در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرصتی که در کلانشهر تهران باوجود ضرورتهای چندبعدی نادیده گرفته میشود و شاهد این مدعا هم این که هرکسی مجاز است نمای ساختمانی را که میسازد و منزلی را که درآن سکونت دارد به هر شکل و سبکی در نظر بگیرد یا تغییر دهد. این طوری شهری داریم با معماری ناهمگون، خطوط کج و معوج در چشمانداز افقی، عدم تناسب در ارتفاع سازهها و نماهایی با رنگهای جور واجور و البته اغلب دلگیر. چشمانداز شهری در بسیاری از بخشهای پایتخت بیش از آن که توجه به زیبایی و تاثیر نظارت را به نمایش بگذارد حاصل سلیقه و گاهی کج سلیقگی معماران تجربی، بساز و بفروشها و کمتر از همه مهندسان ساختمانساز است که متاسفانه براساس درک و تلقی آنان از جذابیت بصری برای اقشار مختلف و ناهمگون مشتریان و خریداران شکل گرفته، میتوان آن را در یک کلام به تابلویی مغشوش تشبیه کرد که مجموعهای از بیاعتناییها به نما و چشمانداز را گردهم آورده است و گویای بیپولیها، بدسلیقگیها، نگاههای کاسبکارانه و فرسودگی است. همان چیزی که در فرهنگ ما میگویند بزن و در رو! تنها جای امیدواری در این باره اعلام توجه مدیران شهری به نمای شهر طی طرح تفصیلی تهران است. در نگاه اول انبوهسازی و نوسازی بافت فرسوده نیز فرصتی مضاعف است، اما تجربه چنین نمیگوید. اغلب پروژههای انبوهسازی در پایتخت کیفیت بیرونی را فدای کمیت درونی کردهاند و منظرهای از انبوه واحدهای مسکونی پیشچشم میگشایند. بلندمرتبهسازی هم دیگر به قول معروف شورش را در آورده و در برخی کوچهها و محلهها به قدری به نمای عمودی شهر تجاوز کرده که دیگر آفتابی کافی نه در زاویه شرقی بردرختان میتابد نه غربی!
شاید بهترین راهکار در شرایط موجود تعیین نهادی شهری با برنامهای جامع و عملی باشد که برای بهبود چشمانداز شهری و تاحد امکان اصلاح نماها دستورالعمل صادر و نظارتی قدرتمند اعمال کند. البته اگر مسوولان و دستاندرکاران برای اصل پیش گفته معماری و شهرسازی اصولا ارزشی قائل باشند.
امین رحیمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: