پیشخوان

باران‌های هفت تپه

مصاحبه و تدوین: حسن و حسین شیردل نشر: سوره مهر
کد خبر: ۳۳۳۲۲۱

«به کربلای 5 نزدیک می‌شوم. دنیای من کربلای 5 است. اصلا نمی‌خواهم به کربلای 5 برسم اما چاره‌ای نیست. احساس می‌کنم رابطه من و کربلای 5 چنین رابطه‌ای است که مولوی گفته. من هم می‌خواهم به کربلای 5 نرسم اما یک دلم می‌گوید برسم. کربلای 5 تمام زندگی و هستی من است. تمام 4 سال جبهه‌ام یک طرف، کربلای پنجم هم یک طرف. من نوزده سال است که دارم با کربلای 5 روزم را به شب و شبم را به روز می‌رسانم.» اینها بخشی از کتاب « باران‌های هفت تپه» است که انتشارات سوره مهر روانه پیشخوان کتابفروشی‌ها کرده است. کتابی شامل خاطرات نادر بذری از رزمندگان 8 سال دفاع مقدس که همه آنها در گفتگویش با حسن و حسین شیردل به دست آمده است. تدوین کنندگان این مجموعه هم در مقدمه کتاب از نحوه آشنایی با بذری گفته‌اند. «نادر بذری را برای اولین بار در سپاه بابل ملاقات کردیم. از قبل درباره او و خانواده‌اش حرف‌های زیادی شنیده بودیم. آنها در جنگ چه کرده اند و جنگ هم با آنها چه‌ها که نکرده است. چند بار پیشنهاد گفتگو با او را مطرح کرده بودیم. و هر بار هم طفره رفته بود. اما آن روز با فروتنی تمام... که بهتر از من زیادند... بروید سراغ آنها. رضایت داد روبه روی هم بنشینیم و نشستیم. 23 ساعت مصاحبه با او ماه رمضان سال 1386 را برای ما جذاب تر کرد. قشنگ حرف می‌زد، فهمیدیم گاه شاعری هم می‌کند. آشنایی‌اش با ادبیات ما را در ادامه کار کمک کرد، اما فصل‌های پایانی کتاب به خاطر همان اتفاق‌های بزرگ و عجیب به سختی پیش رفت.

وقتی متن تمام شده را دوباره خواند و اصلاح کرد. آن روز به ما گفت تا به حال برای کسی این حرف‌ها را نگفته بودم.

حالا شما در این کتاب ـ باران‌های هفت تپه ـ خاطرات او را می‌خوانید تا نادر بذری حرف هایش را به شما هم گفته باشد، حرف‌هایی که تا به حال برای کسی نگفته بود!»

چاپ و انتشار خاطرات روزهای دفاع مقدس کار تازه ای نیست ،‌اتفاقا در بازار نشر کتاب ایران این گونه کتاب ها از استقبال زیادی برخوردارند اما روایت نادر بذری از خاطراتش با کتاب های مشابه به کلی متفاوت
است .

این تفاوت را می توان به راحتی در گوشه هایی از متن کتاب که در این ستون آمده دید .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها