آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
من در تاریکی شاهد کارهایش بودم اما طوری وانمود کردم که خواب هستم. به طرف دستشوییها رفت، مدتی گذشت به بهانه مسواک زدن بیرون رفتم تا ببینم موسوی کجا رفته. سعی کردم مرا نبیند زیرا احتمال میدادم ناراحت شود. حاجی هم احساس کرده بود کسی آمده برای همین از داخل توالت بیرون نمیآمد زیرا نمیخواست شناخته شود.
صدا زدم حاجی منم، در را باز کرد. آفتابه و جارو در دست توالتها را میشست!. بعد از آن هم چهارپنج تشت لباس بچهها را جمع کرده و مشغول شستن شد.
برای بچهها خیلی عجیب بود و نمیدانستند چه کسی لباسهای آنها را شسته است. اگر چه در بین نیروهای تخریب اینگونه کارها متداول بود.
وبلاگ یادمان بچههای تخریب
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....