در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انصاف هم خوب چیزی است
وقتی قضاوت درباره دیگران را آغاز میکنیم به احتمال خیلی زیاد انصاف را کنار گذاشتهایم. وقتی قضاوت خودش را وسط میاندازد به این معناست که ما دندان رحم و مروت و انصاف را هم با آن دور انداختهایم. ممکن است بگویید این در صورتی است که قضاوتی نادرست و از روی غرضها و تمایلات شخصی باشد وگرنه آدمی که درست قضاوت میکند حتما کلی هم انصاف قاطی ماجرا کرده است.
مساله اصلی این است که قضاوتها معمولا بیهیچ پایه و اساسی شروع میشوند، با کمترین میزان دادهها و با کمترین توجه و دقتی در ایراد نتیجه نهایی. حتما درباره قضاوت بیجا شنیدهاید؟ از اسمش هم که خوب پیداست، نه قضاوتکننده در جایگاهی است که بتواند نظرش را اعلام کند و نه شرایط و زمان و مکان طوری است که به او این اجازه را بدهد. اما آدمی که قضاوت بیجا کردن یکی از کارهای روزمرهاش است، بیتوجه به همه این شرایط کارش را میکند.
کمتر کسی را میتوانید پیدا کنید که تا به حال جمله «قضاوت نکن» به گوشش نخورده باشد. این جمله اصولا یک درس بزرگ اخلاقی است و حتی اگر نخواهیم خیلی هم پای اخلاق را وسط بکشیم یک جور مساله انسانی است. با این حال کمتر کسی هم وجود دارد که این مساله اخلاقی انسانی را آنقدرها جدی بگیرد. زندگی ما آدمها پر است از قضاوتهای ریز و درشتی که درباره آدمهای دور و برمان میکنیم. حتی آدمهایی که از کنارمان میگذرند و ممکن است هیچ وقت دیگری نبینیمشان.
اگر بخواهیم مساله را از نگاه روانشناسها بررسی کنیم، یکی از نکات مهمی که بر آن تاکید دارند، تاثیری است که قضاوت کردنهای ما بر خودمان دارد. یعنی علاوه بر تاثیرش بر زندگی دیگرانی که مورد قضاوت ما قرار میگیرند این مساله بر شخصیت و زندگی خود ما هم اثر میگذارد.
روانشناسی میگوید: قضاوت کردن ما را عادت میدهد به اینکه به دیگران بدبین شویم. نمیتوانیم بدون اینکه به دنبال انگیزه آدمها باشیم دربارهشان حرف بزنیم و با آنها رفت و آمد و برخورد داشته باشیم. حتی ممکن است بعد از مدتی نتوانیم آدمی را دور و بر خودمان تحمل کنیم برای اینکه میترسیم و این ترس را خودمان در وجودمان گذاشتهایم. خلاصه اینکه با قضاوت کردن دیگران، ریشه بدبینی را در خودمان دوانده و درختش را هم حسابی بار و برگ دادهایم.
سن و سال نمیشناسد
روانشناس دیگری میگوید در گام اول باید با اطمینان بدانیم که قضاوت کردن کار درستی نیست. خیلی هم نباید برای خودمان استثنا قائل شویم و باید بدانیم که هیچ حقی درباره قضاوت دیگران به ما داده نشده و خودمان هم در جایگاهی نیستیم که بتوانیم این حق را به خودمان تفویض کنیم. تنها یک مورد استثنا وجود دارد و آن هم زمانی است که شما در دانشگاه، رشته حقوق بخوانید و اگر خیلی به خودتان اطمینان دارید، قضاوت را به عنوان شغلتان انتخاب کنید که البته این مساله برای همه اتفاق نمیافتد و شما همچنان باید خودتان را برای قضاوت نکردن تربیت کنید.
اگر فکر میکنید که از یک سنی به بعد این مشکل در آدمها حل میشود و با بالا رفتن سن و سال و با تجربه شدن، قضاوت را هم کنار میگذارند، اشتباه میکنید. مساله اینجاست، جوانتر که باشید نوع قضاوتهایتان با دورانی که کوچکتر بودید و زمانی که سنتان بالاتر میرود، فرق خواهد کرد. در جوانی قضاوتهایتان با منفعتطلبیها و جاهطلبیهایی همراه است. بیشتر از آن که از قضاوتتان بوی سرگرمی و عادت بیرون بیاید، قصد به دست آوردن یک امتیاز و نفع شخصی وسط میآید. اینجاست که باید مراقب باشید کسی را با قضاوتهای منفعتطلبانهتان خراب نکنید.
بچهتر که باشید البته بازهم منافع شخصیتان وجود دارد، اما این منافع آنقدر معصومانه هستند که دیگران را آزار ندهند. با این حال در جوانی حواستان را خیلی جمع کنید. دست به هر قضاوتی نزنید و اگر هم مجبورید همه جوانب کار را بسنجید. پشیمانی آخر کاری که یقه خودتان را بگیرد، خیلی تاثیر غمانگیزتری بر زندگیتان خواهد داشت.
اصولا میگویند خودتان را برای قضاوت نکردن تربیت کنید. وقتی که احساس کردید دارید به اشتباه یا درست درباره کسی که نمیشناسید نظراتی را ارائه میکنید یا حتی قضاوتهایی در ذهنتان شکل گرفته، بدانید درست در زمانی قرار گرفتهاید که باید مبارزه ذهنیتان را آغاز کنید. اینکه درباره دیگران نظری داشته باشید، حق طبیعی شماست، اما اینکه این نظر شخصی که پایه و اساس درستی ندارد را در رفتارتان با او دخالت بدهید، مشکل اصلی است.
انگیزهها، زیر ذرهبین
«درباره الی...» را حتما دیدهاید. الی دختر جوانی است که در جمع غریبههایی قرار میگیرد که همدیگر را میشناسند. آنها به محض دیدن الی، قضاوت درباره او را آغاز میکنند. اصلا «درباره الی...» فیلمی درباره قضاوت کردن آدمهاست. الی در این جمع کوچک خانوادگی که اتفاقا آدمهای بدی هم نیستند، بیآن که بداند یا بخواهد در معرض قضاوتهایشان قرار میگیرد. آنها بدون آنکه چیزی از او بدانند براساس دادهها و اطلاعات ناقصی که دارند، الی را در جایگاه متهم مینشانند و تا دلشان بخواهد دربارهاش حرف میزنند. حتی آنجا که الی رفته، گم شده و خبری از او نیست، آدمها هنوز هم هراسان و عجول به قضاوتهای شتابزدهشان ادامه میدهند.
اینکه قضاوتهای ما ممکن است کاملا ذهنی باشند و هرگز نمود بیرونی پیدا نکند که بخواهد کسی را آزار بدهد، یک تصور اشتباه است. ما به طور خواسته یا ناخواسته خودمان و دیگران را تحت تاثیر قضاوتهایمان قرار میدهیم. دردسرهایی که از این قضاوتها میتواند گریبانمان را بگیرد هم در اندازهها و شدت و قوتهای مختلفی بروز میکند. یکی از مهمترین اتفاقات از دست دادن دوستانی است که نمیخواهند مورد ارزیابی شما قرار بگیرند.
مساله اصلی این است که چه کسی ما را در جایگاه قضاوت درباره دیگران قرار دادهاست؟ آیا مثلا مسوول استخدام در یک شرکت یا اداره هستیم؟ آیا در یک مدرسه نقش مدیر یا معلم پرورشی را داریم؟ یا اینکه میخواهیم ازدواج کنیم؟ اینها همه وظایف و شغلهایی هستند که ناخواسته ما را با مساله قضاوت درگیر میکنند. آگاهی از این مساله است که میتواند نوع قضاوتهای ما را تغییر بدهد. وقتی پای غرضورزی در میان نباشد انجام وظیفهای که به عهده داریم، سادهتر و وجدانمان هم راحتتر است.
فقط باید یادمان باشد که برای یک قضاوت درست، «غرض نداشتن» تنها معیار لازم نیست. بلکه ابتداییترین و دمدستیترین کاری است که باید بکنیم. مساله بعدی این است که تمام اطلاعاتی را که برای قضاوت و نظر نهاییمان لازم داریم، جمعآوری کنیم و در نهایت باز هم یادمان باشد که همچنان امکان اینکه اشتباه کرده باشیم، وجود دارد. زمانی که گزینه «امکان اشتباه» را برای خودمان در نظر داشته باشیم، میتوانیم مدعی شویم که قضاوتکننده بیانصافی نیستیم.
به هر حال منصفانهترین قضاوت فقط میتواند درباره خودمان باشد، به این شرط که خود را خوب بشناسیم، روراست باشیم و اهل کلک زدن به خودمان نباشیم.
سیما دهقان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: