حضور درخشان فرهنگ ناملموس ایرانی در جهان

اواخر سال گذشته شمسی بود که سازمان میراث فرهنگی خبر از تاسیس مرکزی منطقه‌ای برای مطالعه حفظ میراث ناملموس در آسیای میانه و جنوب غربی در ایران خبر داد.
کد خبر: ۳۳۲۸۴۴

موافقت با تاسیس این مرکز از سوی سازمان میراث فرهنگی ایران را جزو معدود کشورهایی در جهان می‌ساخت که دارای مرکز منطقه‌ای مطالعات میراث ناملموس شده بود. البته ما در این مسیر تنها نبودیم، زیرا ژاپن، کره جنوبی و چین یعنی کشورهای بزرگ صاحب تمدن در شرق آسیا نیز از جمله کشورهایی بودند که همراه ایران چنین پیشنهادی ارائه کردند که مورد موافقت یونسکو قرار گرفت. شاید دلیل یونسکو برای حضور ایران در این لیست منطقی و معقول به نظر می‌رسید. زیرا در زبان خودمانی کشور ما کشور آیین‌هاست.

شاید به همین خاطر است که گرچه در دنیا از ایرانیان به‌عنوان کشوری دارای مواریث ملموس تاریخی و باستانی یاد می‌شود، اما همین کشور در ذهن بسیاری از مردم دنیا به عنوان کشوری دارای فرهنگ و آیین‌های مختلف و متعدد یاد می‌شود. کشوری که مردمانش با آیین‌ها و فرهنگ‌های مختلف زندگی می‌کنند و این آیین‌ها قبل از آن که موازی زندگی روزمره‌شان در حرکت باشد همراه آنهاست.

دکتر یدالله پرمون زبان‌شناسی است که اکنون به صندلی مدیرکل دفتر حفظ و احیا میراث معنوی و طبیعی ایران تکیه زده است. او در کارنامه حرفه‌ای خود عضویت در هیات علمی پژوهشکده زبان و گویش سازمان میراث فرهنگی دارد و استاد زبان‌شناسی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه‌های الزهرا، ‌پیام نور و آزاد اسلامی است. کارنامه حرفه‌ای او در تهیه و تنظیم بسیاری از پرونده‌های میراث معنوی برای ثبت در فهرست جهانی شاید از او بهترین گزینه برای سخن گفتن در مورد این مفهوم (میراث ناملموس) می‌سازد. با وی در مورد میراث معنوی ایران و چگونگی حضور ایران در فهرست جهانی یونسکو به گفتگو نشسته‌ایم.

آقای دکتر به طور کلی مفهوم میراث فرهنگی در مقیاس جهانی با آن چیزی که در ایران از آن یاد می‌شود چه تفاوت‌هایی وجود دارد؟تا همین اواخر مفهوم میراث فرهنگی یادآور آن بخشی از میراث فرهنگی بود که به آن «میراث مادی» می‌گوییم. میراث مادی یا به ‌قول برخی از متخصصان، «میراث ملموس» آن بخش از میراث فرهنگی است که تجلیاتش ملموس و مادی هستند: مواردی از قبیل «بناها»، «دست‌ساخته‌ها» و مواردی از این دست.

از سال 2003 میلادی و در پی تصویب «کنوانسیونی برای پاسداری از میراث فرهنگی معنوی» در یونسکو، مفهوم میراث «ناملموس»، همان مفهومی که در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری «میراث معنوی» می‌خوانیم، به بافتار میراث فرهنگی ایران نیز وارد شد. البته شایان ذکر است که مقوله مزبور از دیرباز در سازمان ما شناخته ‌شده بوده و همواره بر آن، حتی در هنگام کار روی مواریث مادی تاکید می‌شده است: دستاوردهای درخشان پژوهشکده‌های مردم‌شناسی، زبان و گویش، هنرهای سنتی، باستان‌شناسی و حتی حفاظت و مرمت و ابنیه و بافت‌ها شاهدی در تایید این ادعا هستند.

میراث فرهنگی معنوی تجلیاتی همچون «زبان، تنها در مرتبه محملی برای جاری ‌شدن سنن شفاهی»، «هنرهای اجرایی»، «آیین‌ها، آداب و رسوم»، «دانش سنتی مرتبط با طبیعت و کیهان»، و «مهارت در ساخت صنایع دستی» را در بر می‌گیرد. اما نگرش سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به مقوله میراث فرهنگی نگرشی کلان و بسیار فراگیرتر است. مقولاتی در بحث میراث فرهنگی معنوی در ایران در مد نظر هستند که در مقیاس جهانی به آنها توجهی نشده است. به این مقوله‌ها بایستی بحث میراث طبیعی را در تمامی تجلیات کوچک و بزرگ آن افزود که عرصه‌های وسیع در خشکی، عوارضی طبیعی همچون قلل و غارها، پهنه‌های آبی همچون دریاها، دریاچه‌ها، تالاب‌ها، گونه‌های جانوری و گیاهی منحصر به فرد و حتی درختان کهنسال را در بر می‌گیرد.

تعریف جامعی از مفهوم میراث فرهنگی و در عین حال میراث ملموس و ناملموس بود که نشان می‌داد برخی از تعاریفی که هم‌اکنون در این زمینه از آن یاد می‌شود، چندان با این توضیح سازگار نیست. با این توصیف میراث معنوی در همین مقیاس جهانی چگونه تعبیر و تفسیر می‌شود؟

میراث فرهنگی معنوی در مقولاتی متجلی است که در بالا بدان‌ها اشاره شد. اما در ایران و در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به مقوله میراث فرهنگی معنوی، کلان‌تر نگریسته می‌شود. در این سازمان، موارد دیگری نیز وجود دارد که در این مقوله قرار می‌گیرند. اول آن که میراث فرهنگی معنوی منسوخ باید مورد توجه قرار گیرد، در توضیح این امر باید گفت که کنوانسیون 2003، صرفا به میراث معنوی زنده توجه دارد و این نشان می‌دهد که نگاهی جدید در این حوزه در حال وقوع است.

نکته دیگر زبان است، درواقع زبان از خود و برای خود میراث معنوی است، آن هم در تمامی تجلیات آن. در توضیح این امر می‌توان به این نکته اشاره کرد که زبان‌ها و گویش‌های محلی همگی جزیی از این مفهوم به کار گرفته می‌شوند و نه صرفا به ‌عنوان محملی برای جاری ‌شدن سنن شفاهی؛ در کنار همه این‌هاگنجینه‌های زنده بشری مانند کهنسالان، هنرها، مهارت‌ها و حتی دانش‌های سنتی که نمونه‌های منحصر به فردی به شمار می‌روند و جایگزین ندارند هم جزو میراث معنوی هستند.

در این راستا همچنین نباید از میراث فرهنگی معنوی با محوریت ارزش‌های والای اسلامی غافل شد.

از سوی دیگر در این فهرست مفاخر و مشاهیر نیز جزیی از میراث معنوی ما به شمار می‌روند، حال به این موارد اگر با دقت نگاه کنید خواهید دید که بر این اساس، میراث فرهنگی معنوی، از دیدگاه ما ایرانیان، بسیار وسیع‌تر و پردامنه‌تر از تعبیری است که از آن در مقیاس جهانی می‌شود. ما ایرانیان نسبت به این مفهوم نگاه جزیی‌تر داریم و همین امر دقت نظر ما را نسبت به حفاظت و حراست از چنین مفاهیمی نشان می‌دهد.

ایران در دنیا به عنوان یکی از کشورهای صاحب میراث معنوی شناخته می‌شود. میراث معنوی ریشه در میراث مادی دارد یا مقوله‌ای جدا به شمار می‌آید؟

سوال خوبی است. نسبت میراث معنوی به میراث مادی مانند «روح» است به «کالبد». میراث فرهنگی مادی به ‌وجود نمی‌آید و بقا نمی‌یابد، مگر بر بستر دانشی سنتی و در آیینه آیین‌ها، آداب، رسوم، و سنت‌های زمینه‌ساز آن.

ایران یکی از ابرقدرت‌ها در بحث میراث فرهنگی معنوی است و علت آن نیز ساری و جاری بودن این مواریث کهن در زندگی روزمره مردم این سرزمین و هماهنگ ‌شدن آنها با نیازهای روز، در عین حفظ سنت است.

شاید بتوان با توجه به مواریث مادی بخشی از کشور ایران را به‌ اصطلاح «برخوردار» بخوانیم و بخشی دیگر را دارای دارایی فرهنگی کمتری تشخیص دهیم، اما این بحث، به‌‌هیچ‌وجه در حوزه میراث معنوی صادق نیست.

اقوام پراکنده در پهنه کشور ایران، هریک آداب و رسوم، گویش، صنایع دستی، دانش سنتی و هنرهای اجرایی ویژه خود را، اعم از زنده و منسوخ، با خود دارند. سخنی گزاف نیست که اگر هریک از روستاهای این کشور را یک «موزه میراث معنوی» بخوانیم. زبان‌ها و گویش‌ها، پوشش‌ها، آیین‌های مربوط به ازدواج، دانش سنتی کشاورزی و آیین‌های مربوط به آن، طب سنتی ایرانی، دانش سنتی ایرانی در حوزه معماری، خوراکی‌های محلی ایرانی و آیین‌های مرتبط با تهیه آنها، آیین‌های مذهبی مختلف با تمامی گونه‌هایی که دارند، بازی‌های محلی، موسیقی سنتی، موسیقی مقامی، صنایع دستی هر منطقه، و هنرهای اجرایی همچون انواع قصه‌پردازی اجرایی (شامل نقالی، پرده‌خوانی، شاهنامه‌خوانی، و مواردی از این دست) و در کنار آنها، «صاحبان» و «ناقلان» این مواریث معنوی، که از آنها به‌ عنوان «گنجینه‌های زنده بشری» یاد می‌کنیم، جلوه‌هایی از میراث معنوی این سرزمین به ‌حساب می‌آیند. مردمی که میراث معنوی آنها جزئی لاینفک از میراث مادی‌شان است. همان‌طور که اشاره کردم میراث معنوی ریشه در بندبند و جزءجزء زندگی ما ایرانی‌ها دارد. این امر از یک سو باعث خوشحالی است و از سویی دیگر وظیفه ما را در سازمان میراث فرهنگی به عنوان متولی کوچکی از بحث حراست و حفاظت از این میراث سخت‌تر می‌کند.

ببینید، در کشور ما سال‌هاست که مردم روی قالی می‌نشینند که عین هنر است و زندگی‌شان با آداب و آیین‌هایی همراه و همگام گشته که دیگر نمی‌شود آنها را از مردم جدا کرد. پس هم ایران کشوری متفاوت در این زمینه است و هم مردمان این سرزمین، همین مساله همان طور که گفتم کار ما را در سازمان میراث فرهنگی در این زمینه سخت تر می‌کند.

جناب پرمون بیایید کمی متفاوت به این موضوع نگاه کنیم. بسیاری معتقدند که میراث معنوی متعلق به قوم و گروهی خاص نیست، جهانی است و باید با آن جهانی برخورد شود. به عقیده شما این امر متضمن ثبت نشدن این آثار به عنوان میراثی قومی متعلق به قومیتی خاص است؟

در پاسخ به این پرسش باید بگویم اقلام میراث فرهنگی معنوی را آن گونه که در جوامع رعایت و حفظ می‌شوند، بایستی تجلیات میراث بشری به حساب آورد. ثبت و مستندسازی هر مقوله‌ای مثل ثبت و مستندسازی میراث بشری باعث حفظ و توجه بیشتر این مواریث می‌شود. بر این اساس، کنوانسیون 2003 ثبت میراث معنوی مشترک را در قالب پرونده‌های مشترک ترغیب می‌کند. این بدان معناست که این روند ثبت همه تجلیات میراث فرهنگی معنوی را در تمامی تنوعاتی که دارند، معتبر و دارای ارزش می‌داند. روح کنوانسیون 2003، در مقام یک مرجع قانونی در مقیاس جهانی، بر این برداشت استوار است که تمامی تجلیات یک مقوله واحد از میراث معنوی که مثلا در چند کشور و به‌ درجات رواج دارند، هریک در جایگاه خود دارای ارزش و اعتبار است. بر این اساس، هر کشوری حق دارد میراث معنوی مورد نظر خود را، البته با ارائه مستندات و دلایل کافی، ثبت نماید. به‌عنوان نمونه، تاجیکستان و قزاقستان، هریک پرونده‌ای جداگانه را تحت عنوان «موسیقی شش‌ مقام» ارائه کرده‌اند؛ جمهوری اسلامی ایران نیز پرونده «ردیف موسیقی ایرانی» را به ثبت رسانده است. همگان می‌دانند که موسیقی «شش‌مقام» در مقایسه با «موسیقی ردیف ایرانی» بسیار محدودتر است، به‌طوری که حتی می‌توان آن را بخشی از موسیقی ردیف ـ دستگاهی، یا شاید «مقامی» ایران به ‌حساب آورد.

با این حال، این پرونده‌های ثبتی، نه‌تنها، اعتبار یکدیگر را زیر سوال نمی‌برند، بلکه برعکس، اعتبار فرهنگ ایرانی را در مقیاس منطقه و در پهنه ایران فرهنگی، مورد تأکید مضاعف قرار می‌دهند: در پرونده‌های «شش‌مقام» به‌هرحال ذکر شده که موسیقی مورداشاره با موسیقی «ایرانی» هم‌ریشه است و از یکدیگر قابل‌ تفکیک نیستند.

این امر که نوروز به عنوان میراثی جهانی به صورت گروهی ثبت شد یک موفقیت برای ما بود یا یک شکست؟ به‌عبارت دیگر اگر نوروز تنها به نام کشور ما به ثبت می‌رسید، ما می‌توانستیم ثبت آن را یک موفقیت به شمار آوریم یا این‌که کشورهای دیگری به نوعی مسوول نگهبانی و حراست از آن شده‌اند؟

مسلما ثبت چند ملیتی نوروز یک موفقیت بزرگ به حساب می‌آید. ما مدعی هستیم که فرهنگ ایرانی در پهنه ایران فرهنگی (شامل کل منطقه آسیای مرکزی، آسیای جنوبی، خاورمیانه و بخش‌هایی از آفریقا و اروپا) ساری و جاری است.

مشارکت کشورهای صاحب نوروز در تهیه این پرونده بر‌این ادعا صحه گذاشت که فرهنگ ایرانی در این پهنه همچنان زنده است. ممکن است که نوروز در کشورهای مختلف به نام‌های مختلفی خوانده شود (هرچند، بر حسب اتفاق، حتی در زبان ترکی نیز نام این آیین، به‌راحتی، تداعی‌کننده منشاء ایرانی آن است)، با این حال، ریشه و ماهیت ایرانی آن بر همگان آشکار است. همراهی و همکاری داوطلبانه کشورهای حوزه نوروز با ایران در ثبت پرونده نوروز، در واقع، احترام و اعتقاد به مقوله‌ای ایرانی را نشان می‌دهد که کماکان، در گستره جغرافیایی وسیعی ایفای نقش می‌کند.از سوی دیگر، تدوین پرونده‌های مشترک چندملیتی به‌ معنای احترام‌ گذاشتن به هدفی است که کنوانسیون 2003 آن را دنبال می‌کند؛ هدفی که باعث می‌شود اشتراکات فرهنگی کشورها شناخته، ثبت و حفظ شود. جمهوری اسلامی ایران این افتخار را دارد که ابتکار تشکیل نخستین پرونده چندملیتی را پیرامون نوروز داشته و سکان‌دار امر تدوین این پرونده بزرگ بوده است.

کمی در مورد میراث معنوی ایران که قرار است در فهرست جهانی به ثبت برسدتوضیح دهید.

در بحث میراث معنوی، سیاست‌های سازمان بر این باور قرار دارند که مواریثی به ثبت برسند که دامنه فراگیری آنها در سطح ملی و در کل پهنه ایران، با لحاظ‌شدن کلیه قومیت‌ها، قابل‌مشاهده باشد.

در جهت تحقق همین سیاست کلان بوده که پرونده‌هایی کلان همچون «نوروز»، «ردیف موسیقی ایرانی»، «موسیقی اقوام»، «آیین‌های ازدواج»، «پوشش‌ اقوام ایرانی» و نظایر آنها برای این مهم مدنظر قرار گرفته است.

این در حالی است که کشورهای دیگر، به‌شیوه‌ای معکوس و با متمرکزشدن بر اجتماعات کوچک، اقدام به ثبت اقلام کوچک میراث معنوی می‌کنند. سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری معتقد است که با این سیاست سازمان موفق می‌شود در اقدامی موازی، وحدت ملی و انسجام اقوام در ایران را مورد تاکیدی مضاعف قرار دهد. به‌ عنوان مثال در یک نمونه ساده، اما بسیار بنیادی، ما مقوله فنون تهیه و پخت نان و آیین‌های مربوط به تهیه و مصرف آن را در دستور کار خود داریم.

این عنوان، از یک جنبه، مقوله دانش سنتی در مباحث کشاورزی و فرآوری مواد اولیه غذایی را مدنظر دارد و از جنبه دیگر، بحث آیین‌ها، آداب و رسوم و سنن شیوه مصرف نان را دنبال می‌کند. اما از جنبه ملی و منطقه‌ای نیز این پرونده بسیار منحصربه‌فرد است: نان قوت مشترک تمامی ایرانیان و عنصر همیشگی سفره ایرانی است. این اشتراک فرهنگی حتی در آن سوی مرزها و در پهنه ایران فرهنگی (دست‌کم کل منطقه آسیای مرکزی و خاورمیانه) نیز حضور دارد. آیین‌های احترام به این نعمت الهی، نیز، بسیار شبیه به یکدیگر و در عین حال، منحصر به فرهنگ ایرانی هستند. به‌لحاظ تنوع‌ در تولید، برآورد می‌شود که حدود 300 نوع نان در ایران تولید و مصرف می‌شود. این تنوع‌ چشمگیر و آن وحدت رویه در تولید و مصرف، مقوله‌هایی هستند که بر این ادعای همیشگی دست‌اندرکاران امور فرهنگی ایران صحه می‌گذارند که «مقولات فرهنگی ایرانی تجلیاتی از وحدت در عین کثرت را به نمایش می‌گذارند.»

این میراث معنوی که شما از آن یاد کردید برای ثبت در فهرست جهانی باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد؟ بهتر است بگویم اگر بخواهیم موانع ثبت جهانی میراث معنوی ایرانیان را برشمریم، چه مشکلاتی برای ثبت ملی و جهانی میراث ایرانی وجود دارد؟

درخصوص علایق کشور جمهوری اسلامی ایران، برای ثبت مواریث فرهنگی معنوی این نکته شایان ذکر است که این علایق در حوزه تعاریفی شکل گرفته‌اند (که در بالا عنوان شد) در بحث موانع بایستی متذکر شد که کماکان، علایق جمهوری اسلامی ایران (که در بالا فهرست شدند) در کنوانسیون موجود نیستند.

بر این اساس، کماکان سازمان مباحث مورد علاقه خود را که در کنوانسیون دیده ‌نشده‌اند، به شکل ملی ثبت می‌کند، ضمن آن‌که می‌کوشد این موارد را در مقیاس جهانی مطرح و یونسکو را در خصوص ثبت آنها متقاعد کند.

به‌بیانی روشن‌تر، ما در ایران فهرست‌های متنوعی را برای مواریث معنوی تعریف کرده‌ایم که از آن جمله می‌توان به «فهرست میراث معنوی نمونه»، «فهرست میراث معنوی نیازمند پاسداری فوری (میراث معنوی در خطر)، «فهرست میراث معنوی منسوخ»، «فهرست گنجینه‌های زنده بشری»، «فهرست مشاهیر و مفاخر ایران» و «فهرست میراث زبانی جمهوری اسلامی ایران» اشاره کرد. این فهرست‌ها در مقیاس ملی مورد احترام و معتبرند. از این رو لازم است در مقیاس جهانی رایزنی‌های مناسب با صاحبان تخصص صورت بگیرد تا مقولات موردنظر کشور ایران نیز که معتقدیم از شاخص‌های فرهنگ غنی ایرانی به‌شمار می‌آیند و کنوانسیون سال 2003 نسبت به آنها بی‌اعتناست نیز امکان ثبت جهانی بیابند.

ما معتقد هستیم که بحث حفظ و احیا به همان اندازه که در ارتباط با میراث معنوی زنده اهمیت دارد، در حوزه میراث معنوی منسوخ نیز حائز اهمیت است. برای نمایاندن پیشینه درخشان یک فرهنگ و تمدن محاط بر آن، یک راه مهم و بنیادی، شناساندن مواریثی از آن است که دیگر در دست نیستند. احیای چنین مواریثی می‌تواند به‌نحوی مطلوب، پیشینه تاریخی یک فرهنگ را بنمایاند.

شاید شما یکی از مطلع‌ترین افرادی باشید که برنامه‌های آینده برای ثبت میراث ایرانی در سطوح ملی و جهانی با خبر است.

مقرر است که در چشم‌انداز برنامه‌های منتهی به سال 1404، کشور جمهوری اسلامی ایران به عنوان ابرقدرت فرهنگی منطقه آسیای مرکزی و آسیای جنوب غربی مطرح معرفی شود. بر این اساس، مطابق تعاریف برشمرده در بالا مقرر است که در این چشم‌انداز حدود 30 ‌هزار اثر میراث فرهنگی معنوی و تقریباً به همین نسبت، آثار میراث طبیعی به ثبت برسند. شایان ذکر است که برگزیده این اقلام، با رعایت سیاست کلان برشمرده در بالا که اقلام بزرگ ملی و وحدت‌آفرین را مدنظر دارد، برای ثبت جهانی انتخاب خواهند شد. در حال حاضر و در پی تصویب پرونده‌های «نوروز» و «ردیف موسیقی ایرانی»، 5 پرونده برای ثبت در «فهرست میراث فرهنگی معنوی نمونه» و 4 پرونده برای ثبت در «فهرست میراث فرهنگی معنوی نیازمند پاسداری فوری» ارسال شده‌اند. 5 عنوان پرونده فهرست نمونه عبارتند از: «تعزیه»، «آیین‌های پهلوانی و زورخانه‌ای»، «مهارت‌های سنتی در بافت فرش ذهنی‌باف عشایر فارس»، «مهارت‌های سنتی در بافت فرش شهری کاشان» و «موسیقی بخشی‌های خراسان».

عناوین پرونده‌های ارسالی برای فهرست میراث معنوی نیازمند پاسداری فوری (یا آنچنان که در ایران بدان اشاره می‌کنیم، «میراث معنوی درخطر») نیز عبارتند از :«دانش سنتی دریانوردی در حوزه خلیج فارس»، «نقالی: هنر قصه‌پردازی اجرایی ایرانی»، «مهارت‌های سنتی در بافت پارچه زربفت» و «مهارت‌های سنتی در بافت پارچه مخمل».

برای سال جاری نیز اقلامی در مدنظر هستند که مقرر است پرونده‌های مربوطه تهیه و ارسال گردند. از این موارد می‌توان به «دانش سنتی کشاورزی ایرانی»، «دانش سنتی پخت نان و آیین‌های مربوطه»، «آیین‌های ازدواج اقوام ایرانی»، «هنر خوشنویسی ایرانی» و موارد تعیین‌شده دیگر اشاره کرد.

کمی در مورد تهیه اطلس زبانی ایران و لزوم تهیه چنین اطلسی بفرمایید.

سابقه طرح ملی اطلس زبانی ایران به بیش از 30 سال پیش و به هنگامی باز می‌گردد که گونه‌های زبانی ایران برای تهیه چنین اطلسی گردآوری شدند. این طرح طی دهه 50، با سرعتی مناسب، به‌شکل گردآوری نمونه‌های زبانی از بخشی بزرگ از پهنه کشور ایران و آوانویسی قسمتی از نمونه‌های گردآوری‌شده دنبال شد. در آن هنگام، این طرح توسط «فرهنگستان زبان ایران» و «سازمان جغرافیایی ارتش» آن زمان دنبال می‌شد. این طرح در جریان تحولات دوران انقلاب اسلامی در سال 1357 و در پی آن، جنگ تحمیلی متوقف شد و آرشیو مواد زبانی گردآوری ‌شده در چند نوبت، بین برخی سازمان‌ها و ارگان‌ها رد و بدل گردید. این طرح در اواسط دهه 1370 در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از سر گرفته شد و در دستور کار پژوهشکده «زبان و گویش» قرار گرفت.

تا زمان پیوستن اینجانب به پژوهشکده مزبور در 3 ‌ماهه آخر سال 79، طرح صرفا در قالب گردآوری برخی مواد زبانی تکمیلی از نقاطی از کشور و برخی پژوهش‌های موردی پیرامون این مواد تعقیب شد. از سال 1380، مقرر شد که اطلس زبانی ایران، به‌صورت علمی و مطابق استانداردهای پذیرفته برنامه‌ریزی و اجرا شود.

مسوولیت این برنامه‌ریزی بر عهده اینجانب قرار گرفت و فاز آزمایشی طرح، مشتمل بر برنامه‌ریزی و اجرای آزمایشی، طی سال‌های 1380 الی 1385 تکمیل گردید. ویژگی بارز این برنامه‌ریزی آن است که طرح، با استفاده از امکانات فناوری‌های نوین در عرصه علوم رایانه‌ای هدایت شده و مقرر است برون‌داد «طرح ملی اطلس زبانی ایران» یک اطلس زبانی رایانه‌ای و پویا با طیف وسیعی از کاربران، با سلایق مختلف و سوابق تخصصی گوناگون باشد. در سال 1385، طرح، تحت مدیریت علمی اینجانب با همکاری بخش خصوصی وارد مرحله اجرا شد؛ در این مرحله، آوانویسی نمونه‌های گویشی، تحت نظارت مدیریت علمی طرح و با آموزش‌های مناسب، توسط گروهی از دانش‌آموختگان رشته زبان‌شناسی، دست‌کم در مقاطع کارشناسی ارشد، آغاز شد.

تلاش یک ساله این گروه بسیار مثمرثمر بود و حدودا تعداد 10 هزار مصاحبه زبانی (یعنی چیزی در حدود یک‌پنجم گنجینه مواد زبانی گردآوری شده در آرشیو مربوطه)‌ آوانویسی شدند. در حال حاضر، طرح در انتظار تامین بنیه مالی مناسب جهت از سرگیری و ادامه است. امید است که به شرط فراهم آمدن منابع اعتباری مورد نیاز، این طرح طی 3 سال آینده به بهره‌برداری برسد.

چگونگی ثبت آثار و شخصیت‌ها در یونسکو

بسیاری از دولت‌ها در دنیا دوست دارند که اثر یا آثاری از فرهنگ و تمدن آنها در فهرستی جهانی که یونسکو (سازمان علمی فرهنگی ملل متحد) به نام فهرست جهانی برای حفاظت و حراست از آثار تمدنی بشر در نظر گرفته‌است، وارد شوند. این آثار اما برای حضور در این فهرست باید دارای شرایط خاصی باشند تا به عنوان میراث جهانی معرفی شوند. اما این پایان کار نیست. وقتی یک اثری در فهرست جهانی به هر عنوان و هر شاخه‌ای از ثبت میراث فرهنگی به ثبت رسید وظیفه دولت‌ها در قبال آن اثر سخت‌تر می‌شود.

وقتی یک اثر در فهرست یونسکو به ثبت می‌رسد دیگر آن اثر تنها متعلق به مردم و قومیت خاصی نیست، بلکه آن اثر به واسطه ویژگی‌های خاصش مانند منحصر به فرد بودنش یا ویژگی‌های خاص هنری‌اش متعلق به تمامی مردمان بشر خواهد بود. در همین راستا سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد «یونسکو» چند برنامه برای ثبت آثار مادی و معنوی و شخصیت‌ها و رویدادهای کشورهای عضو دارد که هرکدام به شیوه‌نامه مرسوم این سازمان برای ثبت آثار جهانی معروف است. به عنوان مثال ثبت آثار مادی در چارچوب کنوانسیون حفظ میراث فرهنگی و طبیعی جهان (1972) صورت می‌گیرد. در ادامه همین موضوع آثار غیرمادی (معنوی) در چارچوب کنوانسیون حفظ میراث معنوی (2003) ثبت خواهد شد. ثبت آثار معنوی تا پیش از تصویب و اجرای کنوانسیون 2003، در قالب برنامه بین‌المللی شاهکارهای میراث شفاهی بشری صورت می‌گرفت. در این پروژه جهانی ثبت آثار مستند در برنامه حافظه جهانی یونسکو ثبت می‌شود یا آن‌که سده و هزاره مشاهیر علم و ادب و رویدادهای فرهنگی، علمی و هنری در فهرست شخصیت‌ها و رویدادهای علمی، فرهنگی و هنری جهان یونسکو ثبت می‌شود.

تعیین روز، سال و دهه جهانی شرایط ویژه و خاصی دارد و معمولاً به پیشنهاد و تصویب سازمان‌های وابسته به نظام ملل متحد و توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد صورت می‌گیرد. جالب آن است که در این پروژه ثبت سده یا هزاره تولد یا وفات شخصیت‌ها و رویدادها به‌هیچ وجه به معنای اعلام سال جهانی نیست. برای نمونه سال 2007 هشتصدمین سال تولد مولانا بود، نه سال جهانی مولانا، به همین نحو سال 2009 مصادف با چهارصدمین سال تولد شیخ بهایی و مقارن با سال بین‌المللی نجوم بود.

سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد «یونسکو» از سال 1965 برنامه ثبت سده و هزاره مشاهیر و رویدادهای فرهنگی، علمی و هنری کشورها را آغاز کرده است. هدف این برنامه معرفی و شناساندن سهم و نقش مؤثر و اساسی شخصیت‌ها و رویدادهای کشورها در غنای متقابل فرهنگ‌ها، ترویج تفاهم فرهنگی، گسترش مناسبات بین‌المللی و کمک به استقرار صلح است. یونسکو هر دو سال یکبار در آستانه برگزاری کنفرانس عمومی خود از کلیه کشورهای عضو و اعضای وابسته می‌خواهد تا سده یا هزاره شخصیت‌های فرهنگی، علمی و هنری (تولد، فوت، فعالیت‌ها) و رویدادهای فرهنگی، علمی و هنری (تاریخ وقوع) را که با دوره دوساله آینده سازمان انطباق دارد برای ثبت در فهرست یونسکو پیشنهاد کنند. پیشنهاد کشورها پس از بررسی در جریان کنفرانس عمومی یونسکو تصویب و رسماً به همه کشورها اعلام می‌شود.

پیشنهاد ثبت سده یا هزاره مشاهیر یا رویدادها شرایط ویژه‌ای دارد مثلا موضوع باید ارتباط و انطباق با هدف‌ها و مأموریت یونسکو در حوزه‌های فرهنگ، علوم و آموزش و تأثیر آن در ترویج روابط و تفاهم میان ملت‌ها، گفتگوی فرهنگی، مدارا و بالاخره استقرار صلح داشته باشد.

فراملی بودن شخصیت‌ یا رویداد معرفی‌ شده (بین‌المللی یا منطقه‌ای) به‌گونه‌ای که بتواند بازتابی از آرمان‌ها، ارزش‌ها، تنوع فرهنگی و جهانشمولی سازمان باشد از دیگر ویژگی‌های آن است.

مهدی نورعلیشاهی 
گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها