از جمله نمایشهایی که این هنرمند تئاتر در آن ایفای نقش کرده و با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبهرو شده است، میتوان به نمایشهای «گالیگولا»، «رومولوس کبیر»، «جنگیر»، «مرغابی وحشی»، «هتل پلازا»، «در کوچههای مصر برف نمیبارد»، «اهل قبور» و «شکار روباه» اشاره کرد. صفری در نمایشنامههای رادیویی بسیار زیادی هم به ایفای نقش پرداخته که از میان آنها میتوان به «مادام بوآری»، «روز واقعه»، «فرار از زندان»، «تیغ کهنه» و «ادیپ» اشاره کرد. فعالیت این هنرمند در عرصه سینما و تلویزیون به فیلم سینمایی «ماهیها عاشق میشوند» و سریال «گاوصندوق» ختم میشود که در این فیلمها بخوبی ظاهر شده است.
برای سیامک صفری از دست دادن مادر بیگمان تلخترین اتفاق ممکن در زندگی بود. او مادرش را اسفند 88 از دست داد و تا امروز هنوز نتوانسته است با این واقعیت کنار بیاید. «پایگاه عاطفی من بعد از فوت مادرم از دست رفت. احساس تنهایی که من امروز دارم به هیچ وجه قابل توصیف نیست. هر چقدر هم که زمان بگذرد از فشارهای روحی و روانی این اتفاق کم نمیشود. هنوز بعد از گذشت 3 ماه وقتی به خانه میروم و در را باز میکنم، یادم میرود که دیگر در خانه نیست و نمیتوانم او را ببینم.»
صفری دلیل وابستگی به مادرش را این گونه توضیح میدهد: مادر است دیگر تا زمانی که هست خیالتان راحت است که کسی را دارید که زمان ناراحتیها به او پناه ببرید. آدم کنار او احساس امنیت میکند. مادر تنها کسی است که کنارش میتوانی خودت باشی بدون هیچ رنگ و ریایی.
اما مساله دیگری که آزردگی خاطر بازیگر نمایش «هتل پلازا» را سبب میشود و از خاطرات تلخ او به شمار میآید، عدم توجه لازم به جایگاه هنر است. او در این باره میگوید: متاسفانه هنوز در جامعه هستند کسانی که نیاز به هنر و هنرمند را درک نکردهاند و من با وجود این که کار و مسیر زندگی خودم را دنبال میکنم اما اتفاقات جزیی درباره این موضوع میتواند انرژیام را تا اندازه زیادی در ادامه کار بگیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم