در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آل فیلمی در ژانر وحشت است؛ ژانری که معمولا کمتر در سینمای ایران دیده میشود و بهرامیان قصد داشته آن را به بهترین کیفیت به تصویر کشد. هر تماشاچی میتواند با دیدن چند سکانس به این تلاش کارگردان پی ببرد، ولی خروجی کار با این همه وقتی که بهرامیان گذاشته، تطبیق ندارد و مهمترین علت آن به داستان فیلم بازمیگردد. یکی از شاخصههای مهم در ارزیابی هر اثر سینمایی قصد و پردازش دقیق آن است، هرچه این حوزه دقیقتر و رساتر باشد، کیفیت اثر بیشترخواهد شد، چراکه چفت و بستها، روابط آدمها و حوادث پیدا و پنهان در یک قصه روندی کاملا منطقی و واقعی به خود میگیرد و هر چه تماشای این معادله را منطقیتر ببینند، اثر برایش جذابتر خواهد بود.
در اولین سکانس که ورود به قصه است، تماشاچی با صدایی سینمایی روبهرو میشود که کمی او را در تعلیق قرار میدهد، گرچه صدای علی معلم توانسته شروع آل را تا حدودی جذاب و ترسناک جلوه دهد، اما تماشاچی خمیازه میکشد و ناگهان قصه فیلم مسیری را به خود میگیرد که با اصلیترین چارچوبهای داستاننویسی تطبیق ندارد، واقعا مشخص است که کارگردان در تلاش بوده تا فیلم را به مسیری منطقی و عاری از حاشیه بکشد، اما متاسفانه به دلیل بستر نامناسب، این پازل هیچ گاه کامل نمیشود. قصه، روایت زن و شوهری با نامهای سینا و فریبا را در دستور قرار داده و در این روایت مرتب سعی میکند شخصیت هر یک از آنها را در حوزهها و ابعاد گوناگون بررسی کند تا به آن اتفاق و هدفی که داستان طراحی کرده برسد. این دو، چشم به راه بچه هستند و این مساله اولین نگرانی را برای آنان ایجاد کرده است. سینا و فریبا میخواهند وارد خانهای شوند که همه حوادث و اتفاقات در آن محل قرار است به وقوع بپیوندد. وضعیت خانه به گونهای است که خیلی نمیتوان درخصوص آن پیشفرض کرد، اما نوع فضاسازی، موسیقی و رنگبندی که بهرامیان در سکانسهای معرفی خانه به کار گرفته، جوی پرالتهاب و وحشتناک را در ذهن تماشاچی ایجاد میکند. به هر حال، با همه این المانها، بهرامیان القای ترسناک بودن فضا را ایجاد کرده، اما آنچه پیش نمیرود باز داستان است. ناگهان تماشاچی شاهد ورود همسایه به متن ماجراها میشود، توصیههای همسایه نیز در سینا و فریبا تردیدی ایجاد نمیکند و گویا این دو مصمم هستند تا وارد خانه شوند. در واقع چنین ورودهای بدون پیشفرض و مقدمه، توانایی جمع کردن قصه را نخواهد داشت. باید واقعبینانه به قضایا نگاه کرد که آل مملو از خردههای داستانی است و از همین روی به دلیل معطوف شدن در چنین خردهنگری، هیچگاه قطار آن به راه نمیافتد، چرا که بیشترین انرژی باید صرف گرهگشایی از این همه خردهها باشد. گرچه فیلم با حضور بازیگران گوناگون سینمای ایران از جمله مصطفی زمانی ـ که نقش ماندگار یوسف(ع) را به تصویر کشیده ـ توانسته بسیاری از نقایص را بپوشاند، اما باید قبول کرد ضعف داستان مهمترین نقص آل است، نقصی که مهمترین رکن در یک اثر سینمایی است.
پروین پاسبانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: