قاب خوانندگان

مش ماشاالله در دوربین پوپک

تبلیغ برخی از آثار سینمایی در تلویزیون، توانسته بسیاری را که حتی با سینما ارتباط چندانی هم ندارند، به سالن‌های تاریک سینما بکشاند. آنونس متفاوت، اما جذاب و تاثیرگذار «پوپک و مش‌ماشاالله» بویژه انتخاب برخی از صحنه‌های کمیک سبب شده تا بسیاری مشتاقانه برای دیدن این فیلم به سینماها بروند. این فیلم که در ژانر طنز و توسط فرزاد موتمن ساخته شده به داستانی می‌پردازد که خیلی برای علاقه‌مندان سینما، ناآشنا نیست. قصه دختری به نام پوپک است که به همراه دوستش برای عکاسی به ایران آمده‌اند. ایرانی که پوپک می‌شناسد به گذشته دور او باز می‌گردد. خاطره او از وطنش فقط به کله‌پاچه و پیکان گوجه‌ای ختم می‌شود. خاطراتی که عاملی می‌شود تا پوپک مسیری به گذشته پیدا کند و راه به منزل عمه‌اش یابد.
کد خبر: ۳۲۸۵۴۸

در شروع ابتدایی قصه، خیلی نمی‌شود تامل کرد، چراکه این مقدمه ناقص کارگردان، فقط و فقط گریزی برای راهیابی به اصل ماجرای این فیلم است. کارگردان متن اصلی داستانش را از ورود پوپک به منزل عمه‌اش کلید می‌زند و با ایجاد شخصیتی نظیر مش‌ ماشاالله مسیری پرفراز و نشیب را طراحی می‌کند. در معرفی شخصیت ماشاالله نویسنده وی را فردی متعصب معرفی می‌کند، فردی که نسبت به همکلام شدن مردان با زنان حساس است و بسیار به مسائل محرم و نامحرم توجه می‌کند. برای شکست چنین فضایی و ایجاد شرایطی دلچسب، قرار دادن پوپک در مقابل ماشاالله متعصب، داستان را به سرعت وارد محیط کمیک می‌کند و از آنجاست که هرچه به پیش می‌رویم، قصه جذاب‌تر می‌گردد. معمولا در حوزه طنز، تقابل میان آدم‌ها و سرسختی و دوگانگی آنها قادر خواهد بود، آن را به سرعت در فرآیند کمیک قرار دهد، هر چه این ترش و شیرینی، سختی و راحتی و... دامنه‌‌دارتر باشد،‌ داستان به هدف نهایی خود یعنی خنداندن مخاطب سریع‌تر دسترسی پیدا خواهد کرد و در فیلم پوپک و مش‌ماشاالله اتفاقا به همین دلیل این روند به سرعت پیموده شد. این که پوپک، همراه کامی وارد ایران شد و با وی دوست است، ماشاالله را کاملا درگیر می‌کند، بی‌آن که نویسنده یا کارگردان بخواهند، لعاب این اتفاق را بیشتر کنند،‌ خود شخصیت، این پتانسیل را برای این اتفاق قبل از داستان رقم زده است. ماشاالله که نگاه ویژه‌ای به زنان دارد و در برخی از دیالوگ‌ها به زبان بی‌زبانی، زن را به حساب نمی‌آورد، خود مرتبا نسبت به گفتار و رفتار خودش در تضاد کامل است.همه چیز را برای دیگران نابه‌جا و بد می‌داند، اما وقتی نوبت به خودش می‌رسد، گویا تعصبش کم‌رنگ می‌شود. این تضاد شخصیتی در ماشاالله خود جنبه طنز را بیشتر می‌کند.

با این وجود گویا موتمن فضای سینما را با تلویزیون درآمیخته؛ به هر حال چنین طنزی که برخاسته از نوعی اختلاف نگاه و سلیقه آدم‌ها با یکدیگر است، باید از لودگی پرهیز کند، متاسفانه برخی از سکانس‌ها در این فیلم جایگاه صحیحی نداشتند و تصور می‌رفت که کارگردان به خاطر نگرانی از نخندیدن تماشاچی، این بخش‌ها را در دل فیلم‌اش گنجاند، مثلا به در و دیوار خوردن یک زن چاق یا کتک خوردن برخی از شخصیت‌ها که انصافا هیچ کدام در فضای دقیق فیلم جایگاهی نداشت. چنین نگرانی باید درخصوص آثاری باشند که قصد هدف و مفهومی ندارد و چنین حرکاتی پشتوانه خنده می‌گردد، نه فیلمی نظیر پوپک و مش ماشاالله که خود، مملو از روایات جدی و دقیق با بسترسازی طنز است.

شهره اسماعیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها