حاشیه های واژه فیلمفارسی

حرف‌هایی که جواد شمقدری معاون سینمایی وزیر ارشاد در نشست با خبرنگان زد را تقریبا همه شنیده‌ایم و برخی بازتاب‌هایش را هم دیده‌ایم. بحث اصلی درباره دفترچه سیاست‌های سینمایی جدید بود و در کنارش، صحبت‌هایی درباره برخی فیلم‌ها و آدم‌ها و مشکلات سینما. اما در این میان شمقدری برای نخستین بار با اشاره به واژه «فیلمفارسی» توضیحاتی ارائه کرد که می‌تواند بهانه خوبی باشد برای پرداختن به این که اساسا این اصطلاح از چه زمانی وارد ادبیات سینمایی و نقد فیلم ایران شد و چه کارکردهایی داشت.
کد خبر: ۳۲۹۹۱۴

اولین کسی که این واژه را اختراع کرد، منتقد مشهور سینما دکتر هوشنگ کاوسی بود. کاوسی که فارغ‌التحصیل مدرسه سینمایی ایدک است و جزو نخستین چهره‌های تحصیلکرده سینما، در دهه 30 و 40 فعالیت پرباری در سینمای ایران داشت. با این که در طول زندگی‌اش بیش از 2 فیلم به نام‌های «17 روز مانده به اعدام» و «خانه کنار دریا» نساخت، اما امروزه شهرت او به واسطه نقدهای تند و تیزی است که در مطبوعات آن زمان می‌نوشت. کاوسی که در سال‌های تحصیلش در فرنگ، با بزرگان بسیاری نشست‌ و برخاست داشت، تا سال‌ها بعد در لابه‌لای مطالبش، به ذکر خاطراتی از این دیدارها و تجربیات می‌پرداخت. ویژگی عمده کار کاوسی، تخطئه سینمای تجاری آن زمان بود. فیلم‌هایی که قهرمانانش مشتی لمپن و کلاه‌مخملی بودند و نوع قصه‌گویی‌اش اصلا شباهتی به سینمای استاندارد جهان نداشت. این جریان برای کسانی که متوجه رشد این هنر ‌ـ‌ صنعت در جهان بودند، غیر قابل تحمل بود. تا پیش از ساخته شدن فیلم‌هایی مانند «خشت و آینه» و «شب قوزی» تقریبا هیچ کدام از منتقدان تراز اول سینمای ایران، صحبتی از فیلم‌های ایرانی نمی‌کردند و سعی می‌کردند از کنار آن بگذرند. در این سال‌ها عمده مباحث تئوریک پیرامون فیلم‌های خوب خارجی بود. مثلا کاوسی که در اوایل دهه 40 مدیریت مجله‌ای به نام «هنر سینما» را عهده‌دار بود، در مقدمه خود بر آغاز انتشار آن نوشته بود که تمایلی به پرداختن به سینمای ایران وجود ندارد، تا زمانی که فیلمی ساخته شود که واقعا شایستگی آن را داشته باشد تا مورد توجه قرار گیرد. از آن زمان او اصطلاحی را بدعت گذاشت و در مذمت این فیلم‌های مبتذل به کار برد: «فیلمفارسی».

استفاده از این اصطلاح برای بیان همان مقصود، همچنان در میان سینمایی‌نویس‌ها و اهالی مطبوعات و حتی سینماگران رواج دارد. با این که منظور کاوسی از فیلمفارسی، آثار سخیفی بود که در آن سال‌ها ساخته می‌شد، اما بعدها از این اصطلاح برای نکوهش فیلم‌های دیگر هم استفاده شد. هنوز هم اگر فیلمی فاقد ویژگی‌های استاندارد باشد و قصه‌اش تکرار همان کلیشه‌های آشنا باشد، از آن به عنوان فیلمفارسی یاد می‌شود. اما تأکید معاونت سینمایی بر در نظر گرفتن اجزای تشکیل‌دهنده این اصطلاح، نکته‌ای در خور توجه است. فیلمفارسی از دو کلمه «فیلم» و «فارسی» تشکیل شده که دومی اشاره به هویت ایرانیان دارد و خیلی وقت‌ها مترادف «ایرانی» به کار می‌رود. فیلمی که فارسی باشد، یعنی فیلمی که ایرانی است؛ بنابراین به نظر می‌رسد چنین اصطلاحی اصلا نمی‌تواند آن کاربردی را داشته باشد که دکتر کاوسی و منتقدان پس از او مراد می‌کنند. فیلم سطحی، مبتذل، پیش پا افتاده، کلیشه‌ای، بنجل، آبگوشتی، بزن‌دررویی، غیر قابل تحمل، اعصاب خرد کن، بی‌خاصیت، سرهم‌بندی‌شده، هول‌هولکی، بی‌معنی، ناشیانه، شتابزده و... همه ظاهرا همان معنی را می‌دهند که فیلمفارسی می‌دهد اما امیدواریم از این پس، به‌جای فیلمفارسی، از صفت دیگری برای این فیلم‌ها استفاده شود.

اما گذشته از این بحث، آنچه این روزها حجم عمده‌ای از خبرها، مطالب مکتوب، سخنرانی‌ها و جلسات را به خود اختصاص داده، همین موضوع بازگشت فیلمفارسی (که ما به‌جای آن از واژه مبتذل استفاده می‌کنیم) است. این اتفاق در شکل‌های گوناگون خودش را نشان می‌دهد. عده‌ای از تهیه‌کنندگان سینما به شکل آشکار و یا پنهان، در حال بازسازی فیلم‌هایی هستند که تردیدی درباره ابتذال آنها وجود ندارد. ظاهر این فیلم‌ها قصه‌هایی دارد با مضامین اخلاقی درباره خانواده و رابطه عاطفی میان یک زوج جوان با شوخی‌ها و لحظات خنده‌دار. اما واقعیت این است که در پس این نگاه ساده و تکراری، نوعی آسان‌نگری و ناشی‌گری دیده می‌شود. این فیلم‌ها که طی سال‌های اخیر بارها با عنوان‌های مختلف ساخته و نمایش داده شده‌اند، عموما نسخه‌ای دم‌دستی و ساده‌انگارانه از همان فیلم‌ها بوده‌اند. ازدیاد این فیلم‌ها در این سال‌ها و برخورد سرد منتقدان با آنها و از طرفی فروش بالایشان، مسوولان را به این فکر انداخته است تا با اتخاذ تدبیری، جلوی افزایش بی‌رویه این فیلم‌ها را بگیرند. در دفترچه سینمایی جدید، صراحتا آمده است تهیه‌کنندگانی که پدیدآورنده چنین فیلم‌هایی هستند، از امتیاز تهیه‌کنندگانی که فیلم‌های خوب و استاندارد می‌سازند، بی‌بهره‌اند و در درجه‌بندی کیفی تهیه‌کنندگان، رتبه پایین‌تری خواهند داشت. نتیجه این تقسیم‌بندی این می‌شود که آنها که مبادرت به ساخت فیلم‌های مبتذل می‌کنند، امکان محدودتری برای کار دارند. چنین سیاستی البته در دهه 60 هم اجرا می‌شد با این تفاوت که در آن زمان این فیلم‌ها بودند که درجه‌بندی می‌شدند. فیلم‌ها به ترتیب کیفیت الف، ب و جیم می‌شدند. انگیزه معاونت سینمایی از ارائه این دفترچه، قطعا ارتقای کیفیت فیلم‌ها و کار فیلمسازان است اما ابتدا باید پرسید که چه کسانی تشخیص می‌دهند که چه فیلم‌هایی دارای کدام جایگاه هستند. آیا ابتذال فقط محدود به قصه‌ها می‌شود و این نظارت و داوری در مرحله خواندن فیلمنامه اعمال می‌شود یا موضوع مهم ساختار فیلم‌ها و نحوه اجرایشان نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. شاید ضعف بزرگ سینمای ایران در حال حاضر، بیش از بحث فیلمنامه معطوف به شیوه‌های اجرایی کارگردانان باشد که منجر به تولید چنین فیلم‌های ضعیفی می‌شود.

شمقدری در این جلسه همچنین در پاسخ به سوالی، درباره دلایل رفع توقیف برخی فیلم‌ها صحبت‌هایی کرد و نتیجه گرفت که دلیل نمایش داخلی این فیلم‌ها، اعتمادی است که به مردم ایران وجود دارد و در توضیح دلایل این که برخی فیلم‌ها تا اطلاع ثانوی ممنوع‌الخروج هستند گفت که این آثار (هیچ، آتشکار، کتاب قانون) را مردم دیده و یا می‌بینند اما به دلیل نوع تصویری که از کشور به نمایش می‌گذارند، نباید در خارج از کشور نمایش پیدا کنند. او به طور مشخص به آخرین ساخته عبدالرضا کاهانی اشاره کرد و گفت که «هیچ» فیلمی است که سیاه‌نمایی می‌کند و تقریبا درهیچ جای تهران چنین فضایی که در فیلم می‌بینیم وجود ندارد.

به هر روی، چه موافق سیاست‌ها و رویکرد جدید معاونت سینمایی باشیم یا نباشیم، باید امیدوار باشیم که اولا چنین جلسه‌هایی که در آنها صحبت‌ها به شکلی شفاف بیان می‌شوند ادامه پیدا کند و ثانیا اختلاف میان معاونت سینمایی و خانه سینما که شمقدری خیلی صریح به آن اشاره کرد، زودتر خاتمه پیدا کند.

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها