در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در سالهای اخیر شاهد بروز و ظهور طنز در دو ژانر به ظاهر خشک و جدی هستیم که تزریق کمدی در آن به نظر میرسد ممکن است تقدسی را که در مضامین این فیلمها وجود دارد، کمرنگ کند.
یکی ژانر دفاع مقدس و دیگری سینمای دینی است که به واسطه علقههای ایدئولوژیکی که پشت آن وجود دارد، همواره کانون مناقشه و چالش نظری بوده است. البته در دموکراسی در روز روشن هسته اصلی قصه تلخ و گزنده است و یک نوع امر و نهی اخلاقی را در لایههای پنهان خود حمل میکند، اما کارگردان طنز را پوسته شیرینی قرار میدهد تا مفاهیم تلخ و گزنده خود را با طعمی دلنشینتر به مخاطب عرضه کند؛ اتفاقی که در لیلی با من است و با اغماض در اخراجیها شاهد آن بودیم. پارادیم اخلاقی ـ تربیتی موجود در سالهای اخیر بر مبنای تساهل بنا شده که قصد دارد با اضافه کردن عصاره شیرین طنز، تلخ بودن احتمالی داروی نقد و تذکر تربیتی فیلم را قابل هضم و البته اثربخش سازد.
فیلمی که قرار است با ترکیب فضای مفرح و متنبه، تلنگری به تماشاگر بزند و او را متوجه کردار و گفتار خود سازد. پیام اخلاقی فیلم نیز در لابهلای همین موقعیت کمیک و شوخیهای بازیگران به مخاطب عرضه میشود تا در عین لبخند، پندی نیز به او داده شود. دموکراسی تو روز روشن داستان یک فرمانده جنگ است که بر اثر یک حادثه تروریستی، مجروح شده و به عالم کما میرود و بخش عمده قصه نیز بازنمایی نمادین و فانتزی عالم برزخ است که با زبان طنز و لحن شوخی بازگو میشود. مخاطب به طنازیهای امیر ستوده میخندد و از شوخی با مفاهیم لذت میبرد و شاید به روی خودش هم نیاورد، اما در دل به پیامهای فیلم میاندیشد و چهبسا یک تلخی یا غم بیداری را هم در خود احساس کند.
این همان هدفی است که سازندگان فیلم در پی آن بودند و به واسطه روایت جذاب و ساختار قصهگوی فیلم در کنار عناصر و مولفههای دیگر از جمله بازیگری و حتی متفاوت بودن سوژه تا حدود زیادی میتواند به این هدف دست یابد. البته عطشانی از مولفههای تجاری فیلم هم غافل نبوده است از انتخاب بازیگر نامتعارفی که انجام داده میتوان حدس زد که فیلم در اکران عمومی از فروش خوبی برخوردار شود. ترکیب بازیگرانی مثل گلزار، نیکی کریمی، نیوشا ضیغمی، محمدرضا فروتن و حمید فرخنژاد برای مخاطبان کنجکاوبرانگیز است.
حضور محمدرضا گلزار در این ترکیب با ممنوعیتی که در بازیگری داشته است، برگ برنده کارگردان در گیشه است هرچند حضور کمرنگ و جنبی او با توجه به دستمزدی که دریافت کرده است، عجیب به نظر میرسد و همین حضور به کانون انتقادات از تهیهکننده فیلم منجر شد که استفاده از گلزار با توجه به نقش بسیار کوتاهی که در فیلم دارد بیشتر یک تمهید تبلیغاتی برای فروش بیشتر فیلم است.
البته این مساله یک مبحث جداگانهای را طلب میکند که آیا این شیوه استفاده از بازیگران قابل دفاع است یا خیر، اما دستکم میتوان پذیرفت که این ترفند از شیوههای رایج در سینمای تجاری جهان است و اگر از منظر اقتصاد سینما بخواهیم آن را تحلیل کنیم چندان هم قابل نفی و انکار نیست.
در عین اینکه کاراکتر گلزار که شمایلی ماتریکسی را هم تداعی میکند نقش چندان پیچیده و خاصی نیست و حتی یک نابازیگر هم میتوانست به فرشته مرگ بدل شود. ولی از نقش نیکی کریمی نمیتوان به سادگی عبور کرد.
حضور نیکی کریمی در مقام یک کارگردان هم زائد به نظر میرسد و حذف او از داستان هیچ تاثیری در فرآیند قصه ندارد. بویژه سکانس پایانی فیلم که ظاهر او قاصد مرگ را میبیند به لحاظ تکنیکی دارای ضعف بوده و از زاویه دید مخاطب قابل رویت نیست. ضمن اینکه خود فیلم به واسطه روایتی که از داستان میکند، قهرمان قصه را به شکل کاملی معرفی میکند و به حضور کریمی به عنوان کارگردان مستند نیاز نبود که همان کار را به شکل موازی انجام دهد.
دموکراسی تو روز روشن را میتوان یک فیلم فانتزی ـ تخیلی در ژانر دفاع مقدس هم محسوب کرد که آمیختن آن با طنز میتواند از شعارزدگی و گل درشتی پیام اخلاقی آن بکاهد، اما خطر سوءتفاهم در برداشت از طرح این مفاهیم و موقعیتهای کمیک، جدی به نظر میرسد.
در واقع در بازشناسی گونه و ژانر این فیلم میتوان به چند ترکیب دست یافت. هم طنز و کمیک است هم دارای وجوه فانتزی و انتزاعی است و هم به سینمای دینی و معناگرا پهلو میزند. البته این فرم با توجه به موقعیت معنایی قصه که عالم ناشناخته برزخ و عالم بعد از مرگ را دستمایه قصه خود قرار میدهد تناسب معناداری دارد و این اجازه را به فیلمساز میدهد که با تکیه بر تخیل و ذهنیت خود به دنیای برزخی ورود کند و آن را به تصویر در آورد.
همین تصویری کردن عالم معنا برای مخاطب ایرانی که جز تصور ذهنی و شنیدههای مذهبی، تجربه ملموسی از عالم برزخ ندارد دارای جاذبه بالایی است اما بیشترین جذابیت فیلم بدون شک و تردید به نقشآفرینی شیرین و درخشان حمید فرخنژاد برمیگردد که یکتنه بار فیلم را بر دوش میکشد و مخاطب را تا پایان به پای آن مینشاند.
تجربه قبلی او با عطشانی در پوست موز و سنخیت مضمون این دو اثر نیز به پختگی بیشتر او در این فیلم کمک کرده است.
دموکراسی تو روز روشن به واسطه متفاوت بودن سوژه و ژانر قطعا در میان مجموعه کارهایی که در سالهای اخیر روی پرده سینما رفته است، دارای جذابیتهای ویژهای است و مخاطبان فیلمی متفاوت و خوبی خواهند دید. شاید این فیلم یک جریان خاصی در سینمای ایران در این ژانر ایجاد کند.
سید رضا صائمی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: