ناآرامیهای اخیر به وجهه این کشور لطمه فراوانی وارد کرده است، هرچند این درگیریها برای مردم تایلند به هیچعنوان غیرمنتظره نبود. در واقع تصویر آرام ارائه شده از تایلند بر تنشهای یک دهه اخیر تایلند سایه افکنده بود. رشد سریع اقتصاد تایلند در دهههای 1980 و1990 موجب شکلگیری یک طبقه خاص در مناطق روستایی شمال و شمال شرقی این کشور شد. میتوان گفت مردم تایلند حتی در مقایسه با فیلیپین نیز از نوعی بیعدالتی و نابرابری درآمدی رنج میبرند. این در شرایطی است که بسیاری بر این باورند تایلند یک کشور پیشرفته و مدرن و فیلیپین دارای اقتصادی مشابه اقتصاد کشورهای آمریکای لاتین است. اما بحرانهای اخیرحاصل زدوبندهای سیاسی منطقهای و محلی است که در لایههای ساختاری این کشور بهوجود آمده است. در واقع بسیاری از تایلندیها خود را با نهادهای سنتی قدرتمند در این کشور بیگانه میدانند. دلیل آن هم این است که مقام سلطنت، ارتش و دستگاههای دولتی عموما در اختیار شرکتها و موسسات مستقر در بانکوک قرار گرفتهاند.
هر چند تایلندیهای ساکن در شمال و شمالشرقی تایلند ـ که بخش اعظم جمعیت این کشور را تشکیل میدهند ـ به لحاظ اقتصادی در شرایط مناسبی به سرنمیبرند اما در دهه اخیر از نظر سیاسی به قدرت خاصی دست پیدا کردهاند و انحصار قدرت را از دست نخبگان سیاسی این کشور خارج کردهاند. رشد چشمگیر اینترنت، ایستگاههای رادیویی، اصلاح قانون اساسی این کشور در سال 1997 و دسترسی بیشتر به تحصیلات و آموزش موجب شد تا جمعیت روستایی تایلند نسبت به حقوق خود آگاهی بیشتری پیدا کنند و شرایط خود را با شرایط شهروندان سایر کشورها مقایسه کند. شکلگیری دموکراسی حقیقی پس از 6 دهه حکومت مستمر نظامیان به این معنی بود که اگر چنانچه روستاییان فقیر با یکدیگر متحد شوند میتوانند رهبری را انتخاب کنند که در برابر خواستهها و نگرانیهای آنها پاسخگو و مسوولیت پذیرباشد.
ورود شیناواترا به سیاست
در سال 2001 آنها فرد مورد نظر خود را پیدا کردند. این فرد کسی نبود جز تاکسین شینا واترا، یک سیاستمدار پوپولیست که اهل شمال تایلند بود. تاکسین فردی میلیاردر و به عنوان یک شخص مهم و تاثیرگذار درعرصه مخابرات تایلند مطرح بود. تاکسین نیز همانند سیلویوبرلوسکونی نسبت به استفاده از قدرت سیاسی خود در جهت کمک به شرکتهای تحت پوشش خانوادهاش علاقهمند بود. اما وی همچنین برنامههای اجتماعی متعددی نظیر اعطای وام به روستاییان و ارائه خدمات بهداشتی ارزان قیمت را در دستور کار خود قرار داد. سیاستهای تاکسین در تایلند با موفقیتهایی نیز همراه بود و نرخ فقر در این کشور کاهش پیدا کرد. تاکسین با استفاده از این موفقیتها در کنار تبلیغات گسترده انتخاباتی توانست در سال 2005 با آرای بیشتری در انتخابات تایلند به پیروزی برسد. وی پس ازآن فعالیتهای خود را افزایش داد و به بهانه اجرای برنامه جنگ برضد مواد مخدر، مخالفان سیاسی خود را به قتل رساند، رسانههای تایلند را تحت فشار قرار داد و قدرت نهادهای حکومتی از جمله دادگاههای این کشور را ضعیف کرد.
محبوبیت فراوان تاکسین همچنین تهدیدی جدی برای قدرت ارتش و مقام سلطنت بود. بومیبهل آدولیابج پادشاه تایلند ـ که هماکنون 60 سال است این عنوان را در اختیار دارد ـ درسالهای اخیر با انجام فعالیتهای پشت پرده و اتحاد با نخبگان سیاسی و رهبران نظامی درصدد افزایش نقش خود در عرصه سیاسی برآمده وخود را بیش ازیک مقام تشریفاتی سلطنتی معرفی کرده است. اما نخبگان و طبقه متوسطی که مخالف تاکسین بودند به جای تلاش برای شکست دادن وی در پای صندوقهای رای از اقدامات فراقانونی استفاده کردند. تلاش برای کنارگذاشتن تاکسین در نهایت به دخالت ارتش منجر شد. در سپتامبر سال 2006 ارتش تایلند نخستوزیر وقت را در یک کودتای نظامی از مقام خود برکنار کرد. پس از کودتا، تاکسین به خارج از کشور تبعید شد. وی هماکنون در دبی اقامت دارد.
به باور بسیاری از کارشناسان، اجرای این کودتا اشتباه بزرگی بود. تاکسین به رغم همه اشتباهاتی که داشت به هرحال در یک انتخابات دموکراتیک به مقام نخستوزیری تایلند رسیده بود. برکناری وی از طریق یک کودتای نظامی در قرن حاضر امری نامعقول و تاحدودی منسوخ است. ایالات متحده نیز که مهمترین شریک خارجی تایلند محسوب میشود از وقوع این کودتای نظامی در تایلند براحتی چشمپوشی کرد. اگرچه دولت جورج بوش به طور رسمی این کودتا را محکوم کرد اما مانور نظامی مشترک خود با تایلند را لغو نکرد و از زمان وقوع کودتا، این کشور با دولت منصوب نظامیان همکاری نزدیکی داشته است. از آن زمان تاکنون شرایط سیاسی تایلند با سرعت هرچه تمامتر رو به وخامت گذاشته است. دادگاههای تایلند نیزکه ارتباط بسیار نزدیکی با نخبگان بانکوک دارند دو دولتی را که طرفدار تاکسین بودند با استدلالهای قضایی نادرست و ناعادلانه رد صلاحیت کردند.
ظهورسرخ پوشان
در پی این تغییر و تحولات، روز به روز برتعداد حامیان این سیاستمداران برکنار شده افزوده شد و این افراد وگروهها به نیروی بسیار قدرتمندی در عرصه سیاسی تایلند تبدیل شدند. هرچند نخستوزیر پیشین تایلند در تبعید نیز به عنوان رهبر معترضان و البته یک حامی مالی نقشی مهم ایفا خواهد کرد اما وی تنها فرد تاثیرگذار در این جریان نخواهد بود. نیروهای حامی تاکسین به یک جنبش اجتماعی واقعی تبدیل شدهاند که اهدافشان چیزی فراتر از درخواست عفو برای نخستوزیر پیشین است.
معترضان پیراهن قرمز که هماکنون برضد حکومت حاکم تایلند سازمان دهی خوبی یافتهاند خواستار برگزاری انتخابات جدید توسط آبهیست وجاجیوا، نخستوزیرکنونی تایلند هستند.
وجاجیوا که یک تکنوکرات تحصیلکرده در کشور انگلستان است به عنوان فردی توانمند و معقول در تایلند شناخته میشود. البته معترضان خواستههای دیگری نیز دارند. بسیاری از رهبران پیراهن قرمز خواهان افزایش سرعت اقدامات دولت در تقویت قدرت اقتصادی و سیاسی در سایر استانهای این کشور هستند. از دیگر خواستههای رهبران این جنبش کاهش قدرت نهادهای سنتی این کشور ازجمله ارتش و مقام سلطنت است. البته برخی نیز پیشنهاد کردهاند پس ازمرگ بومیبهل پادشاه کنونی تایلندکه هماکنون 82 ساله است و از بیماری رنج میبرد، اختیارات و قدرت مقام سلطنت محدود شود. دلیل آن هم این است که ماها واجیرا لانگ کرن، ولیعهد کنونی به هیچ وجه ازاعتبار و جایگاه بالایی در میان تایلندیها برخوردار نیست و در آینده نیز به چنین جایگاهی دست نخواهد یافت. در تایلند قوانین بسیار سختی وجود دارد که افرادی که پادشاه، ملکه یا ولیعهد را مورد انتقاد خود قرار بدهند با مجازات سنگینی روبهرو میشود.
آیا خواستههای معترضان معقول و منطقی است؟ معترضان تایلندی که تعداد آنها هنگام برگزاری راهپیماییهای اعتراضآمیز به بیش از 100 هزار نفر در بانکوک نیز میرسید برخی از اصول اخلاقی را زیر پا گذاشتهاند. در هفتههای اخیر برخی با پیوستن و یا نفوذ به درون افراد معترض، اعتراضات پیراهن قرمزها را به سمت و سوی خشونت و درگیریهای مسلحانه کشاندهاند. در چنین شرایطی به نظر میرسد حکومت آبهیست نیز برای برقراری نظم و آرامش میتواند از هر وسیله و ابزاری استفاده کند. مطمئنا اگر افراد مسلح در خیابانهای واشنگتن حضور پیدا کنند، ساختمانها و مراکز دولتی و عمومی را به آتش بکشانند و یا به سمت نیروهای دولتی نارنجک پرتاب کنند، دولت فدرال ایالات متحده نیز از هر ابزاری برای سرکوب آنها استفاده خواهد کرد. با این حال نیروهای امنیتی تایلند نیز برای سرکوب معترضان، خشونت بسیاری به کار بردند و به نظر میرسد دولت فعلی در تحقق خواستههای معترضان بسیار ناتوان است.
اما به نظر میرسد خواستههای معترضان معقول و منطقی است هر چند خشونتهای به وجود آمده جنبش آنها را تحت تاثیر خود قرارداده است. در درازمدت برقراری آرامش و ثبات تایلند امری ضروری و حیاتی محسوب میشود.نخبگان با نکوک باید بدانند در صورت برقراری دموکراسی واقعی و با حضور در پای صندوقهای رای میتوانند به اهداف خود برسند هر چند آنها نیز باید از برخی اختیارات و قدرت سیاسی واقتصادی خود چشم پوشی کنند. روستاییان فقیر و سیاستمدارانی همچون تاکسین که ادعای رهبری آنها را دارند نیز باید به این درک و شناخت برسند که پیروزی در انتخابات پارلمانی و کسب اکثریت در آن مجوزی برای نادیده گرفتن حقوق اقلیتها نیست. نکته مهم و قابل توجه این است هر فردی که در انتخابات به پیروزی برسد باید از حکومت قانون حمایت کند و از نهادهای دموکراتیک همچون دادگاهها پشتیبانی کند؛ نکتهای که تاکسین همواره نسبت به رعایت آن بیتوجه بود. البته شکلگیری چنین شرایطی پیش از این نیز در سایر کشورها سابقه داشته است. در برزیل لوئیز ایگنا سیو لولا داسیلوا در ابتدا با حمایت مردم فقیر این کشور به قدرت رسید و با اجرای برنامههای متنوع در صدد رفع فقر بر آمد. وی همچنین با اتخاذ سیاستهای مناسب توانست نخبگان سیاسی و صاحبان صنایع را نیز با خود همراه کند. اما هماکنون شکلگیری چنین شرایطی در تایلند بسیار دور از ذهن و بعید است.
فارن پالسی/ مترجم:علیرضا ثمودی
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟