مردمی‌که سلاح گرم داشتند

در سال‌هایی که رئیس دادگستری یکی از شهرستان‌های اطراف تهران بودم به من خبر رسید در یکی از روستاهای این شهرستان قتل‌های زیادی اتفاق می‌افتد. این روستا آنقدر قتل داشت که به تگزاس معروف شده بود.
کد خبر: ۳۲۷۹۸۹

برای این‌که علت این قتل‌ها مشخص شود من باید اطلاعات دقیقی در این خصوص به دست می‌آوردم. بنابر این مسوولان اطلاعاتی منطقه را خواستم و جلسه‌ای با آنها تشکیل دادیم. من در آن جلسه از مسوولان خواستم اطلاعات لازم را در این خصوص جمع‌آوری کنند.

لازم بود بدانیم این قتل‌ها از کجا نشات می‌گیرد تا بتوانیم با آن برخورد کنیم.

بعد از چند روز بررسی متوجه شدیم که تقریبا همه اهالی منطقه سلاح گرم دارند و به دلیل کینه قدیمی که در 2 فامیل ساکن این روستا با هم دارند این قتل‌ها اتفاق می‌افتد.

ماجرا از این قرار بود که سال‌ها قبل یکی از اعضای فامیل پایین‌ده به دست یکی از اعضای فامیل بالای‌ده کشته می‌شود و این انتقام‌گیری‌ها همچنان تا سال‌ها ادامه پیدا ‌‌کرده است و از آنجایی که قتل نیز فامیلی است این 2 فامیل برای این‌که خودشان انتقام‌گیری کنند با پلیس همکاری نکرده و اطلاعات لازم را به ماموران نمی‌دادند.

برای این‌که بتوانیم این قتل‌ها را کنترل کنیم لازم بود ابتدا سلاح‌های گرم را جمع‌آوری کنیم.

جلسه‌ای با مسوول سپاه و پلیس منطقه تشکیل دادم و قرار شد در یک عملیات غافلگیر کننده همه سلاح‌ها را جمع کنیم. در عملیاتی شبانه با حکم قضایی ماموران به خانه‌های روستاییان ریختند و همه سلاح‌ها را جمع‌آوری کردند.

بسیار تعجب‌آور بود در هر خانه حداقل یک سلاح نگهداری می‌شد. من برای سلاح‌هایی که مجوز نداشتند پرونده تشکیل دادم و سلاح‌هایی که مجوز داشتند هم به صاحبانشان باز‌گردانده شد اما به شرطی که از آن استفاده غیرقانونی نشود. از همه این افراد هم تعهد گرفته شد. ‌ضمن این‌که عده‌ای از اهالی روستا که مظنون به قتل بودند هم بازداشت شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند. ‌اهالی که متوجه شده بودند موضوع جدی است دیگر دست به کاری خلاف قانون نمی‌زدند.‌من تصمیم گرفتم برای پایان دادن به این دعوای چند ساله موضوع را ریشه‌یابی کنم.

موضوع این درگیری بر سر مساله آب بود. بعد از چندین جلسه دادگاه و حل اختلاف سرانجام موفق شدم این موضوع را حل کنم و قتل‌های خانوادگی برای همیشه در این منطقه از بین رفت. امنیت این منطقه به‌طور کامل برقرار شد. در روستایی که حتی اهالی آن جرات نمی‌کردند با آرامش راه بروند و زندگی کنند دیگر همه چیز خوب بود و حتی توریست‌های فراوانی را هم به خود جذب کرد. از آن بعد اگر مساله‌ای پیش می‌آمد اهالی نزد من می‌آمدند تا مشکلشان را حل کنم. مردمی که از قانون فرار می‌کردند حالا دیگر فقط قانون را پناه خود می‌دانستند. من برای تسهیل کار اهالی روستا از مسوولان انتظامی خواستم ‌یک کلانتری در آنجا تاسیس کنند تا مردم امنیت بیشتری داشته باشند. من فکر می‌کنم اگر ما شرایط لازم را برای مردم تهیه کنیم آنها بسیار به قانون احترام می‌گذارند و دیگر برای رسیدن به خواسته‌هایشان به خشونت دست نمی‌زنند. اگر جرم در جامعه زیاد شده است تا حدی به دلیل کمبود امکاناتی است که مردم با آن مواجه هستند. روستایی که من قانون را در آن نهادینه کردم نمونه کوچکی است از جامعه ما که با ایجاد امکانات توانستیم آن را قانونمند کنیم.

حسن تردست ـ رئیس شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها