در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی اسم شخصیتها هم تغییر نمیکند
اولین بار که منتقدان فیلم «به همین سادگی» را دیدند خیلیها یاد کتاب «چراغها را من خاموش میکنم» نوشته زویا پیرزاد افتادند. بویژه آنجا که «طاهره» خانم روی تخت مینشست و هوس بازی با کلید لامپ به سرش میزد و هرچند ثانیه یک بار خاموش و روشنش میکرد.
وجه اشتراک کتاب و فیلم، زندگی روزمره یک زن میانسال بود که در ارتباط با همسر و فرزندانش دچار مشکل میشد. البته در کتاب «چراغها را من خاموش میکنم» موضوع رابطه دوستانه قهرمان داستان با فردی غریبه به شکل پررنگی پرداخت شده بود.
بعدها مشخص شد که «رضا میرکریمی» در نوشتن فیلمنامه با تعدادی از نویسندگان زن ادبیات داستانی مشورت کرده که اتفاقا زویا پیرزاد هم در میان آنها بوده است. پس این شباهت خیلی نمیتوانست جنجالبرانگیز باشد. چون به هر حال نویسنده کتاب از قبل در جریان ساخت فیلم بوده است.
موضوع اتهام سرقت ادبی به «به همین سادگی» زمانی جدی شد که فردی به نام علیاصغر عزتی نویسنده کتاب «میمانم پشت در» مدعی شد این فیلم از روی کتاب او و داستان «پرده قرمز» کپیبرداری شده است. نکته جالب این بود که علاوه بر حوادث و درونمایه هر دو اثر نام شخصیتهایشان هم یکسان بود.
عزتی در وبلاگ خودش با عنوان «خط به خط» نوشته بود: درونمایه «به همین سادگی» عین درونمایهای است که من چند سال پیش آن را دستمایه نوشتن داستان کوتاه«پرده قرمز» قرار دادهام. (روشن است که این اتفاق چندان عجیب نیست.) شخصیتهای اصلی این داستان، درست مشکلاتی را باهم و با خودشان دارند که شخصیتهای داستان من دارند. (باز هم اتفاق عادی است.) اما شگفتی از اینجا آغاز میشود که نام زن فیلم«طاهره» میشود و نام مردش«امیر»، نامهایی که شخصیتهای داستان من هم دارند و این توارد غریب وقتی غریبتر میشود که به جزییات مشترک این دو داستان میرسیم.
شکایتی انجام نشد
«شادمهر راستین» نویسنده فیلمنامه «به همین سادگی» در پاسخ به این نویسنده از او خواست که این موضوع را به جای رسانهای کردن، به «خانه سینما» ارجاع دهد.
این اتفاق هیچ وقت نیفتاد و با پایان اکران «به همین سادگی» پرونده این موضوع بسته شد. نویسنده هیچ شکایتی نکرد و هیچکس نفهمید بالاخره سرقتی رخ داده یا نه. آیا شباهت نام «امیر» و «طاهره» اتفاقی و شانسی بود؟
اگر فیلمنامهنویس این داستان را خوانده بود چرا نام دو شخصیت را عوض نکرده بود؟
پیشنهاد 50 میلیونی، یک سوءتفاهم خفیف
«چیستا یثربی» چند سال پیش مدعی شد که فیلمنامه فیلم «پیشنهاد 50 میلیونی» ساخته مهدی صباغزاده اقتباسی از «نیلوفر آبی» نوشته اوست.
البته دعوا و اختلاف بین این دو نفر چندان آتشین نشد. چون اولا صباغزاده نام «یثربی» را در تیتراژ پایانی آورده بود و ثانیا این نویسنده مبلغی را (به قول خودش ناچیز) از صباغزاده دریافت کرده بود. یعنی این طور نبود که یثربی بخواهد مدعی شود در فیلم به زحمات او هیچ توجهی نشده است. او معتقد بود که به تلاشش کمتوجهی شده است.
کیمیاگر، ادعای کپیبرداری از روی یک نمایش
چند ماه پیش عبدالحمید شماسی، نمایشنامهنویس مدعی شد فیلمنامه «کیمیاگر» که به کارگردانی محمدرضا ورزی در قالب مجموعهای تلویزیونی تولید و از شبکه یک سیما پخش میشود، برداشتی غیرمجاز از اثر «زکریای رازی» وی است.
این نویسنده ماجرا را برای خبر گزاری ها این گونه تعریف میکند: «در سال 84 نمایش «زکریای رازی» را با کارگردانی مجید جعفری در تالار وحدت به صحنه بردیم. در آن زمان داریوش مهرجویی به تماشای کار نشست و به من پیشنهاد کرد به اتفاق هم فیلمنامه این اثر را بنویسیم. وی متن را از من گرفت و رفت تا این که بعدها شنیدم همراه همسرش در حال نگارش فیلمنامه هستند».
محمدرضا ورزی هم در پاسخ به شماسی گفت که فیلمنامه را خودش شخصا 15 سال پیش نوشته است و ربطی به نمایش «زکریای رازی» ندارد.
یوسف پیامبرع ؛ محکومیت کارگردان
آخرین خبر درباره پرونده پرفراز و نشیب «نگارش مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر (ع)» این است که فرجالله سلحشور ـ نویسنده، کارگردان و تهیهکننده سریال، درباره حکم صادر شده درخواست تجدیدنظر کرده و دادگاه نیز به نفع شاکی حکم داده است.
شاکی این پرونده شهابالدین طاهری است. او مدعی است که در سال 78 یک قسمت دستنویس فیلمنامهاش را از طریق علی لاریجانی رئیس وقت رسانه ملی به سلحشور داده است، اما سلحشور مدعی است که آن فیلمنامه استانداردهای لازم را نداشته و او اصلا آن را نخوانده است که بخواهد از آن استفاده کند.
دیالوگهای معترضان و مدافعان
کارگردانها و نویسندگان معترض، هنگامی که با موضوع «سرقت فرهنگی» مواجه شدهاند در دفاع از خودشان جملاتی به زبان آوردهاند که مرور آنها میتواند جالب باشد.
مهناز انصاریان: آقای مهرجویی عجب معرفتی... 12 سال سکوتم را با این سؤال میشکنم. شما که شعار دموکراسی و حقوق بشر سر میدهید، چرا قصههای مرا با نام دیگران ثبت میکنید؟
(به گزارش ایسنا این نویسنده مدعی است فیلم «طهران تهران» از روی رمان «پانسیون محله مونمارتر» او کپیبرداری شده است.)
علیاصغر عزتی: من نمیدانم یک داستان کوتاه شش، هفت صفحهای، چه باید به یک فیلم سینمایی بدهد، تا نویسندهاش و خودش شایستگی این را پیدا کنند، تا توسط یک کارگردان یا فیلمنامهنویسش دیده شوند یا اصولا به حساب بیایند؟
(او در وبلاگش مدعی شد فیلم «به همین سادگی» از روی داستان او ساخته شده است.)
فرجالله سلحشور: با گفتگو امکان حل مشکل و بستهشدن این پرونده (اتهام کپیبرداری فیلمنامه «یوسف پیامبر» از یک کتاب دو جلدی) وجود ندارد. دیگر نمیتوان با گفتگو، مصالحه کرد زیرا در این پرونده صحبت از آبروی من به میان آمده است و باید آن را به سرانجام رساند. (منبع: ایلنا)
قربان محمدپور (مدیر روابط عمومی سریال «یوسف پیامبر(ع)»): با توجه به آن که آغاز، میانه و پایان سریال زندگی «یوسف پیامبر(ع)» در قرآن کریم وجود دارد، ادعای سرقت ادبی معنایی ندارد. این ادعا سطحی است، زیرا چه معنایی دارد کسی به صرف زودتر نوشتن فیلمنامهای درباره این پیامبر بزرگوار، ادعای سرقت ادبی کند. (گفتگو با ایسنا)
جمال شورجه: شکایت علیه فرجالله سلحشور، نویسنده و کارگردان سریال «یوسف پیامبر (ع)» یک طرح و توطئه علیه آثار قرآنی است که از یک اتاق فکر برخاسته است. طرح این شکایت توطئهای برای زیر سوال بردن یک کار ارزشی قرآنی و دینمحور و همچنین سازندگان آن است. (گفتگو با ایرنا)
محمدرضا ورزی: اشخاص تاریخی مانند زکریا آنقدر جذاب هستند که نویسندگان و کارگردانهای مختلف سراغ آنها بروند و هر کس براساس علاقهمندی خود بخشی از زندگی آنها را روایت کند، این ماجرا به معنی تقلید و کپیبرداری نیست. (گفتگو با مهر)
احسان رحیمزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: