با توجه به صدور بیانیه تهران، آیا قطعنامه شورای امنیت و طرح تحریمهای بیشتر علیه جمهوری اسلامی ایران در شورای امنیت به تصویب خواهد رسید یا خیر؟
در مورد تصویب شدن یا نشدن این قطعنامه باید منتظر نتیجه باشیم، اما به نظر میرسد اگر روند گذشته بر این شورا حاکم باشد و شکاف میان چین و روسیه و دیگر کشورهای عضو این شورا ادامه یابد، احتمال این که قطعنامه تصویب شود کم است، اما اخیرا شواهدی دیده میشود مبنی بر این که روسیه از بعضی جهات نزدیک شده و تلاش میکند به نحوی سیگنالهای محکمتری به ایران بدهد، مبنی بر این که ایران باید تغییراتی در روش خودش در غنیسازی بدهد.
به نظر من با توجه به این که در بیانیه تهران پیام بسیار روشن و شفافی مبنی بر حسن نیت ایران ارسال شده این احتمال وجود دارد که این پیام تاثیراتی در دیدگاهها ایجاد کند و اجازه ندهد تلاشهای آمریکا به نتیجه برسد. بر این اساس برداشت من این است که یا آمریکاییها به دنبال حل مساله هستند و یا در پی مسالهسازی هستند. اگر به دنبال حل مساله هستند دقت در بیانیه تهران و بندهای مختلف آن نشان میدهد که ایران به راحتی و روشنی پیام خود را مبنی بر تلاش برای تغییر وضعیت تقابلی به تعاملی ارسال کرده است و این پیام اگر دریافت شود، نیازی به حرکتهای تند نیست، بلکه ایران تلاش خواهد کرد که بتواند مشکلات را به نحوی حل کند و در عین حال پیام حسن نیت خود را ارسال کرده باشد. اما ظاهرا ایالات متحده آمریکا بیشتر به دنبال روشهای تقابلی است و به جای حل مساله به دنبال مسالهسازی است، نمونه این موضوع این است که به جای تحلیل بیانیه تهران، فورا واکنش منفی نشان داده و دیدیم که کنگره آمریکا نیز پیشنهاد تحریم را به مفهومی تایید کرده است. برداشت نهایی این است که بیانیه تهران اثرات خودش را خواهد داشت و از فشارها علیه ایران تا حدودی کم میکند، اما نهایتا در سیاهترین سناریوی ممکن اگر تحریم علیه ایران را تصویب کنند با توجه به این که ایران 30 سال در تحریمهای مختلف زندگی کرده و اتفاقا این تحریمها یکی از سکوهای مهم پرش ایران به سمت ترقی بوده نمیتواند فشار چندانی به ایران وارد کند. ضمن این که ایران حسن نیت خود را نشان داده و آنها هستند که نتوانستند از این موقعیت بهرهبرداری لازم را بکنند.
در صورت تصویب قطعنامه روند آن را چگونه میبینید؟ آیا آمریکا باید بهای این ماجراجویی خود را به سایر اعضا بپردازد و یا اختلافنظرها ادامه مییابد؟
موقعیت استراتژیک شورای امنیت نشان میدهد که هنوز شکاف میان چین و روسیه از یک طرف و ایالات متحده آمریکا در مقابل نوع تعامل با ایران وجود دارد به این دلیل که آمریکا حتی نتوانسته شرکتهای درونی خودش را در رابطه با ایران قانع کند و اکثر شرکتهای بزرگ آمریکایی با روند تحریم ایران مخالفند. به نظر میرسد آمریکا تلاش میکند تا از این نهاد بینالمللی (شورای امنیت) به عنوان اهرم فشار علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کند. کاری که همیشه انجام دادهاند و نتیجه نگرفتهاند و به نظرم حتی اگر این قطعنامه در شورای امنیت رای بیاورد در روند تصویب با مشکلاتی روبهرو خواهد شد و به راحتی تصویب نمیشود و در سیاهترین سناریو نیز حتی اگر تحریم بیشتر علیه ایران را تصویب کنند تاثیر مهمی در حل مساله نخواهد داشت اما اگر در بیانیه تهران دقت کنند راههای بسیار مفیدی را برای حل مساله خواهند یافت. به نظر میرسد نه مشاوران آقای اوباما و نه کسانی که در این زمینه ذینقش هستند بیانیه تهران را یا نخواندهاند یا با دقت لازم به آن توجه نکردهاند چون تغییر رویکرد و پیشنهاد برای تغییر رویکرد در این بیانیه شفاف و آشکار است و میتواند مبنای بسیار خوبی برای حل مشکلات باشد و میتواند یک جهش بسیار بزرگ را در نوع تعامل در حوزه مسائل هستهای و سایر مسائل بینالمللی ایجاد کند.
اختلافهایی که به آن اشاره کردید میتواند مانع از شدت عمل قطعنامه تحریمها باشد؟
بله این احتمال زیاد است. اگر قطعنامه تصویب شود ممکن است جنبه اجرایی آن بسیار ضعیف باشد یا دخالتهای چین و روسیه آن را تقریبا به یک قطعنامه خنثی تبدیل کند.
کتایون مافی / گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم