در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در بین ماههای سال کمتر ماهی از چنین ویژگی برخوردار است. آدم هم این ماه را دوست دارد و هم از آن بیزار است. از یک طرف خرداد ماه پایان درس و آغاز تعطیلات تابستانی است و از سوی دیگر در این ماه به اصطلاح آن وقتها رس آدم کشیده میشود چون باید پشت سر هم امتحان بدهی و درس بخوانی.
به همین خاطر است که تکلیف آدم با این ماه روشن نمیشود. آدم میماند که این ماه آخر بهار را دوست داشته باشد یا نه؟
جالب اینجاست که هرچه آدم بزرگتر میشود و عقلش بیشتر قد میدهد، این احساس دوگانهاش نسبت به ماه خرداد هم بیشتر میشود. با مزهتر از همه اینها تداوم حس دوگانه نسبت به این ماه است.
حالا که نه درسی داریم و نه مشقی هنوز هم با فرا رسیدن این ماه دچار یک حس دوگانه میشویم. حسی که ریشه در خاطرات نوجوانی ما دارد و هنوز هم همراه ماست. حالا که همه ماهها مثل هم شدهاند باز هم این احساس دوگانه مارا رها نمیکند. هنوز هم خرداد که از راه میرسد با خودش یاد شبهای امتحان را میآورد و دلشوره لحظههای قبل از تقسیم ورقههای امتحانی.
هنوز هم خرداد طعم شب نخوابی میدهد و درس خواندن. جمع شدن با بچهها کنار هم توی خیابانهای محله و گاهی فراموش کردن امتحان فردا و پس فردا و...
همین طوریهاست که خرداد برای ما ماه خاصی میشود ماهی که نمیدانیم دوستش داشته باشیم یا از آن بدمان بیاید.
هرچه سنمان بالاتر میرود البته خرداد و خاطراتش هم قدیمیتر و کهنهتر میشوند. خاطراتی که در حافظه ما زندهاند اما معلوم نیست آدمهایی که کنارمان روی یک نیمکت مینشستند هنوز هستند یا نه؟ آدمهایی که روزهای زیادی با آنها بودهایم، اما حالا نه خبری از آنها داریم و نه آنها خبری از ما دارند. خرداد شاید ماه یاد آوری خاطرات رفته باشد، شاید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: