تلگرافخانه!

کد خبر: ۳۳۰۴۱۲

بهداد مدرسی از کرج( حالا ما هزار بار بگیم مطالب سیاسی خودتون رو بفرستید واسه گروه سیاسی روزنامه... کو گوش شنوااااااااا؟!) - باران (دوست داشتن که عیب نداره؛ می‌گی داره؟ پسمن جای گنجشک قصه‌ت بودم اول تکلیفم رو با خودم روشن می‌کردم تا هی نشینم گوسفند بشمارم)- ماهِ باران (ممنون از «یه انتقاد کوچولو»ت. قبلنا یه همچی کاری کرده بودم بعد دیدم بعضی جاها که باید توضیحی هم اضافه کرد، لحن و منظور رو تحت‌الشعاع قرار می‌ده و مزه طنز یا جدیتش رو از بین می‌بره. اگه پیشنهادی واسه‌ش داری خوشحال می‌شم که نظرت رو بگی. پاچه‌خواریهایی مثل صبور و پرمحبت و... این چیزمیزا رو هم بذار کنار و حتی از «یه عالم انتقاد بزرگ»ت هم محرومم نکن)- ناهید 26 ساله از بوکان- شهرزاد (گمونم آدم باسواد و بافهم ندیدی که این کلمات قلمبه سلمبه رو واسه یه پاسخگویی بیسواد به کار می‌بری. اینی که من می‌شناسمممم تااااااازه یاد گرفته دست چپ و راستشو از هم تشخیص بده! درباره مشکلت با همسرت هم درست متوجه نشدم: ایمیلت نصفه نیمه به دستم رسیده یا سوال اصلیت رو فراموش کردی بنویسی؟ نکنه همین‌جوری می‌خواستی یه درد دلی کنی، نصفه‌هاش بی‌خیال شدی؟! هوم؟!)- صحرا دختری در مزرعه (مخلص! امید که همیشه شاد باشی)- خاطره از مشکین‌شهر (یه بارقه‌هایی از تخیل تو متنت هست ولی آهنگ و موسیقی نوشته‌ت جای کار و تمرین داره. توصیفاتش هم، ای‌ی‌ی، قوی نیست. مثلا «در لحد قلبم مدفون شدی» به نظر می‌رسه باید برای آدم دلمُرده به کار بره ولی بلافاصله می‌گی: «قلبم مسرور از حضورت آرام و قرار ندارد»!)- سید میلاد اشرفی از ساری- نرگس ستاری از نوشهر- مژگان ملکی (یا مالکی؟!... باااااابا جان‌ن‌ن... بااااااا حرووووف فااااااارسییییییی بنویسین؛ چشام چپول بود، دیگه کامل برگشت رفت به تخت سرم چسبید! ببین... ایناهاش!)- میلاد علیپور 23 ساله از تهران (کدوم متنت بود که خوب بود اومدم چاپش کنم دیدم رو اینترنت هم هست؟! این‌جوری، دفعات بعد، بدون سرچ می‌یای تو تلگرافخونه)- چسب زخم- شب جنگلبان- مجید خزائی از نوشهر-

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها