گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

از که بریدی و با که پیوستی؟!

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «سوال بی‌جواب»،«از که بریدی و با که پیوستی؟!»،«مظلومیت نوه امام خمینی(ره)»،«بازخوانی خط امام خمینی(ره)»،«الزامات مغفول یک مراسم ملی»،«شاخص غیرقابل تحریف»،«امام و امت بی‌نظیر»،«تورم تک رقمی و واقعیت‌های موجود»،«منتقدی که به دنبال نتیجه نیست‌»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۳۲۴۰۸

جام جم:سوال بی‌جواب

«سوال بی‌جواب»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جام جم به قلم بیژن مقدم است که در آن می‌خوانید؛مراسم سالگرد رحلت امام بار دیگر فرصتی بود برای بازخوانی شاخص‌های خط امام که از سوی رهبری معظم انقلاب بخوبی تبیین شد؛ شاخص‌هایی که همواره می‌تواند چراغ راه هدایت و قطب‌نمای جهت‌یاب ملت باشد.

شاخص‌هایی که به ما می‌گوید اگر افرادی با هر میزان سابقه انقلابی، تحصیلات دانشگاهی یا حوزوی و هر رتبه‌ای از مراتب دینی حتی تا سطح مرجعیت به ملت پشت کردند و دست در دست دشمنان شناخته شده ملک و ملت نهادند، دیگر نمی‌توان آنان را به چشم دوست نگریست. شاخص‌هایی که ملاک را حال فعلی افراد در هر زمان می‌داند نه سوابق درخشان آنان در گذشته.

تبیین مولفه‌های اسلام ناب محمدی در مقابل اسلام آمریکایی و مرفهین بی‌درد، تولی و تبری در چارچوب مکتب، جاذبه و دافعه، اطمینان به وعده الهی، توجه به نقش و رای مردم، نگاه جهانی به نهضت اسلامی، فراموش نکردن مساله فلسطین و برخورد با انقلابیون خارج شده از خط انقلاب از جمله موارد و شاخص‌های خط امام بود که بار دیگر در پیمانی مجدد با آن یار سفر کرده بازخوانی شد.

شاید در چنین مراسمی بهره‌گرفتن از سخنان حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی چه به لحاظ تشریفاتی و مسوولیتی و چه به جهت نسبی امری طبیعی و مورد انتظار بود. هر چند ایشان می‌توانست بدون توجه به برخی شعارهای انقلابی که به هیچ وجه متعرض شخص وی نبود، به سخنرانی خود ادامه داده و با استفاده از فرصت پیش آمده، به بسیاری از شبهات و سوالات افکار عمومی در کنار مزار امام پاسخ گوید. دریغا که از این فرصت بهره گرفته نشد. ممکن است برخی بگویند با وجود شعارها، امکان ادامه سخنرانی نبود، ولی خوب است به یاد آوریم چنین صحنه‌هایی در محیط‌های مختلف از جمله برخی دانشگاه‌ها آن هم هنگام سخنرانی رئیس‌جمهور ایجاد و حتی عکس رئیس‌جمهور در مقابل خود او به آتش کشیده شده اما سخنرانی ادامه یافت.

سوال مهم این است که چرا شرایط این‌گونه رقم می‌خورد؟

واقعیت آن است که انتظار از نزدیکان امام خمینی(ره) در پاسداشت راه و خط و نام او بیش از دیگران بوده و هست. در یک سالی که از آغاز فتنه‌ای بزرگ در پی انتخاباتی حماسی ولی تلخ می‌گذرد، مردم انتظار داشتند بزرگان جامعه و خواص موثر، هوشمندانه در صحنه‌ای که تمام میراث امام خمینی مورد تاخت و تاز قرار گرفته بود، حاضر شوند و یکصدا در مقابل دشمنان و دوستان غافل و جاده صاف‌کن کینه‌ورزان بایستند. افسوس و صد افسوس که چنین نشد. حتی آن‌گاه که هتاکی به امام و رهبری انقلاب رسید و عاشورا هتک حرمت شد، نه تنها به حرمت‌شکنان و سران فتنه معترض نشدند بلکه با صدور بیانیه‌هایی رسمی به صدا و سیما تاختند که چرا تصویر این اهانت را پخش کرده است! (نامه حمید انصاری به رئیس صدا و سیما، 19‌/‌9‌/‌88) و به بهانه حفظ سرمایه اصلی انقلاب و نظام (امام) از کنار موضوع به سادگی گذشتند.

و یا آنگاه که صدا و سیما در اقدامی قابل ستایش به ساخت برنامه «شاخص» براساس قول و فعل رهبر کبیر انقلاب اقدام کرد، جناب حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی تحت تاثیر اطرافیان بی‌آن‌که خود مجموعه پخش شده را دیده باشد در نامه‌ای اعتراض‌آمیز صدا و سیما را به تحریف، مخدوش کردن چهره امام و ... متهم کرد.

پاسخ رئیس صدا و سیما نیز همراه با یک سوال اساسی منتشر شد؛ سوالی که هنوز هم بی‌پاسخ مانده است.

«ای کاش همان‌گونه که به حکم وظیفه فرزندی امام اعتراض جدی به اقدام صدا و سیما دارید، همین‌گونه هم نسبت به حوادث 8 ماه گذشته و جفایی که دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوری اسلامی و میراث گرانبهای امام کردند ... بیانیه می‌دادید و آن اقدامات شرم‌آور را محکوم می‌کردید.» (پاسخ ضرغامی به سیدحسن خمینی 19‌/‌11‌/‌88)

انتظار مردم از شخصیتی چون سید حسن آقا همواره این بوده و هست که با معیار تولی و تبری برگرفته از خط امام فاصله خود را با کسانی که طی یک سال گذشته تمام تلاش خود را برای مقابله با اصول مسلم نظام اسلامی به کار گرفتند، حفظ کند و از کسانی که با دشمنان امام، انقلاب و رهبری همراهی کرده‌اند، تبری جوید.

مردم تا امروز نه‌تنها چنین احساسی ندارند، بلکه قرائن متعدد حاکی از تداوم دوستی و حفظ رابطه با کسانی است که عامل بیشترین جسارت‌ها، خسارت‌ها و ظلم‌ها در یک سال گذشته به امام ارزش‌ها و میراث امام بوده‌اند.

کیهان:از که بریدی و با که پیوستی؟!

«از که بریدی و با که پیوستی؟!»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن می‌خوانید؛انتظار این بود- و چه می دانیم، شاید به روال همیشگی هم نزدیک تر بود- که یادداشت امروز را به حماسه بی نظیر روز جمعه اختصاص می دادیم و درباره حضور پرشور توده های انبوه و میلیونی مردم خداجوی در میقات 14 خرداد قلم می زدیم. مردمی که نه در سر سودای سود داشتند و نه در دل، غم بود و نبود، از اقصی نقاط میهن اسلامی آمده بودند تا عهدی را که با امام راحل(ره) و خلف حاضر او بسته بودند و هرگز نشکسته بودند، تازه کنند و بصیرت خویش را به رخ مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس بکشند که نه فقط از ماهیت پلید این مثلث شوم باخبرند، بلکه مزدوران و ماموران آنها را نیز در هر لباسی که باشند و با هر پوششی که به میدان فرستاده شده باشند، می شناسند و آنان را با همان سرنوشتی روبرو می کنند که سران فتنه 88 را روبرو کردند و...

اما، در جریان حضور حماسی و بی نظیر 14 خرداد، رخداد دیگری نیز اتفاق افتاد. این رخداد، اگرچه به ظاهر، در حاشیه بود ولی عبرت انگیز و درس آموزتر آن بود که بیرون از متن تلقی شود و آن، اعتراض یکپارچه، خودجوش و پرخروش توده های میلیونی حاضر در مراسم به جناب آقای سیدحسن خمینی، نوه حضرت امام(ره) بود. این اعتراض به اندازه ای فراگیر بود که نوه حضرت امام(ره) را نه فقط از ادامه سخن بازداشت، بلکه فرصتی برای سخنان ایشان باقی نگذاشت و آقای سیدحسن خمینی را ناچار به قطع سخن و ترک تریبون کرد. اقدام به موقع و حرفه ای صدا و سیما در پیشگیری از پخش شعارهای مردم، درخور تقدیر است، چرا که شعارها هرچند علیه نوه حضرت امام(ره) بود ولی به نظر می رسد که پخش آن از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به مصلحت نبود، اما از آنجا که جمعیت چندمیلیونی روز 14خرداد، تقریباً از تمامی نقاط ایران اسلامی آمده بودند، ماجرای آن روز را به اقصی نقاط این مرز و بوم مقدس بردند و یادداشت امروز در پی انتشار خبر آن روز، ضرورت یافته است و دراین باره گفتنی هایی هست.

1- ابتدا باید گفت آرزوی همه مردم- و از جمله نگارنده- این بوده و هست که کاش جناب سیدحسن خمینی حرمت رابطه نسبی خود با حضرت امام(ره) را پاس می داشت و رابطه معنوی خویش با آن مراد به حق پیوسته را حفظ می کرد و کار به آنجا نمی کشید که کاسه صبر عاشقان امام(ره) لبریز شود و برای حفظ حریم مراد و مقتدای راحل خویش علیه نوه ایشان خروش بردارند و... امید است جناب سیدحسن خمینی به خود آیند و این هشدار را در وجدان خویش به ارزیابی بنشینند که؛

به قول دشمن، پیمان دوست بگسستی
بین که از که بریدی و با که پیوستی؟!

2- برخلاف آنچه که سایت های وابسته به سران فتنه و رسانه های بیگانه ادعا می کنند، اعتراض به آقای سیدحسن خمینی از سوی «یک اقلیت تحریک شده»! نبوده است، بلکه به گواهی اسناد صوتی و تصویری موجود و میلیون ها نفر از افراد حاضر در صحنه، اعتراض به ایشان یک خروش سراسری، خودجوش و همگانی بوده است و اگر غیر از این بود و تنها یک اقلیت به جدایی ایشان از خط مبارک حضرت امام(ره) و همراهی وی با فتنه گران و دشمنان تابلودار امام راحل(ره) اعتراض داشتند بایستی بقیه مردم با سر دادن آن شعارها علیه نوه حضرت امام(ره) مخالفت می ورزیدند اما نه فقط کمترین صدایی به مخالفت با آن شعارها از کسی شنیده نشد، بلکه میلیون ها نفر از جمعیت حاضر در صحنه، با تمامی وجود و از ژرفای دل علیه مواضع جناب آقای سیدحسن خمینی به خروش آمده بودند. آیا غیر از این بود؟!

3- این ادعا که اعتراض به آقای سیدحسن خمینی از سوی عده ای قلیل بوده است، اهانت به شعور مردم و دستکم گرفتن آگاهی و بصیرت آنان نیز هست. آیا جناب سیدحسن خمینی طی یک سال گذشته و در تمامی مراحل فتنه 88، با سران فتنه و عوامل میدانی آنها همراه و همصدا نبوده است؟! و آیا اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسین(ع)، نفی وجود مبارک حضرت بقیه الله الاعظم(عج)، توهین آشکار و بی پرده به حضرت امام(ره)، همکاری با سازمان های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و انگلیس و... از نگاه نوه حضرت امام، جرم و خیانت و جنایت نیست؟ اگر هست- که هست- چرا ایشان در مقابل تمامی این خیانت ها نه فقط سکوت کرده بلکه با سران فتنه همراهی نیز داشته است؟!

به یقین نوه حضرت امام(ره) انتظار ندارد مردم این مرز و بوم که به قول امام راحل(ره) از مردم حجاز در زمان رسول خدا(ص) و از مردم کوفه در دوران حضرت امیر علیه السلام برترند، همه این بی حرمتی های ایشان به اسلام و انقلاب و امام را شاهد باشند و باز هم آقای سیدحسن خمینی را نوه معنوی حضرت امام(ره) بدانند! احترام نوه امام به خاطر رابطه نسبی ایشان با وجود مبارک حضرت امام است، بنابراین، بسیار بدیهی است که وقتی نوه حضرت امام را در مقابل آن حضرت و همراه و همگام با دشمنان او می بینند، هرگز حضرت امام(ره) را فدای نوه ایشان نمی کنند، بلکه با انگیزه احترام به حضرت امام - تاکید می شود که با همین انگیزه- نوه امام را از خود می رانند تا خدای نخواسته، مواضع و عملکرد آقای سیدحسن خمینی به حساب امام راحل(ره) نوشته نشود و بر دامن کبریایی آن حضرت گرد و غبار مخالفت با انقلاب و همراهی با دشمنان مردم ننشیند.

4- نگارنده، پیش از این هم علیرغم میل خویش و تنها به عنوان ادای وظیفه درباره مواضع و عملکرد آقای سیدحسن خمینی به این آیه شریفه از کلام خدا که روشنگر و راه گشاست اشاره کرده بود. آنجا که می فرماید: «ان اولی الناس بابراهیم، للذین اتبعوه... نزدیکترین مردم به حضرت ابراهیم(ع)، کسانی هستند که از او تبعیت می کنند»، بنابراین، و با پوزش از آقای سیدحسن خمینی باید گفت؛ از پیروان حضرت ابراهیم(ع) پسندیده و پذیرفته نیست که عموی بت پرست آن پیامبر عظیم الشأن را تنها به این علت که با حضرت ابراهیم(ع) رابطه نسبی داشت، گرامی بدارند! و یا فرزند خداناشناس حضرت نوح علیه السلام را فقط به دلیل آن که پسر پیامبر خداست، قابل احترام بدانند!

نگارنده هرگز و خدای نخواسته قصد مقایسه مثل به مثل ندارد بلکه در پی اشاره به مستنداتی است که به مردم حق می دهد، رابطه نسبی با حضرت امام(ره) را در صورتی قابل احترام و تجلیل بدانند که با رابطه و پیوند معنوی نیز همراه باشد و چنانچه احساس کنند و به وضوح ببینند که از رابطه نسبی برای مقابله با حضرت امام(ره) -خواسته یا ناخواسته- سوءاستفاده می شود، علیه سوءاستفاده کنندگان خروش بردارند و از خدشه احتمالی به خط مبارک حضرت امام(ره) جلوگیری کنند، آیا، این اعتراض نه فقط حق، بلکه تکلیف اسلامی و انقلابی و نیز، وظیفه ملی و میهنی مردم نیست؟ معلوم است که هست.

5- بلافاصله بعد از اعتراض گسترده و فراگیر مردم به جناب سیدحسن خمینی، سایت های وابسته به سران فتنه و رسانه های بیگانه- مخصوصاً رسانه های آمریکایی و صهیونیستی- در اقدامی - مانند همیشه هماهنگ- از یکسو، اعتراض کنندگان را یک «اقلیت اندک و تحریک شده» معرفی کردند که به دلایل پیش گفته، دروغی بزرگ است و تمامی شواهد و اسناد غیرقابل تردید از اعتراض سراسری، میلیونی و یکپارچه مردم در آن روز حکایت می کند و از سوی دیگر تلاش کرده و می کنند که اعتراض مردم را «اهانت به حضرت امام(ره)» وانمود کنند و این در حالی است که سایت ها و رسانه های یاد شده، به دشمنی و کینه توزی آشکار و علنی با امام راحل(ره) زبانزد هستند. به عنوان مثال و فقط یک نمونه و یک مثال، آیا می توان پذیرفت که بهایی ها و منافقین و سایت های وابسته به اسرائیل و آمریکا و انگلیس نگران اهانت به حضرت امام(ره) باشند؟! کاش آقای سیدحسن خمینی نگاهی به گردانندگان این سایت ها و برخی از اطرافیان خود می انداخت.

آن یکی «اسلام» را عامل عقب افتادگی می داند! این یکی معتقد است خط امام(ره) باید به موزه تاریخ برود، دیگری می گوید اصلی ترین مشکل دموکراسی در ایران اسلامی، آن است که در ایران، هنوز خدا نمرده است! آن دیگری از این که موسوی و خاتمی و کروبی در مبارزه با بینش و منش امام ناکام مانده اند ابراز تاسف می کند و... آیا نوه امام باور می کند که دل سیاه این جماعت نگران ساحت حضرت امام است.

و اما، از سوی دیگر اعتراض مردم به آقای سیدحسن خمینی از اوج ارادت آنان به حضرت امام(ره) و ژرف اندیشی و بصیرت آنها حکایت می کند و نشان می دهد که وقتی پای حفظ و پاسداری از بینش و منش حضرت امام(ره) در میان باشد، رابطه نسبی را به رابطه معنوی و پیروی افراد از آن بزرگوار ترجیح نمی دهند. یعنی دقیقاً همانگونه که امام(ره) بود و به آن توصیه فرموده بود.

... و بالاخره، یکی از شعارهای آن روز مردم بسیار عبرت انگیز و درس آموز بود و حکیمانه و هوشمندانه... آن شعار این بود؛
«نواده روح الله، سیدحسن نصرالله».

مردم سالاری:مظلومیت نوه امام خمینی(ره)

«مظلومیت نوه امام خمینی(ره)»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم کورش شرفشاهی است که در آن می خوانید؛مراسم بیست و یکمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) با بیست سال قبل تفاوت های فاحشی داشت و به نظر می رسید که این مراسم نیز ، تحت تاثیر  القائات خاصی    قرار گرفته است اما برجسته ترین حادثه سالگرد ارتحال امام(ره)، رفتارهای زننده ای بود که از سوی عده ای افراطی علیه نوه امام یعنی حجت الا سلا م والمسلمین حاج سیدحسن خمینی صورت گرفت.

البته هنگامی که سید حسن در اثر رفتارهای غیراخلا قی و شعارهایی که برخلا ف موضوع این مراسم و وحدت ملی و منطبق با اهداف جناحی و به منظور برهم زدن سخنرانی ایشان صورت گرفت سرداده می شد ترجیح داد دیگر در خصوص پدربزرگش یعنی آن راحل عظیم الشان امام خمینی صحبت نکند و در آرامگاه آن عزیز سفر کرده  مجبور به سکوت شود; هر چند مقام معظم رهبری برخوردی مهربانانه با سیدحسن داشتند که برای هر عاقلی می توانست معنادار باشد و نارضایتی ایشان را نسبت به اقدامات تندروها اثبات نماید. 

با وجود همه این اتفاقاتی که در 14 خرداد سال 89 شاهد بودیم به نظر می رسد که پاسخ به چرایی اتفاقات این روز بسیار واجب است. اگر مروری به اخبار و اظهارنظرهای هفته های قبل  از این مراسم داشته باشیم همه مسوولا ن، فعالا ن سیاسی، نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلا می و در یک کلا م همه کسانی که می توانستند بر افکار عمومی تاثیرگذار باشند همگی تاکید داشتند که امام خمینی(ره) متعلق به یک نسل، یک گروه، یک زمان و... نیست بلکه امام موجودی فراتر از زمان و مکان بوده و به همه تعلق دارد.

اکنون از آنهایی که با هیاهو و شعارهای جهت دار سعی داشتند در برگزاری این مراسم اختلا ل ایجاد کنند سوال می کنیم که چرا نگذاشتید جمعیت وفادار به امام خمینی بتوانند به خوبی این مراسم را برگزار کنند؟ وچرا اجازه ندادید که 14خرداد به دور از بازی های سیاسی و جناح بازیها برگزار شود؟

سوال مهمتر این است که چرا مانع سخنرانی نوه امام خمینی (ره) شدید؟ مگر ایشان چه جرمی مرتکب شده بودند تا بخواهید آن را فاش کنید؟ آیا از مسیر نظام و رهبری منحرف شده بودند؟ آیا علیه منافع ملی قدمی برداشته بودند؟ و از همه مهمتر این که همه آحاد مردم ایران سیدحسن را یادگار و نماد رهبر کبیر و بنیانگذار انقلا ب اسلا می می دانند. آیا باید با چنین نمادی آن هم دربارگاه ملکوتی امام خمینی (ره) چنین اهانتی صورت گیرد؟ آیا بعد از تفقد مقام معظم رهبری باز هم باید همگان سکوت می کردند؟ آیا صداو سیما نیز باید با بی تفاوتی از کنار این موضوع می گذشت؟ آیا گردانندگان مراسم نباید برای افکار عمومی چرایی این اتفاقات را تشریح نمایند؟ آیا مسوولا ن ذی ربط نباید مسببان چنین حوادثی را به افکار  عمومی معرفی کنند؟ و آیا...

امید است دست اندرکاران و کسانی که این پرسش ها در مقابل آنان مطرح است پاسخ گوی خیل عظیم مشتاقان امام خمینی که از گوشه و کنار کشور به عشق زیارت مرقد امام در این مراسم جمع شده بودند باشند.

رسالت:بازخوانی خط امام خمینی(ره)

«بازخوانی خط امام خمینی(ره)»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می‌خوانید؛انقلاب ها موجد تغییرات اجتماعی اجتناب ناپذیری می شوند که در صورت مدیریت و نظام مندی، به تحصیل آرمان ها و اهداف آن انقلاب می انجامد. اساسا تحول در جهت گیری های عمومی یک جامعه به واسطه انقلابات بزرگ بدون مدیریت و صیانت از جهت گیری های اصلی یک تحول غیر ممکن است. تغییرات اجتماعی بی هدف و آشفته علاوه بر تباهی اهداف انقلاب، بسترهای لازم را برای جهت دهی عوامل بیرونی و حتی مخالف انقلاب فراهم می کند. انقلاب اسلامی ایران نیز مانند هر انقلاب دیگری تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی عظیمی را در کشور پدید آورد که در صورت صیانت از جهت گیری های اصلی انقلاب می تواند جامعه را به اهداف متعالی خود رهنمون سازد. انحراف در مدیریت تحولات پس از انقلاب و به فراموشی سپردن جهت گیری های اصلی آغاز زوال تدریجی انقلاب است که این موضوع برای بسیاری از انقلاب های دنیا مثل انقلاب اکتبر روسیه و یا انقلاب چین رخ داد.

مدیریت تحول و صیانت از جهت گیری های اصلی انقلاب اسلامی نیازمند شاخص و قطب نماست. بدون شاخص تشخیص جهت ها بسیار مشکل است و دستیابی به اهداف و آرمانها غیر ممکن به نظر می رسد. ثبات و استمرار31  ساله انقلاب اسلامی در انضمام با تشدید روحیه انقلابی مردم و مسئولان در دهه چهارم انقلاب نشان می دهد که انقلاب اسلامی در شاخص بندی خود موفق بوده و ساختاری مانا با کارکردهایی پویا تدارک دیده است.
رهبر معظم انقلاب در مراسم بیست و یکمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) بهترین شاخص را برای صیانت از جهت گیری های اصلی انقلاب اسلامی خود امام(ره) و خط امام دانستند و فرمودند: “امام منهای خط امام، آن امامی نیست که ملت ایران به نفس او، به هدایت او   جانشان را کف دست گرفتند، فرزندانشان را به کام مرگ فرستادند، از جان و    مالشان دریغ نکردند و بزرگترین حرکت قرن معاصر را در این نقطه  عالم به   وجود آوردند.   ”
امام راحل در دوران نهضت اسلامی و پس از پیروزی انقلاب اسلامی با نوشتار،گفتار و مواریث معنوی و سیاسی خود خطوط اساسی و مرزهای نظام جمهوری اسلامی ایران را مشخص کردند. امام خمینی(ره) چه در زمان حیات پربرکت شان و چه در وصیتنامه سیاسی- الهی شان به واضح ترین شکل ممکن ضمن تبیین هویت سیاسی انقلاب اسلامی، چشم انداز مردمسالاری دینی را متصل به حکومت آخرین منجی بشریت، صاحب عصر والزمان ترسیم کردند و تنها راه اصلاح بشریت را تسلیم در برابر حکومت الهی می دانستند.
حضرت آیت الله خامنه ای در اجتماع میلیونی زائران حرم امام خمینی(ره) به  بازخوانی اجزای خط و منطق بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی پرداختند که در ذیل به برخی از رئوس آن می پردازیم.

1- اسلام ناب محمدی
مقام معظم رهبری اولین و اصلی ترین نقطه در مبانی امام خمینی(ره) را مسئله  اسلام ناب محمدی دانستند. اسلام ناب محمدی یعنی اسلام ظلم ستیز، اسلام عدالتخواه، اسلام مجاهد، اسلام طرفدار محرومان، اسلام مدافع حقوق پابرهنگان و رنجدیدگان و مستضعفان. در مقابل اسلام ناب محمدی، اسلام آمریکایی قرار دارد.

سرخط نظام معرفتی امام خمینی(ره) بازگشت به هویت و ارزشهای اسلامی است. این راه کلمه طیبه ای است، که به ملت ایران عظمت بخشید و انقلاب اسلامی را به الگویی بی بدیل و متکی بر فطرت خداجوی بشری تبدیل کرد.

مبتنی بر این شاخص محتوا و اصول انقلاب چیزی به جز عدالتخواهی ، استقلال و آزادی به معنای حقیقی کلمه ، استکبار ستیزی و منفعل نشدن در مقابل دشمن ، مردم گرایی ، مستضعف نوازی و گرایش به طبقات محروم ، و پرهیز از اسراف و زندگی اشرافی گری و ... نیست. جمهوری اسلامی- به تعبیر حضرت امام(ره) نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد- رهاورد نهایی تفلسف فیلسوفان و تفقه فقیهان و تدبر سیاستمداران مسلمان ایرانی است که به ید بیضایی امام خمینی(ره) در این کشور محقق شد و امروز بیش از31  سال از عمر پر برکت آن می گذرد. کسانی که شعار جمهوری ایرانی را در حوادث پس از انتخابات سال گذشته سر دادند در واقع با اصلی ترین نقطه در خط امام خمینی مخالف هستند و در جبهه اسلام آمریکایی قرار دارند. به تعبیر یکی از بزرگان اگر قرار بود جمهوری ایرانی این مملکت را به استقلال و پیروزی برساند زمان مصدق رسانده بود، تنها چیزی که ایران را سربلند و پیروز کرد اسلام و حسین بن علی(ع) است. قباله این مملکت حسین بن علی است.

2 - جاذبه و دافعه امام خمینی(ره)
مقام معظم رهبری در بازخوانی خط امام خمینی یکی دیگر از شاخص ها را مسئله  جاذبه و دافعه  امام عنوان کردند که طیف های عظیمی را در جرگه مجذوبین امام قرار داد  و طیفهایی را نیز دفع کرد. مبنا و معیار جاذبه  و دافعه امام خمینی (ره) مکتب اسلام بود و امام دشمنی شخصی با کسی نداشت. به باور امام خمینی(ره) تولی و تبری در عرصه  سیاست باید تابع تفکر و مبانی اسلامی باشد. رمز جاذبه و دافعه امام خمینی این بود که در خط امام(ره) سیاست عین دیانت است و نوعی عبادت و مایه تقرب به ذات اقدس الله محسوب می شود.  ایشان اساس برنامه خود را در تربیت انسان ها بر “ایمان به خدا و اطاعت از او” پایه گذاری نموده بودند. و همین موضوع باعث شد که بسیاری شیفته وی و برخی نیز مغضوب ایشان قرار گیرند. امام خمینی(ره) سیاست را این گونه تعریف می کنند:”سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد؛ تمام این مصالح جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاح شان است، صلاح ملت است، صلاح افراد است و این مختص انبیاء و اولیا است و دیگران این سیاست را نمی توانند اداره کنند، این مختص انبیاء و اولیاء است و به تبع آن علمای بیدار اسلام.”

3 - محاسبات معنوی و الهی
یکی دیگر از شاخص های خط امام خمینی(ره) مسئله محاسبات معنوی و الهی است. امام خمینی به اصل اساسی “ان تنصرواالله ینصرکم و یثبت اقدامکم” ایمان داشت و همین اصل رمز ماندگاری انقلاب اسلامی و خط نورانی امام راحل است.

به تعبیر مقام معظم رهبری “امام به وعده  الهی اطمینان داشت. ما برای خدا مجاهدت می کنیم، قدم برای خدا برمی داریم، همه  تلاش خودمان را به میدان می آوریم؛ نتیجه را خدای متعال - آنچنان که وعده فرموده است - تحقق خواهد داد. ما برای تکلیف کار می کنیم؛ اما خدای متعال بر همین عمل برای تکلیف، بهترین نتیجه را به ما خواهد داد. این یکی از خصوصیات مشی امام و خط امام است. راه انقلاب، صراط مستقیم انقلاب این است.” پیروزی مومنان قطعی است و اراده الهی قطعی است. این وعده خداست و کدام وعده صادق تر و صائب تر از وعده الهی است.

4 - رعایت تقوا در کلیه امور
امام خمینی علاوه بر مسائل شخصی در موضوعات سیاسی و اجتماعی نیز تقوا داشت. تقوای سیاسی حلقه گمشده ای درساحت سیاست عصر حاضر است که هرآن کس آن رابیابد از شدائد برون شود وخداوندیک نوع آسانی در کار اوقراردهد.  “ومن یتق الله یجعل له مخرجا... ومن یتق الله یجعل له من امره یسرا”( سوره طلاق آیات2 و4) پرهیزکاری در سیاست یعنی  خداترسی درسیاست ومراقبت از گفتار وکردار ودر نهایت صیانت الهی از جمیع شئون رفتار سیاسی.

بسیاری از مشکلات جوامع بشری در چند قرن گذشته به دلیل بی تقوایی و آزمندی  رهبران اجتماعی و سیاسی بوده که کسب قدرت را هدف اصلی و غایی خود در سیاست ورزی قلمداد کردند و می کنند. امام راحل عظیم الشان در همه دقایق زندگی پربرکت خویش، فقط درصدد جلب رضایت پروردگار بودند و هیچ وقت سیاست را ترجمه به قدرت طلبی ننمودند. رعایت تقوای سیاسی و اجتماعی در کلیه امور یکی از صحنه های شورانگیز حیات پر برکت بنیانگذار انقلاب اسلامی است.

5 - باورمندی به نقش مردم
 مقام معظم رهبری در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) یکی دیگر از خطوط اصلی خط امام را باورمندی ایشان به نقش مردم دانستند. مردمسالاری دینی یک نوآوری سیاسی توسط امام خمینی است که در آن  تعریف جدیدی از جمهوریت و اساسا مفهوم حاکم و فرمانبردارارائه شده که متکی بر مبانی اندیشه سیاسی اسلام است. در نظام اسلامی بین حاکم و مردم فاصله ای نیست و ولایت، اقتدار همراه با برادری و رفاقت است. در مردمسالاری دینی مردم ولی نعمتان مسئولان هستند و حاکمان می باید خدمتگزاران مردم باشند. در واقع در مشارکت عمومی دو عنصر مشارکت یعنی مشارکت کننده و موضوع مشارکت هردو جایگاه ویژه خود را دارند و مردم به عنوان مشارکت کنندگان، ولی نعمتان موضوع مشارکت یعنی حکومت دینی هستند و دو فاکتور مشروعیت و مقبولیت همپای هم باعث پویایی مردمسالاری دینی می باشند.

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در یکی از بیانات خود می فرمایند: “ما می خواهیم اسلام و حکومت اسلام را به نحوی که شبیه صدر اسلام باشد اجرا کنیم تا غرب معنی درست دموکراسی را به آن حدی که هست بفهمد تا تفاوت میان دموکراسی موجود در اسلام و دموکراسی اصطلاحی مورد ادعای دولت ها آشکار شود”.

اما در مقابل جمهوری اسلامی حقیقی که میراث ناب و گرانبهای امام خمینی(ره) است دشمن در صدد است با کپی برداری از شعارهای انقلاب و به حاشیه راندن منطق امام خمینی(ره) به تعبیر مقام معظم رهبری یک “جمهوری اسلامی تقلبی” را علم کند که چیزی از سیرت مبارک نظام اسلامی به ارث نبرده است. تنها صورتی بی محتوا و متمایل به زرق و برق نظام های سکولار است.

6 - جهانی بودن نهضت امام خمینی(ره)
مقام معظم رهبری فرمودند:”امام نهضت را جهانی می دانست و این انقلاب را متعلق به همه  ملتهای مسلمان، بلکه غیر مسلمان معرفی می کرد. امام از این ابایی نداشت. این غیر از دخالت در امور کشورهاست، که ما نمی کنیم؛ این غیر از صادر کردن انقلاب به سبک استعمارگران دیروز است، که ما این کار را نمی کنیم، اهلش نیستیم؛ این معنایش این است که بوی خوش این پدیده رحمانی باید در دنیا پراکنده شود، ملتها بفهمند که وظیفه شان چیست، ملتهای مسلمان بدانند که هویتشان چگونه است و کجاست. ”

 انقلاب اسلامی هر چند در خطوط مرزی ایران اتفاق افتاد اما تار و پود و بافت روحانی آن بر مفهوم امت اسلامی استوار بود.امام خمینی (ره) رهبرکبیر انقلاب اسلامی  نیز اگرچه بر صیانت از ملت  و نه ملی گرایی تاکید می فرمودند اما اصالت را به مفهوم امت اسلامی می دادند.

با پیروزی انقلاب اسلامی و تشدید و تشجیع روحیه همگرایی بین ملتهای مسلمان جهان که نتیجه فاصله گرفتن از رویکردهای ناسیونالیستی و بلوغ سیاسی جوامع مسلمان ، افزایش ارتباطات بین فرهنگی در عصر ارتباطات و دیالوگ غرض ورزانه غرب در تخاطب مستقیم با جهان اسلام بود مفهوم امت اسلامی بارور شد که اولین ثمرات آن در مقاومت فلسطین، پیروزی حزب الله لبنان بر صهیونیسم، استکبار ستیزی در عراق و افغانستان، فراگیر شدن موج اسلام خواهی در کشورهای منطقه و بویژه در میان جوانان و روشنفکران، پیشرفت های  علمی و فناوری در ایران اسلامی و سایر کشورهای مسلمان،احساس هویت و تشخص در اقلیتهای مسلمان در بیشتر کشورهای غربی و... می توان مشاهد کرد.

7 - حال کنونی اشخاص
امام خمینی(ره) بارها   فرمودند قضاوت در مورد اشخاص باید با معیار حال کنونی اشخاص باشد. گذشته     اشخاص، مورد توجه نیست. مقام معظم رهبری در نمازجمعه14  خرداد تهران با اشاره به طلحه و زبیر های زمان،ملاک قضاوت حضرت امام را در مورد اشخاص حال کنونی آنها عنوان کردند و فرمودند: “بعضی ها با امام از پاریس در هواپیما بودند و آمدند ایران؛ اما در زمان امام به خاطر خیانت اعدام شدند! بعضی ها از دورانی که امام در نجف بود و بعد که به پاریس رفت، با ایشان ارتباط داشتند، در اول انقلاب هم مورد توجه امام قرار گرفتند؛ اما بعد رفتار اینها، موضعگیری های اینها موجب شد که امام اینها را طرد کرد، از خودش دور کرد. میزان، وضعی است که امروز بنده دارم. اگر خدای نکرده نفس اماره و شیطان، راه را در مقابل من منحرف کردند، قضاوت چیز دیگری خواهد بود. مبنای نظام اسلامی این است و امام این جوری عمل کرد.”

عده ای امروز به اسم خط امامی سابق با تمام اجزا و سلول های منطق امام خمینی (ره) مخالفت می کنند و منطق امام را متعلق به دهه60  می دانند. اما آیا می توان این افراد را به خاطر سوابق و یا انتسابشان وفادار به خط امام دانست؟

در تکمله این نوشتار باید گفت جمهوری اسلامی ایران مانند هر نظام سیاسی دیگری دارای صورت و سیرتی است. تجرید صورت و سیرت این نظام نقطه عزیمت زوال و انطباق آن مایه کمال جامعه اسلامی است. حرکت متعالی نظام اسلامی بسته به تحقق شرایطی است که بخشی از آنها صورت رسمی و سخت افزاری نظام اسلامی را تشکیل می دهد و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران احصاء شده اما شرط لازم، ولی غیر کافی است.  شق مهمتر و بنیادی تر این حرکت بنیادی وجوه نرم افزاری و به تعبیری سیرت نظام اسلامی است که در واقع همان جهت گیری های فکری، منطق امام خمینی(ره)، شاخص های اصلی و شعارهای بنیادین انقلاب است.

تهران امروز:الزامات مغفول یک مراسم ملی

«الزامات مغفول یک مراسم ملی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی تهران به قلم عمادالدین پارسا است که در آن می‌خوانید؛مراسم سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) امسال باشکوه‌تر از همیشه برگزار شد و همانطور که انتظار می‌رفت عاشقان خمینی کبیر با حضور کنار مرقد آن عزیز با خلف صالح‌اش تجدید پیمان کردند.

برگزاری این مراسم طی دو دهه گذشته از سنت‌های حسنه سیاسی و اجتماعی در جمهوری اسلامی است که با سخنان روشنی‌‌بخش رهبر معظم انقلاب اسلامی رونق و شکوه مضاعفی می‌یابد و تفسیری صحیح و دقیق از اندیشه‌های حضرت امام(ره) از سوی معظم له به مردم ارائه می‌شود.

فلسفه سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی در این مراسم چنانچه در 20 سال گذشته نیز سابقه داشته است تطبیق اندیشه‌های ناب حضرت امام با نیازها و پرسش‌ها و مسائل روز کشور از سوی صالح‌ترین مفسر اندیشه‌های امام یعنی مقام معظم رهبری است به گونه‌ای که پیوند بین جهت‌گیری‌های اصلی کشور با آرمان‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی ذره‌ای زاویه پیدا نکند و راه روشن پیر جماران همچنان پرفروغ باقی بماند. امسال نیز معظم‌له بر همین اساس بحث خطبه‌های نماز را به شاخص‌های اندیشه امام اختصاص داده و با اشاره به تحولات یک‌سال اخیر کشور نکات مهم و هوشمندانه‌ای را متذکر شدند از جمله اینکه نمی‌توان زیر پرچم امام سینه زد ولی اندیشه‌های امام را گزینشی پذیرفت و مجموعه آرای ایشان را از نظر دور نگه داشت و در این خصوص وصیت‌نامه حضرت امام(ره) به‌عنوان جامع آرای امام جایگاه برجسته‌ای دارد که باید به عنوان صحیفه انقلاب پیش‌روی همه دوستداران و پیروان امام باشد و در واقع شاخص در خط امام بودن است.

مراسم امسال البته دارای حواشی خاصی بود که ذکر نکاتی پیرامون آن مناسب می‌نماید.

2 - بیت مکرم حضرت امام(ره) به‌ویژه حضرت حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج سید حسن خمینی به جهت وابستگی به معمار کبیر انقلاب اسلامی از احترام فوق‌العاده‌ای نزد مردم و نظام اسلامی برخوردارند و حضور ایشان در مراسم سالگرد ارتحال امام نیز از همین شأن ناشی می‌شود.

از این رو هرگونه اسائه ادب و بی‌احترامی به ایشان تحت هر عنوان اقدامی خلاف اخلاق، ارزش‌ها و مصالح کشور است. در مراسم امسال متاسفانه عده‌ای با طرح شعارهای بی‌مورد و نابجا و در حضور چشم میلیون‌ها انسان حاضر در مراسم و کسانی که از تلویزیون برنامه را به‌طور مستقیم مشاهده می‌کردند اجازه ندادند نوه امام(ره) راحل سخنرانی کند و ایشان سخنان خود را نیمه‌کاره رها کرد.

نکته مهم این است که سیدحسن خمینی مانند هر انسان و شهروند دیگری در کشور دارای آرا و عقاید و جهت‌گیری‌های سیاسی خاصی است که قابل احترام است و البته جای ارزیابی، نقد و حتی اعتراض هم دارد ولی مجال طرح نقد در یک مراسم عمومی و آن هم با شلوغ‌کاری نیست به‌ویژه در مراسمی که متولی اصلی آن مقام معظم رهبری است انتظار این است که برای جلوگیری از اینگونه رفتارهای نسنجیده، در کشور برنامه‌ریزی‌هایی صورت گیرد تا آبروی کشور بازیچه عده‌ای قرار نگیرد ضمن اینکه اگر به مواضع فرد یا افرادی نقد و اعتراض داریم فضایی فراهم شود تا با رویکرد دلسوزانه بتوان نقدها را مطرح و پاسخ‌ها را شنید.

3 - برخی حواشی این مراسم مانند تذکر حمید انصاری به رئیس‌جمهور و تذکر متقابل احمدی‌نژاد به انصاری در حالی که میلیون‌ها نفر تماشاگر آن بودند و برخی بگومگوها در حاشیه مراسم بین مقامات دولتی و... نیز اگر وجود نداشت شأن مراسم سالگرد ارتحال امام بهتر رعایت می‌شد و امیدواریم در مراسم مشابه به‌ویژه همین مراسم در سال‌های آینده شاهد تکرار آن نباشیم.

فراموش نکنیم امام راحل محور وفاق و وحدت و همدلی همه نیروهای وفادار به انقلاب و جمهوری اسلامی است و هر جا که نام و یاد آن حضرت هست باید همه نیروهای نظام متحد و یکپارچه اهداف انقلاب را تعقیب کرده و اختلافات را کنار نهند و به فرصت دیگری حواله دهند.

وطن امروز:شاخص غیرقابل تحریف

«شاخص غیرقابل تحریف»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی وطن امروز به قلم فرهاد مستوفی است که در آن می‌خوانید؛آنان که از معرفت دینی و بصیرت شیعی بهره‌برده‌اند در «شناخت» جریانات کمتر دچار اشتباه می‌شوند و در تفکیک راستی و ناراستی، بندرت جانب خطا می‌گیرند. دلیل این مهم،‌همانگونه که گفته شد برخورداری از معرفت و بصیرت دینی است. این مولفه بویژه در کارزارهای عقیدتی متاعی پرگهر است.

گستره معرفت‌اندوزان یا همان خواص،‌ کم‌دامنه است و باید این مهم را نیز مورد اشارت قرار داد که در این حوزه، گاهی تشخیص تفکیک‌ها در رفتارها مشاهده نمی‌شود و به عبارت بهتر تشخیص انحراف «روشنگری» را به دنبال ندارد. در این وضعیت آنچه پسندیده و کارساز است، یافتن ساز و کاری برای آگاه سازی حوزه‌های دامنه‌دار دیگر است.

طبعاً تدقیق در معارف و نظریات اولویت نخست این حوزه نیست. به عبارت ساده‌تر،‌رجوع به مردم و تلاش برای ارتقای سطح بصیرت عموم جامعه نیازمند تعریف پارامترهای شفاف و غیرقابل انکار و تحریف‌ناپذیر است. به همین خاطر اقدام به تعریف شاخص و یا شاخص‌های مورد پذیرش عموم مردم می‌شود و اینک این مشاهده قرابت و فراقت از این شاخص‌هاست که تصمیم‌گیری را برای عموم مردم سهل می‌کند.

در جریان فتنه پس از انتخابات همانگونه که بارها مورد تاکید رهبر انقلاب قرار گرفت، فضایی «غبار آلود» بر بینش سیاسی ملت سایه افکند. تردیدهایی ایجاد شد. خواص سکوت کردند تا شائبه‌ها جان بگیرد. شناخت و تفکیک در رفتار خواص نیامد و گاه تدوین شاخص‌ها فرارسید. فضای غبارآلود محصول «نفاق» فتنه بود و برای رسوایی این نفاق باید شاخصی غیرقابل انحراف تعیین می‌شد. آنچه فتنه کرد تقابل آشکار با جمهوری اسلامی بود به همین خاطر برای افشای فتنه ضدنظام، بنیانگذار نظام بهترین شاخص جلوه نمود. ترویج آرا و دیدگاه‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در فضای نفاق، زلزله‌ای ایجاد کرد و به ناگاه نقاب‌ها قابل رؤیت شد، هر آنچه امام می‌گفت، تبلوری عینی از انحراف فتنه‌گران را نمودار می‌ساخت و عزم‌ها را برای برخورد با فتنه‌گران جزم می‌کرد. امام درباره آمریکا می‌گفت و در ذهن مردم شعارهای انحرافی در 13 آبان تداعی می‌شد.

امام از فلسطین و دشمنی با رژیم تل‌آویو می‌گفت و ریشه‌های صهیونیستی فرقه فتنه برای ملت آشکار شد. امام مختصات ذهنی فتنه را در معرض دید قرار داد. فتنه در مقابل شاخص جمهوری اسلامی و انقلاب به موضع انفعال رفت و بصیرت حوزه‌های عمومی از فتنه مسیر تعالی در پیش گرفت. اینک اوج بصیرت ملت در کنگره 14 خرداد هویدا شد و ملت با شناخت دقیق خود از فتنه، امام‌خواهی و خط امام را فریاد زد: ولایتمداران همانند ولی خود معتقدند امام برجسته‌ترین شاخص انقلاب و نظام است و «بیان» امام، ترسیمگر خط امام است.

پیروان امام، ولایتمداران بصیری هستند که با به ارث بردن قاطعیت پیر جماران، در حرم خمینی کبیر از بیان اعتقادات خود ابا نمی‌کنند. خط امامی‌ها اینگونه‌اند. هرکس داعیه‌ دیگری دارد، واژگان دیگری را جست‌وجو کند. شاید «غیر امامی» واژه مناسبی باشد.

ابتکار:عرصه سیاست یک بار دیگر...

«عرصه سیاست یک بار دیگر صحنه رویارویی مدافعین اسلام سیاسی و اسلام عقیدتی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن می‌خوانید؛تاریخ ایران روزهای سرنوشت سازی را در خود دارد .15 خرداد 1342 یکی از مهمترین آنها است .این روز بزرگ سرآغاز نهضت جهانشمول خمینی کبیراست .قیام این روز 15سال بعد به انقلاب 57 ختم شد . اکنون قریب نیم قرن از آن رخداد تاریخ ساز می‌گذرد و با رصد تاثیرات آن بر تحولات جهان معاصر بیش از پیش اهمیت آن نمایان می‌شود .

درست در بیست و یکمین سالگرد ارتحال معمار بزرگ 15 خرداد و انقلاب 57 ایران، گفتمان اصلی جامعه ایران،چگونگی ادامه راه آن امام (ره )است .به طوریکه رهبر فرزانه انقلاب نیز ترجیح دادند محور صحبت‌های خود در مراسم باشکوه سالگرد را به تبیین شاخص‌های راه امام اختصاص دهند .اهمیت 15 خرداد 42 به نتیجه آن که انقلاب اسلامی است محدود نمی‌شود .

به نظر نگارنده نکته مهم 15 خرداد که شاه کلید مسایل امروز هم هست به تفاوت‌های اندیشه‌ای امام با اسلاف خویش برمی گردد اگر بنا باشد به این تفاوت توجه پیدا کنیم لازم است برشی به تاریخ فقه شیعه داشته باشیم قرائت غالب، رایج و حاکم در حوزه‌ها و در بین علماء بزرگ تا دهه 40 بر اسلام عقیدتی مبتنی بود .

مرحوم آیت الله العظمی بروجردی نماد کامل اسلام عقیدتی در آن زمان به حساب می‌آمد.اسلام عقیدتی نقطه مقابل اسلام سیاسی بود.اسلام عقیدتی بر ابعاد فردی و اخلاقی تمرکزدارد و با ابعاد اجتماعی دین سازگاری ندارد .

عرصه سیاست جولانگاه شاهان بود و مساجد و حسینیه‌ها هم مرکز دلداگی اهالی دین و دل بود .نه شاهان چندان نگران حریم و حوزه نفوذ روحانیت بود و نه روحانیت معترض چگونگی حکمرانی شاهان بودند اگر هم گاهی در گوشه‌ای از حوزه نجف عالمی علیه دخالت‌های انگلیس واکنش نشان می‌داد، در حقیقت این حرکت ناشی از گفتمان غالب نبود بلکه ویژگی شخصی آن عالم به حساب می‌آمد .

بنابراین مرور تاریخ روحانیت شیعه نشان می‌دهد که فضای حاکم تا دهه 40 از منطق عملی نهاد روحانیت نشات می‌گرفت و منطقی که بر اسلام عقیدتی منطبق بود .نادر شخصیت‌های که آثاری در باب اسلام سیاسی دارند خود در حوزه عمل سیاسی به اسلام عقیدتی پایبند بودند اما امام خمینی (ره )در 15 خرداد 42صدای جدیدی را به گوش‌ها رساند و نماینده گفتمان جدیدی در آن دوران شد آن گفتمان اسلام سیاسی بود .مطالعه اتفاقات بعد از 15 خرداد 1342 نشان می‌دهد که حرکت امام (ره ) دو رویه داشت .

رویه اول مقابله با رژیم سلطنت بود و رویه دیگر آن تقابل با اسلام عقیدتی بود .تعابیر امام در شکایت از جفای هم صنفان خود گویای این مرزبندی بود .شاید هیچکدام از شاخص‌های نهضت امام به اندازه شاخص اسلام سیاسی در سی سال گذشته بروز و ظهور نداشته است .قرائت اسلام سیاسی سبب ریزش نیروهای اولیه انقلاب گردید. بسیاری از مبارزین که در مبارزه پشت سر امام بودند بعد از اینکه متوجه قرائت امام از اسلام شدند، راه خود را جدا کردند .

نهضت آزادی از جمله گروههایی بود که خود نماینده اسلام عقیدتی بودند و به تصور اینکه امام هم به این نوع اسلام معتقد است همراه نهضت شدند اما در ادامه وقتی متوجه تفاوت‌ها گردیدند مجبور به جداسازی راه خود شدند . این مقال فرصت جریان شناسی براساس این تفاوت را نمی‌دهد اما کوتاه سخن آنکه اصرار امام بر اسلام سیاسی و اعتراض ایشان نسبت به اسلام عقیدتی،سبب صف بندی‌های سیاسی گردید .

آنهایی که در زمان حیات امام به خط امام شهرت یافتند معتقدین به اسلام سیاسی بودند .حال یک بار دیگر معتقدین اسلام عقیدتی و سیاسی در مقابل هم صف آرایی کرده اند . نکته جالب اینکه در صف بندی‌های جدید جای نیروها عوض شده است .

آنهایی که در زمان حیات امام با عنوان پیروان خط امام سرسخت ترین موضع را در مقابل مدافعین اسلام عقیدتی داشتند امروز خود شعار اسلام عقیدتی سر می‌دهند و مدافعین اسلام سیاسی را بنیاد گرا و رادیکال نام می‌نهند و با تفسیر پست مدرن از اسلام همه شمایل و آثار گذشته را از خود دور می‌کنند .با این توصیف حق نیست که همچنان این گروه خود را خط امام بنامند .خط امام در اسلام سیاسی تبلور دارد و هرکس غیر از این بیندیشد با امام نسبتی ندارد .

ایران:14 خرداد تاریخ‌ساز

«14 خرداد تاریخ‌ساز»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی ایران به قلم محمدحسن روزی‌طلب است که در آن می‌خوانید؛

1- روز 14 خرداد سال 1368، میلیون‌ها نفر از سراسر کشور خود را به تپه‌های عباس‌آباد که امروز مصلای تهران است، رساندند و در حالی که به سر و سینه می‌زدند، در سوگ بنیانگذار انقلاب اسلامی نشستند. همان روز در مجلس خبرگان رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به «رهبری انقلاب» برگزیده شدند تا این جماعت میلیونی با شعار «اطاعت از خامنه‌ای، اطاعت از امام است»، با رهبری جدید انقلاب اسلامی بیعت کند.

2- روز 14 خرداد 1388، میلیون‌ها نفر از سراسر کشور خود را به مرقد امام خمینی در جنوب شهر تهران رساندند و باشکوه‌ترین نماز جمعه تاریخ را به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی اقامه نمودند و بیعتشان را با ولایت‌فقیه تازه کردند. شعارهای «ای رهبر آزاده آماده‌ایم آماده»، «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست» و «حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست» از این میعادگاه حماسه‌ساز به گوش می‌رسید. فتنه سال 88 سبب شده بود تا همبستگی و یکدلی این جماعت، علاوه بر تعدادشان در تاریخ ماندگار شود.

3- روز جمعه در حالی عظیم‌ترین نماز جمعه تاریخ برپا شد که رفتار جماعت نمازگزار با دو سخنران پیش از خطبه به‌خوبی نشان داد که بصیرت مردم ایران و سرمایه اجتماعی ناشی از همدلی و همبستگی در عالی‌ترین درجات قرار دارد. دکتر احمدی‌نژاد، منتخب جمهور ایران که اولین سخنران پیش از خطبه بود، با شعارهای «احمدی دلاور پیرو خط رهبر» و «احمدی بت‌شکن بت بزرگ را بشکن» سخنرانی‌اش را آغاز کرد و به تبیین و تشریح ویژگی‌های امام خمینی‌(ره) پرداخت. او مقابله با ترویج اشرافیت دولتی و ترویج روحیه خدمتگزاری و در کنار مردم بودن را از شاخصه‌های سیاسی امام خمینی‌(ره) دانست. سخنان احمدی‌نژاد که در مواقعی صریحاً فتنه‌گران را نشانه می‌گرفت، بارها با تکبیرهای حمایت‌آمیز همراه می‌شد.

دقایقی بعد سید‌حسن خمینی در پشت تریبون قرار گرفت تا برای نمازگزاران سخنرانی کند، اما با سیل شعارهای «مرگ بر موسوی»، «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند»، «توصیه حاج احمد پیروی از ولایت» و «نواده روح‌الله سید‌حسن نصرالله» روبه‌رو شد. چند بار کنایه‌پرانی سید‌حسن به نمازگزاران سبب شد تا موج‌های بیشتری از شعارها روانه شود و او نتواند به سخنرانی‌اش ادامه دهد! در واقع جماعت میلیونی نمازگزار که پیش از این در روزهای 9 دی و 22 بهمن تکلیفشان را با فتنه‌گران روشن کرده بودند، هشداری سنگین به دوپهلوگویان دادند که این مملکت حسینی بی‌صاحب نیست!

4- رهبر حکیم انقلاب اسلامی نیز که در میان استقبال پرشور و گسترده مردمی به جایگاه خطابه نماز جمعه آمده بودند، سخنانشان را به تبیین شاخصه‌های خط امام‌(ره) اختصاص دادند. ایشان دلیل تأکید بر شاخصه‌ها را به‌منظور جلوگیری از هرگونه انحراف بخصوص انحراف پنهان و غیر‌آشکار دانستند. رهبر انقلاب این ویژگی‌ها را به عنوان شاخصه‌های خط امام برشمردند.

- مواضع صریح و روشن که دنیا را به لرزه درآورد
- تأکید بر اسلام ناب محمدی شامل ظلم‌ستیزی، عدالت‌خواهی و طرفداری از محرومان و مستضعفان
- پافشاری بر نظام حکومتی جمهوری اسلامی که متکی بر رأی مردم و شریعت اسلامی است
- جاذبه و دافعه گسترده؛ طرد قاطعانه کمونیست‌ها، لیبرال‌ها و دلباختگان نظام‌های غربی
- کسی نمی‌تواند خود را رهرو اسلام و خط امام بداند و با کسانی که صریحاً پرچم معارضه با امام را بلند می‌کنند هم‌جهت شود
- اطمینان به وعده الهی و در‌نظر گرفتن محاسبات معنوی و الهی
- معنا نداشتن یأس، ترس، غفلت و غرور در فعالیت‌های سیاسی
- تکیه بر مردم در انتخابات و دیگر مسائل جامعه و کشور
- جهانی بودن نهضت اسلامی و دفاع منطقی و جانانه از ملت فلسطین
- میزان، حال افراد است و گذشته پرافتخار افراد تا وقتی در مقابل گذشته‌شان قرار نگرفته‌اند، مورد محاسبه است.
- برخورد قاطع با افراد به خاطر موضعگیری‌های ضد‌انقلابی

5- مهمترین دکترین امنیتی امام خمینی، برپا کردن حکومت با تأکید بر طبقات محروم و مستضعف جامعه است، به شرطی که این طبقه دارای آگاهی‌ها و شناخت لازم و همبستگی اجتماعی باشند؛ نماز جمعه تاریخی روز 14 خرداد دارای هر دو ویژگی بود و این‌چنین است که حضور میلیونی مردم مسلمان، فرصتی تاریخی را برای جهش ایران اسلامی فراهم می‌کند؛ جهشی که بر ولایت، بصیرت و همبستگی استوار است.

جمهوری اسلامی:نگاه به آینده

«نگاه به آینده»عنوان سرمقاله‌ی رزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛به مناسبت بیست و یکمین سالگرد رحلت امام خمینی پرچمدار بزرگ انقلاب اسلامی و بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، سخنران ها‌، نویسندگان و رسانه‌ها مطالب زیادی در وصف این بزرگ مرد الهی گفتند و نوشتند و منتشر کردند که جامع‌ترین و دقیق‌ترین آنها بیانات رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم روز 14 خرداد بود. واقعیت اینست که امام خمینی به تعبیر رهبر معظم انقلاب "برجسته‌ترین شاخص انقلاب" است که "در رفتار، گفتار و وصیت نامه امام بزرگوار تجلی یافته است."

تکیه همیشگی امام خمینی بر اسلام ناب محمدی، جاذبه و دافعه در دایره مکتب اسلام، یقین به وعده‌های الهی، محاسبات معنوی و تقوا، نگاه جهانی به انقلاب اسلامی، تکیه بر مردم، رویاروئی دائمی با تحجر و ارتجاع، مبارزه قاطع علیه اسلام آمریکائی، ایستادگی بی ملاحظه در برابر نفاق و التقاط و انحرافات فکری و سیاسی، اعلام شجاعانه مواضع انقلاب اسلامی در برابر مستکبران باتکیه بر جهانی بودن نهضت و انقلاب اسلامی، دفاع منطقی و جانانه از ملت فلسطین، توصیف رژیم صهیونیستی به عنوان "غده سرطانی در قلب جهان اسلام" و ضرورت ریشه کن ساختن آن، از ویژگی‌های خط امام هستند. همین ویژگی‌ها امام خمینی را به شاخص انقلاب تبدیل نموده‌اند و جاودانگی امام و خط ا مام را نیز باید در همین ویژگی‌ها جستجو کرد.

خالی بودن وجود امام خمینی از یأس، ترس، غفلت، غرور و خودخواهی و لبریز بودن آن وجود عزیز از تقوای الهی و اخلاص، عامل اصلی برخورداری از آنهمه ویژگی و دست یافتن به آنهمه موفقیت و خدمت به اسلام و مردم بود. همانگونه که رهبر معظم انقلاب در بیانات 14 خرداد فرمودند: "امام، در تمام مسائل شخصی و اجتماعی و سیاسی، حتی در قضاوت‌های خود درباره دشمنان و مخالفان، از جاده تقوا ذره‌ای منحرف نشد و این درسی است برای همه خصوصا جوانان انقلابی و مومن و عاشق امام که حتی درباره مخالف و دشمن هم باید کاملا منطبق برحق و تقوا و عدالت رفتار کرد."

اگر در 21 سال گذشته، مردم ایران و حتی دوستداران انقلاب اسلامی در نقاط مختلف جهان همواره یاد امام را گرامی داشتند و در سالگرد رحلت آن عزیز دوران، وفاداری خود را به راه و خط امام نشان دادند و با گذشت دو دهه از غیبت ظاهری او همچنان نظام جمهوری اسلامی به عنوان ثمره نهضت اسلامی امام خمینی با قدرت و قوت به راه خود ادامه می‌‌دهد، به این دلیل است که وجود ا مام از تقوای الهی و اخلاص لبریز بود و آن پیشوای پرهیزکار هرگز از جاده عدل و انصاف خارج نشد.

برخلاف نظر خام اندیشان و کوته نظران که فکر می‌کنند نظام جمهوری اسلامی به دلیل مواجه شدن با برخی فراز و نشیب‌ها دچار تزلزل می‌شود و آرزو می‌کنند عمر این نظام به پایان برسد و این آرزو را ساده لوحانه در قالب تحلیل! بیان می‌کنند، درختی که امام در سرزمین جان و دل مردم ایران غرس کرده است روز به روز تنومندتر و بالنده‌تر می‌شود و بر همه‌ی موانع غلبه می‌کند و با بنیه‌ای قوی‌تر شاخ و بال می‌گستراند و نه تنها در ایران بلکه در سطح جهان نیز برکات خود را نصیب توده‌های آزاداندیش و آزادیخواه می‌نماید. دل خوش کردن معاندان به اختلافات و درگیری‌ها و این قبیل رویدادها را نشانه ضعف و یا در معرض زوال قرار داشتن نطام جمهوری اسلامی دانستن، ضعف خود آنها را در عرصه شناخت واقعیت‌ها و درک جوهر این نظام و ناتوانی آنان را در تحلیل مسائل به نمایش می‌گذارد. نظام جمهوری اسلامی یک نظام مردمی است که ریشه در اعتقادات مردم دارد و به همین دلیل ریشه‌دار و ماندگار است.

همانگونه که تندبادها و طوفان‌ها قادر نیستند به درختان تنومند و ریشه‌دار آسیب برسانند و حتی خود آنها عواملی برای ماندگاری بیشتر چنین درختانی می‌شوند، رویدادهای سیاسی هرقدر هم که تلخ و گزنده و تکان دهنده باشند نمی‌توانند به یک نظام مردمی که در اعتقادات مردم ریشه دارد آسیبی جدی وارد کنند. تکان‌ها و ضایعات جزئی امری طبیعی است اما همین ضایعات و تکان‌ها را می‌توان با تدبیر صحیح وسیله‌ای برای تقویت نظام قرار داد و زمینه را برای بالنده‌تر شدن و ماندگارتر شدن آن فراهم ساخت.

تدبیر صحیح ایجاب می‌کند، نقاط حادثه خیز و آسیب رساندن شناسائی شوند و برای اصلاح آنها چاره اندیشی گردد. هیچکس نمی‌تواند مدعی بی عیب و نقص بودن رفتارها و عملکردها باشد. همه‌ی دست اندرکاران، انسانند و بر این باورند که کار انسان‌ها معجونی از قوت و ضعف است. افراط ها، تفریط‌ها و اشتباهات، از عوارض کارهای بزرگ به ویژه اداره جامعه است. آنچه مهم است اینست که متولیان امور همواره درصدد ارزیابی عملکردها برآیند و با شناسائی نقاط قوت و ضعف، برای اصلاح امور از طریق تقویت نقاط قوت و چاره اندیشی برای برطرف کردن ضعف‌ها بکوشند.

با اینهمه، وجدان‌های بیدار، ذهن‌های با انصاف و فکرهائی که اسیر تحلیل‌های گروهی و باندی و سفارشی نباشند، این واقعیت را به روشنی در می‌یابند و لمس می‌کنند که نظام جمهوری اسلامی علیرغم همه‌ی افت و خیزها و فراز و نشیب‌های داخلی و علیرغم همه توطئه‌های خارجی، با قدرت و قوت به راه خود ادامه می‌دهد، زیرا توده‌های مردم با این نظام رابطه اعتقادی دارند. این درست است که افراد و جریان‌ها و دولتمردان، می‌آیند و می‌روند و مردم درباره آنها قضاوت می‌کنند و تاریخ نیز واقعیت‌های مربوط به آنها را به ثبت می‌رساند، اما ناپایداری و زشت و زیبای آنان را نباید به حساب اصل نظام گذاشت.

نظام جمهوری اسلامی، میراث ماندگار امام است که بسیاری از افراط‌ها، تفریط‌ها، زشتی‌ها و ضعف‌ها راتاکنون پس زده و زیبائی‌ها و قوت‌ها را حفظ و تقویت نموده و در همه حال، پایدار و استوار باقی مانده است و باقی خواهد ماند. این ما هستیم که باید از فرصت اندکی که در این دنیا داریم برای انجام وظیفه در برابر نظام جمهوری اسلامی که میراث بزرگ امام خمینی است استفاده نمائیم. این نظام، هنوز در اول راه است و کارهای بزرگی در پیش دارد که باید از عهده همه‌ی آنها برآید. نگاه جهانی امام خمینی به نهضت و انقلاب اسلامی اقتضائاتی دارد که با آینده بشریت مرتبط است. به نظام جمهوری اسلامی از این زاویه نگاه کنیم تا از تنگ نظری‌ها و عملکردهای محدود رها شویم.

سیاست روز:امام و امت بی‌نظیر

«امام و امت بی‌نظیر»عنوان سرمقاله روزنامه‌ی سیاست روز به قلم علی یوسف پور است که در آن می‌خوانید؛بیست و یکسال از رحلت حضرت امام خمینی(ره) گذشته است. مراسم سالگرد ارتحال ایشان انگار که اولین سالگرد در گذشت حضرت امام(ره) بود. عاشقان امام از پیرزنان و پیرمردان کهنسال گرفته تا مادرانی که بچه‌های شیرخواره خویش را به همراه آورده بودند – از سراسر کشور با پای پیاده و با وسایل مختلف که بعضا چندین شبانه روز در راه بودند خود را مشتاقانه به حرم مطهر، ایشان رساندند.

بیشتر اقشار جمعیت همان گروهی بودند که حضرت امام یک موی آنان را با کاخ نشینان عوض نمی‌کرد. محرومین و مستضعفین جامعه هنوز عاشقانه به راه امام و آرمانهای امام اصرار دارند. برخی از مردم از ساعات اولیه صبح در صفوف نمازگزاران خود را جای داده بودند و در میان هوای گرم و در فضای آزاد بدون هیچ گونه سایبانی به سخنرانی ریاست محترم جمهوری و خطبه‌های مقام معظم رهبری گوش فرا دادند.

هوشیاری، بصیرت و شناخت دقیق از دشمنان انقلاب و فتنه گران داخلی از دیگر ویژگی‌های این مردم عاشق امام می‌باشد. مردم به طور دقیق و حساب شده و خودجوش شعارهایی را می‌دادند که نشان از بصیرت بالا و آگاهی سیاسی آنان بود.

این ملت و امت همانگونه که حضرت امام فرمودند در تاریخ بی‌نظیر است و هنوز هم که سی و یک سال از پیروزی انقلاب می‌گذرد و بیست و یکسال از رحلت حضرت امام می‌گذرد- هنوز این ملت ایثارگر و مقاوم است و هنوز این ملت تابع ولایت فقیه و رهبری می‌باشد که این تابعیت از رهبری و هوشیاری را در روزهای 9 دی و 22 بهمن 88 و 14 خرداد 89 نشان داده است این ملت نه تنها در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست‌ویکم بلکه درقرن‌های آینده هم رفتار ملت ایران الگو و اسوه ملت‌های جهان خواهد بود.

بعد از سی و یکسال که از پیروزی انقلاب می‌گذرد، امام خمینی همچنان رهبر نهضت‌های ضد استکباری ملل عدالت خواه جهان می‌باشد، هم اکنون استکبار جهانی که در راس آن آمریکا قرار دارد در میان ملل جهان روز به روز منفورتر و منزوی‌تر می‌شود. هم اکنون در بیش از10 کشور آمریکای لاتین رژیم‌های ضد آمریکایی بر سر کار هستند و در قضیه اخیر کشتی‌های آ‍زادی شاهد هستیم که علاوه بر ملت‌های مسلمان که برای محاصره غزه تظاهرات و تجمعات بر پا می‌نمایند نهضت ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی در میان ملل دیگر و حتی اروپا به شدت در حال گسترش می‌باشد- و این مسئله نشان دهنده این مطلب است که آرمانهای حضرت امام خمینی تمام جهان را در نوردیده است و هر روز عمق‌ و وسعت آن توسعه می‌یابد و همانگونه که ابرقدرت شرق از میان رفت در آینده‌ای نه چندان دور شاهد فروپاشی استکبار جهانی و در راس آن آمریکا خواهیم بودو به تبع آن رژیم صهیونیستی نیز از نقشه‌ جهان حذف خواهد شد.

آرمان:تورم تک رقمی و واقعیت‌های موجود

«تورم تک رقمی و واقعیت‌های موجود»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آرمان به قلم مهدی تقوی است که در آن می‌خوانید؛ رئیس کل بانک مرکزی ایران، نرخ تورم منتهی به 12‌ماهه اردیبهشت ماه سال جاری را 9/9 درصد اعلام کرده است. اساسا بانک مرکزی و مرکز آمار ایران، پول و بودجه در اختیار دارند و تغییرات شاخص قیمت‌ها را با نمونه‌گیری اعلام می‌کنند. ما اقتصاددانان مجبوریم حرف این دو نهاد دولتی را بپذیریم. من به عنوان اقتصاددان نمی‌توانم بگویم که آمار بانک مرکزی غلط یا درست است.

بنابراین اتکای ما به آمارهای بانک مرکزی است. اما اگر به طور مثال جهش قیمت‌ها را دریک سال اخیرتا الان در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که قیمت گوشت، سبزی مواد خوراکی و میوه بالا رفته است. همچنین اگر میزان مصرف بنزین را مورد توجه قرار بدهیم، می‌دانیم که میزان سهمیه‌بندی بنزین کاهش یافته و 60 لیتر شده است.

در این حالت خانوارها مجبورند هزینه اضافی بیشتری بپردازند و این هزینه به بودجه خانوارها تحمیل می‌شود. در نتیجه ممکن است این احساس به وجود بیاید که نرخ تورم بالاتر از میزان 9/9 درصد اعلامی از سوی بانک مرکزی است.

البته تعداد کالاهای مورد بررسی هم مهم است. بانک مرکزی تعداد 359 قلم کالا و خدمت را مورد محاسبه دقرار می‌دهد. در حالی که تعداد کالاهای مصرفی خانوارها دست کم 3‌هزار قلم و کالاست. شاید اگر بانک مرکزی تغییرات همه این اقلام را بررسی کند، میزان تورم هم تغییر کند. در عین حال ممکن است الان میزان اجاره بهای مسکن حدود 40‌درصد بودجه خانوار را به خود اختصاص دهد.

اگر بانک مرکزی بیاید وزن 10 درصدی به این مولفه بدهد، میزان تورم را کمتر نشان خواهد داد. در کنار همه این بحث‌ها، موضوع نمونه گیری هم مطرح است. بانک مرکزی به صورت تصادفی از یک تعداد خانوار ایرانی برای محاسبه تورم نمونه گیری می‌کند. اگر این بانک، از طریق سرشماری همه خانوارهای ایرانی، نرخ تورم را محاسبه کند، شاید میزان تورم تغییر کند.

البته کسانی که در شهرهای بزرگ مثل تهران، تبریز، اصفهان و شیراز زندگی می‌کنند، هزینه زندگی در این شهرها را نیز می‌پردازند و برای مثال میزان اجاره بهای مسکن در شهری مثل تهران، بیشتر از اجاره بها در شهرهای کوچک است. علاوه بر این موارد باید تاکید کنم من به عنوان اقتصاددان که کار تحقیقی انجام می‌دهم، نمی‌توانم احساس خودم را در مطالعات اقتصادی دخالت دهم.

ما هیچکدام نه پول زیاد داریم و نه وقت که بخواهیم میزان تورم را محاسبه کنیم و فرضا بگوییم الان میزان تورم 12 درصد است یا 18 درصد و تورم تک رقمی اعلام شده از سوی رئیس کل بانک مرکزی درست نیست. امادر مجموع اشکالاتی به نحوه محاسبه تورم از سوی نهادهای رسمی وارد است وممکن است که ما احساس کنیم نرخ تورم اعلام شده از سوی بانک مرکزی، کمتر از واقعیت‌های موجود است.
 
آفرینش:شبه جزیره کره و دور تازه بحران

«شبه جزیره کره و دور تازه بحران»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن می‌خوانید؛با شکایت رسمی کره جنوبی از پیونگ یانگ به شورای امنیت و متهم کردن کره شمالی به غرق  ناو نظامی آن کشور  دور تازه ای از بحران در شبه جزیره کره آغاز شد. در واقع تنش ها در شبه جزیره کره پس از اینکه نتایج تحقیقات گروه تحقیق چندملیتی  رسما اعلام شد به شدت افزایش یافته است.نتایجی که بر شواهد چشمگیری اشاره میکرد که ناو جنگی چئونان توسط اژدر کره شمالی غرق شده است.

در این میان هرچند کره شمالی هرگونه مشارکت در غرق شدن ناو را رد کرده است و اعلام کرده است که تهدیدهای کره جنوبی را بدون پاسخ نخواهد گذاشت اما با اعلا م نظر گروه تحقیق; فشار های بین المللی بر این کشور کمونیستی شمال شبه جزیره کره افزایش یافته است به گونه ای که اکنون سه کشور کره جنوبی ,ژاپن و ایالات متحده بر دامنه فشارهای خود بر پیونگ یانگ افزوده اند و تلاش میکنند تا با جلب حمایت بیشتر روسیه و چین  گستره تحریم ها و فشار ها را بر کره شمالی افزایش دهند .

در این راستا از یک سو کره جنوبی با انجام دیپلماسی چند جانبه منطقه ای وبین المللی جدا از آنکه مناسبات تجاری را قطع و تحریم هایی را علیه کره شمالی اعمال کرده است دست به تقویت نیروهای نظامی خود در کشور و خطوط مرزی و کاهش شدید مناسبات با کره وبرگزاری و طرح رزمایشهای داخلی و بین المللی با شرکت کشور هایی نظیر امریکا زده است .

از سوی دیگر ژاپن نیز  تحریمها را علیه کره شمالی تشدید  و پارلمان ژاپن نیز  قانونی را به تصویب رساند تا کشتی های مظنون به حمل مواد و تسلیحات هسته ای کره شمالی را درآبهای بین المللی مورد بازرسی قرار دهند.در کنار این رویدادها باراک اوباما با اعلام اینکه  حمله به ناو کره جنوبی تهاجمی غیرموجه و غیر قابل توجیه از جانب کره شمالی است اعلام کرد به عنوان متحد سئول از کره جنوبی در قبال تهاجمات پیونگ یانگ بی هیچ قید و شرطی حمایت خواهد کردو در کنار آن خواهد بود.در واقع این رویدادها درحالی است که   به دنبال اعلام تحریم های کره جنوبی، پیونگ یانگ نیز اعلام کرد که تمامی روابط خود را با سئول به طور کامل قطع می کند و  بر آغاز جنگی دیگر در شبه جزیره کره هشدار داده است.

این در حالی است که کره شمالی سعی دارد تا به اثبات برساند که در غرق شدن ناوجنگی کره شمالی در ماه مارس گذشته هیچ نقشی نداشته است تلاشی که ممکن است تا حدودی حمایت چین وروسیه را در راستای جلوگیری ازاعمال دور دیگری از تحریم ها برانگیزد اما آنچه مشخص  است با موضعگیری های دوپهلوی پکن ومسکو به نظر میرسد که این دو عضو شورای امنیت بیش از ان که به روابط با کره شمالی بیاندیشند به منافع ملی خود  در بحران کره و کسب امتیاز می‌اندیشند.

در این میان با آشکار شدن نقش کره شمالی  در غرق ناو نظامی سئول بی گمان بر دامنه فشار های اروپا ,امریکا و حتی شورای امنیت بر این کشور بحران زده در شبه جزیره کره می افزاید کشوری که در پرتوحکومت اقتدارگرایان حزب حاکم کمونیست و اعمال تحریم های بین المللی  دچار مشکلات اساسی داخلی و اقتصادی است .چه اینکه عملااقتصاد کره شمالی به سمت نظریه  نظامی گری در مرحله اول حرکت کرده که این نظریه سیستم دفاع نظامی را بالاتر از هر اولویتی در مملکت قرار داده است. یعنی  با تمرکز بودجه کشور بر توسعه ارتش حدود 2/1 میلیون نفری باعث کم توجهی به سایر ابعاد اقتصاد ملی شد که  باعث بحران اقتصادی وغذایی دراین  کشور شد.

بحران هایی که با وجود کمک های کره جنوبی و بهبود روابط با کره جنوبی تا حدی کاهش  یافته بود اما هم اینک به نظر میرسد دور دیگری از مشکلات این کشور23 میلیونی در راستا ی افزایش تنش با سئول آغاز شده دوری که هر چند با واقع بینی مقامات حزب کمونیست باعث آغاز جنگی دیگر در شبه جزیره کره نمیشود اما مشکلات سیاسی ; اقتصادی، غذایی  وامنیتی را بر این کشور دارنده سلاح هسته ای امادارای اقتصادی  ضعیف و در حال فروپاشی  را افزایش خواهد داد.
   
جهان صنعت:منتقدی که به دنبال نتیجه نیست‌

«منتقدی که به دنبال نتیجه نیست‌»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جهان صنعت به قلم خاطره  وطن‌خواه‌ است که در آن می‌خوانید؛ رییس مجلس شورای اسلامی در سخنانی عنوان کرده نحوه برنامه چهارم از نظر چارچوب‌ها بد نبود اما اینکه چرا خوب اجرا نشد، جای سوال است.

آقای لاریجانی در شرایطی چنین سخنانی را مطرح می‌کند که دو سال از زمان اجرای برنامه چهارم در دوران ریاست وی بر مجلس سپری شده است. اگر واقعا آقای لاریجانی در کسوت ریاست مجلس نسبت به نحوه اجرا برنامه چهارم و دست نیافتن به اهداف آن اظهار ناراحتی و نگرانی می‌کند، حداقل کاری که می‌توانست در این دو سال انجام دهد، اجازه طرح سوال از رییس‌جمهور بود اما آقای لاریجانی نه تنها عملا نشان داد که هیچ علاقه‌ای به روند اجرای برنامه چهارم ندارد بلکه به دولت اجازه می‌دهد که سه ماه  بی‌برنامگی را بدون تسریع در روند تصویب برنامه پنجم تجربه کند. چنین ریاست مجلسی برای دولتی که آهنگ حرکت خود را بر مبنای ساختارشکنی در اقتصاد نهاده، بهترین نوع تعامل است.

در واقع آقای لاریجانی از لحاظ سیاسی بهترین همراهی را با دولت داشته است چه آنکه در رفتار دولت عملا نشانی از توجه به انتقادهای رییس مجلس و نمایندگان منتقد برنامه‌های اقتصادی دیده نمی‌شود.
رییس محترم مجلس در حالی آرمان خود را انتزاع دولت از درآمد نفت عنوان کرده که دو بودجه‌ای که در دوران ریاست او بر مجلس به تصویب رسیده بیش از 80 درصد وابسته به نفت است.

بررسی رفتار سیاسی آقای لاریجانی حکایت از انتقادهای گاه و بیگاه رییس مجلسی دارد که علاقه‌مند است منتقدی باشد که به دنبال به نتیجه رسیدن انتقادهای خود نیست. حال از آقای لاریجانی باید این سوال را پرسید که چه اصراری به ادامه چنین مواضعی دارد؟ مگر نه این است که منتقد به دنبال اصلاح امور است؟

دنیای اقتصاد:خیانت به تورات

«خیانت به تورات»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم محمود صدری است که در آن می‌خوانید؛تهاجم به ناوگان کمک‌های انسان‌دوستانه برای فلسطینی‌های ساکن غزه، رژیم تل‌آویو را در تنگنای سیاسی- دیپلماتیک، حقوقی- اخلاقی و دینی- ایدئولوژیک قرار داده است.

این تنگنای سه وجهی به احتمال زیاد بر وضع بین‌المللی اسرائیل در آینده تاثیر منفی عمیقی خواهد گذاشت.

از نظر سیاسی، بقای اسرائیل تاکنون وابسته به حمایت مطلق ایالات متحده آمریکا، کشورهای اروپایی و روسیه بوده است. حتی در هنگامه جنگ سرد که بلوک‌های شرق و غرب برسر همه مسائل جهان اختلاف داشتند و شوروی، چریک‌های فلسطینی را مسلح می‌کرد، هرگز محو اسرائیل و حتی تضعیف آن در دکترین سیاست خارجی کمونیست‌های کرملین قرار نگرفت.

اما در پی وقایع هفته گذشته، کمتر کشوری بود که تصریحا یا تلویحا به اسرائیل خرده نگیرد. حتی آمریکا که حامی سنتی رژیم تل آویو است و از همه سیاست‌ها و رفتارهای این رژیم حمایت می‌کند، اکنون ناچار به اتخاذ موضع انتقادی شده است.

این واکنش‌ها حتی اگر تاثیر عملی فوری بر وضع اسرائیل نگذارد، قدرت بازیگری جهانی این رژیم را محدودتر خواهد کرد.تهاجم به ناوگان کمک‌های انسان‌دوستانه، از نظر حقوقی و اخلاقی نیز عدول از پروتکل‌های قانونی و عرفی جهانی در باب جنگ‌زدگان و آوارگان امری مذموم و شایسته پیگرد قضایی بین‌المللی است؛ یعنی اگر وکلای قربانیان این تهاجم در محاکم بین‌المللی طرح دعوا کنند، این محاکم ملزم به پیگیری و صدور حکم هستند.

اما مهم‌تر از این مذموم‌های سیاسی، حقوقی و اخلاقی، این تهاجم اسرائیل را با بحرانی عمیق در حوزه دینی و ایدئولوژیک روبه‌رو کرده است.

نخست‌وزیر ترکیه با بهره‌گیری از این فقره اخیر، خیانت رهبران سیاسی و نظامی تل‌آویو به کتاب مقدس یهودیان را به آنان گوشزد کرد. اردوغان با نقل جمله‌ای از تورات (به زبان انگلیسی کلاسیک) که در آن خداوند انسان را از ریختن خون بی‌گناهان منع کرده است، به سران رژیم تل‌آویو یادآوری کرد که با این کارشان به تورات خیانت کرده‌اند.

بحران ناوگان کمک‌های انسان‌دوستانه به هر حال پایان می‌پذیرد؛ اما ضربه آن به مشروعیت سیاسی، اخلاقی و ایدئولوژیک رژیم تل‌آویو، آثاری عمیق به جا خواهد گذاشت و دفاع از این حکومت را دشوارتر از پیش خواهد کرد.

حالا دیگر افسانه قوم سرگردان، زیر سایه رهبرانی که مردمانی از ملیت‌های گوناگون و دست بر قضا عمدتا غربی و در حوزه فرهنگی عبری – مسیحی را کشته‌اند، رنگ می‌بازد. چنین واقعه‌ای سلاح اصلی؛ یعنی تشبث به عواطف جهانی را از دست رهبران تل‌آویو خارج خواهد کرد و به فلسطینی‌ها فرصت خواهد داد که از سلاح مظلومیت، بهتر استفاده کنند.

پول:تحریم؛ بازی باخت- باخت

«تحریم؛ بازی باخت- باخت»عنوان سرمقالهی  روزنامه‌ی پول به قلم کامران مؤید دادخواه است که در آن می‌خوانید؛ایالات متحده آمریکا این روزها تلاش زیادی می‌کند تاجامعه جهانی را به دورتازه تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران ترغیب کند.

نمی توان گفت دراین زمینه موفقیت کامل با آمریکا بوده به این دلیل که ایران هم درپهنه جهانی هم پیمانانی دارد وکشورهایی هستند که با درنظر گرفتن منافع ملی خود، از سیاست‌های هم پیمان خود حمایت می‌کنند. اکنون که فشارهای جامعه جهانی به ایران افزایش یافته، این پرسش مطرح می‌شود که آیا تحریم می‌تواند سلاح کارسازی برای محدود ساختن جمهوری اسلامی باشد واین که درپیش گرفتن چنین سیاستی چه آثار وعواقب منفی برای دو طرف به دنبال دارد؟ نخست لازم است بدانیم آمریکا و متحدانش از تحریم ایران چه اهدافی را دنبال می‌کنند؟ مجموعه‌ای از کشورها برخی رفتارها را نمی‌پذیرند و طبیعی است که در برابر آن واکنش نشان می‌دهند.
 
بمب‌گذاری در هواپیمای مسافربری توسط لیبی قابل قیاس با اراده ایران برای دستیابی به انرژی هسته‌ای نیست اما مثال خوبی است برای اینکه نشان دهیم چرا یک کشور مورد تحریم قرار می‌گیرد. همچنین جامعه جهانی حمله به کویت توسط عراق را برنمی‌تابد. بنابراین یک کشور، یا گروهی از کشورها یا سازمان‌ملل متحد در برابر آن واکنش نشان می‌دهند. به این مفهوم، تحریم‌های اقتصادی جزئی از سیاست خارجی کشورهاست.

در مناسبات بین‌المللی کشورها سعی می‌کنند با سیاست‌های تشویقی، دیگران را به انجام کاری وادارند یا با فشار آنها را از اقدامی بازدارند. به عبارت دیگر، سیاست خارجی و دیپلماسی یک فرآیند بده و بستان است. وسایل کار نیز طیف گسترده‌ای از سیاست هارا شامل می‌شود که در یک سو پرداخت کمک مالی، افزایش بازرگانی و سرمایه‌گذاری است و در سوی دیگر تحریم اقتصادی، خرابکاری و حتی جنگ.

راه میانه اما ایجاد هزینه اقتصادی برای کشوری است که عملی خلاف خواسته جهانی(خواه حق با آن کشور باشد یا نباشد) انجام داده و تحریم اقتصادی یکی از راه‌های آن است. تحریم می‌تواند یک‌جانبه یا با شرکت چندین کشور باشد. بی‌شک هرچه تعداد تحریم‌کنندگان بیشتر باشد، کارآیی و امید موفقیت آن بیشتر خواهد بود. امید تحریم‌کنندگان آن است که کشور تحریم شده زیان تحریم را در برابر سود کاری که انجام داده بسنجد و دست از سیاست خود بردارد.

به همین دلیل برخی اوقات تحریم‌کنندگان می‌گویند که اگر رفتار کشور تحریم‌شونده عوض شود، تجارت را با آن کشور گسترش می‌دهند یا کمک‌ مالی خواهند کرد. یک پرسش اساسی این است که تحریم‌ها تا چه حد موفق بوده‌اند؟ اگر هدف تحریم تغییر رفتار سیاسی کشور تحریم شده بوده است باید گفت که تحریم‌ها به طور کلی ناموفق بوده‌اند و بیشتر جنبه نمایش و تظاهر به انجام کاری دارند تا اینکه عملا کاری انجام شود.

بهترین نمونه این موضوع کوباست که در 90 مایلی فلوریدا قرار دارد و از سال 1959 تحت تحریم‌های ایالات متحده بوده است. بیماری و ناتوانی فیدل کاسترو هم رفتار کوبا را عوض نکرد.

اگر درهمین زمینه به تحریم ایران نگاه کنیم می‌بینیم، در نتیجه تحریم ایران کشورهای جنوبی حاشیه خلیج‌فارس که تا سه یا چهار دهه پیش در زمره کشورهای عقب مانده وتوسعه نیافته بودند امروز به مراکز بازرگانی و مالی خاورمیانه تبدیل شده‌اند. حال آنکه هیچ کشوری شایسته‌‌تر از ایران برای احراز این مقام نیست.
 
در شرایط مساوی و اقتصادی نبود تهران می‌بایست مرکز بازرگانی و مالی خاورمیانه و آسیای میانه باشد. زیرا هیچ شرکت بزرگی، دوبی یا قطر را به ایران ترجیح نمی‌دهد. مورد دیگری زیان تحریم‌ها بر هواپیمایی ایران بوده است. در 30 سال گذشته ایران ناچار بوده هواپیماهای دست دوم و هواپیماهای ساخت روسیه را بخرد. درحالی که به این هواپیماها هیچ اعتمادی نیست و با افسوس باید گفت این گونه تحریم‌ها درحالی که شریان هوایی ایران را قطع نکرده، فقط به زیان مردم تمام شده وچهره‌ای غیر انسانی از تحریم برجای گذاشته است. ازسوی دیگر ایران کشوری است که با منابع عظیم نفت و گاز و بهره‌برداری از این ذخایر مستلزم سرمایه‌گذاری و تکنولوژی پیشرفته است.

تحریم‌ها باعث شده‌اند ایران نتواند سرمایه‌گذاری خارجی را برای بهره‌برداری از این منابع جلب کند و در نتیجه از تکنولوژی پیشرفته محروم شده است. در حالی که ایران به سادگی می‌توانست روزانه شش ‌میلیون بشکه نفت تولید کند. محصول فعلی ایران در حد چهار میلیون بشکه مانده است و هر سال نیز مقداری از این ظرفیت کاسته می‌شود.

این در حالی است که کشورهای همسایه مانند قطر و آذربایجان از موقعیت استفاده کرده و تولید خود را افزایش داده‌اند. رو کردن ایران به شرکت‌های دست ‌دوم چینی و مالزیایی نیز جز زیان در بلندمدت نتیجه‌ای نخواهد داشت.افزون بر این ایران بهترین راه ترانزیت نفت و گاز آسیای مرکزی به بازارهای جهانی است.

در این مورد نیز تحریم‌ها باعث دور زدن ایران و انتقال نفت و گاز، حوزه دریای مازندران از راه‌های دیگر شده است. بنابر آنچه گفته شد کشورهای رقیب و همسایه سود خود را در ادامه تحریم ایران می‌بینند. از این رو می‌کوشند به هر نحوی که ممکن است ایران همچنان تحت تحریم باقی بماند. از سوی دیگر کشورهایی که ادعای دوستی با کشور تحریم شده دارند معمولا دنبال منافع خود هستند.

روسیه با کمک کشورهایی که زمانی آنها را استعمار کرده بود، ایران را از حقوق خود در دریای مازندران محروم کرده است. از سوی دیگر کالاهای چینی بازارهای ایران را انباشته‌اند و موجب زیان و حتی ورشکستگی بعضی تولیدکنندگان ایرانی شده‌اند. با این حال روزی که منافع این کشورها ایجاب کند همان دوستی ظاهری را هم کنار خواهند گذاشت.
 
آمریکا و چین معاملات گسترده‌ای دارند. چین بیش از 800‌میلیارد دلار اوراق قرضه آمریکا را خریداری کرده است. اضافه بازرگانی خارجی چین با آمریکا سالانه بیش از 200‌میلیارد دلار است. اگر آمریکا فشار بیاورد چین به سادگی ایران را رها خواهد کرد. ایران برگ برنده‌ای به نام چین ندارد. این چین است که برگی به نام ایران دارد. در اینجا باید اشاره کرد که زیان‌های تحریم شامل هر دو کشور تحریم‌کننده و تحریم‌شونده می‌شود.

بی‌شک آمریکا از تحریم ایران زیان دیده و در بسیاری موارد چه در صنعت نفت و گاز و چه در دیگر فعالیت‌ها جای خود را به چین و دیگر کشورها داده است. چندی پیش مجلس نمایندگان و سنای ایالت ماساچوست لایحه‌ای را برای تحریم شرکت‌هایی که با ایران معامله دارند یا در آنجا سرمایه‌گذاری می‌کنند در دست بررسی داشت، این لایحه از ایالت می‌خواست که سهام چنین شرکت‌هایی را برای صندوق‌های بازنشستگی نخرد و اگر چنین سهامی را دارد، آنها را بفروشد.

من به عنوان شاهد در کمیته مشترک سنا و مجلس نمایندگان برای امور عمومی حاضر شدم و گفتم که چنین اقدامی صرفه نظر از آنکه بی‌اثر است به ضرر صندوق‌های بازنشستگی ماساچوست نیز هست،. زیرا اگر این سهام را خریده‌اند آنها را بهترین می‌دانسته‌اند و با اجبار به فروش آنها باید سهام غیرمرغوب را جایگزین آنها کنند. آنچه تاکنون گفتیم ضررهای کوتاه‌مدت و میان‌مدت بود ولی تحریم‌ها در بلند‌مدت هم آثار اقتصادی مخربی بر ساختار اقتصادی کشور تحریم‌شده خواهند گذاشت. پس چه باید کرد؟ شاید راه‌حل اصلی مذاکره و حل اختلاف باشد. از جنگ و جدال چیزی عاید کشوری نشده است. در این راه شاید قدم اول اجتناب از ایجاد تنش است.

برای خارج شدن از چنبره جهان سوم باید اقتصاد محکمی داشت و با ارزیابی شرایط داخلی کشور و شرایط بین‌المللی به نگره جدیدی نسبت به جهان رسید تا بتوان مسیر رشد و توسعه را هر چه زودتر در تعامل با دنیا پیمود.

نفع ایران در حل اختلاف و برداشتن تحریم‌هاست. نفع آمریکا هم در همین است. تئوری اقتصاد بین‌الملل به ما می‌آموزد که آزادی بازرگانی بین‌المللی به نفع کشوری است که تجارت خود را آزاد کند. تحریم‌ها محدود ساختن بازرگانی بین‌المللی است و برداشتن تحریم‌ها رفاه هر دو کشور را افزایش خواهد داد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها