چرا طلاق می گیرید؛
شاید این سوال که اصلا چرا طلاق می گیرید، سوال خیلی خیلی مبهمی باشد، آن قدر مبهم که هیچ کارشناسی ، نمی تواند به درستی به آن جواب بدهد.
عوامل طلاق ، به اندازه خود آدمهایی
کد خبر: ۳۳۲۳۸
که طلاق می گیرند متفاوتند، اما در این میان عاملهایی هستند که می توان طلاق را بیشتر از سایر عاملها به آنها نسبت داد.
آنها یاد نگرفته اند زندگی کنند!
یکی از مهمترین مواردی که بیش از همه، به نظر می رسد، در ایران، باعث گسترش سریع طلاق شده است آن است که جوان ترها یاد نگرفته اند چطور باید با یک نفر دیگر از جنس مخالف کنار بیایند، آنها یاد نگرفته اند چطور با هم باشند و با هم زندگی کنند.
این باعث می شود که هر روز، زندگی را برای خودشان و طرف مقابل تلخ می کنند.
دکتر صاحبی ، عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد، در این مورد معتقد است که نبود آموزش صحیح در امر ازدواج آمار طلاق را از 20 سال پیش تاکنون ، 40 درصد افزایش داده است.
او با اشاره به این که تا کنون ، آموزشی در زمینه ازدواج به جوانان داده نشده است می گوید: واقعیت زندگی مشترک ، مخالف تصورات ذهنی جوانان امروز است.
به اعتقاد این استاد دانشگاه ، تعریف جوانان از زندگی مشترک ، نادرست و قالبی بوده و با این شرایط، آنها به انسجام فکری نخواهند رسید.
دکتر مهرانه شهیدی ، روانشناس خانواده نیز در این مورد می گوید: متاسفانه جوانان در جامعه ، مهارتهای نحوه برقراری ارتباط با دیگران را نیاموخته اند، به همین دلیل به جای بیان صریح افکار و ایده های خود و برقراری هماهنگی و همدلی در ازدواج ، سعی در تصحیح و تغییر عقاید همسران و همگام کردن آنها با خواسته های خود را دارند و این مساله از عوامل بروز اختلاف در خانواده است.
دکتر اشرف السادات موسوی ، عضو هیات علمی دانشگاه ، همچنین عدم آشنایی با راههای درک متقابل از طرف مقابل را از مهم ترین علل طلاق ، دانسته و می گوید: «خانواده ها مهارتهای زندگی اجتماعی را به جوانان نیاموخته اند، بلکه تنها آنها را به تحصیل و حضور در دانشگاه تشویق می کنند، علاوه بر این ، توجه بیش از حد والدین به جوانان ، آنها را متوقع ساخته است ، به نحوی که تصور می کنند شریک زندگی شان نیز، همانند خانواده باید در خدمت آنها باشد.»
دکتر موسوی ، با اشاره به ضرورتهای آموزش کافی در زمینه زندگی اجتماعی قبل از ازدواج به جوانان متاسف است که بعضی متولیان مشاوره و آموزشهای قبل از ازدواج نیز مهارتهای لازم برای ارائه مشاوره ها و آموزشهای اصولی را ندارند. بر این اساس ، باید تدبیرهای اساسی برای آموزش این افراد در نظر گرفته شود.
قوانینی که ناقصند!
یکی دیگر از عواملی که باعث شده است آمار طلاق بالا برود، قوانین ناقصی است که سبب می شوند، برخی از افراد بتوانند در برخورد با کوچک ترین مشکلی به فکر طلاق بیفتند.
راه چمنی ، رئیس سازمان بهزیستی ، در این مورد معتقد است که برخی قوانین افزایش دهنده آمار طلاق در کشور، باید اصلاح و تعدیل شوند.
به گفته وی دادگاه خانواده در مواردی ، بر پایه مصاحبه ای کوتاه با زوجها یا با استناد به قوانین ناقص ، اقدام به صدور رای طلاق می کند، ضمن آنکه آنها به دلیل وجود برخی قوانین ، به راحتی اجازه طلاق توسط مرد را صادر می کند و موجب افزایش آمار این معضل اجتماعی می شوند.
وی یکی از راههای کاهش طلاق در جامعه را، تصویب قانونی در مجلس می داند که بر اساس آن دادگاه بدون صدور گواهی سازمان بهزیستی ، دال بر نبود امکان سازش بین زوجها، اقدام به تشکیل پرونده طلاق در محاکم نکند.
از جمله قوانینی که احتمالا رئیس سازمان بهزیستی به آنها اشاره می کند، می توان از ماده 1133 قانونی مدنی نام برد که در آن آمده است: «مرد می تواند، هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق دهد.»
در واقع این ماده قانونی ، حق طلاق را منحصر به مرد می داند، و می گوید که مرد، هر زمان بخواهد می تواند همسرش را طلاق دهد.
البته شاید نتوان تنها صرف وجود ماده 1133را مهم ترین دلیل بر وجود طلاق و یا افزایش آن دانست ، اما به هر دلیل ، این ماده به راحتی به مرد، مجوز طلاق همسرش را می دهد.
این اعتیاد کوفتی!
از دیگر عوامل مهمی که باعث افزایش آمار افرادی می شود که در پیچ و خم دادگاهها، دنبال خوردن مهر طلاق بر روی شناسنامه شان هستند، اعتیاد لعنتی است.
رئیس دادگستری شهرستان اسلامشهر، با اشاره به پنجاه تا شصت پرونده درخواست طلاق در ماه به این دادگستری ، عامل عمده افزایش طلاق در این شهرستان را اعتیاد، عنوان می نماید.
حجت الاسلام والمسلمین جعفر نجفی رسا، رئیس دادگستری اسلامشهر، در این مورد می افزاید: اکثر طلاقهای مختومه در این شهرستان ، توافقی بوده است که بیشتر درخواستها هم ، در دوران نامزدی و به علت اعتیاد همسر ارائه می شود.
دکتر راه چمنی ، رئیس سازمان بهزیستی نیز یکی از علتهای اصلی وقوع طلاق در خانواده های ایرانی را اعتیاد همسر می داند و معتقد است عامل 50درصد طلاقها، اعتیاد یکی از زوجها است.
این یک فیلم هندی است دستمال بردارید
متاسفانه برخی از دختر و پسرها، تنها به دنبال یک عشق زودگذر و بدون شناخت ، دنبال ازدواج می روند و فکر می کنند زندگی هم همین فیلمهای آبکی هندی ، یا نمونه ایرانی اش فیلمفارسی های خنده دار است که دختر و پسر، پس از ازدواج در پشت بام خانه یا در جنگل ، چادر می زنند و با هم سالها به خوبی و خوشی زندگی می کنند.
غافل از آنکه زندگی مشترک ، از یک فیلم مستند و واقعی هم باید واقعی تر باشد.
ازدواج کوچولوها
اگرچه تا همین چند دهه قبل، همه فکر می کردند که خوب است دخترها را زودتر شوهر داد و برای پسرها هم همین که از سربازی برگشتند باید زن گرفت ، اما در شرایط جدید جامعه ، مشخص شده است که ازدواج در سنین پایین از عوامل مهمی است که باعث می شود تا پایه های ازدواج ، بیشتر در معرض توفان طلاق قرار بگیرند.
دکتر اشرف السادات موسوی ، روانشناس خانواده ، ضمن بیان اینکه اعتیاد، تفاوتهای پایگاهی و خاستگاهی ، ازدواجهای اجباری ، مداخلات نزدیکان ، نداشتن مهارتهای برقراری ارتباط صحیح و مناسب ، برخوردار نبودن از توان و قدرت حل مساله و... و از جمله علل طلاق در جامعه می داند می افزاید:ازدواجهای قبل از سنین بیست سالگی بدلیل این که افراد هنوز به رشد کامل عاطفی و فکری و روانی نرسیده اند، بیشتر در معرض و تهدید طلاق قرار دارند.
مهین خلیلی ، رئیس کمیته امور بانوان آموزش و پرورش میاندوآب ، نیز در این مورد معتقد است که بر اساس آمار موجود 31 درصد ازدواجهای 16 تا 21 ساله به طلاق منجر می شوند.
منیره نوبخت ، عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان ، ضمن بیان اینکه عدم آگاهی زوجها از تکالیف یکدیگر، از علل افزایش آمار طلاق در سالهای اخیر بوده است.
ملغمه دو فرهنگ متفاوت
یکی دیگر از عواملی که باعث شده است در ایران آمار طلاقها برود بالا، آن است که حالا به دلیل نقل و انتقالات وسیع و سریع آدمها، این امکان به وجود آمده است تا انسانهایی با فرهنگها و تفکرات مختلف کنار هم قرار بگیرند و این اختلاف فرهنگی در برخی مواقع به حدی است که باعث می شود دو تا جوان هر چند تحصیلکرده نتوانند به خوبی با هم کنار بیایند و کارشان به دادگاه و طلاق کشیده شود.
علاوه بر این ، در شرایطی که تفاوتهای فرهنگی شدیدی وجود داشته باشد، خانواده های دو طرف نیز از جهت طرز تفکر با هم تفاوتهای اصولی دارند و به همین دلیل کوچک ترین دخالت افراد خانواده می تواند سبب شود آنها به آسانی از یکدیگر جدا شوند و زندگی شان به راحتی با شکست مواجه شود.
دکتر مهسا صدیقی ، روانشناس ، دخالتهای خانوادگی را از علل مهم طلاق دانسته و می گوید: «متاسفانه در جامعه ما ازدواج نه پیوند دو نفر بلکه وصلت خانواده ها با سنتها و عقاید مختلف است؛ به همین دلیل جوانان برای موفقیت در زندگی خود باید از آموزشها و توانایی های لازم برای برقراری ارتباط صحیح و مناسب با این گروه بزرگ برخوردار شوند.»
من یک تراکتور هستم
علاوه بر مهم ترین عواملی که برای طلاق بیان شد، عوامل بسیار دیگری هم هستند که باعث شده اند آمار طلاق همچنان برود بالا و بالاتر، شرایط سخت زندگی کنونی و ساعتهای کار طولانی و خسته کننده، اختلافات شدید سنی ، مطلوب نبودن فرآیند همسریابی ، بیکاری و مشکلات اقتصادی خانواده ، خشونتهای خانگی علیه زنان ، گسترش ازدواجهای اینترنتی ، انتخابهای عجولانه و احساسی ، دخالت اطرافیان ، اختلاف سطح تحصیلات ، عدم توجه به ارزشهای دینی ، عدم ارائه خدمات مناسب مشاوره ای قبل از طلاق و تعدد همسران از دلایل دیگری هستند که باعث طلاق می شوند.
وقتی شانه ای برای گریه کردن نیست
کودکان طلاق ، نخستین قربانی یک زندگی نیمه کاره هستند.
قربانیان بی صدای یک سیب عشق گاز زده.
بچه های طلاق در اول خط زندگی و درست در مهم ترین دوران زندگی و زمانی که شخصیت آنها دارد شکل می گیرد و دوران بلوغ شخصیتی را می گذرانند، می روند به قعر جدول مشکلات ، یعنی از حیاتی ترین حق یک انسان یعنی پدر و مادر بی نصیب می مانند، این مساله باعث می شود آنها با مشکلات بسیاری روبه رو شوند که حل هر کدام از آنها زمان زیادی می برد.
تحقیقات صورت گرفته در یک دبیرستان پسرانه نشان می دهد که بچه های خانواده های شکست خورده ، در انجام فعالیتهای اجتماعی ، عقب ماندگی دارند و افرادی عصبی و تندخو هستند، نسبت به امور زندگی بدبین هستند و تمایلشان برای انحرافات بیشتر از دیگران است.
نادر آقاخانی ، استادیار دانشگاه علوم پزشکی ، درباره کودکان طلاق می گوید:«در پژوهشی که به صورت توصیفی تحلیلی درباره سی کودک نه تا چهارده ساله تهرانی از والدین طلاق گرفته انجام شد، نتایج تکان دهنده ای به دست آمد؛ این نتایج نشان می دهد اکثر کودکان دچار احساس ناامیدی ، ترس و گیجی بودند و آرزو داشتند همه چیز حتی با وجود اختلافات شدید به حالت قبل از طلاق برگردد.»
از سوی دیگر آمار و ارقام نشان می دهد هشتاد درصد از زندانیان ایران که به خاطر مسائل جنایی بازداشت شده اند، مشکل جدایی پدر و مادر را تجربه کرده اند و به عبارت دیگر فرزندان طلاق هستند.