پس از آن به تیمهای بازیافت، استقلال، غوغا و پرسپولیس پیوست و اکنون در تیم مس کرمان بازی میکند. یکی از مهمترین حوادث زندگی، سال 81 برای آشوبی اتفاق افتاد. میگوید: من سوار موتور بودم. دیروقت بود و من داشتم به خانه برمیگشتم. راننده یک خودرو گمان میکنم که اصلا مرا ندید و با شدت به من زد. راننده نگه داشت و مرا به بیمارستان رساند. در بیمارستان برای اینکه مشکلی برای او پیش نیاید، من گفتم زمین خوردهام تا بازداشتش نکنند. او هم بیمعرفتی کرد، رفت و دیگر برنگشت.
آشوبی به خاطر این تصادف، آسیب شدیدی میبیند که او را یک فصل از بازی محروم میکند: اشتباه از من بود. یک فوتبالیست نباید هیچوقت سوار موتور بشود. اما من از آنجا که به موتور علاقه داشتم سراغ موتور رفتم. تمام استخوانهای مچ تا پنجه پایم شکسته یا در رفته بود و مجبور شدم 2 بار جراحی کنم. به همین دلیل نتوانستم یک فصل بازی کنم.
حادثه مهم دیگر را آشوبی، در فوتبال پشتسر گذاشته: سال گذشته در بازی با ابومسلم من شدیدا مصدوم شدم. دردی که من در طول چند ماه کشیدم از پارگی رباط هم بیشتر بود. از بازیکن حریف عصبانی بودم چون به نظرم بیاحتیاطی کرد.
اما مهمتر از همه این حوادث، تصمیم فرزاد آشوبی است، وقتی که به تیم ملی نوجوانان دعوت شده بود: امتحانات ثلث اولم بود و خانه ما از محلی که باید میرفتم خیلی دور بود. بههمینخاطر نرفتم.
فکر میکنم بزرگترین اشتباهم این بود. شاید اگر به تیم ملی میرفتم، الان جایگاه خیلی بهتری داشتم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم