اول آن که وقتی افشین قطبی میگوید «مطبوعات، یار سیزدهم تیم ملی است و همه باید به ته دل خود نگاه کنند»، معنی و مفهومش، نگاه همهجانبه به تیم ملی است. بیشک اگر قرار است همه به تیم ملی نگاه یکسانی داشته باشند، فدراسیون و ارباب جمیع آن باید چنین نگاهی را تقویت کنند، نه آن که به صورت گزینشی نسبت به دعوت نمایندگان رسانهها برای انجام این مصاحبه مطبوعاتی عمل کنند.
نکته دوم این که افشین قطبی با برشمردن سابقهاش معتقد است در فوتبال ایران کاری را انجام داده که پیش از او آری هان و دنیزلی در انجامش ناموفق بودند.
قطبی آینده روشنی را برای ما و تیم ملی ترسیم میکند و میگوید: اگر همه کمک کنند به انتظار 35 ساله در جام ملتها پایان میدهیم. قطبی به شکل تلویحی، بار دیگر قول قهرمانی را تکرار میکند و این چراغ سبز او به منتقدان میتواند تا حدودی نگرانیهایی را به دنبال داشته باشد.
سرمربی تیم ملی درباره دستیار جدیدش حرفهای جالبی میزند. او میداند که خیلیها نسبت به این گزینش معترض هستند و میگویند چرا باید یک فرد بدون داشتن سابقهای درخشان در امر مربیگری مربی تیم ملی شود.
قطبی میگوید «ما نیاز به دستیاری داشتیم که کفش تیم ملی را پوشیده، در لیگ برتر بازی کرده و سابقه بازی در لیگهای خارجی داشته باشد.» قطبی با چنین استدلالی، در واقع خود را به شکلی انکار میکند و این پرسش را به وجود میآورد که کدام یک از این امتیازها را سرمربی تیم ملی دارد؟
در این میان بحث تعامل با مطبوعات، بیشتر از دیگر موضوعها مورد توجه قرار گرفت و قطبی در قالب پاسخ به پرسش خبرنگاران حرفهای کهنه دلش را بیرون ریخت. به عبارتی، سر مطبوعات را شکست و در دامنشان گردو ریخت. رویکرد قطبی و همکارانش به ایجاد فضایی مناسب برای همکاری قابل تقدیر است، اما انتظار میرفت در شرایط فعلی که باید تمام نگاهها به سمت جلو و آینده باشد، دیگر نبش قبری صورت نگیرد و روابط عمومی فدراسیون نقش موثرتری در این رابطه ایفاء کند.
نکته مثبت در این نشست مطبوعاتی، انتخاب مکانی غیر از اتاقهای خفه و محدود فدراسیون بود. اگر چه نشستن در یک رستوران هم نمیتواند زیبنده فدراسیونی باشد که در آسیا عنوان دار است و یک سالن آمفی تئاتر حرفهای برای انجام کارهایش نداشته باشد. افشین قطبی به قول و اعتبار حرفهایش، انرژی مثبتی را به کارش وارد کرده و انتظار دارد دیگران نیز با او همراه شوند.
طلاییترین نکته در حرفهای سرمربی تیم ملی جایی است که میگوید «به ته دل خود نگاه کنید، همه تیم ملی را دوست دارید و باید به آن توجه بیشتری داشته باشید».
در اینجا تعریف کمک و همیاری به تیم ملی باید به شکل روشنی ارائه شود. باید ما مطبوعاتیها و دوستداران تیم ملی بدانیم نقد و بررسی تیم ملی مدنظر است یا آن که مثل پارهای از دفعات قبل، چشمبسته انتظارها را بالا ببریم، حریفان خود را به عمد و غیرکارشناسی، کوچک و حقیر بشماریم و بهگونهای حرف بزنیم که حتی خود بازیکنان و مربیان تیم ملی چشم را بر واقعیتها ببندند و فریب اقراقهای بیپایه و اساسی را بخورند.
نقد و بررسی عملکرد تیم ملی مثل هر پدیده دیگر، دارای نقاط تاریک و روشنی است که گمان میرود چراغ قوه انداختن بر ضعفها بیشترین کاربرد را دارد.
اما باز تکرار میکنیم که کادر فنی تیم ملی و تصمیمگیرندگان به جای کاستن از ابهامها بر دامنه آن افزودند. انتظار میرود در آینده این نقیصه به شکلی ترمیم شود.
علی رئیسی/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم