم برای ارتکاب جرم را به وجود نیاورند مثلا در همین پرونده که به عنوان خاطره آن را بیان کردم، این موضوع نمود داشت. شاکیان نباید در ساعات خلوت روز دختر بچه‌ای کوچک را به خیابان بفرستند و باید بر رفت و آمد فرزندانشان نظارت کنند. آنها باید بدانند که خطر در کمین فرزندان کوچک آنهاست و تا زمانی که این عزیزان بتوانند از خود دفاع کنند و روی پای خودشان بایستند، باید بسیار مراقب آنها بود.

راثی نصیری، مستشار دادگاه کیفری استان تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها