وقتی ستاره می شوند!

«شدن» و«ماندن»، مساله این است. دالان‌ها و پس‌کوچه‌های تاریخ هنر و هنرمندان و ورزشکاران پر است از ستاره‌هایی که آمده و رفته‌اند، چهره‌هایی که همانقدر زود فراموش شدند که دیده شدند، اما ماندگارها، آنهایی که نامشان را بر پیشانی ملت‌ها نوشتند کمترند و معدود. این بار صفحه چهره‌ها متفاوت است. این بار چهره‌ها از حوادث شخصی زندگی‌شان صحبت نکرده‌اند بلکه ما تا آنجا که حافظه یاری می‌کرد به مرور اقدام‌های انسان‌دوستانه برخی هنرمندان و ورزشکاران پرداخته‌ایم و بهانه‌مان خبری بود که 2 هفته پیش از اکبر عبدی و تلاش‌هایش برای نجات یک محکوم به مرگ منتشر شد.
کد خبر: ۳۲۶۴۸۵

نجات از چوبه‌دار

با پیگیری‌های اکبر عبدی و همکاری مسوولان عالی‌رتبه قضایی استان اصفهان، پرونده یک زندانی که در آستانه اعدام قرار داشت به شورای عالی پزشکی قانونی ارسال شد. این خبر وقتی روی خروجی سایت‌ها و خبرگزاری‌ها قرار گرفت کنجکاوی خیلی‌ها را برانگیخت. ماجرا از این قرار است که: «اکبر عبدی» بازیگر سینما و تلویزیون چندی قبل برای بازی در یک فیلم سینمایی، به زندان مرکزی اصفهان رفت و قرار شد در یک سکانس با مردی محکوم به اعدام که 2‌متر‌و‌35‌سانتی‌متر قد دارد بازی کند. آشنایی عبدی با این مرد 30 ساله باعث شد او تلاش خودش را برای نجات زندانی از مرگ آغاز کند.

محکوم به مرگ 30 ساله‌ اهل یکی از روستاهای «تربت حیدریه»، متاهل و پدر 2 فرزند است. او درباره پرونده و اتهامش می‌گوید: 2 سال قبل با چند نفر آشنا شدم. آنها به بهانه کمک مالی از من خواستند یک محموله لوازم یدکی خودرو را به صورت قاچاق از «تربت حیدریه» به اصفهان ببرم. اول نمی‌خواستم قبول کنم، اما به خاطر مشکلات مالی وسوسه شدم. در حالی که به سمت اصفهان می‌رفتم در نائین ماموران به من مشکوک شدند و ‌از لابه‌لای لوازم یدکی 77 کیلو «کراک» کشف کردند. من اصلا از وجود مواد خبر نداشتم، اما نتوانستم این حرفم را ثابت کنم و به اعدام محکوم شدم. بعد از انتقال به زندان تصمیم گرفتم تا زمان آزادی‌ام روزه بگیرم. حالا هم حدود 2 سال است که در زندان هستم.

اکبر عبدی که با اطلاع از داستان زندگی این مرد تحت تاثیر قرار گرفته بود تصمیم گرفت به او کمک کند به همین خاطر به مذاکره با مسوولان زندان پرداخت و با پیگیری‌های او پرونده مرد زندانی به شورای عالی پزشکی قانونی ارسال شد. متخصصان پزشکی قانونی هم پس از بررسی‌های دقیق علمی اعلام کردند قدرت‌ عقلی و ذهنی این محکوم در حد یک انسان معمولی نیست. در نهایت مرد اعدامی از مرگ نجات یافت.

نیکوکاری غزال تیزپا

«خداداد عزیزی» که عنوان غزال تیزپای فوتبال ایران را نصیب خود کرده است هفته گذشته خبرساز شد اما نه از خبرهای معمولی و ورزشی .او در حاشیه مسابقه خیریه تیم فوتبال پیشکسوتان ابومسلم خراسان با مددجویان ندامتگاه نیشابور ، 35‌میلیون ریال به انجمن حمایت از زندانیان این شهرستان اهدا کرد و باعث شد 5 نفر از مددجویان آبرومند ندامتگاه نیشابور آزاد شوند و به کانون خانواده‌هایشان بازگشتند. البته در این مسابقه افراد دیگری هم بودند که کمک‌های زیادی کردند تا متهمانی که به خاطر ناملایمتی‌های زندگی به زندان افتادند بتوانند به آغوش خانواده‌های خود برگردند.

جمع‌آوری دیه

جمع‌آوری دیه یکی از اقدامات نیکوکارانه چهره‌های سرشناس است. ملکه رنجبر‌ از بازیگران شناخته شده ایرانی یکی از افرادی است که در این راستا تلاش زیادی کرد. او بعد از این‌که داستان زندگی یک متهم به قتل را خواند ‌ تصمیم گرفت به وی کمک کند. آن متهم در نوجوانی در جریان یک نزاع ناخواسته مرتکب قتل شده بود و اگر دیه می‌پرداخت از چوبه دار فاصله می‌گرفت؛ اما تمکن مالی نداشت. رنجبران بعد از اطلاع از این موضوع با تلاش‌ها و پیگیری‌هایی که انجام داد توانست مشکل این زندانی را رفع کند.

گلریزان

مهرداد زهری، فوتبالیست گیلانی بود که در جریان یک سانحه رانندگی باعث مرگ 5 نفر شد و به خاطر ناتوانی در پرداخت دیه 140 میلیون تومانی سال‌ها در زندان بود تا این که فوتبالیست‌ها تصمیم گرفتند به یاری‌اش بشتابند و مراسم گلریزان برگزار کنند. به این ترتیب تیم‌های منتخب بازیکنان ملی‌پوش فوتبال ایران در جام جهانی 98 فرانسه و منتخب گیلان در ورزشگاه شهید عضدی رشت دیدار دوستانه‌ای را برگزار کردند و در این بازی علاوه بر بازیکنان چهره‌های دیگری نیز به زهری کمک کردند. ناصر حجازی و علی پروین ازجمله اشخاصی بودند که پاپیش گذاشتند و هرکدام مبلغ 5 میلیون تومان به مهرداد اهدا کردند. برگزاری چنین مراسم‌هایی هم سابقه طولانی دارد و نمونه‌های زیادی از آن را می‌توان پیدا کرد.

کمک هنگام فاجعه

هرگاه بلایی طبیعی و حادثه‌ای غیرمنتظره رخ می‌دهد برخی چهره‌های سرشناس برای کمک به حادثه‌دیدگان اعلام آمادگی می‌کنند. آخرین فاجعه‌ای که در ایران رخ داد زلزله مرگبار بم بود که در پی آن ورزشکاران زیادی برای جمع‌آوری کمک‌های مردمی پیشقدم شدند و علی دایی و حسین رضازاده در این زمینه در تهران و اردبیل تلاش‌های زیادی کردند.

حسین رضازاده می‌گوید: در هر حادثه‌ای اولین نگاه‌ها به جامعه ورزشی است و همه اشخاص حادثه دیده به نوعی دیگر به کمک ورزشکاران چشم دوخته‌اند. ورزشکارانی که در فتوت و جوانمردی حرف اول را می‌زنند باید بدون هیچ‌گونه اتلاف وقتی وارد صحنه شوند و مانند همیشه به یاری حادثه‌دیدگان بشتابند.او آن زمان در برابر زلزله بم این طور واکنش نشان داده بود: من به نمایندگی از تمام وزنه‌برداران کشور و مردم استان اردبیل در یاری رساندن به مردم زلزله زده شهر بم از هیچ گونه اقدامی دریغ نخواهم کرد و به عنوان عضوی از خانواده مصیبت‌زده ایران آماده‌ام تا در صورت امکان به شهر بم بروم و از نزدیک حامی و همدرد عزیزان زلزله‌زده باشم. من خود به نوعی یک زلزله زده هستم و در زلزله‌ای که چند سال پیش در اردبیل رخ داد از نزدیک شاهد و ناظر مشکلات مردم بودم.این اقدام رضازاده و دایی اولین نمونه در تاریخ ایران نیست و در زلزله بویین‌زهرا جهان پهلوان تختی پرچمدار جمع‌آوری کمک‌های مردمی شد. در زلزله بم نیز این فقط دایی و رضازاده نبودند که به تکاپو افتادند؛ محمدرضا طالقانی، محمدرضا یزدانی خرم، هادی ساعی و... هم در این ماجرا نقش بزرگی را ایفا کردند.

جادوگر مرد همیشه آماده

علی کریمی یکی از چهره‌هایی است که همیشه برای انجام کارهای خیر اعلام آمادگی می‌کند. او هم یکی از افرادی بود که به مهرداد زهری کمک کرد.

جادوگر زمین فوتبال برای درمان بابک معصومی، فوتسالیستی که به سرطان مبتلا شده بود تلاش‌های زیادی کرد و بخشی از هزینه درمان او را بر عهده گرفت.

علاوه بر این وقتی شنید بلندقدترین فرد ایرانی که یک جوان تنگدست اهل لاهیجان است فقط 2 آرزو دارد، یکی دیدار کریمی از نزدیک و دیگری داشتن رایانه است هر دو ‌خواسته وی را برآورده کرد.

از این موارد و نیکوکاری چهره‌ها زیاد است و همین اقدامات است که برخی ستاره‌ها را به افراد ماندگاری همچون تختی و پوریای ولی تبدیل می‌کند.

تلاش‌هایی‌که به نتیجه نرسید

گاه تلاش هنرمندان برای برقراری صلح و سازش بی‌نتیجه می‌ماند، اما آنچه که اهمیت دارد تلاش آنها برای ترویج فرهنگ و روحیه ایثار و گذشت است به عنوان نمونه دل‌آرا دارابی دختری بود که در 17 سالگی به قتل یکی از اقوام پدرش متهم و به قصاص محکوم شد.

زمانی که این پرونده در جریان قرار داشت و حکم دل‌آرا هنوز اجرا نشده بود که بشدت تحت تاثیر نقشش در سریال زیر تیغ قرار گرفته و شرایط روحی ـ روانی زندانیان در آستانه قصاص و خانواده آنها را درک کرده بود به همراه یک هنرپیشه ‌دیگر تصمیم گرفت برای نجات این دختر تلاش کند برای همین از تهران راهی رشت شد، اما مذاکره‌های او بی‌نتیجه ماند.

در ماجرایی دیگر پرستویی به اتفاق چند تن دیگر از اهالی سینما برای نجات جان پسری که در 15 سالگی در جریان یک نزاع مرتکب قتل شده بود به خانه اولیای دم رفت و با آنها به گفتگو پرداخت. این ماجرا با سوءتفاهم‌هایی همراه بود چراکه آقای بازیگر تصور می‌کرد مذاکراتش نتیجه‌بخش بوده و اولیای دم مقتول به دریافت دیه رضایت داده‌اند.

در شبی که شهرام ناظری کنسرت داشت روی سن رفت و از مردم برای جمع شدن دیه کمک خواست و از افتتاح حسابی مشترک برای این منظور خبر داد.

این اقدام برای شاکیان پرونده خوشایند نبود به همین خاطر علیه 3 هنرمند شکایتی را تنظیم کردند و آن سه به دادسرای امور جنایی تهران احضار شدند.

محمدحسین شاملو ـ‌ بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی تهران ـ‌ دلیل احضار این سه هنرمند را این طور تشریح می‌کند: برخی مدعی بودند اولیای دم پرونده تقاضای دیه کرده‌اند در حالی که هیچ مدرکی دال بر این تقاضا به دادسرا ارائه نشده و از ابتدای رسیدگی و سپس در مراحل مختلف تشریفات قانونی تا رسیدن رای مجازات به واحد اجرای احکام، اولیای دم تقاضای قصاص داشتند. قطعا نیت مجرمانه‌ای در افتتاح حساب برای جمع‌آوری پول وجود نداشت و ما هم به نیت خیر افراد احترام می‌گذاریم، اما به هر حال برخی اقدامات موجب می‌شود کار دادسرا در جهت برقراری صلح و سازش بی‌نتیجه بماند.

پرونده جنجالی شهلا

شهلا جاهد پس از 7 سال و نیم کش و قوس در پرونده قتل همسر ناصر محمدخانی به چهره‌ای شناخته شده تبدیل شده است.

او ادعا می‌کند در قتل لاله سحرخیزان بی‌گناه است با این وجود تاکنون 2 بار به قصاص محکوم شده و پرونده‌اش اکنون روی میز رئیس قوه قضاییه است. در این بین جمعی از هنرمندان تلاش کردند با جلب رضایت اولیای دم مقتوله به این کشمکش‌ها پایان بدهند و مقدمات آزادی شهلا را فراهم کنند. این اقدام هنرمندان پس از آن صورت گرفت که دایره صلح و سازش دادسرای جنایی تهران جلسه‌ای را به همین منظور تشکیل داد.

قاضی فخر‌الدین جعفرزاده، سرپرست وقت دادسرای امور جنایی تهران درباره جلسه صلح و سازش این طور ابراز نظر می‌کند: ما حسب وظیفه ذاتی خود مانند سایر پرونده‌های قتل از اولیای دم پرونده خواستیم در دادسرا حضور یابند تا ضمن گوشزد کردن حق قصاص برای آنها تلاش خود را جهت برقراری سازش در پرونده و اخذ رضایت از اولیای دم آغاز کنیم. به هر حال قصاص حق اولیای دم است و نمی‌توان این حق شرعی و قانونی را ساقط کرد منتها تکلیف ما دعوت به سازش است و از اولیای دم درخواست می‌کنیم برای رضای خدا اعلام رضایت کنند.

جلسه اول صلح و سازش آن زمان بی‌نتیجه ماند تا این که جمعی از هنرمندان تصمیم گرفتند از اولیای دم برای شهلا درخواست عفو کنند به این ترتیب هنرمندانی مانند مهتاب نصیرپور، مریلا زارعی، فاطمه گودرزی، هما روستا، مهناز افضلی، پوران درخشنده و... به دادسرای جنایی رفتند و رایزنی‌ها را آغاز کردند.

آنها برای حصول نتیجه2‌بار در جلسات صلح و سازش شرکت کردند و اکنون امیدوار هستند اولیای دم لاله از قصاص گذشت کنند البته این اقدام هنرمندان واکنش‌های متفاوتی را در پی داشت. گروهی این اقدام را انسان‌دوستانه و خداپسندانه تلقی کردند و برخی نسبت به آن موضع منفی گرفتند. استدلال این گروه آن بود که هنرمندان چون به پرونده و مسائل حقوقی اشراف ندارند شاید ناخواسته اقدامی با نتیجه منفی انجام بدهند.

به هر حال چهره‌ها وظیفه خود دانستند بخت خود را برای نجات یک انسان امتحان کنند آنها دلیل خود را برای این اقدام از زبان نماینده‌شان این طور بیان کردند: آنچه نهاد جامعه را از هم می‌پاشد خشونت است. فردی با رابطه غلط و بیمارگونه وارد زندگی یک مرد می‌شود و چنین حادثه تلخی رقم می‌خورد حال تقاضای ما از اولیای دم این است که با گذشت از قصاص اجازه بدهند اهالی هنر و سینما با استفاده از دوربین و ظرفیت‌هایی که در اختیار دارند چنین حوادثی را مورد واکاوی و ریشه‌یابی قرار دهند تا شاهد تکرار این قبیل فجایع نباشیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها