در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با احتیاط استکان را بیرون آورد. باز هم به آن خیره شد؛ مثل عتیقهفروشی که بخواهد قیمت ظرفی قدیمی و باارزش را تخمین بزند.
نگاهش میکردم؛ انگار جای دیگری بود؛ هرجا که بود، آنجا نبود؛ توی آن اتاق، توی آن خانه، توی آن زمان...
استکان را عقبتر برد. گذاشتش روی میز. عینک مطالعهاش را به چشم زد. دوباره به استکان خیره شد.
نگاهش میکردم. فکر کردم دنبال نوشتهای میگردد؛ یا ترکی نادیدنی؛ یا شاید خاطرهای...
حالا دستش کشیده شده بود؛ مثل این که بخواهد استکان کمرباریک را به یکی تعارف کند. سرش را برگرداند؛ به من نگاه کرد.
نگاهش میکردم. مطمئن نبودم که به من نگاه میکند یا به گذشته...
دهانش باز شد؛ اما چند ثانیهای طول کشید که نخستین صوت از آن بیرون بیاید؛ نه این که بهعمد، گویی حرفش هم باید از گذشته میآمد.
«60 سالی میگذره از اون روزا.... یادش بخیر؛ من و بابای خدا بیامرزت، هفتهای... 2 هفتهای یه بار، پول توجیبیمونو خرج نمیکردیم و میرفتیم قهوهخونهای که تو راه مدرسه به خونه بود.
اونجا میشستیم سر یه میز و بعد از مدتی که خوب همهچی رو ورانداز میکردیم، شاگرد قهوهچی رو صدا میزدیم و میگفتیم: دو تا چایی.
چاییها رو که میآورد، داغداغ بود. بخارش رقصکنون میرفت تو هوا. من همیشه با انگشتم با بخار چایی بازی میکردم. نه خیلی زیاد چون هردومون تندی شروع میکردیم به خوردن. فکر میکردیم اگه صبر کنیم تا سرد بشه، زود تموم میشه! با یه قلپ!
همه قندا رو هم با همون دو تا چایی میخوردیم.
یه روز تو همین فاصله که ما چاییمونو سر میکشیدیم، مرد قدبلند و چهارشونه میز بغلی،
3 تا چایی خورد. استکان رو یه نفس سر میکشید و همین طور که محکم میذاشتش تو نعلبکی، داد میزد: یکی دیگه. رفته بودم تو بحر یارو.
آخرین چاییشو که خورد، به داداشم گفتم: «یعنی میشه ما هم یه روزی اونقدر پول داشته باشیم که وقتی چاییمون تموم شد، بگیم: یکی دیگه؟»
اشک نشست توی چشمهاش. حالا او زندگی کامل و مرفهی داشت؛ بدون کم و کاست؛ اما برادر نبود.
نگاهش میکردم؛ فکر کردم شاید حالا آرزو میکند همان یک چایی را بخورد، اما با برادرش.
فکر کردم اگر قدر روزها، ساعتها و حتی دقیقهها را ندانیم، «چقدر زود دیر میشود».
کوروش اسعدیبیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: