در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یان هنگام کار دچار سانحه و فلج میشود. بس خود را در این مساله گناهکار میداند. اوضاع او به لحاظ روانی و اخلاقی به وخامت میگذرد. کلیسا او را طرد میکند و خانوادهاش او را از خانه بیرون میکنند. تنها دودو او را رها نمیکند. بس به یک قایق ماهیگیری که صاحبش یک بیمار است میرود و در آنجا مورد ضرب و شتم قرار میگیرد و پس از بازگشت به دهکده بر اثر ضربات وارده میمیرد. یان حالش بهتر میشود و میتواند به کمک چوبدستی راه برود. کلیسا اجازه دفن بس را با مراسم مذهبی صادر نمیکند. یان و دوستانش شبانه جسد بس را از خاک بیرون میکشند و به دریا میاندازند. در این هنگام زنگهای بزرگی در آسمان به صدا درمیآید.
فیلم از 8 فصل تشکیل شده است. هرکدام از فصلها را فون تریه همراه با عنوان تصویری ثابت کرده است که به نوعی ورود به قصه باشد.
فصل اول ـ بس ازدواج میکند: آسمانی ابری و موهوم را میبینیم که زاویه دید را میبندد. این آغاز یک زندگی مشترک است. ابهامآمیز و مشکوک.
فصل دوم ـ زندگی با یان: یک رویا. تصویری از یک خانه و دریا و آسمان. این بهترین فصل برای زندگی بس است. فصلی که زیاد طول نمیکشد، اما با عشق به آن تا مدتها زنده میماند.
فصل سوم ـ زندگی در تنهایی: یک دکل نفت در دریایی نیمه طوفانی. اگر دریای فصل قبل آرام است، در اینجا کمی در تب و تاب افتاده. عدم درک بس و تنهاییاش.
فصل چهارم ـ بیماری یان: ابرهای سیاه و دورنمایی از شهر. صاعقهای در راه است.
فصل پنجم ـ شک: کلیسایی مخروب در هالهای از غبار. اینبار کلیسا نهتنها ناقوسی ندارد، بلکه تخریب نیز شده است.
فصل ششم ـ وفاداری: کوهی که جاده زندگی از میانش میگذرد. بس کوه استقامت است و اسطوره وفاداری. نور خورشید بر کوهها تابیده است.
فصل هفتم ـ قربانی شدن بس: غروب و شهر. بس قربانی ادعای اخلاق و دیانت مردم همین شهری است که غروب را به نظاره نمینشینند.
موخره ـ تشییع جنازه: و اکنون آب روان از زیر پل میگذرد. همه چیز روشن است. قربانی شدن یعنی جاری شدن و به وصل رسیدن.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: