در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ابتکار:پیامهای امام بر بال ملائک مینشستند
«پیامهای امام بر بال ملائک مینشستند»عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار به قلم فرهاد مهدوی است که در آن میخوانید؛ امام خمینی (ره) خصوصیتهای ویژه رسانهای داشتند که کمتر شخصیتی این خصوصیات را دارا میباشد،یکی از مهمترین این ویژگیها شخصیت فرا زمانی و فرا مکانی ایشان بود که برخلاف بسیاری از عالمان هم عصر خود فقط در گذشته زندگی نمیکرد؛همزمان در سه زمان گذشته،حال و آینده میزیست و جامعه را هم هدایت به سوی نور مینمود.
در بعد فرا مکانی، حضرت امام (ره) فقط ایران را در تهران نمیدیدند و مسلمانان را هم همه ایرانی نمیدانستند و مهمتر از آن انقلاب را هم فقط برای ایران نمیخواستند و همین باعث شده بود که علیرغم تهاجم رسانههای امپراطور با استفاده از تکنیکهای خبری و پروپاگاندا علیه شخصیت و فکر ایشان این تبلیغات اثر گذار نباشد.
امام رسانههای اندکی در اختیار داشت اما این باعث نمیشد که پیام انقلاب در جماران محبوس بماند؛پیامهای امام گویا بر بال ملائک مینشستند ودر سیر جهان قلوب مستضعفان را فتح میکردند، قلوبی که بوسیله رسانههای امپراطور آنقدر قفل جهل و بی خبری و بدبینی خورده بود و احتمال گشایش آن به ذهن هیچ بشری خطور نمیکرد، با نفس مسیحای امام گشوده میشد.
خاطرهای از حضرت آیت الله خامنهای این مطلب را گویا تر میکند؛در اوایل انقلاب، من خودم به هند رفتم و تقریباً به مراکز فرهنگی، سیاسی این کشور سر زدم. هر جا که پا گذاشتم، دیدم که انقلاب و امام پیش از ما آنجاست! ما که رفتیم، مردم ما را تحویل گرفتند؛ چون نماینده این کانون بودیم؛ نه این که ما به آنجا برویم و مردمی بیخبر باشند، آن وقت ما بگوییم چنین حادثهای اتفاق افتاده است. هنوز هم همین طور است.
شما در این کشورهایی که نمایندگی نداریم، برای بار اول که وارد میشوید، اگر توفیق پیدا کنید که خودتان را به محافل مردمی برسانید، اگر به محافل دانشجویی و روشنفکری و محافل انسانهای متعهد و دلسوز مخلص بروید، میبینید که این پیام قبل از شما به آن جا رفته است.
من در سفرهایی که در دورههای مختلف به جاهای گوناگون داشتم، بلااستثنا در همه کشورها اعم از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی، حتی کشورهای کمونیستی این را دیدم. 3/2/1370
امام کمترین رسانه را در اختیار داشت اما کلام معنوی و سر شار از نفوذ وی همه قدرتهای رسانهای را منهزم میکرد و آنچه که اکنون جالب به نظر میرسد با گذشت 31 سال از انقلاب پیامهای امام در کلام و گفتار جهانیان بخشی از استدلال و تحلیل است،امروز هم با گذشت دو دهه از هجران آن سفر کرده انقلاب اسلامی توفنده تر است و علیرغم جریان استعماری پیام،پیام انقلاب هنوز قویترین پیامهاست و اثبات آن هم نیاز به استدلال ندارد و با اندکی مداقه در صف آرایی بلوکهای قدرت در برابر اندیشه امامی انقلاب که با رهبریهای زعیم عالیقدر جهان اسلام سر افراز است هنوز هم ناله شکست دشمنان شنیده میشود.
خواندن این نمونه خالی از لطف نیست؛ روزنامه کریستین ساینس مانیتور در هفته جاری اذعان میدارد که دیپلماسی ایران، ابرقدرتی، مانند آمریکا و استیلای او را به چالش کشیده است و مینویسد: آنچه مهم است محو تدریجی توانمندی بلامنازع آمریکا در تحمیل نظرات به شیوه خود است.
کریستین ساینس مانیتور تاکید میکند: مرکز ثقل قدرت جهانی در حال جابجایی است. چه کسی میداند؟ ممکن است «کشورهای یاغی»، واژهای که در قبال کشورهای غیرهمسو با واشنگتن استفاده میشود، با آمادگی بیشتری به رویکرد فارغ از تکنیکهای منسوخ زورگویانه، مداخله گرایانه و تمامیت خواهانه روی بیاورند.
در عین حال از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده به سرعت در مسیری پیش میرود که در رهبری کارآمد و معقول، یک «کشور شکست خورده» لقب بگیرد.امروز همه میداند که چالش غرب با ایران یک چالش هستهای نیست،بلکه یک چالش هویتی است، چالش هستهای در این زمان مستمسک خوبی برای غرب است تا با استعانت از آن اصل انقلاب و پیام انقلاب به چالش کشیده شود، چالش هستهای یک میز است تا قدرتهای غرب هر روز گرد آن بنشینند و از خطرناک بودن ایران سخن بگویند.
ما امروز خطرناک هستیم نه به خاطر آنچه که متهم میشویم بلکه به خاطر آنچه که متهم نمیشویم؛دفاع از مظلومان تاریخ و حمایت ازهدایت انسان از ظلمات به نور،ما خطرناک هستیم چون خوب از خودمان دفاع میکنیم، ما خطرناک هستیم چون بر استقلال هویتی و ملی خود تاکید میکنیم و همه مردم دنیا میدانند که ایران برای چه خطرناک است و برای چه خطرناک نیست.
کیهان:خمینی دیگر
«خمینی دیگر»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حسام الدین برومند است که در آن میخوانید؛«زمانی که امام خمینی از در وارد می شد احساس کردم که از لابلای آن گردبادی از نیروی معنوی وزیدن گرفت گویا در ورای آن عبای قهوه ای، عمامه مشکی و ریش سفید روح زندگی جریان داشت؛ بطوری که همه بینندگان را محو تماشای خود کرد. در آن هنگام حس کردم که با حضور او همه ما کوچک شده ایم و گویا در سالن کسی جز او باقی نمانده است، آری او بارقه ای از نور بود که در قلب و روح همه حضار رسوخ کرده بود، او تمام معیارهایی را که گمان می کردم می توانند مرا در تعریف و ارزیابی شخصیت و مقامش یاری کنند درهم شکست، او با حضور خود آن قدر در ما تاثیر گذارد که احساس کردم تمام روح و جسمم را فرا گرفته است... او را چنان ساکت و آرام می یافتی که گویی نیرویی ثابت و استوار در درون او جریان دارد و البته این نیرو همان چیزی است که رژیم سابق ایران را به یکباره برچید، حال آیا چنین شخصیتی می تواند یک فرد عادی باشد؟».
جملات و اظهارات فوق که در توصیف شخصیت امام راحل بیان شده است نه سخن یک خطیب توانا و دلباخته امام(ره) است و نه نوشته یک نویسنده انقلابی زبردست. این توصیف صادقانه که حکایت از ملاقات با بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی دارد ملاقاتی نیست که در حلقه یاران امام(ره) و یا نزدیکان و منسوبان ایشان صورت گرفته باشد.
بیان این گفته های بدون پیرایش و سرشار از احساس پاک، اظهارات یک خبرنگار غیرایرانی و غیرمسلمان است. «رابین وودز ورث کارسلن» (Robin woods worth carslen) خبرنگار غربی که پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، چند مرتبه به ایران سفر می کند و در یکی از سفرها این توفیق را می یابد که به ملاقات «امام راحل» برود.
این ملاقات در فوریه 1982- بهمن ماه 1360- صورت گرفته است؛ درست در اواخر سالی که تحلیلگران و ناظران سیاسی معتقدند این سال از سخت ترین و پرپیچ وخم ترین گذرگاههای نظام جمهوری اسلامی است. یعنی علی رغم آنکه کشور در جنگ با صدام و رژیم بعثی به سر می برد و چند ماه قبل در حادثه 8 شهریور مقامات عالی رتبه نظام اعم از رئیس جمهور، نخست وزیر و وزرای کابینه و مسئولان دولتی در یک حادثه تروریستی به شهادت رسیده اند و چندی قبل تر هم در 7 تیر همان سال شهید بهشتی- رئیس دستگاه قضا- و یارانش در دفتر حزب جمهوری قربانی تروریسم شده و به آسمان پر کشیده بودند و دهها رخداد تلخ دیگر از این دست که دلالت بر شرایط اضطراری در کشور می کرد، امام (ره) بی آنکه تزلزلی و اضطرابی در او مشاهده شود این چنین آرام، باثبات و با هیبت سیمای یک رهبر دینی و الهی را به رخ می کشند که این خبرنگار غربی در بخش دیگری از تشریح ملاقاتش با امام خمینی(ره) از ایشان به عنوان «موسای اسلام» نام می برد که آمده تخت فرعون را بربیندازد. این ملاقات پر رمز و راز تنها نمونه ای از شخصیت افلاکی و کهکشانی امام امت است و البته درک شخصیت جامع حضرت روح الله در گرو فهم گفتارها، نوشتارها و سیره عملی ایشان است.
تاملی در برخی از گفته های امام(ره) پنجره های جدیدی از آگاهی و بصیرت را بر روی آدمی می گشاید؛ اگر می گوید: «محاصره آبادان باید شکسته شود»- و شکسته می شود- اگر نهیب می زند که: «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند»- که نکرده و نخواهد توانست بکند- اگر هشدار می دهد که: «صدای شکستن استخوان های مارکسیسم به گوش می رسد»- که چنین شد- اگر فریاد برمی آورد که: «اسرائیل باید از بین برود»- که امروز نشانه های آن به وضوح قابل رؤیت است- اگر تاکید می کند که: «باید هسته های مقاومت را در تمام جهان بوجود آورد- که امروز الگوی مقاومت جهانی شده است- همچنین اگر متذکر می شود که: «عالم محضر خداست» یا اگر از بن جان بر زبان می آورد که: «خرمشهر را خدا آزاد کرد.» و...
همه و همه نشان می دهد که در قاموس خمینی سیاست با دیانت پیوندی ناگسستنی دارد و رسالت این رهبر بزرگ الهی به انقلاب اسلامی ختم نمی شود. امام (ره) علاوه بر احیای هویت دینی- که با انقلاب اسلامی شکل گرفت- و به چالش کشاندن مکتب کمونیسم و لیبرالیسم در اردوگاه شرق و غرب، افقی دورتر را نشانه رفته است؛ آنچنانکه تاکید می کند: «هدف عظیم انقلاب، ایجاد حکومت جهانی اسلام است.»
از همین روی؛ پایان دادن به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران و فرعونیان از لوازم این هدف بزرگ و سترگ است و در این میان بی شک مبارزه ای نفسگیر و جانانه را می طلبد.
مقارن با این شرایط است که رهبر کبیر انقلاب اسلامی بیان می دارند: «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می کنیم چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لااله الا الله و محمد رسول الله(ص) بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم.»
قطعاً این مبارزه یارانی می خواهد و جای شگفتی نیست که یاران او نیز اهل مبارزه اند و خستگی ناپذیر.
جالب اینجاست که در ذیل این داستان بلند مبارزه میان حق و باطل که پهنه تاریخ را در برگرفته است؛ آمدن خمینی و یاران باصلابت و مقاومش سده ها قبل وعده داده شده است و اینچنین بر لسان مبارک امام موسی کاظم(ع) جاری و ساری گردیده است: «رجل من اهل قم یدعوا الناس الی الحق، یجتمع معه قوم کزبر الحدید، لا یزلهم الریاح العواصف و لایمسلون من الحرب و لایجنبون و علی الله یتوکلون و العاقبه للمتقین»
«مردی از اهل قم، مردم را به حق دعوت می کند، گروهی از مردم با او همراه می شوند که همانند تکه های آهن مستحکم اند. تند بادها آنها را تکان نمی دهد و از جنگ و مبارزه به ستوه نمی آیند و از دشمن نمی هراسند و بر خدا توکل می کنند و عاقبت با متقین است.» (بحار الانوار-ج60- ص 216)
طرفه آنکه در این کارزار مبارزه، نامعادله سلطه گران و زیاده خواهان و مستکبران آنچنان بر هم می ریزد که رادیو بی بی سی هنگام ارتحال حضرت امام خمینی(ره) عجزآلود گزارش می دهد: «امروز مردی چشم از جهان فروبست که با درگذشت او چشم های بسیاری در جهان غرب آسوده خوابید...» و چند ساعت بعد با حضور میلیونی مردم در سوگ امام راحل(ره) خبرگزاری آسوشیتدپرس می گوید: «خمینی(ره) بار دیگر طلوع کرده است» ...
این عجز بی بی سی بیان تأثیرگذاری و قدرت نفوذ اندیشه والای امام خمینی بر دوران معاصر و بر ملت های دنیاست که باعث شده خواب از چشم چپاولگران و زورگویان دنیای غرب برباید.
البته برخی از نظریه پردازان و صاحب نظران برجسته غربی ناگزیر معترف شده اند که باید حاکمیت اندیشه خمینی را در ساحت سیاست بین المللی پذیرفت.
از جمله آلوین تافلر - نظریه پرداز معاصر غربی - به صراحت تصریح می کند: «بزرگ ترین تحول امروز جهان ظهور پدیده ای جدید یعنی نیرو و قدرتی ماورای دولت های ملی می باشد وقتی آیت الله خمینی فتوای سلمان رشدی را صادر کرد در واقع برای حکومت های دنیا پیامی تاریخی فرستاد که بسیاری از دریافت و تحلیل آن عاجزند و مضمون واقعی پیام امام چیزی نبود مگر فرا رسیدن عصری جدید از حاکمیت جهانی که غرب باید آن را با دقت مورد نظر و بررسی قرار دهد. این نکته هم گفتنی است که گزارش رادیو بی بی سی هنگام ارتحال امام مبنی بر اینکه با درگذشت خمینی بسیاری در جهان غرب آسوده خفتند وجه دیگری نیز دارد و آن اشتباه استراتژیک بی بی سی و تمام مادی گرایان و زراندوزان و افزون طلبانی است که گمان می کنند با رفتن خمینی مکتب او به پایان راه خواهد رسید و این در حالی است که امروز نام و اندیشه امام راحل عظیم الشأن در میان ملت های مستقل و آزادیخواه جهان ریشه دوانده است و ثمرات آن روز به روز عیان تر می شود. و به گفته کیهان در مصاحبه با CNN، روح خمینی(ره) در کالبد خامنه ای بار دیگر به دنیای دین باوران و مستضعفان بازگشته است.
به عبارت دیگر؛ تغییر مسیر تاریخ که با پیروزی انقلاب اسلامی آغاز گشته امروز نزدیک به «نقطه عطف» خود است و می رود تا این جمله گرانسنگ امام که «قرن، قرن غلبه مستضعفین بر مستکبرین است» به وقوع بپیوندد امروز بیداری اسلامی که به برکت انقلاب اسلامی در جهان اسلام نضج گرفته است به اقصی نقاط عالم رسوخ کرده است و ملت های آزادیخواه و مستقل و متنفر از جریان استکبار، بخوبی این پیام را گرفته اند که باید روابط عمودی در دنیای معاصر به روابط افقی و بر مبنای عدالت تغییر یابد.
این روزها ایران اسلامی و بسیاری از کشورهای مسلمان در بیست ویکمین سالگرد امام راحل به سوگ نشسته اند، راه امام(ره) توقف ناپذیر و مکتب او زنده تر از دیروز است و می رود تا به گفته او پرچم لا اله الا الله و محمد رسول الله(ص) را برفراز تمام قلل مرتفع جهان به اهتزاز درآورد.
مردم سالاری:فردی استثنایی در تاریخ ایران
«فردی استثنایی در تاریخ ایران»عنوان سرمقاله ی روزنامهی مردم سالاری به قلم سید رضا اکرمی است که در آن میخوانید؛بیست و یکمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) معمار انقلاب و موسس نظام جمهوری اسلامی ایران،فرصت مناسبی است تا به کارنامه امام،برنامه امام و زندگی نامه امام بپردازیم و درباره نزدیک به یک قرن زندگی پربرکت امام ، بررسی جامعی داشته و به یک جمع بندی برسیم.
بیشک امام خمینی (ره) فردی استثنایی در تاریخ ملت و کشور ایران است به نوعی که پس از غیبت کبرای امام زمان (عج)، روحانی، مجتهد و فقیهی به جامعیت و موفقیت امام خمینی سراغ نداریم زیرا امام توانست آرزوهای همه فقیهان،عالمان و مجاهدان را در دورانی که امام زمان حضرت مهدی(عج) غیبت داشته اند ، عملی سازد. و اما باید بدانیم که این همه آمال چیست.با یک بررسی و نگاه اجمالی مشاهده می شود که امام خمینی توانست نظام اسلامی تاسیس کند، برای آن نظام قانون اساسی تدوین کند،نهادهای قانونی در این نظام تحقق یابند و شخص امام بیش از 10 سال نیز بر این نظام حکومت کرد و رهبری آنرا عهده دار بود.
از دیگر نکات برجسته در شان امام خمینی(ره) این بود که ایشان فقیهی جامع الشرایط بود.مجاهدی موفق و مبارزی مخلص بود و نکته مهم آنکه ایشان رهبری مردمی بود به گونه ای که در تمام دوران حیاتشان مورد اقبال آحاد مردم بودند و پس از حیاتشان نیز این اقبال عمومی ادامه داشته است.
امام خمینی توانست مشروعیت و مقبولیت را با هم به دست آورد . ایشان توانست در مقابل هر توطئه ای بعد از پیروزی انقلاب مقاومت کند و با تقبل همه هزینه ها و تحمل همه دشواری ها، دشمن را ناکام سازد.
و نتیجه همه این اقدامات بزرگمرد انقلاب این است که ایران اسلامی امروز پس از گذشت 32 سال از پیروزی انقلاب و 21 سال از ارتحال امام و رهبرش، کشوری مقتدر، مستقل و مردمی است. ایران امروز به قدری در داخل و خارج محبوبیت و مقبولیت دارد که توانسته است کانون الهام به مستضعفان باشد و قدرت های استعماری را در تحریم ها، تحلیل ها و تبلیغات مغرضانه ناکام سازد به قدری که با مشکلات اساسی در برنامه ریزی هایشان رو به رو شوند.
اگر چه امروز امام خمینی در بین ما نیست تا بتوانیم از رهنمودهایش درس بگیریم اما اکنون فرصت دوباره ای است که حداقل وصیت نامه الهی - سیاسی - عبادی امام را مرور کنیم و نه تنها آنها را مرور کنیم بلکه بند بند آنها را در مرحله اندیشه، ایمان و عمل مورد توجه قرار دهیم. خوشبختانه امام کارنامه ای درخشان دارد که از هر حیث شفاف و روشن است به اندازه ای که در زمانهای گوناگون گویاست و در هر زمانی چگونگی انجام وظیفه را برای اقشار مختلف جامعه ارایه می دهد. اگر ادعا کنیم که امام خمینی (ره) اکنون زنده است بی راهه نرفته ایم چرا که بینش امام ، دانش امام و روش امام زنده است و می تواند الگوی مناسبی برای همگان باشد.
روحش شاد و راهش مستدام باد.
رسالت:به بهانه تکریم روح خدا
«به بهانه تکریم روح خدا»عنوان سرمقالهی روزنامه ی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در ان میخوانید؛امسال سالگرد رحلت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی مقارن میلاد فاطمه زهرا(س) یعنی در حقیقت میلاد خود اوست. تقارن میلاد و وفات امام(ره) یک مفهوم خاص می تواند داشته باشد و آن اینکه او کسی است که در وفات خود متولد می شود و در تولد خود می میرد. چرا که او همواره فریاد می زد. بمیرید بمیرید از این عشق برید از این عشق چه مردید همه روح پذیرید
امسال سالگرد رحلت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی مقارن میلاد فاطمه زهرا(س) یعنی در حقیقت میلاد خود اوست. تقارن میلاد و وفات امام(ره) یک مفهوم خاص می تواند داشته باشد و آن اینکه او کسی است که در وفات خود متولد می شود و در تولد خود می میرد. چرا که او همواره فریاد می زد.
بمیرید بمیرید از این عشق برید
از این عشق چه مردید همه روح پذیرید
بیش از دو دهه از وفات امام(ره) می گذرد. اما روح بزرگ و اندیشه سترگ او در زندگی ما پرشکوه تر از همیشه ساری و جاری است. اکنون گفتمان امام خمینی(ره) به برکت امانتداری و هوشمندی حضرت آیت الله خامنه ای در منطقه و جهان یک گفتمان مطرح و مسلط است.
انقلاب اسلامی با همه فراز و نشیب ها طی سه دهه گذشته ماند، بارور شد و اکنون در اوج بالندگی است. امام(ره) راز بقاء و ماندگاری انقلاب را در وصیت نامه خود در دو معنا می دید؛
1- انگیزه الهی برای تشکیل حکومت اسلامی به منظور پیاده کردن احکام در جامعه بشری
2- وحدت کلمه روی کلمه وحدت که همانا توحید و ایمان به غیب است.
امام(ره) انقلاب را از نیمه خرداد شروع کرد و کار بزرگ خود را در همین نیمه خرداد که همواره انتظار فرج داشت به پایان برد. او در هر پایانی یک آغاز و در هر آغازی یک پایان درست به جای می گذاشت.
او انگیزه الهی داشت، به تکلیف نگاه می کرد و نتیجه را به حضرت باری تعالی واگذار می نمود.
امام(ره) رو در روی جهانی قرار داشت که فیلسوفان سیاسی آن بیش از سه قرن خدا را از عرصه حیات اجتماعی بیرون کرده بودند و پیام انبیاء و اولیای الهی را در حوزه عمومی ابتدا سانسور، سپس تعطیل و پس از آن تحریم نمودند.
امام(ره) در برابر مدرنیته - به مثابه یک دین و فرهنگ - و سکولاریسم به عنوان یک آیین مدیریت جوامع و بالاخره لائیسم به عنوان خشن ترین صورت مدرنیته قرار داشت.
او در پی احیای تمدن اسلامی از طریق بیداری قرآنی در جوامع اسلامی بود.
قرائت او از عدالت، آزادی و بالاخره رفاه و فلاح و رستگاری مبتنی بر توحید و وحی الهی بود و تنها راه رسیدن به آن را بر پایی حکومت دینی و اجرای حدود الهی می دانست. این قرائت درست در برابر قرائت مدرنیته از مفهوم عدالت و آزادی قرار داشت. لذا بر او شوریدند و از داخل و خارج او را به دروغ و فریب متهم کردند و چهره نورانی او را به تهمت نقض حقوق بشر آلودند.
او را که در عصر ما مومن ترین سیاستمدار به مردم بود متهم به دشمنی با دموکراسی کردند. کشور و مردم او را به بمب و موشک و گلوله بستند تا وی از هدف خود که استقرار یک جامعه توحیدی در روی زمین بود دست بردارد.
او مبدع عقلانیت اسلامی در برابر عقلانیت مدرنیسم درعصر ما است او را در کریدور گفتگو با غرب نتوانستند قانع کنند پس کار را به چاقوکشی و عربده کشی کشاندند.
این اواخر هم یاد گرفته اند در مجامع بین المللی که جای بحث و گفت و شنود است به محض اینکه پیام امام و انقلاب و مردم را می شنوند بلند می شوند به دلیل عدم فهم منطق ما سالن سخنرانی را ترک می کنند.
دشمن30 سال است چشم های خود را بر روی حقایق انقلاب ما بسته است اکنون به این نتیجه رسیده است که گوش های خود را هم ببندد تا پیام نورانی امام و انقلاب ما را نشنود.
دشمن30 سال است دهان خود را باز کرده و هر چه فحش و ناسزا است نثار امام و رهبر، دولت و مردم ما می کند. پیش بینی می کنیم که به دلیل حقانیت ملت ما بزودی مجبور شود دهان خود را چونان چشم و گوش خود ببندد، چون دیگر دنیا حاضر نیست صدای آنها را بشنود.
ما در عصر ظهور زندگی می کنیم. جهان هیچ وقت این اندازه استعداد شنیدن کلام وحی و پیام انبیاء و اولیای الهی را نداشته است.
شاهد این گفتار بیش از سه دهه حیات بالنده، افتخار آمیز و اقتدار گونه انقلاب اسلامی در ایران، منطقه و جهان است.سه دهه است مستکبران عالم از فرزندان روح الله سیلی می خورند.
سه دهه است معادلات سیاسی در جهان به هم خورده است و مرزهای جغرافیای، فرهنگی نفوذ اسلام به برکت بیداری اسلامی و احیای هویت اسلامی در جهان به سرعت تغییر کرده است. هیچ قدرتی قادر به جلوگیری از این تغییر نیست.
امروز انقلاب به برکت قدرت بقای خود، ظرفیت جهانی شدن پیدا کرده است و برای رسیدن به قله چالش های بزرگی پیش روی دارد. انقلاب اکنون مشغول غنی سازی قلب ها از مهر به خدا و دوری از شرک و جاهلیت مدرنیسم است. هر چقدر درجه خلوص این فلز الهی در وجود آدمیان بالا می رود درجه خصومت و برخورد استکبار جهانی با ملت ما بیشتر به سمت خشونت میل می کند.
آمریکا حلقه محاصره ناتو را دور تا دور جغرافیای طبیعی ایران تنگ تر کرده است و در داخل هم قرار است با دست دوست، انقلاب را بزند. آنها هوشمندانه سامری های انقلاب موسی زمان ما را شناسایی کرده اند و به هر کدام یک گوساله طلایی داده اند که به هنگام وزیدن باد مدرنیته در آن، صدای رادیو آمریکا و رادیو بی بی سی از آن به گوش برسد.
ملت ما مطمئن است که به رهبری موسی زمان فرزند خلف روح ا... خامنه ای عزیز از میان توفان های رود نیل انقلاب به سلامت عبور خواهد کرد و فرعونیان در این توفانی که خود به پا کرده اند غرق خواهند شد. جهانیان نمونه کوچک آن را در توفان طبس علیه لشکرکشی آمریکا دیدند.
عصای معجزه آسای امام(ره) ما اکنون در دست با کفایت رهبری عزیز انقلاب است. عصای اخلاص و مهرورزی، عصای بیداری و بصیرت، عصای شجاعت و مردم دوستی، عصای استقامت و پایداری، عصای ظلم ستیزی در اوج مظلومیت، عصای بصیرت نخبگان و مردم و بالاخره عصای عقلانیت الهی و اسلامی؛ این عصا هر وقت در برابر کافران افکنده شد اژدهایی شد که مارها و افعی های ساحران فرعونیان عصر ما را بلعید.جهان در9 دی و22 بهمن سال88 شاهد این قدرت نمایی بود.
فردا14 خرداد است. ملت ما چون حلقه ای نگین نورانی امام خمینی(ره) را در مزار شریف آن حضرت با اجتماع میلیونی خود در بر می گیرد و به سخنان مردی گوش فراخواهد داد که همان درجه خلوص و پاکی سخنان امام(ره) را دارد.
ملت ما ایمان دارد؛ خامنه ای خمینی دیگر است
ولایتش ولایت حیدر است
این حقیقت را بارها فریاد کرده است. لذا به همین دلیل امام(ره) همیشه در میان ماست و هیچ گاه از بین ملت رفتنی نیست.
تهران امروز:راز اندیشه صهیونیسمستیز امام(ره)
«راز اندیشه صهیونیسمستیز امام(ره)»عنوان سرمقالهی روزنامهی تهران امروز به قلم دکتر محمود محمدی است که در آن میخوانید؛ در روزهای اخیر اذهان عمومی جهان اسلام و ملتها و مردمان آزاده سراسر جهان در حالی در شوک حملات ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به صلحخواهان ناوگان آزادی در ساحل غزه قرار دارد که در ایران یکی از کشورهایی که افکار عمومی، از این جنایت به شدت آزرده شده، سالگرد بزرگداشت بنیانگذار انقلاب اسلامی پیشرو است.
اکنون یکی از مناسبترین زمانها برای نگاهی دوباره به اندیشههای صهیونیسمستیزی رهبری باشد که با تعیین روز قدس به عنوان روز جهانی مبارزه با اشغالگران قدس و پیش از آن یعنی از دهه 40 شمسی بارها جنایت پیشگی رژیم اسرائیل را هشدار داده بود. شاید این را بتوان از بدشانسی صهیونیستها دانست که آخرین جنایت آنها زمانی رقم خورده که ملتهای آزاده جهان و حامیان فلسطین مظلوم در سوگ رهبری تاریخی نشستهاند و حالا جنایت صهیونیستها سندی دیگر بر حقانیت اندیشههای آن بزرگوار است.
از این زاویه به نظر میآید امروز فرصت خوبی است تا مروری بر جنایتپیشگی صهیونیستها و اندیشههای امام(ره) داشته باشیم. بر کسی پوشیده نیست که جنایت رژیم صهیونیستی اسرائیل علیه ملت فلسطین پیشینهای دیرینه دارد و از بدو تاسیس سازمان ملل متحد موضوع اشغال سرزمینهای فلسطینی توسط این رژیم در شورای امنیت مطرح شده است تا اینکه قطعنامه 242 شورای امنیت در سال 1947 یعنی 62 سال پیش صادر شده اما با این وجود ملت مظلوم فلسطین همچنان از حداقل حقوق انسانی در سرزمین خود محروم هستند.
امام(ره) با شناخت از خوی ددمنشانه رژیم صهیونیستی از بدو نهضت ضداستبدادی در سال 1342 مواضع شفاف و روشنی را علیه رژیم صهیونیستی اتخاذ کردند شاید تا سالها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، فلسفه و اهمیت این موضع امام برای بسیاری از مبارزان داخلی و اندیشمندان خارجی روشن نبود که چرا امام همزمان با مبارزه با استبداد داخلی – رژیم شاه – مواضع ضد آمریکایی و صهیونیستی اتخاذ کردند. حقیقت امر از این واقعیت نشات میگیرد که در بینش فلسفی حضرت امام(ره) خوی و خصلت استکبار، استبداد و نژادپرستی منفور و مذموم بوده است. به همین منظور رسالت اعتقادی جهانی حضرت امام(ره) اخلاقی کردن معادلات بینالمللی و مقایسه این معادلات با ملاکهای دینی قرآنی بوده است.
اما عمق اندیشه سیاسی امام نسبت به نژادپرستی رژیم صهیونیستی بعد از پیروزی انقلاب به مراتب برای ملت ایران و اندیشمندان و آزادیخواهان جهان روشنتر شد، زیرا رفتار وحشیانه سیاسی آمریکا جنایات مبتنی بر نژادپرستی رژیم صهونیستی در سرزمینهای اسلامی را بیش از پیش آشکار کرد. اندیشه سیاسی امام در قبال تبعیض نژادی، خوی استکباری، ظلم و استبداد برپایه ستیز استوار بوده و به همین منظور، جبههای که امام در مقابل استکبار جهانی گشود شرایط را برای یک تحول زیربنایی در مناسبات و روابط بینالملل فرآهم آورد.
همچنین مواضع سازش ناپذیر و شجاعانه امام در دفاع از حقوق ملت فلسطین و مقابله با تبعیض نژادی و خوی اشغالگری رژیم اشغالگر به ملاکی در جهان اسلام مبدل گشت که اهل ایمان، مسیر تبری جستن از رژیم صهیونیستی و حمایت از ملت فلسطین را در پیش گرفتند. ولی آنان که منعفتطلبی و مقطعنگری را در دستور کار حکمرانی خویش قرار داده بودند روند مذاکره و سازش با رژیم صهیونیستی را در پیش گرفته و بر همان اساس ما امروز شاهد سکوت کسانی در برابر جنایات اخیر رژیم صهیونیستی علیه ناوگان صلح هستیم که با خلق و خوی رژیم نامشروع صهیونیستی سازگاری دارند.
مذاکرات شش دهه گذشته میان جریانهای عربی – اسلامی با رژیم صهیونیستی و حامیان آنها، از این جهت به نابودی تمام و کمال آرمان ملت فلسطین نینجامیده است که این آرمان در پرتو نور مشعل زعامت و امامت بنیانگذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری به حیات خود ادامه میدهد و تحلیل وضعیت موجود رفتار رژیم صهیونیستی نشانگر این واقعیت است که این رژیم منفور از هیچ نوع جنایت اعتراضی نسبت به این جنایتها ابایی ندارد زیرا کشورهایی چون آمریکا و انگلیس ظرف شش دهه گذشته نشان دادهاند نه تنها از بدترین جنایتهای اسرائیل حمایت میکنند بلکه صدها پیشنویس قطعنامه که علیه رژیم اسرائیل در شورای امنیت مطرح شده است را وتو کرده اما این واقعیت را نیز نمیتوان نادیده گرفت که مظلومیت ملت فلسطین و زنده ماندن آرمان آزادی قدس شریف در پرتو حمایتهای معنوی انسانهای آزاده جهان و همبستگی امت اسلام به ویژه ملت مسلمان ایران به رهبری خلف صالح امام(ره) ادامه دارد.
وطن امروز:فاجعه رژیم صهیونیستی افتضاح سران فتنه
«فاجعه رژیم صهیونیستی افتضاح سران فتنه»عنوان سرمقالهی روزنامهی وطن امروز به قلم فرهاد مستوفی است که در آن میخوانید؛وحشیگری صهیونیستها از فجایعی مانند صبرا و شتیلا آشکار شده بود. خوی درندگی حاصل از عدم اعتقاد این قماش به دین و معنویت، ارتکاب چنین حوادثی را دور از ذهن نمیکند. حمله صهیونیستها به کاروانیان حامل کمک به مردم محاصره شده غزه را نیز فقط در این حوزه میتوان تفسیر کرد.
همانگونه که گفته شد جماعت صهیونیست اساسا به خاطر بیاعتقادی به معنویت و مذهب، دچار دغدغههای انساندوستانه نخواهند شد. فلسفه وجودی این رژیم نیز در واقع با توجه به همین خصیصه قابل تعریف است. این موضوع از همان ابتدا مورد توجه نگاه نافذ بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.
امام سال 42 در جمع طلاب حوزههای علمیه قم صراحتا تاکید کردند که مشکل اصلی ما با اسرائیل است. به عبارت دیگر امام با این جمله نشان دادند که میزان خطر چنین رژیمی که کمترین اعتقادی به ابتداییترین اصول انسانی ندارد، بسیار فراتر از دیگر تهدیدهاست. در واقع رژیم تلآویو تهدیدی علیه انسانیت است و طبیعی است در چنین شرایطی، اساس مخالفت جمهوری اسلامی با این رژیم حاکی از عمق احترام و التزام نظام به کرامات انسانی است.
اکثریت قریب به اتفاق ایرانیانی که شاهد پخش اخبار مربوط به حمله وحشیانه صهیونیستها به کاروان آزادی بودند، قطعا مهمترین رویداد نزدیکی که پس از شنیدن این خبر هولناک در افکار آنان تداعی میشد، حوادث تلخ روز قدس سال گذشته بود. آنجا که حامیان فتنهگران دروغگو، نماد مبارزه با صهیونیسم را با شعار «نه غزه، نه لبنان» آلوده کردند و فتنهگران نیز با سکوت خود - و در برخی موارد توجیه این شعار- عملا حمایت و رضای خود را اعلام کردند. ماجرا اما از روز قدس آغاز نشد. جریان دوم خرداد که در آخرین زایمان خود، فرقه موسوی را به دنیا آورد سالهاست درصدد کاهش میزان نفرت ایرانیان از صهیونیستهاست.
مصداق نزدیکتر همان مناظره به یادماندنی احمدینژاد و موسوی بود. آیا باید فراموش کنیم مواضع ضدمقاومت موسوی را که مدعی شده بود نباید در شرایط کنونی موضوع تقویت مقاومت اسلامی پیگیری شود. به اعتقاد بسیاری کارشناسان همراهی موسوی با شعار «نه غزه، نه لبنان» از همان مناظره شروع شد.
روز قدس نیز به فرمان سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی، شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» سر داده شد تا یکی از خطهای ارتباطی فتنه با عوامل بیرونی آشکار شود. قطعا ماجرای حمله صهیونیستها به کاروان آزادی یک رسوایی تمام عیار برای جریان فتنه است. سران فتنه سال گذشته در چند نوبت مورد حمایت مستقیم سران رژیم صهیونیستی قرار گرفتند. چرا؟قطعا فارغ از مناسبات پیدا و پنهان، یک جواب ریشهای میتوان جست. فتنهگران به دروغگویی و کتمان حقایق اشتهار دارند.
به عبارت دیگر این جماعت فاصلهای بسیار با حقیقت و صداقت دارند. با این اوصاف، مختصات رفتاری و فکری این جماعت مشخص است. حال آیا نمیتوان اشتراکات فکری میان این جماعت را یافت؟ به هرحال فاجعهآفرینی اخیر رژیم صهیونیستی، یک افتضاح تمام عیار برای فتنهگران است.
سیاست روز:پایمردی بر آرمانهای عبد صالح خدا
«پایمردی بر آرمانهای عبد صالح خدا»عنوان سرمقالهی روزنامهی سیاست روز به قلم حسن اختری است که در ان میخوانید؛چهارده خرداد یادآور عروج ملکوتی عبد صالحی است که قریب به 80 سال در خدمت خالصانه به جهان اسلام سر از پا نشناخت.او انقلابی را که خود پیام آور آن بود انفجار نور نامید.در روزگارانی که جهل مرکب و مدرن در پوشش استعمار نو و مدرنیته بر کشورهای جهان سوم و از جمله ایران سایه افکنده بود و رژیم منحوس پهلوی علاوه بر آنکه بر مبارزین داخلی فائق آمده، نقش ژاندارم منطقه را در خاورمیانه بازی می کرد و به ابزاری برای سرکوبی آزادی خواهان و عدالت جویان در سایر ممالک اسلامی تبدیل شده بود،رادمردی از سلاله پاک رسول ا.. . با عصای موسایی خود بر علیه طاغوتیان قیام کرد.
او در ابتدای نهضت (15خرداد 1342) یاران و سربازان خود را کودکانی در آغوش مادران مسلمان و یا آرمیده در گهواره ها دانسته بود. دیری نپایید که شیرخواران دیروز به دلاور مردان و یلان جنگجوی امروز مبدل گشتند و با مشت های گره کرده بر سر ظالمان کوفتند.
گرچه عافیت جویان و دنیاطلبان ، حرکت انقلابی او را کوبیدن مشت بر درفش تلقی نمودند،اما از آنجا که قیام امام (ره)صالحانه و خالصانه وبرای جلب رضایت حق تعالی و ادای دین و انجام وظیفه و عمل به تکلیف،همچون نهضت عاشورای حسینی بود در نهایت ناباوری دوستان و بهت دشمنان،انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید.
او که رهبر و ناخدای این کشتیِ به ساحل نشسته بود،نقش بی بدیل خود را در برابر امدادهای الهی هیچ پنداشت.چرا که او به نیکی دریافته بود که پیامبر اعظم و خاتم پیامبران،حضرت محمد(ص)به عنوان اشرف انسان ها و آخرین نبی و آورنده بالاترین و کاملترینِ دین ها(الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه)(1)ابتدا «عبدخدا» و سپس «رسول ا...» است.
حال اگر بخواهیم معمار کبیر انقلاب و احیاگر دین اسلام در قرن بیستم رادر جامعترین تعریف و تنها در یک جمله کوتاه توصیف نماییم باید صادقانه اعتراف کنیم که به راستی،او به تمامِ معنا عبدی صالح برای خدا بود.اکنون با گذشت بیست و یک سال از ارتحال ملکوتی آن عزیزِ سفر کرده، بیشتر به حقانیت راه طی شده اش پی برده می شود و رمز جاوانگی او را باید در خلوص عملش جستجو کرد.(ما عندکم ینفذ و ما عند ا... باق)(2).حقاً و حقیقتاً پس از او نیز خلف صالحش که با رأی قاطع خبرگان رهبری به پیشوایی امت اسلامی برگزیده شد،قدم به همان راهی نهاد که مراد و استاد اعظمش طی نموده بود.او راه خود را طریق خمینی(ره) دانست و با صدای رسا اعلام کرد که انقلاب اسلامی بدون نام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست.
واقعیت امر پس از رحلت امام چنین شد که دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی که سالهای متمادی برای ایام بعد از خمینی خوابها دیده و برای چنین روزی لحظه شماری کرده بودند،بنای مخالفت ها وبهانه جویی ها را گذاشتند.
مخالفان داخلی که در قالب قاسطین و مارقین و ناکسین جدید و مدرن پا به عرصه ی سیاست ورزی نهاده بودند،همانهایی بودند که در زمان حیات امام راحل،بنا به نقش کاریزماتیک رهبری از هیبت امام جرأت عرض اندام نداشتند،چرا که در سالهای مبارزه با بهانه های مختلف،سر در لاک عافیت طلبی خود فرو برده و به گفتن مسائل غسل حیض و نفاس بسنده کرده و تقیه را بر تمامی احکام اسلام مقدم داشته بودند، فرصتی برای ابراز وجود و انا رجلٌ گفتن یافته بودند.اما اینک دیگر امام نبود تا با یکتشر و ابرو در هم کشیدن،همه آنها را سر جایشان بنشاند.
علی بود و فراز و نشیب های بعد از امام.امت اسلامی که پیر و مراد خود را از دست داده بودند تمام آمال و آرزوهای خود را در چهره او می دیدندو پیروی از دستوراتش را چون امام راحل واجب الطاعه می دانستند؛لذا این بار دیگر علیِ ما تنها نبود تا دردهای دل خود را با چاه بازگوید. بلکه ملت ایران با تمام وجود در کنار او بود،چرا که یکبار حضرت علی (ع)در صدر اسلام تنها ماند،پاره تن رسول ا... بین در و دیوار ماند،فرق امام المومنین در محراب شکافت،پیکر امام حسن (ع)پس از شهادت تیرباران گردید،سر دردانه فاطمه(س) بر نیزه ها شد،آل ا... به اسارت رفت،به قران و عترت جفایی شد که امروزه با وجود بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان و با در اختیار داشتن بخش اعظمی از ثروت دنیا،در فلاکت و تفرقه چنان غوطه ورند که از عهده ی یک کشور و حکومت جعلی به نام اسرائیل بر نمی آیند،ولی ملت مسلمان ایران ثابت کرده است که به تأسی از حدیث نبوی (3) بنا ندارند از یک سوراخ دوبار گزیده شوند.بنابراین هرگز علیِ زمان خود را تنها نخواهند گذاشت تا سرنوشت صدر اسلام دوباره تکرار گرددو اگر در فتنه های سال گذشته برخی از خواص،اسیر قیود زر و زورو نزویر دنیا گشته و از همراهی رهبری باز ماندند،امت اسلامی با بصیرت خود حماسه های 9دیو 22 بهمن را آفریدند.
اینک در بیست و یکمین سالگرد ارتحال خمینی کبیر،امت اسلامی با خلف صالح او - خامنه ای عزیز –پیمان می بندند که تا آخرین نفس و آخرین نفر برای دفاع از آرمانهای بلند امام و اهداف شهیدانشان مردانه ایستاده اند.
پی نوشت
1.بحارالانوار، ج47/39،باب 73، ح15.
2.سوره نحل،آیه 96.
3. المومنُ لایُلسَعُ مِن حجر مَرَّتین.
جمهوری اسلامی:تحلیل سیاسی هفته
«تحلیل سیاسی هفته»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛امروز بیستم جمادی الثانی، مصادف با ولادت بانوی بزرگ عالم خلقت و هدیه آسمانی خداوند سبحان به بشریت، دردانه نبوت، کوثر ولایت و مایه فخر کائنات، حضرت صدیقه طاهره علیها السلام است. در این روز زنی متولد شد که با ولادتش، همه ارزشهای انسانی را تجسم بخشید. بی شک هیچ واژه و معنایی نمیتواند راز وجود زهرای مرضیه(س) را تبیین کند، همو که تمام ارزشهای متعالی همچون، حیا، پاکدامنی، عفاف، ایمان، صداقت، کرامت و شرافت در وجودش تجلی یافته است.
از این رو خاکیان و افلاکیان از وصف او عاجزند و به یمن ولادت چنین بانوی مجللهای است که این روز به نام روز مادر و روز بزرگداشت زن نامگذاری شده تا سیره و فضائل ایشان سرمشق زندگی مسلمانان باشد. امروز بانوان ایرانی، در کسب ارزشها و هویت از دست رفته زن و در عصر غفلت زده حاضر باید به دنبال احیای کرامت لگدکوب شده خود، از الگویی درس بگیرند که همه وجودش نشانه ایمان و تقوا و اسوه سعادت بود.
این روز فرخنده همچنین مصادف است با سالروز ولادت سلاله حضرت زهرا(س) و بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) که پرچمدار احیای حقوق زن در جهان و احیاگر حماسههای جاوید بود. از تصادف ایام و همزمانی دوران آنکه امسال سالگرد ولادت و ارتحال حضرت امام در دو روز متوالی در کنار هم قرار گرفته است، به همین مناسبت ملت قدرشناس ایران فردا در چهاردهم خرداد و درحالیکه خرداد به نیمه خود میرسد، بیست و یکمین سالگرد ارتحال ملکوتی پیر و مراد خود را و روح و روان انقلاب را گرامی میدارد و سایر پیروان امام نیز در سراسر جهان با راه او و آرمانهای بلندش تجدید میثاق میکنند.
بعد از رحلت امام که صدها قافله دل همراه او بود، افراد و جریانهای مختلف براساس سلائق و اهداف فکری خود، قرائتهای متفاوتی از افکار و اندیشههای آن امام راحل ارائه دادند که بعضی از این قرائتها تک بعدی و بعضی دیگر درست نقطه مقابل سیره آن یگانه دوران بود و لذا جا دارد که در بیست و یکمین سالگرد رحلت برپا دارنده و شاخص انقلاب، بجای کشمکش در پیروی از راه او، به تبیین منصفانه و جامع راه امام بپردازیم و از ابعاد فکری او سایه وحدت تبعیت نمائیم.
از رویدادهای این هفته، قرار گرفتن مجدد فعالیتهای هستهای ایران در ردیف سوژههای خبری غرب بود. دوشنبه هفته جاری آمانو دبیرکل جدید آژانس بینالمللی انرژی اتمی در دومین گزارش خود پیرامون فعالیتهای هستهای ایران که به شورای حکام ارائه کرد به طرز غیرمنصفانهای جمهوری اسلامی ایران را متهم به نقض قوانین نمود و زمینه را برای صدور قطعنامه آمریکایی در شورای امنیت فراهم کرد. او که مدت چندانی از روی کارآمدنش نمیگذرد با دو گزارش منفی و مغرضانه که درباره فعالیتهای هستهای ایران ارائه کرده میزان تفاوت خود را با البرادعی و درعین حال شدت وابستگیاش به غرب را آشکار کرده است. به این ترتیب از این پس انعکاس مواضع خصمانه غرب در گزارشهای آمانو چندان دور از انتظار نخواهد بود و مسئولین جمهوری اسلامی ایران باید موضع خود را نسبت به دبیرکل آژانس مشخص کنند در بررسی تحولات بینالمللی هفته جاری، تهاجم رژیم صهیونیستی به کاروان بینالمللی کمکرسانی به غزه در رأس رخدادهای خارجی قرار داشت.
درحالیکه جهانیان در قبال جنایات صهیونیستها علیه ملت بی دفاع و مظلوم فلسطین دچار روزمرگی و بی تفاوتی شدهاند و مجامع جهانی، تحت سیطره قدرتهای استعماری حامی رژیم صهیونیستی، قادر به انجام حرکتی در جهت استیفای حقوق ملت فلسطین نیستند و سردمداران کشورهای عربی نیز سکوت خفت باری را پیشه کردهاند عدهای از شخصیتها و فعالان صلح طلب کشورهای مختلف درصدد رساندن کمکهای ابتدایی و ضروری به مردم محاصره شده غزه برآمدند و با گرد آوردن چند قلم از مایحتاج اضطراری به سوی نوار غزه حرکت کردند با این خوش بینی و امید که صهیونیستها، دست کم، ملاحظه ماهیت بشردوستانه کاروان و ملیت حاضران در کاروان را که برخی از آنها شهروند کشورهای اروپایی متحد رِژیم صهیونیستی بودند را خواهند نمود و اجازه ورود به کاروان را خواهند داد. ولی غافل از آنکه صهیونیستها بسیار بی شرمتر و وحشیتر از آن هستند که در تصور بگنجد.
نظامیان صهیونیستی در اولین ساعات بامداد دوشنبه و در آستانه رسیدن کشتیها به سواحل غزه، کاروان مذکور را هدف شبیخون قرار دادند و سرنشینان آنرا به خاک و خون کشیدند. در این جنایت فجیع و اقدام بیشرمانه شماری از سرنشینان کشتی کمکرسانی کشته و مجروح و مابقی نیز به اسارت برده شدند. این اقدام ضد بشری موجی از خشم را در جهان و به ویژه در میان مسلمانان برانگیخت و واکنشهای گستردهای در پی داشت. در این باره حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، ضمن محکوم کردن این حمله وحشیانه، آمریکا و دولتهای اروپایی را به سبب حمایتهای همه جانبه از رژیم صهیونیستی، مسئول این جنایت دانستند که باید پاسخگو باشند. در همین رابطه مراجع تقلید نیز این حمله را تقبیح کرده و خواستار مجازات صهیونیستها شدند.
اگرچه اینگونه جنایات از صهیونیستها دور از انتظار نمیباشد ولی تهاجم وحشیانه به یک کاروان بینالمللی حامل فعالان صلح و امدادرسانان، از آن جهت حائز اهمیت است که این بار، نه فلسطینی ها، بلکه شهروندانی از کشورهای مختلف، از جمله چند کشور اروپایی آماج حملات ددمنشانه صهیونیستها قرار گرفتند. صهیونیستها تاکنون در جنایات خود علیه ملت فلسیطن چنین وانمود میکردند که برای مقابله با گروههای مسلح فلسطینی عمل کرده و از خود دفاع میکنند! و رسانههای غربی تحت سیطره صهیونیستها نیز مطابق خواست صهیونیستها عمل میکردند ولی این بار، با قتل عام امدادرسانان، دروغ بودن این ادعا و ترفند رژیم صهیونیستی آشکار شد و چهره پلید و خون آشام این رژیم، عریانتر در برابر دیدگان ملتهای جهان قرار گرفت. جهانیان ضمن درک ماهیت شیطانی و خوی وحشی صهیونیستها، به این واقعیت پی بردند که صهیونیستها کمر به نابودی مردم غزه و زنده به گور کردن ساکنان تحت محاصره و بی دفاع این منطقه بستهاند و کمترین اغماضی در برابر تلاشهایی که برای یاری رساندن به مردم غزه میشود، قائل نیستند.
در چنین شرایطی، سکوت و بی تفاوتی از سوی ملتها و دولتهای مسلمان و حتی غیرمسلمان، کمک به متجاوز محسوب میشود و صهیونیستها را در تکرار چنین جنایاتی جریتر ساخته و آینده ثبات و امنیت جهان را نیز به زیر سئوال میبرد. رژیمی که با چنین بیشرمی، کماندوهای ارتش خود را به جان چند امدادرسان میاندازد قطعا برای پیگیری اهداف توسعه طلبانه خود از هیچ اقدامی رویگردان نیست. در این میان، انتظار افکار عمومی جهان از مجامع بینالمللی و محافل مدعی دفاع از حقوق بشر و صلح و امنیت جهانی به شدت افزایش یافته است. انتظار ملتها این است که این تشکیلات عریض و طویل برای یک بار هم شده به منظور دفاع از رسالت وجودی خود، حرکتی موثر انجام دهد.
اکنون وظیفه مجامع اسلامی و محافل عربی نیز بسیار سنگین شده است و ملتهای مسلمان منتظرند ببینند این مجامع چه اقدامی میکنند. در این میان اقدام موثر و عملی را دولت مصر میتواند انجام دهد. مصر به دلیل مرز گسترده با غزه از موقعیت بسیار حساسی برخوردار است که میتواند با گشودن گلوگاههای مرزی با غزه، اهداف پلید صهیونیستها را ناکام گذاشته و 5/1 میلیون نفر جمعیت غزه را از نابودی و مرگ تدریجی نجات دهد. اکنون بدون تردید، زمان آْزمون جدید برای رژیم مصر فرا رسیده است و این رژیم با دادن پاسخ مثبت به درخواست 5/1 میلیارد مسلمان و میلیاردها غیرمسلمان میتواند بخشی از خیانتهای گذشته خود را جبران کند. اگرچه قاهره اعلام کرده است در برخی معابر، امکان ارتباط با غزه را میسر کرده است ولی این اقدام محدود هرگز کافی نیست و تنها برای خارج شدن رژیم مصر از زیر بار ملامتهای جهانی میباشد. رژیم مبارک باید مرز غزه را کاملا بگشاید و بهانه تعهد و پایبندی به پیمانهای سازش با رژیم صهیونیستی در برابر رژیمی که به هیچ معیار بینالمللی پایبند نیست را کنار بگذارد.
طی هفته جاری، بحران عراق با ادامه بن بست در تعیین دولت جدید تداوم یافت. عراقیها از 16 اسفند که انتخابات سراسری پارلمانی برگزار شد نتوانستهاند دولت تشکیل دهند. کسانی که مسائل عراق را دنبال میکنند اکنون به روشنی به این نکته پی بردهاند که اشغالگران خارجی، نقش اصلی را در کارشکنی در مسیر تشکیل دولت جدید برعهده دارند.
قطعا اگر اراده اشغالگران در عراق بر تشکیل دولت از روال طبیعی وقانونی بود تاکنون این مسئله تحقق یافته بود ولی از آنجائیکه، این میهمانان ناخوانده و مداخلهگر، رغبتی برای تن دادن به واقعیتها و پذیرش تشکیل دولت ازسوی جناح شیعه ندارند، دراین راه مشکل تراشی و سنگ اندازی میکنند و باتوجه به این واقعیت، میتوان چنین پیش بینی کرد که در آینده نزدیک امکان تشکیل دولت وجود نخواهد داشت. جناح شیعه متشکل از دو تشکل "دولت قانون"وابسته به نوری مالکی و "ائتلاف ملی" متعلق به سید عمار حکیم برروی هم با داشتن 159 کرسی، با حدنصاب لازم برای تشکیل دولت فاصله چندانی ندارد ولی جریان "العراقیه" وابسته به طیف ایاد علاوی به این بهانه که دو کرسی در انتخابات بالاتر از رقیب شیعه خود کسب کرده است خود را محق برای تشکیل دولت میداند. با اینحال این جریان سیاسی، تاحد نصاب لازم فاصله بسیار زیادی دارد و عملا قادر به تشکیل ائتلاف با کرسیهای لازم برای تشکیل دولت نمیباشد. همین مسئله اکنون عامل بن بست در تشکیل دولت شده است. در این میان آمریکاییها نیز با حمایت تلویحی از موضع "العراقیه" بر پیچیدگی اوضاع و کور شدن گره سیاسی عراق افزودهاند.
ایران:خمینی (ره) ابر مرد قرن
«خمینی (ره) ابر مرد قرن»عنوان سرمقالهی روزنامهی ایران به قلم حجتالاسلام والمسلمین حیدر مصلحی است که در ان میخوانید؛سخن گفتن از معمار کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی، بسیار سخت و دشوار است. امام خمینی (ره) به ما و جامعه ما هویتی درخور بخشید و نه تنها برای ملت بزرگ ایران، که برای جامعه بشری، نوری را به ارمغان آورد که همیشه رهاییبخش است.
شخصیت بزرگ آن مرد خدایی، از زوایای مختلف قابل تحقیق و بررسی است و هر روزنهای که به شناخت این شخصیت باز میشود، شاهراهی را میماند که واماندگان طریق را روشنایی میبخشد و راه را از بیراه نمایان میگرداند.
شعاع دایره معرفتی حضرت روحالله (ره) از بعد دینی و فقهی تا ابعاد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ابعاد عرفانی و معنوی را دربر میگیرد و به همین دلیل است که کلام پرمهرش در همه دوران، چون خورشیدی عالمتاب، در همه عرصههای جامعه راهگشاست. بنابراین، به گزافه سخن نگفتهایم اگر بگوییم: «خمینی (ره) تا همیشه تاریخ، ما را مدیون خود ساخته و بر ماست که به حفظ و پاسداشت ارزشهای گرانسنگ و امانت خدایی آن مرد بزرگ، همت گماریم و اگر خدای ناکرده در این مهم کوتاهی از ما سر بزند، برای همیشه مغبون خواهیم بود.»
آری، امروز که بیش از هر زمان، دشمنان خمینی (ره)، با توطئههای مختلف تلاش میکنند این نور را بدزدند و با هجوم به اندیشه امام خمینی (ره) هجمه زنند، دفاع از اندیشه خدایی آن مرد بزرگ بر همه ما واجب است و به فرموده حضرتش، با پشتیبانی از ولایت فقیه است که میتوانیم این دستاورد عظیم را حفظ کرده و جلوی هرگونه آسیب به کشور و ملت را بگیریم.» خمینی (ره) عزیز، ملت قهرمان و ولایت محور ایران اسلامی، با تو و خلف صالحت عهد بسته است که تا آخرین نفس، از راه تو و اندیشه تو، پاسداری نماید.
بــر خمینی ابـــر مرد قــرن
هـزاران سلام و هــزاران درود
همان رهبری کز جهان تا جهـان
بـــه الله اکبـــر توکل نــمود
قدس:امام(ره)، پرچمدار مبارزه با صهیونیسم
«امام(ره)، پرچمدار مبارزه با صهیونیسم»عنوان سرمقالهی روزنامهی قدس به قلم غلامرضا قلندریان است که در آن میخوانید؛14 خرداد یادآور رحلت جانگداز بنیانگذار جمهوری اسلامی است. بزرگ مردی از تبار زهد و عرفان که با رفتار و گفتار خردمندانه و حکیمانه خویش، درس شجاعت، صراحت، آزادگی و ایستادگی به رهبران جهان داد و فصلی نو از ظلم ستیزی و عدالت خواهی را در دفتر کهنه تاریخ گشود. امام، حقیقتی جاری در همیشه زمانهاست و مقتدای آنان که خواهان معنویت و در جستجوی روشنی اند؛ آنان که صدای اعتراض به سیطره ظلمت و تاریکی بر فضای وهم انگیز دنیای کنونی اند و در راه رسیدن به آرمانهای بلند خویش، تا پای جان ایستاده اند.
با وجود گذشت 21 سال از عروج آن عزیز سفر کرده، حضور پرخروش مردم از اقصی نقاط جهان در ایام گرامیداشت آن عارف دلداده در کنار مرقدش افزون می گردد و این همه بیانگر آن است که اندیشه جوشان و خورشید تابناک و بی فروغ امام خمینی(ره) که الهام گرفته از آموزه های ناب نبوی و علوی است، به تربیت نسلهای جدید مبادرت می ورزد.
بنیانگذار انقلاب اسلامی در مقطعی از تاریخ قرن بیستم ظهور نمود که جهان اندیشه به نحوی در تملک دو ایده ماتریالیستی غرب و شرق بود که هر فکر مغایر با انگاره های ذهنی شان را مردود و مطرود اعلام می کردند.
امام خمینی(ره) توانست با ارائه گفتمانی متفاوت از گفتمانهای موجود، بشریت سرگشته و حیران را که گرفتار سراب معرفت شناسی راهبردهای غرب و شرق بود، معطوف به پارادایم متافیزیکی خود نماید که ابتنای آن بر آموزه های اسلامی است.
پیر جماران تنها به فکر نجات ایران و مردم این مرز و بوم از سیطره استعمارگران نبود، بلکه افق اندیشه ظلم ستیز وی، بخش وسیعی از جهان را در بر می گرفت. همین ویژگی بر محبوبیت وی در جهان افزوده است، به نحوی که اسقف کاپوچی، اسقف بیت المقدس، در این زمینه معتقد است: «قلب آزادگان دنیا و تمام مستضعفان و محرومان دنیا برای امام خمینی(ره) می تپد. او فقط به ایران تعلق ندارد، بلکه تمام محرومان دنیا چه مسلمان و چه غیرمسلمان، او را نجات دهنده خود می دانند.» و یا موسوینی، رئیس جمهور وقت اوگاندا در تحلیل شخصیت بنیانگذار انقلاب اسلامی، وی را این گونه معرفی می کند: «آیةا... خمینی(ره) رهبر روحانی و بزرگی بود که نه تنها مسلمانان ایران، بلکه تمام جهان، از ایشان الهام می گرفتند.»
آموزه رهبر کبیر انقلاب اسلامی در عرصه جهان اسلام و گستره مستضعفان عالم، مبتنی بر بیداری و استیفای حقوق آنهاست که در صورت امید به سازمانهای بین المللی و دیگر دولتها نمی توان افق ثمربخشی را برای دستیابی به هدفها متصور دانست.
در روزهای اخیر فاجعه دردناک حمله به کشتی های حامل کمکهای انسان دوستانه، احساسات آزادگان جهان را فارغ از ملیت و مذهب برانگیخت، به نحوی که هر روز بر موج حرکت خروشان ضد صهیونیستی در جهان افزوده می شود. بینش و بصیرت مثال زدنی امام در سالهای خفقان و دیکتاتوری پهلوی که سر سپردگی آنها بر کسی پوشیده نیست، در دهه 40 از رابطه آشکار و پنهان حاکمیت وقت با اسرائیل غاصب پرده برداشت که با این نگاه فراملی، موضوع آزادی قدس را از دایره تنگ پان عربیسم، به موضوع محوری جهان اسلام تبدیل نمودند.
ایشان محافل حقوقی بین المللی را با عنایت به مؤسسان آنها و عملکرد غیرقابل دفاع، مرجع داوری عادلی برای حل و فصل دعاوی و پیگیری خواسته ها نمی دانند، به گونه ای که در این زمینه معتقدند: «مسلمانان ننشستند که سازمانهای بین المللی برای آنها کاری بکنند.»
پر واضح است، پس از جنایتهای اخیر که جامعه جهانی را وارد چالش جدی با صهیونیسم نمود، سازمان ملل بویژه شورای امنیت، از صدور حتی یک قطعنامه ناتوان ماند و با وجود تشدید فشارها به یک بیانیه ضعیف و فاقد الزامهای حقوقی بسنده کرد. این اولین حمایت شورای امنیت از این رژیم نیست، بلکه از بدو تأسیس تاکنون همواره چتر حمایتی انگلیس و آمریکا بر سر اسرائیل بوده است.
امام راحل در بخش دیگری از سخنانشان، ملتها را وادار به قیام می کنند: «ملتها خودشان قیام کنند و حکومتهای خودشان را وادار کنند که در مقابل اسرائیل بایستند و اکتفا نکنند به محکوم کردن.» ایشان با این اهتمام به نقش مردم، ناکارآمدی برخی دولتهای اسلامی را گوشزد می کنند و با اطمینان از سطح رابطه بعضی سران اسلامی با رژیم منحوس صهیونیستی، ظرفیت عمومی ملتها را به صحنه فرا می خوانند تا از این رهگذر ظرفیت قابل اعتنایی که به وجود خواهد آمد، مقامهای تل آویو را نشانه بگیرد.
آفرینش:چشم انداز تقسیم تهران
«چشم انداز تقسیم تهران»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفرینش است که درن میخوانید؛تهران کلان شهری است منحصر به فرد با ویژگی ها ،چالش ها مشکلات خاص خود ،مشکلات و موانعی گسترده که از آن جهت که دامنه دار و همیشگی بوده نیازمند تلاشی دو چندان برای رفع آن است در این بین طرح دولت برای تقسیم تهران به فرمانداری های متعدد 11،12،22 و یا گزینه های دیگر هر چند ممکن است از نگاه دولت برون رفتی از چالش ها و مشکلات این بزرگترین شهر کشور تصور شده باشد اما براستی این طرح در سنگلاخ آزمایش و بررسی و آسیب شناسی قرار گرفته است یا اینکه همانند بسیاری دیگر از طرح ها جدا از آنکه مشکلی از مشکلات کلان شهری همانند تهران نمی گشاید خود باعث افزایش موانع و مشکلات این کلان شهر شود.
بی گمان دولت و طرفداران تقسیم تهران به فرمانداری های متعدد دلایلی همچون رسیدگی بهتر به اوضاع سیاسی ،اقتصادی،امنیتی و اجتماعی پایتخت کاهش سفرهای درون شهری و...دارد دلایلی که به نگاه آنان کلان شهری همچون تهران از دامنه ی مشکلاتش کاسته خواهد شد اما باید پرسید براستی این طرح قابلیت اجرایی دارد و مکانیزم ها و سناریو های آن برای افزایش کارایی و مطلوبیت محقق می شود؟ در واقع گذشته از سناریو های طرح شده یا مد نظر برای مدیریت آینده تقسیم تهران (جدا کردن شهرری ،اسلامشهر ،شمیرانات و یا تقسیم تهران به مناطق مختلف و یا حتی ادغام شهرداری ها در فرمانداری ها و...) باید گفت اصولا مدیریت کلان شهری همانند تهران از ابعاد گوناگون آن را نمی توان در روندی آزمایش و خطا به آزمایش گذاشت.
گذشته از این به نگاه کارشناسان و مخالفان طرح دولت در واقع تقسیم تهران به هر انگیزه ای که باشد نیازمند طی روند قانونی خود است چه اینکه طرح دولت فارغ از هر سناریویی نیازمند تعامل با مجلس و طی قوانینی برای این مسیر در کنار همراه ساختن این قانون با قانون اساسی،برنامه های توسعه کشور،اصل 44 قانون اساسی و سند چشم انداز بیست ساله کشور است. در این بین طراحان و مقامات دولتی بیش از هر زمانی قبل از طی کردن مراحل اجرایی تقسیم تهران می باید به روشن ساختن اذهان مردم و کارشناسان در قبال طرح توضیح دهند و به تعیین راهکارهای آن را برای حل مشکلات و آسیب شناسی روند کنونی در سایه تعیین الگو و آلترناتیو تقسیم تهران بپردازند.
در این راستا طرح مورد نظر دولت آیا حرکتی برخلاف تمرکز زدایی و کاهش تصدی گری دولت در مدیریت شهری نیست آیا دولت با این اقدام قصد افزودن بر اختیارات خود در حوزه شهری را ندارد؟ یا اینکه در تلاش است نهادی موازی با شهرداری ها تاسیس کند علاوه بر آن آیا طرح دولت برای تقسیم تهران منطبق با قانون اساسی ،اصل 44 قانون اساسی و دامنه اختیارات شوراها و بحث اساسی مدیریت واحد شهری نیست و یا اینکه این طرح تقسیمات کشوری پیشین را مد نظر قرار می دهد و یا الگویی منحصر به فرد برای تهران مدنظر قرار دارد که در صورت موفقیت آن را در سایر کلان شهر های کشور به مورد اجرا بگذارد؟
آنچه مشخص است پرسش های فوق و دهها پرسشی دیگر هم اینک ذهن کارشناسان و شهروندان را به خود مشغول داشته است در این حال فارغ از اهداف برای تقسیم تهران باید نگاهی ژرف و کارشناسی به این امر مهم داشت چه اینکه آیا این طرح حرکتی رو به جلو برای مدیریت شهر تهران است یا اینکه جدا از تولید مشکلات جدید حرکتی رو به عقب خواهد بود؟
جهان صنعت:ما و مشکلات ثروت
«ما و مشکلات ثروت»عنوان سرمقالهی روزنامهی جهان صنعت به قلم زهرا علیاکبری است که در آن میخوانید؛جلسه اخیر هیات نمایندگان اتاق تهران آنقدر تحت تاثیر انتشار فهرست میلیاردرها بود که به هیچ بحثی جز این نرسید. اعضای هیات نمایندگان اتاق که نام برخی از آنها نیز در این فهرست به چشم میخورد ناراحتیشان را از انتشار نامشان به عنوان میلیاردر پنهان نکردند هر چند برخی از این افراد از اعلام اسمشان به عنوان اتهامی غرورانگیز یاد کردند اما با این حال دستهای پنهانی را مورد اشاره قرار دادند که خبرنگار یا نویسنده این مطلب را مجبور به نوشتن آن کرده است به قصد دستیابی به مقاصد سیاسی.
بحث آنقدر داغ بود که موضوع دیگری مورد بررسی قرار نگیرد و البته که داغ بودن بحث نیز چندان بیدلیل نیست.
ایرانیها همواره با مساله ثروت مشکل داشته و دارند. این مشکل نهتنها از سوی فقرا که حتی از سوی ثروتمندان نیز به چشم میخورد. کمتر کسی در ایران وجود دارد که ثروتمند باشد و به آن ببالد و از اعلامش هراسی به دل راه ندهد. بررسی دلایل این رفتار اجتماعی در این نوشتار کوتاه نمیگنجد اما میتوان به مواردی از انبوه موارد موجود اشارهای هر چند گذرا داشت.
1- بدون تردید هیچگاه به اندازه چند دهه اخیر ثروت و سرمایه امری منفی تلقی نشده است. به نظر میرسد تبلیغات رسمی و غیررسمی در مورد ثروت، سرمایه و سرمایهداری نیز در تشدید نگاه منفی به مساله پول تاثیر فراوانی داشته است. برای ذکر مثال جستوجو لازم نیست. کافی است از میان انبوه فیلمهای ساخته شده و سریالهای موجود که در رسانه ملی و حتی سینما و... پخش شده است، اتفاقی یکی از آنها را بیرون بکشید و نگاهی به شخصیتهای مثبت و منفی این تولیدات تصویری بیندازید. در اکثر قریب به اتفاق این فیلمها شخصیت مثبت فقیر است و ندار و شخصیت منفی ثروتمندی است که به انواع و اقسام بیماریها مبتلاست و از شرافت و انسانیت بویی نبرده و روزی به خوشی لقمه غذایی و جرعه آبی از این همه ثروت از گلویش پایین نمیرود. این نگاه البته مختص به بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیست. فیلم گنج قارون هم همین مضمون را دارد. مرد ثروتمند بیمار بر آن میشود که خود را بکشد و اتفاقی به دامن پسر فقیرش پناه میبرد و... در آخر همه این فیلمها باید بیننده خدا را شکر کند که پولی در دامنش نگذاشته و تا این حد به وی لطف داشته که فقیر او را آفریده و فقیر نگاهش داشته است.
2- در همه کشورهای جهان ثروتمند بودن، بهانهای است برای افتخار. بسیاری تلاش میکنند نامشان در فهرست میلیاردرها بگنجد و آنها که نامشان در این فهرست است تلاش میکنند که نه تنها رتبه خود را از دست ندهند بلکه جایگاهشان را با فعالیتهای بیشتر در نوبت بعدی اعلام میلیاردرها ارتقا دهند. اما در ایران تاکنون هیچ خبری در مورد میلیاردرها منتشر نشده و معروفترین میلیاردر ایرانی نیز همان شهرام جزایری است که هنوز باید در زندان سالهایی را سپری کند تا شاید بتواند بار گناه جمعآوری ثروت غیرقانونیاش را سبک کند.
حال در این شرایط که معروفترین پولدار ایرانی کسی نیست جز یک زندانی، نام 30 نفر از اعضای اتاق بازرگانی تهران به عنوان میلیاردر منتشر شده است. بدیهی است که با این پشتوانه فرهنگی و با نگاه منفی و مذموم افکار عمومی به پدیده ثروت، این افراد ناراحت باشند.
3- متاسفانه در ایران طی سالهای اخیر مفاهیم جای خود را عوض کردهاند. همین تغییر مفهوم خود سببساز بسیاری از مسایل اقتصادی شده است. به عنوان مثال سادهزیستی جای خود را به فقر و فقیرپروری داده است. گویا در اذهان اینگونه تداعی میشود که ساده زیستی همان فقر است. یکی از بزرگان میگفت: بخشش از سوی کسی زیباست که توان انتقام داشته باشد. این گفته اینجا نیز مصداق دارد. ساده زیستی برازنده کسی است که توان زندگی بهتر را داشته باشد. آنچه پیشتر از آن به عنوان سادهزیستی یاد میشد، دوری از تجملات بود و آویزان دنیا نشدن و راحت زندگی کردن و اسراف نکردن به موقع دارایی. اما امروز گویا به نظر برخی سادهزیستی چیزی نیست جز فقیر بودن و تلاش نکردن برای به دست آوردن زندگی بهتر و در جا زدن و در جا ماندن.
فقر در حالی از سوی عدهای تبلیغ میشود و فقرا در حالی همواره مومن و دلنشین و جذاب به نمایش گذاشته میشوند که در دین مبین اسلام نیز تاکید فراوانی بر تحصیل مال و ثروت و ارج نهادن به مقام کارآفرین شده است. رسول اکرم(ص) در حالی حضرت خدیجه را به همسری برگزید که وی یکی از ثروتمندترین زنان روزگار خود بود.
خدیجه نهتنها زن ثروتمندی محسوب میشد که میتوانست در عرصه ثروت با بسیاری از مردان دورانش نیز برابری کند و حتی از آنها پیشی بگیرد. هنوز واکاویهای تاریخی بسیاری درباره تاثیرات ثروت حضرت خدیجه در گسترش اسلام در حال انجام است و انبوهی تحقیق در این حوزه انجام شده است.
پول:چه زمان ازخواب برمیخیزیم؟
«چه زمان ازخواب برمیخیزیم؟»عنوان سرمقالهی روزنامهی پول به قلم محمد نهاوندیان است که در آن میخوانید؛ثروت ستیزی ونکوهش ثروتمندان درکشورما سابقهای طولانی دارد. تاریخ را که ورق میزنیم میبینیم که نخستین گامهای توسعه درایران را آدمهایی برداشتند که بازاری بودند و خاستگاه آنها بخش خصوصی بود.
افرادی مثل امینالضرب که نقش پیشگامی در توسعه اقتصادی بخش خصوصی ایران داشت یا صنیع الدوله که تکنوکراتی از جنس بخش خصوصی بود. این افراد در دوران خود از مقبولیت بالایی درمیان مردم برخوردار بودند اما رفته رفته که نفت دراقتصاد ایران نقش اصلی پیدا کرد، طبقه نوکیسهای با وابستگی به حکومت پیدا شد که به درآمدهای سرشار رانتی دست پیدا کرد، بدون این که ارزش افزوده قابل قبولی برای جامعه تولید کرده باشد. این روند بهخصوص در دوران پهلوی دوم تشدید شد و این آدمها برخلاف امینالضربها خدمت توسعهای پایدار به جامعه نکردند.
همین باعث شد تصویری که از متمکن متدین و خیر در حافظه تاریخی جامعه بود آرام آرام خدشهدار شود. ازسوی دیگر در اقتصاد ایران پس از تحول صنعتی یک دوره عقبماندگی صنعتی را تجربه میکنیم. برای جبران این عقبماندگی نمادهایی از جامعه روشنفکری ایران توصیههایشان توصیه تقلیدی است یعنی ما یک بورژوازی ملی را شاهد نیستیم که تکوین تدریجی سالم پیدا میکند. در مواردی که افرادی مثل حاج امینالضرب شروع به سرمایهگذاری میکند که این فعالیتها در بخش خصوصی صورت میگیرد، اما طمع دولتها راهم میبینیم تا این امکان را از چنگ آنها دربیاورد.
وابستگان به دربار تلاش میکنند با دادن امتیاز به بیگانگان یا شریک بودن در این کار منافع حاصل از تاسیس صنایع را به جیب خود بریزند. در اروپا دولت از نوآوریها و اختراعات صنعتی بخش خصوصی استقبال کرد اما درایران چون مسابقه، مسابقه واردات و تقلید بود، دولتها انگیزه کافی وتاریخی داشتند تا منافع حاصل از واردات و تقلید را به جیب خود بریزند. بعد از ملی شدن نفت میبینیم به جای اینکه درایت به خرج داده شود و سعی شود که فناوری و حوزه جدید اقتصادی به روی بخش خصوصی باز شود، حوزه نفت دولتی میشود. در آغاز، جذابیت ملی شدن نفت از این جهت بود که عنصر مقابله با تصرف بیگانه را با خود داشت وگرنه به ضرورت منطقی، لازم نبود دولت بیاید و تصرف و عاملیت کند.
اینجا یک خلط تاریخی- سیاسی اتفاق افتاد و دولت صدالبته به این مغلطه دامن زد- مردم آنچه از ملی شدن میخواستند این بود که مقررات کشور دست خارجی نباشد. مردم رای به این ندادند که دولت همهکاره نفت شود اما اینجا اینگونه شد و به جای اینکه دولت فضا را باز کند که بخش خصوصی وارد شود و فکر و ابتکار مردم شکوفا شود، برعکس شاهد دولتی شدن نفت بودیم. نتیجه این شد که دولتزدگی بخش نفت و گاز در ایران هنوز هم ادامه دارد.
یعنی اینکه در استفاده از منابع حاصل از نفت که چگونه برای برنامهریزی توسعهای و سرمایهگذاری در زیرساختها این منابع استفاده شود دولت انگیزه داشت که پول را دست خود نگه دارد و البته توجیه روشنفکری هم توسط نظریهپردازان وروشنفکران صورت گرفت که در واقع این را ماندگاری بخشید. هرچه در طول تاریخ به پیش رفتیم به دلیل تداوم همان رویه میان حکومت وطبقهای ازسرمایهداران که ثروت خود را بیشتر مدیون رابطه با دولتمردان و صاحبمنصبان به دست آورده بودند تا به دلیل کارآفرینی و ایجاد ارزش افزوده، تصویر مردم مخدوشتر شد.
پس از پیروزی انقلاب، در مواجهه با مسایل واقعی مدیریتی اداره کشور بهخصوص با بحرانهایی که پس از جنگ و بحران اقتصادی به وجود آمد؛ شرایط از حالت عادی خارج شد و ما نتوانستیم مانیفست وراهبرد مناسبی تهیه وتدوین کنیم. در حقیقت اقتصاد جنگی، خود را بر ما تحمیل کرد و میدانیم که از لازمههای اقتصاد جنگی، افزایش تمرکز دولتی و جیرهبندی و اقتصاد دولتی است. آن وقت، این نحوه دخالت دولت در اقتصاد، تبیین و توجیههای تمرکزگرایانه و دولتسالارانه پیدا میکرد که این همزمانی، از عوامل آسیب رساندن به سیستم اقتصادی ایران پس از انقلاب شد. یعنی عوامل بیرونی کمک کرد به اینکه تفکر دولتسالارانه تقویت شود.
البته این تفکر ریشه در زمان رضاشاه داشت و اولین بنگاههای دولتی در ایران توسط پهلوی اول ایجاد شد و درآمد نفت هم امکان این را داد که در دوره پهلوی دوم، دولت مرتبا رشد پیدا کند و جای بخش خصوصی را بگیرد یا به رقابت نابرابر با بخش خصوصی برخیزد یا بخش خصوصی سوگلی خود را به جان جریان ملی در بخش خصوصی کشور بیندازد. در دوره ابتدای پیروزی انقلاب، جریان چپ، ماهیتی اسلامی پیدا میکند و در اثر فشار روشنفکران این دوره، استقرار نظام بازار به مدت یک دهه به تعویق میافتد.
در این زمینه بعضی از گروههایی که گرایش چپ سیاسی و چپ اقتصادی پیدا کرده بودند مثل مجاهدین خلق نقش بسیار موثری در القای فکری و مثبت نشان دادن برخی از اندیشههای سوسیالیستی در جامعه متدین داشتند. بعدها فرصت خوبی داشتیم تا در مقابله با نفوذ اندیشهها یا تفاسیر چپگرایانه از قانون اساسی، به روشنگری دست بزنیم اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد. شاید به این دلیل که در کنار چنین نقدهایی، تهمت طرفداری از سرمایهداری نیز آماده بود تا به کسانی که نقد میکردند چسبانده شود. تا مرحله تاریخی سقوط شوروی و کمونیسم، چپها دچار این توهم بودند که برنده بازی تاریخی چپ و راست هستند.
در این دوره است که برخی حمایتهای روشنفکران از دولتسالاریهای حوزه اقتصاد با بهانههای توسعهای دیده میشود یعنی آنها از سرمایهگذاری دولت در برخی حوزهها به دلیل جبران عقبماندگی دفاع میکنند. توجیه روشنفکرانهای که برای نقش دولت در حرکت توسعهای شده به نظر میرسد که به دولتزدگی اقتصاد کمک کرده است، یعنی از موقعی که مازاد درآمد نفتی ایجاد میشود. اینکه دولت بیاید و خودش سرمایهگذاری کند و نهاد دولتی ایجاد کند و منابع را مصرف کند، باعث میشود که حضور دولت با وزارتخانهها و سازمانها و شرکتهای گوناگون و وسیع را در اقتصاد ایران میبینیم. در ادامه همین مسیر شاهد ابلاغ سیاستهای اصل 44 هستیم که فرصتی برای بازنگری رفتار و گفتار جامعه در مورد توسعه بخش خصوصی و اهمیت تولید ثروت ایجاد میکند.
ما امیدوار بودیم پس از ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 شاهد حرکتی جدی در تولید محصولات فرهنگی باشیم که به حرکت فعالان بخش خصوصی در فضای آزادی اقتصاد کمک کند اما به دلایل مختلف هنوز این اتفاق نیفتاده و هم چنان در تفسیر این مسایل دچار اشتباهی تاریخی هستیم. هنوز روشنفکران و هنرمندان و برخی سیاست مداران را رودرروی اقتصاد میبینیم و هنوز شاهد هجوم جریانهای فکری به ثروتمندان هستیم.
هنوز به جای اینکه چهرههای منفی شخصیتهای داستانی را افرادی متمول نشان دهیم باید اقدامات کارآفرینانی که خدمات زیادی به جامعه داشتهاند را به مردم نشان دهیم. من خود امروز کسانی را میشناسم که 95درصد ثروت خود را وقف کارهای خیریه کردهاند.
هرچند هنوز هم به دلیل رانتهای نابجا قشر نوکیسهگان بیاخلاق در جامعه ما پیدا شدهاند اما هنوز هستند تولیدگران ثروتمندی که داراییهای خود را در خدمت جامعه به کار گرفتهاند. در این زمینه کار رسانهها بیشتر از آنچه خود گمان میکنند سنگین و تاریخی است. چه زمانی از خواب تاریخی برمیخیزیم، خدا میداند.
دنیای اقتصاد:مسائل مهمی که لاریجانی آنها را دید
«مسائل مهمی که لاریجانی آنها را دید»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم
محمدصادق جنانصفت است که در آن میخوانید؛علی لاریجانی، رییس مجلس قانونگذاری ایران در جمع گروهی از صنعتگران ایرانی درباره روزگار امروز اقتصاد ایران سخن گفت .
و به مقایسه ایران با کره جنوبی و مالزی پرداخت و عددی را نیز درباره خصوصیسازی بیان کرد که حائز اهمیت است و میتواند عبرتآموز باشد.به گفته رییس مجلس ایران، ارزش صادرات صنعتی مالزی 129 میلیارد دلار و ارزش صادرات کره جنوبی 365 میلیارد دلار بوده است، در حالی که ارزش صادرات صنعتی ایران 11 میلیارد دلار بوده است. یک محاسبه ساده نشان میدهد ارزش صادرات صنعتی کره جنوبی 33 برابر و ارزش صادرات صنعتی مالزی حدود 11 برابر ایران بوده است. در صورتی که درآمد حاصل از صادرات نفت ایران در سال به طور میانگین در سالهای اخیر 60 میلیارد دلار باشد، این رقم فقط کمتر از 20 درصد ارزش صادرات صنعتی کره جنوبی و کمتر از 50 درصد ارزش صادرات مالزی است.
چرا چنین عدم تعادلی وجود دارد؟ آیا ایرانیان بهره هوشی کمتری از شهروندان کرهای یا مالزیایی دارند؟ آیا سابقه صنعتی شدن ایرانیان کمتر از سابقه صنعتی دو کشور یاد شده است؟ پاسخ هر دو پرسش منفی است و دلایل این وضعیت اندوهبار را باید در جایی جستوجو کرد که اتفاقا رییس مجلس آن را به طور غیرمستقیم مورد توجه قرار داده است. به گفته رییس مجلس، از کل ارزش ریالی خصوصیسازی در سالهای اخیر که پس از اجرای قانون مربوط به خصوصیسازی اتفاق افتاده است، تنها 4 تا 5 هزار میلیارد تومان به بخش خصوصی فروخته است که در برابر ارزش کل خصوصیها که معادل 67 هزار میلیارد تومان است، رقم ناچیزی به حساب میآید و کمتر از 8 درصد ارزش کل خصوصیسازی است.
این رقم ناچیز خصوصیسازی هم در حالی انجام شده است که همه نهادهای قدرت سیاسی در ایران بر خلاف سالهای قبل از دولت نهم با خصوصیسازی موافقت و حتی بر آن اصرار کردهاند.چرا ارزش صادرات صنعتی ایران کمتر از 10 درصد ارزش صادرات صنعتی مالزی و کمتر از دو درصد ارزش صادرات صنعتی کرهجنوبی است، چون اقتصاد ایران دولتی است. تا وقتی اقتصاد ایران دولتی است و سیاستهای اقتصادی بر پایه آموزههایی برخلاف جریان عمومی اقتصاد و بر پایه اراده و سلیقه دولتیها تعیین و اجرا میشود، نباید انتظار داشت روزگارمان بهتر از این باشد.
دولتی بودن کسبوکار شهروندان همچون موریانه پیکره اقتصاد ملی را خورده و تنها اسکلت آن باقی است که این اسکلت همان درآمدهای نفتی است که این یکی نیز روندی کاهنده را تجربه میکند. به نظر میرسد همه نهادهای سیاسی در جامعه ایرانی به ویژه مجلس قانونگذاری باید با دقت، شفافیت، شجاعت و به صورت مستمر دلایل خصوصیسازی انجام شده در سالهای اخیر و دلایل ضعف در ورود بخش خصوصی برای خرید سهام یا دلایل دولت برای کشاندن فضای کار به جایی که بخش خصوصی رغبت ندارد تا به این عرصه وارد شود را کالبدشکافی کند.
اکنون همه میدانیم که اقتصاد ایران ضعفهای بنیادین دارد. بیشتر کارشناسان و اقتصاددانان میدانند که دلایل اصلی کدام است و اتفاقا این دانستهها از زبان رییس مجلس شنیده شد و تنها میماند که مانع از ادامه این روند شویم. به امید شفافیت بیشتر.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: