در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این حادثه در دومین هفته خردادماه 9 سال قبل به وقوع پیوست و مردی به نام پژمان دوقلوهای سه ساله خود و همسرش را در زیرزمین خانه حبس کرد و قصد داشت آنان را به قتل برساند اما زن جوان توانست با پلیس 110 تماس بگیرد. مأموران کلانتری قلهک وقتی از ماجرا باخبر شدند خانه موردنظر را به محاصره درآوردند. کارآگاهان با توجه به وضعیت روحی و روانی مرد صاحبخانه و احتمال بروز جنایت با حساسیت ویژهای عملیات خود را پی گرفتند و توانستند مرد قوی هیکل را دستگیر کردند.
پژمان ابتدا ادعا کرد در خانهاش به تنهایی زندگی میکند و اعضای خانوادهاش در سفر هستند، اما کارآگاهان با شنیدن نالههای فرزندان خردسال او به بازرسی از خانه پرداختند و زن و بچههای مهندس 30 ساله را در حمام پیدا کردند و پژمان را به کلانتری انتقال دادند. این مرد که حالت عادی نداشت، در بازجوییها به هذیانگویی پرداخت و با بیان اینکه یک جنتلمن است و اعضای خانوادهاش را دوست دارد، از ماموران خواست وی را آزاد کنند.
در این بین وقتی همسر 25 ساله متهم بهبودی نسبی پیدا کرد به کارآگاهان گفت: «در مدت چهار سال زندگی با «پژمان» خیلی راحت بودیم، او مرد خوب و پدر دلسوزی بود، هیچ وقت از نظر رفاهی مشکل نداشتیم و همیشه از زندگی که داشتم، راضی بودم. «پژمان» که در رشته کشاورزی از دانشگاه فارغالتحصیل شده است، با سرمایهگذاری در شرکتی، وقت آزاد بیشتری به دست آورد و با توجه به علاقه زیادش به پرورش اندام، در یک باشگاه ورزشی ثبتنام و از چهار ماه پیش شروع به ورزش کرد. من نه تنها مخالفتی با این کار نداشتم، بلکه او را تشویق هم میکردم، تا اینکه 5 روز پیش او که داروهای انرژی زا مصرف کرده بود، با تغییر رفتار ناگهانی، من و دخترانم را به باد کتک گرفت. من که اولین بار بود با رفتار خشن «پژمان» مواجه شده بودم، به تصور اینکه خشم وی زودگذر است، عکسالعملی نشان ندادم شوهرم ساعتی بعد من و دختران 3 سالهام را در حمام زندانی و در این 3 روز ما را به خوردن لجن وادار کرد. «پژمان» دیوانه شده بود، اصلاً اعتنایی به التماسهای من و گریههای بچهها نمیکرد، او تهدید میکرد اگر خواستههایش را انجام ندهیم، ما را خواهد کشت. سرانجام در یک فرصت وقتی پژمان از من خواست یکی از وسایل شخصیاش را از کمد اتاق خواب برایش پیدا کنم و خودش در حمام به شکنجه بچهها ادامه میداد، با پیدا کردن تلفن به پلیس 110 زنگ زدم.»
اقدام جنونآمیز مهندس جوان تنها یکی از نمونههای اثر سوء مصرف داروهای انرژیزاست و روزنامهها هر از گاهی از پروندههایی خبر میدهند که به خاطر مرگ جوانان ورزشکار یا ازکارافتادن کبد، کلیه و سایر اعضای بدن آنان به خاطر مصرف پودرها و قرصهای به ظاهر ورزشی به جریان افتاده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: