در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ناصر، که همنامِ دیگر راویان کتابهای دهقان است، با این جمله داستانش را شروع میکند: «بابا خبرش را بهمان داد». پدر ناصر دشتبان است. انگار که این شغل در خانوادهشان موروثی است. با آمدن پدر از دشتبانی، ناصر و گلنار و بابابزرگ، همهشان با هم میروند که ماهی بگیرند. پدر میخواهد خبر باردار بودن مادر را بهشان بدهد. اما توی شوق و سرخوشی خبر، یکهو چیزی سوت مانند و دنبالهدار، شیشه تبدارِ آسمان قصر شیرین را خط میاندازد و میرود طرف «بابا یادگار» و همانجا است که قصه جنگ برای ناصر و خانوادهاش کلید میخورد. داستان از اواخر شهریور 59 آغاز میشود و در زمستان ـ وقتی که فرمانده آنها را به پشت جبهه حرکت میدهد ـ ختم میشود.
وقتی جنگ شروع شد، اهالی مناطق غربی کشور از یکسو با دشمن رو در رویشان میجنگیدند و از طرفی با طبیعتی که با آنها سر ناسازگاری داشت. شرایط سخت، زندگی در غار، حرکت در یخبندان برای رسیدن به پشت جبهه و مبارزه با حیوانات وحشی چهره دهشتناک دیگری از جنگ را به رخ میکشد که کمتر مردمی در شرایط جنگی آن را لمس کردهاند. دشتبان روایت یک نوجوان از آوارگی در جنگ است. او داستان را از زبان گذشته روایت میکند و این باعث میشود که راوی بزرگ و دانا جلوه کند. ناصر اطلاعات زیادی را در مورد حیوانات، رودخانهها و کوهها و درختها به خورد مخاطب میدهد که این اطلاعات در حوزه زندگی شهری نمیگنجد.
به نوشته کتاب نیوز، نویسنده اصطلاحات غریبی مانند «زیرجُلکی خندیدن»، «فحش چاروادار»، «رُمبیدن دیوار» یا «تَلم شدن انجیرها» را برای مخاطب نوجوانش به طور مستقیم معنی نمیکند؛ اما صحنه را به گونهای توصیف میکند تا او به بهترین نحو بتواند درباره آن کلمه تصویرسازی کند. و البته به کارگیری این اصطلاحات آنقدری نیست که موجب فرار یا آزار خواننده بشود. صفحه اول کتاب را که ورق میزنی، زیر عنوان دشتبان نوشته شده: رمان نوجوان. اما کتاب از لحاظ تکنیک و محتوا کاری است که برای بزرگسالان هم حرف دارد. شاید بتوان دشتبان را یک نمونه از بهترین کارهایی دانست که در ادبیات معاصر برای نوجوانان نوشته شده است. دشتبان اولین رمان از مجموعه «متون فاخر» انتشارات نیستان است.
دانشنامه شهرسازی
در دنیای پیچیده از فناوریهای جدید علمی، دانستن زبان رایج علمی، یک ضرورت به شمار میآید و علم به آن باعث دسترسی به آن فناوریها میشود و ندانستن آن میتواند به عقبماندگی از ویژگیهای نوین علمی در تمامی علوم گردد. لذا در دنیای امروز، دانستن زبان رایج که همان انگلیسی است، در تمامی علوم یک ضرورت محسوب میگردد. این امر در مورد شهرسازی هم مصداق پیدا میکند؛ لذا برای دسترسی به علم و هنر شهرسازی نوین و روز دنیا باید نهتنها با زبان انگلیسی آشنایی داشت؛ بلکه باید با واژگان تخصصی آن رشته برای بهروز کردن اطلاعات علمی نیز مسلط گردید.
این موضوع محقق نمیگردد، مگر با مطالعه کتب تخصصی و واژه نامهها و دانشنامههای تخصصی که در این عرصه پدید میآیند.
برای آشنایی متخصصان این رشته دانشنامهای به نام دانشنامه شهرسازی نوشته گراهام اَش ورث با ترجمه پدرام پورشکیبایی توسط انتشارات ستایش برای علاقهمندان عرصه مهندسی شهرسازی روانه بازار نشر شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: