در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کتاب «شبتابها» با این مقدمه آغاز میشود تا خواننده را با اثری متفاوت روبهرو کرده باشد. «رابیندرانات تاگور» همان ابتدای کتاب در مورد چرایی انتخاب این نام هم توضیحی دارد به این گونه که: الهامهای من شبتاباند. نقطههای زنده نورانی. چشمکزنان میان تاریکی.
رابیندرانات تاگور در سال 1861 میلادی در کلکته هندوستان به دنیا آمد. پدرش روحانی بلندمرتبه فرقه جدیدی از آیین برهمایی بود که براساس تفسیر نوینی از اوپانیشادها، تغییراتی در آیین ایجاد کرده بودند.
رابیندرانات که کوچکترین فرزند خانواده بود در خانه مشغول به تحصیل شد و اگرچه در 17 سالگی او را برای تحصیل رسمی به انگلستان فرستادند، اما او یک سال بعد کالج را ناتمام گذاشت و دیگر هرگز به آنجا برنگشت.
در سالهای جوانی علاوه بر فعالیتهای گوناگون ادبی، عهدهدار نگهداری از میراث خانوادگی نیز بود. این کار موجب شد تا با مردم عادی تماس بیشتری پیدا کرده و به اصلاحات اجتماعی علاقهمند شود. تاگور در همین سالها مدرسهای دینی در شهر شانتینیکان تاسیس کرد که در آن به تدریس برداشتهای خود از اوپانیشادها میپرداخت.
همچنین در همین سالها دوستی نزدیکی با مهاتما گاندی پیدا کرد و در نهضت استقلال هندوستان به ایفای نقش پرداخت.
تاگور که به واسطه آثارش در این زمان در بنگال چهرهای شناخته شده بود، با برگردان آثار خود به زبان انگلیسی در مدتی کوتاه به چهره شناخته شده در دنیا بدل شد و دنیا او را به عنوان صدای هند مدرن به رسمیت شناخت. او که در سال 1913 جایزه نوبل ادبی را به هندوستان برد شخصیتی چندوجهی داشت و در طول حیات خود گونههای ادبی و هنری را آزمود، با این حال او را در جهان بیشتر به خاطر شعرهایش میشناسند؛ شعرهایی که گزیدهای از آنها را نشر مشکی با برگردان علیرضا بهنام منتشر کرده است.
مصیبتی که خاطرهاش از یاد رفته است
چون گیجی ساعات سیاهی است
که در آن نغمه پرندهای نیست
تنها صدای جیرجیرکها
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: