شهرداد روحانی :

می‌خواستم برای نوازنده‌ها چالش ایجاد کنم

ارکستر سمفونیک تهران با قدمتی 65 ساله سال‌هاست که در گیر داشتن رهبری دائم است که بتواند به خوبی و برای مدتی طولانی ارکستر را رهبری کند.
کد خبر: ۳۳۱۱۸۶

این ارکستر از زمان درگذشت فریدون ناصری در این وضعیت قرار گرفت و مسوولان دفتر موسیقی ارشاد و شورای سیاستگذاری ارکستر از رهبران مختلف درخواست رهبری این ارکستر را داشتند.

در طول سال‌های گذشته رهبران زیادی به صورت دائم و مهمان این سمت را به عهده گرفتند تا 2 سال پیش که منوچهر صهبایی رهبری دائم را عهده‌دار و نسبت به بقیه همکاران خود مدت طولانی‌تر ارکستر را رهبری کرد.

با کناره‌گیری این آهنگساز مسوولان در یک اتفاق ناگهانی از شهرداد روحانی که سال‌های پیش نیز به عنوان مهمان رهبری ارکستر را به عهده گرفته بود، دعوت به عمل آوردند تا با این ارکستر برنامه اجرا کند. او که تا کنون ارکسترهای مختلف دنیا را رهبری کرده و شهرتی جهانی دارد، برای دومین بار است که چوب رهبری ارکسترسمفونیک تهران را در دست می‌گیرد.

چه شد بعد از سال‌ها دوباره رهبری ارکستر سمفونیک تهران را پذیرفتید؟

حدود یک ماه و نیم پیش، از من برای رهبری ارکستر سمفونیک تهران دعوت شد که به ایران بیایم و من این دعوت را با علاقه پذیرفتم، چون از کار کردن با ارکستر سمفونیک تهران لذت می‌برم.

ارکستر سمفونیک تهران در حال حاضر رویکرد جذب جوانان را دنبال می‌کند، به طوری که قدیمی‌های ارکستر رفته‌اند و نوازندگان جوان جایگزین آنها شده‌اند، این تغییر نسبت به آن سالی که شما با ارکستر کار کردید چه قدر بر کیفیت کار تاثیر گذاشته است؟

کار رهبر خوب ارکستر این است که خاصیت‌های خوب نوازندگان را بشناسد و بتواند آن را به شیوه درست تربیت کند، کسی که 60 ساله است و حدود 30 الی 40 سال در ارکستر ساز زده، اندوخته‌هایی دارد که از جوان 20 ساله که تنها چند سال بیشتر در ارکستر نبوده، بیشتر است. به عقیده من رهبر ارکستر باید از هرکدام از نوازندگان با سنین مختلف بهترین‌ها را انتخاب و با ادغام آنها به نتیجه بهتر و پختگی بیشتر کار برسد که این مساله خود باعث تمیز درآمدن کار می‌شود، اما در کل من ترجیح می‌دادم، نوازندگان قدیمی بودند؛ چون معتقدم هر دو عامل لازم است. با نگاه به ارکستر فیلارمونیک برلین می‌بینید، هم نوازندگان پیشکسوت و هم نوازنده‌های جوان در کنار هم ساز می‌زنند. اما به نظرم اگر قرار است همه جوان باشند اسم ارکستر، ارکستر جوانان می‌شود که البته درهمه جای دنیا وجود دارد و متداول است؛ مثلا در آمریکا ارکسترهایی وجود دارد که نوازندگان از 14 سالگی وارد آن می‌شوند و همین ‌که به 25?سالگی می‌رسند، باید ارکستر را ترک کنند ولی در همان شهر ارکستر سمفونیک هم دارای نوازندگان جوان و هم افراد باسابقه و سن بالاست. به عقیده من در ایران نیز باید چنین باشند؛ یعنی جوانان زیر 25 سال در ارکستری دیگر ساز بزنند و آموزش ببینند و در مرحله بعدی به ارکستر سمفونیک تهران وارد شوند. به طورکلی من ترجیح می‌دادم کسانی که 6 ـ 5 سال پیش در ارکستر با آنها کارمی کردم، نیز الان بودند؛ چرا که حضورشان به خاطر تجربه فراوانشان خیلی موثر بود و من خیلی از نبود آنها تعجب کردم و ناراحت شدم. اما با همه امکانات با همین اعضا به بهترین نحو کار کردم.

شما به عنوان رهبر مهمان نمی‌توانستید پیشنهاد دهید پیشکسوتان ارکستر نیز برای این اجرا به عنوان نوازنده مهمان در کنار دیگر اعضا قرار بگیرند؟

چرا اتفاقا همین پیشنهاد را هم دادم، اما چون مطالبی بین نوازنده‌ها و ارکستر وجود دارد که مربوط به قسمت اداری ارکستر می‌شود (که من در آن نه دخالت داشتم و نه سهمی در نتیجه) تا به آن قسمت‌ها برسیم وقت‌مان تمام شده و من باید برمی گشتم. از طرف دیگر هنر یک رهبر خوب این است که با هرچه هست بهترین نتیجه را بگیرد، ما نیز سعی‌مان بر این است و کار را پیش می‌بریم ولی اگر نوازنده‌های پرسابقه بودند، بهتر بود و چون قبلا با آنها کار کرده بودم، دوست داشتم آنها هم بودند و به من کمک می‌کردند.

در حال حاضر ارکسترسمفونیک نسبت به آن سالی که شما برای آخرین بار ارکستر را رهبری کردید،از نظر شیوه اجرا افت پیدا نکرده است؟

وقتی تمریناتی شروع می‌شود، طبیعی است که در جلسات اول اشکالاتی پیش آید، اما با تمرینات مداوم این اشکالات برطرف می‌شود.

از این جهت که پیشکسوتان در ارکستر نیستند و همه جوان هستند و تجربه زیادی به لحاظ نوازندگی در ارکستر ندارند کار اجرایی افتی نداشته؟

خیر به هیچ وجه. انسان همیشه به موقعیت ایده آل نمی‌رسد، در مورد ارکستر نیز چنین است. در حال حاضر وضعیت ارکستر سمفونیک همین است و من هم با همین چیزهایی که در دستمان است به بهترین نحو کار می‌کنم.

دغدغه بسیاری از طرفداران ارکستر، آمد و رفت رهبران مهمان است و از آنجایی که سن اعضای ارکستر کم است تا بخواهند با رهبرمهمان از نظر فکری و شیوه کاری همسو شوند زمان می‌برد. به نظر شما این آمد و رفت رهبران مهمان لطمه‌ای به کلیت ارکستر وارد نمی‌کند؟

بستگی دارد چه کسی می‌آید و چه کسی می‌رود. فقط صرفا چون رهبر مهمان و دائم هستند دلیلی نمی‌شود ارکستر پیشرفت کند یا نکند. اگر یک رهبر مهمانی بیاید که خوب باشد طبیعتا به پیشرفت ارکستر کمک می‌کند و اگر در حد متوسط باشد کمک چندانی نمی‌کند. اما به طور کلی مساله رهبر مهمان همه جای دنیا معمول است، حتی خیلی از ارکسترهای بزرگ ممکن است، مدتی به دنبال یک رهبر دائم باشند و حتی یک فصل هنری را نیز با رهبران مهمان ادامه دهند. اما به طور معمول در همه جای دنیا این گونه است که رهبر دائم برای ارکستر انتخاب می‌شود و برنامه‌ریزی سالانه را انجام می‌دهد، به کارهای مختلف ارکستر نظارت و کنترل دارد و بعد طی فصول هنری از رهبران مهمان نیز دعوت می‌کند که با ارکستر کار کنند و حتی اتفاق افتاده که همین رهبران مهمان هم عالی، خوب و بد باشند. در پاسخ به همسو شدن نوازندگان با رهبر نیز باید بگویم که همه این وظایف به عهده رهبر است چرا که او باید در 5?دقیقه اول بتواند خواسته‌هایش را از ارکستر پس بگیرد. من بعضی وقت‌ها به ارکسترهایی دعوت می‌شوم که برای اولین بار می‌خواهم آن را رهبری کنم به طوری که من نه آنها را می‌شناسم و نه آنها مرا، اما باید در همان 10 ـ 5 دقیقه اول دستم بیاید که آنها در چه سطحی هستند و همه آنها نیز به این مساله پی ببرند که آن کسی که به عنوان رهبر بالا ایستاده قدرت و توانایی‌اش ‌در چه حدی است.

در یک مقایسه کلی، ارکستر سمفونیک تهران چه جایگاهی در مقابل دیگر ارکسترهای دنیا دارد و چقدر می‌تواند این ارکستر را با آنها هم طراز کرد؟

در تمام روزهایی که با ارکستر سمفونیک تهران تمرین داشتم خیلی شایستگی از خودشان نشان دادند؛ یعنی توانایی زیاد دارند. یادم هست سال‌های پیش یکی از این برنامه‌های ارکستر را صرفا برای این‌که نزد خودم داشته باشم، ضبط زنده کردم و وقتی این قطعات را برای دوستان موزیسینم در آمریکا گذاشته بودم، باورشان نمی‌شد که اولا در ایران ارکستر سمفونیکی وجود دارد که فعال باشد و ثانیا با آن کیفیت بتواند بنوازد. به نظرم همه اینها به این برمی گردد که چه کسی با ارکستر کار می‌کند.البته توانایی یک رهبر خوب ارکستر در کیفیت نوازندگان خیلی موثر است. مثلا وقتی اثری چون سمفونی 5 بتهوون با یک ارکستر و 2 رهبر مختلف اجرا می‌شود، صدای متفاوتی به گوش می‌رسد در واقع قطعه همان است اما ایجاد صدای متفاوت به حضور 2 رهبر مختلف مربوط می‌شود و نوع صدادهی فقط بستگی به این دارد چه کسی با ارکستر کار می‌کند.

یعنی قدرت نوازندگی و شیوه اجرا همه به رهبر برمی‌گردد؟

خیلی زیاد.البته طبیعتا خود نوازنده‌ها هم باید توانایی زیادی داشته باشند.رهبر ارکستر در حقیقت مثل یک معلم است، اما معلم یک گروه بزرگ.در حال حاضر اگر همین قطعاتی را که من با ارکستر کار کردم، شخص دیگری رهبری کند مطمئنا یک صدای دیگری از ارکستر شنیده می‌شود. ساز یک رهبرتمام نوازندگان ارکستر است. من به عنوان رهبر به جای این‌که پیانو یا ویولن بزنم با حرکات دستم و با نگاهم به نوازنده‌ها و با برداشتی که از آن اثر اجرایی دارم. باعث می‌شوم موزیسین‌ها به گونه‌ای دیگر قطعه را اجرا کنند. شما به عنوان یک رهبر نمی‌توانید نت‌های سمفونی بتهوون را عوض کنید و اصلا اجازه ندارید در نت‌های تمام بزرگان موسیقی دستی ببرید، ولی در یک جاهایی می‌توانید به عنوان کسی که برداشتی از یک آهنگساز دارد، حالت‌ها را تغییر دهید و همین تغییر حالت‌ها باعث می‌شود که اثر رنگ دیگری به خود بگیرد. اما اگر رهبران ارکستر هر آنچه را که در پارتیتورها نوشته شده، بدون ایجاد تغییرات جزیی اجرا کنند، تمامی کنسرت‌ها همانند هم خواهد شد.

به صورت کلی ارکستر ما نسبت به ارکسترهای دیگر در چه رتبه‌ای قرار دارد؟

با برگزاری یک کنسرت نمی‌توان به تفاوت‌ها پی برد، ولی اگر این فعالیت و پیشرفت ادامه داشته باشد، مطمئنا می‌تواند یکی از ارکسترهای خوب آسیا باشد و شکی در آن نیست. من به شخصه در آسیا ارکسترهایی مانند ژاپنی و تایلندی را رهبری می‌کنم و در منطقه آسیای غربی هم به غیر از ایران ارکستری را رهبری نکردم، اما اگر فعالیت‌هایش ادامه یابد با ارکسترهای آسیای شرقی قابل قیاس خواهد بود.

با ارکسترهای اروپایی چطور؟

بله می‌تواند با ارکسترهای اروپایی شرقی نیز قابل قیاس باشد و شکی در آن نیست. ارکستر سمفونیک تهران چون سابقه تاریخی 80 ساله دارد، همیشه نوازندگانش معلم‌هایی را به خود دیده‌اند که از اروپای شرقی می‌آمدند و در هنرستان موسیقی و کنسرواتوار موسیقی تهران درس می‌دادند.به نظرم بیشتر صدای ارکستر ما شبیه ارکسترهای اروپای شرقی است که فکرمی‌کنم این مساله به همان حضور معلم‌های اروپای شرقی مربوط می‌شود. اما به طور کلی هر ارکستری صدای مخصوص به خود دارد، مثلا ارکستر سمفونیک‌های آمریکا یک صدای خاصی دارند و همینطور ارکستر سمفونیک‌های آلمانی‌ها و اتریشی‌‌ها.

رپرتوار اجرایی این کنسرت را بر چه اساسی انتخاب کردید؟ آیا هدفتان از این انتخاب صرفا داشتن زمان کوتاه شما برای آمدن به ایران نبوده؟

یکسری رپرتوار وجود دارد که هر رهبری باید آنها را داشته باشد تا در شرایط خاص بتواند اجرا کند، مثلا ممکن است این اتفاق بیفتد که یک شب قبل از کنسرت به شما خبربدهند که فردا رهبری که قرار بوده ارکستر را رهبری کند، مریض شده و شما باید یک قطعه از یک آهنگساز را رهبری کنید.بر این اساس هر رهبر یا نوازنده باید در رپرتوارش یکسری قطعاتی باشد که در هر موقعیتی قرار گرفت آنها را بتواند اجرای صحنه‌ای کند. اما علت انتخاب قطعات کنسرت بر این اساس بود که من با شناختی که بواسطه اجرای سال‌های گذشته از ارکستر داشتم به نوعی دوست داشتم چالشی برای ارکستر باشد که قطعات خیلی ساده را اجرا نکنند. در واقع در عین حال که قطعات از لحاظ تکنیکی سخت هستند، جذاب و دارای موزیکالیته بالا هم باشند.

طرفداران شما در ایران خیلی دوست داشتند با آمدنتان به ایران و اجرا با ارکستر سمفونیک آثار خودتان را بشنوند، چه موسیقی‌های کلاسیک و چه موسیقی فیلم‌هایتان، ولی فقط یک قطعه را برای این اجرا انتخاب کردید؟

بله. من قطعه‌ای برای پدرم نوشته بودم برای ویولن و ارکستر که در این کنسرت آن را اجرا می‌کنیم، به طوری که یکی از نوازندگان ارکستر سمفونیک به عنوان سولیست ویولن این قطعه را اجرا می‌کند. علاوه بر این قطعه از زمانی که برای رهبری ارکستر سمفونیک، به تهران دعوت شدم قطعه وکالیز راخمانیف را که برای پیانو و آواز نوشته شده، انتخاب و برای تقدیم به ارکستر سمفونیک تهران آن را برای ارکستر و گروه کر تنظیم کردم که این کار نیزکاری جدید از من است که به اجرا در می‌آید. نکته قابل توجه در این است که تمامی این قطعات همه برای اولین بار است که در ایران اجرا می‌شوند. من اینها را عمدا برای اجرا انتخاب کردم که بتوانم هم برای نوازنده‌ها نوعی چالش ایجاد کنم و هم این‌که آنها حداکثر استفاده را از بودن من در ایران ببرند.

قرار دادن موسیقی‌های فیلم در کنار دیگر قطعات به علاقه شخصی خودتان به موسیقی فیلم برمی‌گردد یا این‌که می‌خواستید ترتیب قطعات نمایشی حفظ شود تا مردم با موسیقی فیلم‌ها ارتباط برقرار کنند؟

دقیقا همین طور است.تمام هدف من قرار دادن یکسری قطعات نمایشی در کنار هم بود.

موضوعی که در شرایط کنونی مطرح است، این است که اکثر شنونده‌های موسیقی کلاسیک با موسیقی فیلم غریبه هستند؛ یعنی اگر کنسرتی برگزار شود که فقط مختص اجرای موسیقی فیلم باشد شاید مخاطبان خیلی کمی را به خود اختصاص دهد. به نظر شما به عنوان آهنگساز موسیقی فیلم از چه راهی می‌شود این معضل را حل کرد؟

موسیقی فیلم هیچ فرقی با نوشتن اپرا و دیگر موسیقی‌ها ندارد؛ چرا که اینها همه داستانی را روایت می‌کنند که موسیقی کمک می‌کند این داستان را به بهترین نحو بازگو کند. تمام این آهنگسازان که ما از آنها موسیقی فیلم اجرا می‌کنیم مثل ویلیامز، روشا و هرمن، قطعاتی از موسیقی کلاسیک دارند؛ مثلا همگی کنسرتو پیانو، کنسرتو ویولن و.... نوشته‌اند؛ یعنی یک زمینه از فعالیتشان موسیقی کلاسیک است و یک زمینه از کارشان موسیقی فیلم است. در حقیقت این آهنگسازان به قدری نوشتن و قدرت سازندگی و آهنگسازی‌شان بالاست که می‌توانند در چند نقش خودشان را نشان دهند در واقع اگر یک رهبر ارکستر و یا یک کارگردان به آنها یک قطعه سفارش دهند، برایشان موسیقی می‌نویسند. من به نوعی با انتخاب موسیقی فیلم‌های این آهنگسازان دوست داشتم جنبه دیگری از کار این هنرمندان را نیز به مردم معرفی کنم. به نظر من هم اکنون دوره آن گذشته که نوازنده‌ها فقط سمفونی‌ هایدن، موتزارت و ... را بزنند. من نمی‌دانم، موسیقی فیلم در چه حدی در ایران اجرا می‌شود اما این کارهایی که ما برای این برنامه در نظر گرفتیم کارهایی است که در جاهای دیگر دنیا اجرا می‌شود یعنی وقتی برنامه سالیانه ارکسترهای مختلف دنیا را ببینید حداقل در دو سه کنسرت این قطعات جای دارند. من معتقدم اگر دوران موتزارت و بتهوون صنعت فیلم بود حتما از این دو نفر هم می‌خواستند موسیقی فیلم بنویسند، همین‌طور که آهنگسازان قرن 20 موسیقی فیلم را در کنار سمفونی‌ها و کارهایشان نوشته‌اند، پس بر این اساس می‌توان گفت موسیقی فیلم چیزی جدای از موسیقی کلاسیک نیست و به شخصه موسیقی فیلم را خیلی جدا از موسیقی سمفونی نمی‌بینم.

امیرسعید بورنگ 
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها