درباره «طلا و مس»

روایتی صادقانه از زندگی

مدت‌هاست که یکی از بحث‌های دائمی و همیشگی سینمای ایران، حول محور «سینمای معناگرا» می‌گردد؛ سینمایی که پس از نزدیک به یک دهه از مطرح شدن آن در ایران، هنوز از سوی متولیانش تعریف درستی نشده است. طی این سال‌ها هرگاه فیلمی ساخته شده که درونمایه آن با ایده‌ای فلسفی یا مذهبی هم‌خوانی داشته، معناگرا تفسیر شده است، این در حالی است که در موارد متعددی مثل «خیلی دور خیلی نزدیک» کارگردان نسبت به این نوع برداشت از فیلمش و زدن چنین برچسب‌هایی واکنش نشان داده است.
کد خبر: ۳۲۹۹۲۴

بنابراین کاری به‌گونه تازه و موهوم «معناگرا» نداریم. قصدمان تجلیل از فیلمی است که دیدگاه صادقانه‌ای درباره زندگی امروز دارد و برای نمایش معنویت، واقعیت‌های جاری و ملموس اجتماعی را نادیده نمی‌گیرد و در انتها به مقصدی می‌رسد که دستاورد هر فیلم خوب و قابل‌تأملی است؛ یعنی تأثیرگذاری بر تماشاگر. «طلا و مس» یکی از فیلم‌های شایسته احترام سال گذشته سینمای ایران است که در جشنواره فجر به قدری که لیاقتش را داشت مورد توجه داوران قرار نگرفت. در زیر به مهم‌ترین جنبه‌های ساختاری این فیلم می‌پردازیم و امیدواریم ساخت فیلم‌هایی مشابه آن ادامه پیدا کند تا سینمای ایران از هجوم آثار فیلمفارسی بتواند زیر سایه چنین فیلم‌هایی نفس بکشد و بار دیگر تماشاگر جدی را علاقه‌مند به خود سازد.

مذهب در سینما

این نکته مهمی است که خیلی‌ها شعارش را می‌دهند و دوست دارند سینمایشان را بدان منتسب کنند اما در واقع این‌طور نیست. یک کارگردان با درک درستش از دین و مذهب می‌تواند قصه‌ای بارها گفته شده و تکراری را در برداشتی متفاوت به اثری معنوی تبدیل سازد. یک فیلم مذهبی الزاماً نباید مثل «طلا و مس» شخصیت روحانی داشته باشد، بلکه می‌تواند در نمایش آدم‌ها و سرنوشت‌شان، پیرو همان آموزه‌هایی باشد که در ادیان آسمانی آمده است. بنابراین کارگردانی که یک شخصیت مذهبی و ملبس را براساس فیلمنامه‌ای به تصویر می‌کشد، یکی از راه‌های کشف معنویت در سینما را پیموده است. متأسفانه در سینمای ایران، اغلب فیلم‌هایی که در آن شخصیت‌های روحانی محوریت داشته‌اند، به دلایل بسیار تبدیل به آثار قابل‌تأملی نشدند. در این میان البته استثناهایی مثل «زیر نور ماه» هم وجود دارد که یکی از ظریف‌ترین پرداخت‌ها را در قصه‌ای زیبا ارائه می‌کند. به این ترتیب و با این مقدمه به «طلا و مس» می‌رسیم که سازنده‌اش همان راهی را رفته که چند سال پیش رضا میرکریمی رفت؛ نمایش وضعیت زندگی یک طلبه، کارش، مشکلات معیشتی‌اش، دغدغه‌هایش و البته حوادث تلخ و شیرینی که برایش روی می‌دهند. فرق «طلا و مس» با فیلم میرکریمی در این است که در عین پرداختن به شخصیت ‌طلبه، از توجه به زندگی خانوادگی‌اش و خصوصاً پرداختن به وضعیت زندگی همسر و فرزندانش نیز غافل نمی‌ماند و در حالی که به وجوه معنایی می‌پردازد، در دقایقی شیرین از فیلم کاملا طبق الگوی سینمای ملودرام پیش می‌رود. پس اثرگذاری فیلم مذهبی زمانی است که مفاهیم معنوی‌اش در تار و پود قصه تنیده شده باشد.

اعاده حیثیت

همایون اسعدیان کارگردان بی‌حاشیه‌ای در سینمای ایران است. او را پس از چند تجربه ناکام با ساخت فیلم «آخر بازی» می‌شناسیم که نمایش‌اش در جشنواره فجر با استقبال منتقدان همراه بود. پس از آن اسعدیان کمتر در متن سینمای ایران بود و با سریالی پربیننده و موفق بار دیگر نام خود را بر سر زبان‌ها انداخت. اما فیلم «ده‌رقمی» با بازی جواد رضویان که یکی از ضعیف‌ترین آثار سال‌های اخیر است، باعث شد تا نقدهای تندی روی این فیلم و درباره کارگردانش به چاپ برسد. اسعدیان البته هم‌زمان تله‌فیلم دیگری با نام «آخرین گره خورشید» را هم ساخت اما با این حال فروش بالای «ده‌رقمی» و ضعف‌های بی‌شمارش جوری بود که عده‌ای تصور کردند راه اسعدیان تفاوت کرده است.

در این میان اسعدیان در سکوت خبری کامل، فیلم جدیدش را با نام «طلا و مس» ساخت که قرار بود زودتر از این‌ها آماده شود اما او با طمأنینه فیلم را به پایان رساند و سپس به جشنواره ارائه‌اش کرد. به این ترتیب «طلا و مس» نوعی اعاده حیثیت کارگردان است و البته نشانگر توانایی‌های او در عرصه کارگردانی که می‌تواند خاطره «ده‌رقمی» را پاک کند.

بازیگری

فیلم، 2 بازیگر اصلی دارد؛نگار جواهریان که همواره در حاشیه سینما بوده و کمتر پیش آمده که نقش اصلی را در یک فیلم سینمایی بر عهده داشته باشد، با «طلا و مس» ناگهان درخشید. بازی‌اش در این فیلم، تقریباهمزمان با اکران «تنها دو بار زندگی می‌کنیم» و نمایش «هیچ» در جشنواره فجر همراه شد. این سه فیلم و درخشش جواهریان در آنها خبر خوشی برای سینمای ایران بود که نوید ظهور بازیگری جوان و بااستعداد را می‌داد. جواهریان برای نخستین بار در سینمای ایران، تصویری دقیق، انسانی و عاطفی از همسر یک طلبه را به نمایش می‌گذارد و در بازی‌اش آن‌قدر جزییات هنرمندانه‌ای وجود دارد که کمترین تشویقش اهدای جایزه بهترین بازیگر جشنواره بود. در کنار او بهروز شعیبی بازی کرد که حضور خوب و قابل باوری داشت و با دقت در کار بازیگرانی که تاکنون نقش روحانی یا طلبه را در سینما و تلویزیون ایفا کرده بودند، از تکرار برخی کلیشه‌ها پرهیز کرد و حاصل کارش، یکدست و موفق بود. از میان بازیگران نقش مکمل این فیلم باید از سحر دولتشاهی نام برد که او نیز در شکل دادن به شخصیتی سرگردان و بی‌هدف تلاش زیادی کرده است و البته جواد عزتی نیز در نقش دوست طلبه بازی خوبی دارد. عزتی را در ایام نوروز در سریال «چاردیواری» سیروس مقدم هم دیدیم که در آنجا هم نشان داد که استعداد لازم برای ادامه این حرفه را دارد.

درونمایه

همچنان که اشاره شد، ساختن یک فیلم مذهبی، بدون تکرار قواعد و کلیشه‌های مرسوم و بدون درافتادن در دام شعار، کار دشواری است که اسعدیان در ساخت «طلا و مس» به خوبی از عهده آن برآمده است. البته در این راه باید از نقش مؤثر فیلمنامه حامد محمدی یاد کرد که سیر حوادث و جزییات شخصیت‌پردازی در آن خیلی خوب رعایت شده و پرورش یافته است. همچنین باید از منوچهر محمدی تهیه‌کننده فیلم یاد کرد که «طلا و مس» یکی‌دیگر از آثاری است که با این مضمون و در چنین حال و هوایی ارائه می‌دهد. حسین جعفریان نامی شناخته‌ شده در سینمای ایران است. او که طی این سال‌ها با کارگردانانی مانند رخشان بنی‌اعتماد، اصغر فرهادی، حسن فتحی و... کار کرده و هر یک از آثارش جزو موفق‌ترین فیلم‌های این سال‌ها بوده‌اند، رفته‌رفته تبدیل به فیلمبرداری مؤلف در سینمای ایران می‌شود. با این همه باید از کار بزرگ اسعدیان گفت که با شناخت حساسیت‌های تماشاگر، فیلمی را به تصویر کشیده که در عین وفادار ماندن به آرمان‌ها و اهداف معنوی و مضمونی، می‌تواند برای تماشاگرش در هر قشر و با هر میزان سوادی، یک اثر سرگرم‌کننده باشد. از سکانس‌های مهم و تأثیرگذار این فیلم باید از جایی یاد کرد که خانواده به همراه هم عازم مکانی تفریحی شده‌اند و در آن جا زن شاهد تحرک و شادی همسر و فرزندانش است. در کنار این صحنه، باید از سماجت زن در رسیدگی به امور خودش گفت که به‌ویژه در سکانس آشپزخانه تأثیر عاطفی فراوانی دارد و البته سکانس پایانی که با یک حرکت دوربین سنجیده همراه است؛ تصویر درشت طلبه جوان که کفش‌های طلبه‌های دیگر را جفت می‌کند به عقب کشیده می‌شود و او را در محاصره تصاویری مختلف می‌بینیم که به‌گونه‌ای این مفهوم را می‌پروراند که انگار خداوند شاهد تلاش‌های اوست.

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها