بخت از«بختگان» برگشته است

چه کسی باور می‌کند دومین دریاچه بزرگ و چهارمین تالاب ایران که در منطقه‌ای در 160 کیلومترى شیراز و 70 کیلومترى غرب شهرستان نی‌ریز قرار دارد و روزگاری یکی از بزرگ‌ترین زیستگاه‌های جانوری کشور محسوب می‌شده حالا با مرز مطلق خشکی فاصله چندانی ندارد؟! جالب است بدانید تا چند سال پیش، سازمان محیط زیست از پذیرفتن تخمگذاری فلامینگوها در بختگان سر باز می‌زد و با تلاش مردم و اداره‌های محیط زیست شهرستان‌های استهبان و نی‌ریز و بازدید از بختگان، تخمگذاری فلامینگوها را پذیرفت و بختگان به عنوان یکی از زیستگاه‌های ارجمند فلامینگو در ایران ثبت شد در حالی‌که هم‌اکنون بختگان به گورستان فلامینگوها تبدیل شده است.
کد خبر: ۳۳۲۰۱۶

بختگان اولین بار در سال 1347 به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام شد سپس در سال 54 به عنوان پناهگاه حیات وحش و در سال 1374 بخشی از آن شامل مجموعه دریاچه های بختگان، طشک و تالاب‌های موجود در ورودی زهکش‌ها به انضمام ارتفاعات شمال دریاچه بختگان به عنوان پارک ملی تعیین شد. بعلاوه تالاب‌های طشک و بختگان نقش بسیار مهمی را پیش از خشکی در بقای تنوع ژنتیکی و اکولوژیکی کشور ایفا می‌کردند و به همین دلیل این دو تالاب در فهرست تالاب‌های بین‌المللی کشور قرار گرفته‌اند.

خشکسالی، تنها بخت دریاچه

از سال 1378 با بستن حقابه بختگان، خشکسالی‌ها در این منطقه آغاز و مرگ بیش از 3800 فلامینگو رقم زده شد.

به گفته علی جواهری، معاون فنی اداره منابع طبیعی استان فارس، بخشی از این عوامل طبیعی هستند یعنی به بروز خشکسالی‌های متوالی و کاهش حجم ورودی آب به دریاچه باز می‌گردد. بخش دیگر هم به عوامل انسانی و محدود کردن آب ورودی از حوزه‌های آبخیز بالادست به لحاظ احداث سدها در اراضی که حوزه آبخیز را جمع‌آوری می‌کنند، مربوط می‌شود. در واقع بخش اصلی آب بالادست در پشت حوضچه سدها می‌ماند. از این روست که آبگیری سد سیوند، به لحاظ زیست‌محیطی برای دریاچه بختگان مخرب‌ تلقی می‌شود.

کانون فرسایش بادی

جواهری تاکید ‌کرد: از دید ما در کنار از دست رفتن گونه‌های جانوری و اکوسیستم منطقه فاجعه دیگری نیز در دریاچه بختگان رخ داده و آن تبدیل بختگان به کانون بحران فرسایش بادی است. کانونی که محل برداشت ذرات ریز گردی است که تبعات خود را در سایر اراضی همجوار نشان می‌دهد و بعدها می‌تواند مشکلات عدیده‌ای را در منطقه به وجود آورد و به صورت یکی از رخدادهای ناهمگون و بسیار نامطلوب بیابانی خودش را نشان دهد.

خبرگزاری مهر نیز در گزارشی آورده است بروز بیماری‌های تنفسی و قلبی یکی از پیامدهایی بوده که خشکی دریاچه بختگان به طور غیرمستقیم با آن در ارتباط است. یعنی غبارآلود شدن دریاچه تاثیرات زیادی روی وضعیت بیماران تنفسی و قلبی و چشمی داشته به گونه‌ای که طی مدت اخیر بیماری‌های ناشی از غبارآلودگی هوا افزایش یافته است. بعلاوه معضل رسوبات نمکی دریاچه که از زمان خشکی بختگان همچنان استمرار داشته، اراضی منطقه را دستخوش تخریب و نابودی کرده است.

سالک، تحفه دیگری از بختگان

به گفته کارشناسان بهداشتی منطقه، به دنبال خشک شدن دریاچه بختگان، احتمال افزایش بیماری‌های روده‌ای، بیماری‌های تب‌دهنده، سالک و بیماری‌های عفونی در منطقه بیشتر شده که تاکنون چندین مورد در این رابطه گزارش شده است. این کارشناسان همچنین معتقدند بیشتر مخازن این بیماری‌ها در اطراف دریاچه بختگان است که بر این اساس کنه‌های دامی رو به فزونی رفته و تب‌های خونریزی دهنده نیز مشکلات زیادی را برای اهالی منطقه ایجاد کرده است.

حقابه را از دریاچه دریغ نکنید

تاکنون سازمان حفاظت محیط زیست بارها درخواست کرده حقابه‌هایی را از سدها دریافت و به دریاچه بختگان اختصاص دهند تا تالاب از این وضعیت بحرانی بیرون بیاید که تاکنون به نتیجه نرسیده است. به اعتقاد جواهری، آنچه برای بیرون آمدن یا تعدیل این وضعیت بحرانی به آن نیاز داریم همکاری و همسویی دستگاه‌های مرتبط برای تجدید نظر و تعمق بیشتر روی فعالیت‌های مربوط به سدسازی در منطقه است.

کارشناسان امید دارند با تجدیدنظر و همه‌جانبه‌نگری در پروژه‌های سدسازی، شاهد کاهش اثرات جبران‌ناپذیر در عرصه‌های منابع طبیعی و زیستی کشورمان نباشیم.

پونه شیرازی / گروه ایران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها