آرش شفاعی / جام جم

طعم گس مرگ

داستان بلند آلیس را نشر افق با رعایت حقوق مولف از ناشر آلمانی خریده و به بازار نشر عرضه کرده است. کتابی که نویسنده آلمانی خانم یودیت هرمان آن را در بهار 2009 منتشر کرد و خیلی زود با ترجمه خوب محمود حسینی‌زاد به خانه‌های خوانندگان ایرانی راه یافت.
کد خبر: ۳۲۷۸۳۹

در این نوشتار درباره کتاب آلیس خواهیم گفت که به نظر می‌رسد نباید نظر نویسنده‌اش را درخصوص این که به‌گونه‌ای مجموعه داستان است پذیرفت کما این که ناشر نیز کتاب را در رده بندی رمان جای داده است.

هر نویسنده و هنرمندی حداقل یک بار در زندگی هنری‌اش به مرگ اندیشیده است اما به نظر می‌رسد مرگ برای هنرمند مدرن بیش از یک موضوع که گاهی می‌توان به آن پرداخت ارزش دارد. هنرمند مدرن که روایتگر تنهایی‌ها و خستگی‌ها و غربت‌های انسان مدرن است، همه آنچه را که می‌خواهد روایت کند در آینه مرگ می‌بیند و عجیب نیست که بیشترین تماشای او از هستی از همین قاب باشد.

یودیت هرمان نویسنده 40 ساله آلمانی که پیشتر با مجموعه داستان پل رودخانه ادر به ترجمه محمود حسینی‌زاد به خوانندگان فارسی زبان معرفی شده بود؛ با کتاب دیگری به نام آلیس به ترجمه همین مترجم دوباره در نگاه خوانندگان ایرانی نشسته است و این بار این کتاب هرمان را در قالب نویسنده‌ای که حرف‌های زیادی برای انسان امروز دارد به مخاطب معرفی می‌کند. اگر چه خود نویسنده در مصاحبه‌ای که مترجم بخشی از آن را نقل کرده است این کتاب را 5 داستان با یک شخصیت معرفی کرده است گره خوردگی شخصیت‌ها و فضاها در اثر به‌گونه‌ای است که می‌توان آن را رمانی با فصل بندی‌های اندیشیده شده دانست.

محور اصلی داستان (یا داستان‌های) کتاب بر نوع روبه‌رو شدن زنی به نام آلیس با موضوعی چون مرگ است. آلیس اگر چه خیلی کم از روحیات و احساسات شخصی‌اش صحبت می‌کند و نویسنده نیز در استفاده از تمهیداتی چون دیالوگ‌نویسی خست به خرج داده است در طول کتاب برای مخاطبش به خوبی دیده می‌شود: زنی که به دیگران حس مهر می‌بخشد، جستجوگر است، هوشمندی عاطفی و حسی زیادی دارد و البته در محاصره مرگ اطرافیان خود است و در این دنیا دست و پا می‌زند و مانند دیگران به محاصره مرگ عادت نکرده است.

آلیس در تمامی 5 داستان کتاب، شخصیت اصلی است و در هر داستان مرگ یکی از نزدیکان خود را مزمزه می‌کند. او همیشه هنگامی حاضر است که صحبت از مردن کسی است، کسی که مرده است یا در حال مردن است و یا ناگهان به دام مرگ می‌افتد انگار آلیس رقابتی پنهان با فرشته مرگ دارد، او زنی است که در سرزمین عجایب افتاده است و با چشم‌های خسته و جان کم‌طاقت مرگ خاطرات و دلبستگی‌هایش را می‌بیند و سعی می‌کند از بار یکی خلاص شود و به دل بستگی دیگری چنگ زند.

روایت داستانی یودیت هرمان با موضوع داستان گره‌خوردگی هوشمندانه‌ای دارد. او اصلاً علاقه‌ای به واکاوی آشکار شخصیت‌ها و رفتارشان ندارد. انسان‌های داستان‌های او نیمه فیلسوفانی دست نایافتنی نیستند. آدم‌هایی هستندکه هرکدام باید به شکلی با واقعیت خشن مرگ روبه‌رو شوند اما نثر نویسنده در این کتاب اصلاً احساساتی نیست و
به همین دلیل می‌توان سردی برخورد انسان امروز را با مرگ در رفتارهای راهبه‌های بیمارستان، مرد پرستار و حتی بستگان بیماران دید؛ آدم‌هایی که خونسردانه برای مراسم مرگ عزیز بد حال خود برنامه ریزی می‌کنند و به دیگران توصیه می‌کنند منتظر تلفن باشید تا برای مراسم خبرتان کنیم.

یودیدت هرمان ادامه منطقی نویسندگان بزرگ آلمانی نیست، او بیشتر به ادامه دهنده شیوه داستان نویسی آمریکایی شبیه است و شاید به همین خاطر سلیقه مخاطب ایرانی با نوشته‌های او مانوس‌تر است. در همین دو کتابی که حسینی‌زاد از او ترجمه کرده است تاثیر آشکار داستان‌نویسی کاروری در نوشته‌های او که با سردی ذاتی و تلخی فلسفی آلمانی‌ها عجین شده است آشکار است و تازه وقتی این سردی با موضوعی چون مرگ همراه می‌شود معجونی می‌شود که نوشیدن آن تنها به کمک قدرت داستان‌نویسی نویسنده‌ای چون او ممکن است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها