گفتگو با یک متهم به آزار کودکان

آن پسر اشتباه می کند

15 سال حبس و 230 ضربه شلاق مجازاتی است که هیات قضات شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران برای دو جوان در نظر گرفتند. دو جوانی که متهم هستند 13 کودک را ربوده و مورد آزار قرار داده‌اند. گزارش اولیه این کودک آزاری بشدت تکان‌دهنده بود اما زمانی که این پرونده به مرحله بازجویی و محاکمه رسید متهمان منکر انجام هرگونه تعرضی شدند. حال آن‌که خود قبلا به این جرم اعتراف کرده بودند. گفتگوی ما با شهرام یکی از این دو جوان را بخوانید .
کد خبر: ۳۲۶۴۷۹

چند سال داری؟

24 ساله هستم. متاسفانه یک سال است که گرفتار این ماجرا شده‌ام .

دوستت چطور؟ اوهم همسن توست؟

5 سال از من بزرگ‌تر است .

چطور با هم آشنا شدید؟

ما بچه یک محل هستیم و از کودکی با هم بودیم. هاشم از دوستان خوب من است. او در سختی‌ها هم من را تنها نگذاشت. ما با هم دستگیر شدیم و هاشم همیشه من را حمایت کرد و هر چه گفتم تایید کرد .

اگر قرار بود هاشم اعتراف کند خب هر دوی شما گرفتار می‌شدید. فکر می‌کنی اعتراف نکردن هاشم واقعا به این دلیل بوده که از تو حمایت کند؟

نه این‌طور نیست. هاشم همیشه در محل هم با من خوش رفتاری می کرد . او دوست بسیار خوبی برای من است.

خودت توضیح بده چه جرمی مرتکب شده اید که چنین مجازات سنگینی برایتان داشته است؟

ما جرمی مرتکب نشدیم. من و هاشم را به اشتباه بازداشت کردند. ما هر دو جوانانی سالم هستیم. یک اشتباه ما را به اینجا کشاند . اگر ما را به اشتباه شناسایی نمی کردند این اتفاق نمی‌افتاد.

مگر می شودیک نوجوان کسی را که به او تعرض کرده است به اشتباه شناسایی کند؟

بله نوجوانی که سرسختانه در برابر ما ایستاده و می گوید مورد آزار قرارش دادیم اشتباه می‌کند.

اما شما خودتان هم اعتراف کرده بودید. در این باره چه می گویی؟

اعترافات ما تحت‌فشار بود و از روی ترس. ما نمی‌خواستیم اعتراف کنیم اما زمانی که بازداشت شدیم آنقدر ترسیده بودیم که نمی‌دانستیم چه باید بکنیم. فکر می‌کردیم اگر اعتراف کنیم ما را رها می‌کنند و ما می‌رویم. اما جرم ما آنقدر سنگین شد که بعد از اعتراف فهمیدیم مجازات اعدام دارد. ما هیچ‌کاری نکرده بودیم اما به کار نکرده اعتراف کردیم .

شما اعتراف کردید به 10 کودک خیابانی تعرض کردید. شما گفتید این کودکان را فریب می‌دادید. این حرف‌ها را خودتان گفته‌اید. پلیس که از این وقایع خبر نداشت تا شما را تحت فشار قرار دهد؟

بله درست است. ما خودمان اعتراف کردیم. اما این اعتراف از روی ترس بود. اگر ما واقعیت را گفته بودیم که آن بچه‌ها پیدا می شدند. ما واقعیت را نگفته بودیم .

کودکان خیابانی که سرپرستی ندارند. چطور
می‌توان آنها را براحتی پیدا کرد . آنها آنقدر بی‌دفاع هستند که حتی توان شکایت را هم ندارند .

بله درست است. ماموران از ما می‌خواستند تا اعتراف کنیم و بگوییم که چند کودک را مورد آزار قرار دادیم ما هم آنقدر ترسیده بودیم که گفتیم کودکانی که ما آنها را مورد تعرض قرار می دادیم کودکان خیابانی بودند.

دقیقا چه اعترافی کرده‌اید؟

ما اعتراف کردیم که با ماشین 10 کودک خیابانی را به گوشه‌ای خلوت برده و مورد آزار قرار دادیم. این کودکان چون بازی کردن را دوست دارند ما آنها را سوار ماشین می‌کردیم و می گفتیم همه اجناست را می‌خریم. آنها هم می‌آمدند. بعد که به مکانی خلوت می‌رسیدیم آنها را مورد آزار قرار می‌دادیم و بعد کودک را تهدید می‌کردیم و سپس دوباره همان جای اولی پیاده می کردیم. اما این اعترافات دروغ است .

متهمانی که به دروغ اعتراف می‌کنند هیچ وقت یادشان نمی‌ماند که چه اعترافی کرده‌اند و دفعه بعد چیز دیگری اعتراف می‌کنند. اما شما در چند مرحله بازجویی همین چیزی‌هایی را که گفته‌اید اعتراف کردید؟

اگر گفته‌های ما درست بود خب ما از سوی بچه‌ها شناسایی می‌شدیم وقتی ما شناسایی نشدیم یعنی اعترافات ما دروغ بوده است .

در مورد 3کودک دیگر که شما را شناسایی کرده‌اند چه می‌گویی. آنها حتی مشخصات ظاهری شما را به‌طور کامل داده‌اند.مثلا گفته‌اند که روی بازوهایتان عقاب طراحی کرده‌اید‌؟

آنها از سوی افراد دیگری مورد آزار قرار گرفته‌اند و ما نبودیم که آزارشان دادیم . برای این حرفم هم دلیل دارم چون آنها تشخیص ندادند که روی بازوی ما کبوتر است و نه عقاب. آنها حرفی را شنیده و همان را برای پلیس نقل کرده‌اند.

پس مشخصات پراید سواری که متعلق به دوست توست چطور به دست این بچه‌ها رسیده و باعث شده آنها این مشخصات را به عنوان سرنخ به پلیس بدهند؟

نمی‌دانم شاید آنها این حرف‌ها را از کسی شنیده‌اند.

بچه‌ها چون بازی کردن را دوست دارند ما آنها را سوار ماشین می‌کردیم و ‌هر‌چیزی را که دوست داشتند برایشان می‌خریدیم. بعد که به مکانی خلوت می‌رسیدیم آنها را مورد آزار قرار می‌دادیم و سپس دوباره همان جای اولی پیاده می کردیم.

یکی از بچه‌ها جزئیات اتفاقی که برایش افتاده است را توضیح داده و گفته شما دو نفر بودید که این‌کار را کردید. او در دادگاه هم حاضر شد و هر آنچه اتفاق افتاد را گفت.

بله درست است اما تنها یکی از آنها بود که این کار را کرد 3نفر دیگر که ما را شناسایی کرده بودند گفتند می‌ترسیم و در دادگاه حاضر نشدند در حالی‌که ما‌ ‌توان انجام کاری را نداشتیم و در زندان بودیم. اگر آنها راست می گفتند پس در دادگاه حاضر می‌شدند و همه چیز را می گفتند آنها از این ترس داشتند که واقعیت مشخص شود و نتوانند دروغ خود را درست کنند.

در حال حاضر از 13 موردی که خود شما اعتراف کردید فقط یک مورد است که سرسختانه شکایتش را پیگیری می‌کند. باز هم می‌گویی که آن پسر بچه دروغ می‌گوید و تو کاری نکردی.
گریه‌های او را در دادگاه دیدی؟

بله دیدم اما چون نوجوان است همه به او حق می‌دهند و به ما که دست و پا بسته هستیم کسی حق نمی‌دهد. این نوجوان مدعی است که نان خریده و به خانه می‌رفته است که ما به بهانه‌ای او را به سمت خود کشیده و از او نان خواسته‌ایم. بعد به عنوان تشکر او را سوار ماشین کرده‌ایم و در نهایت مورد آزار قرار دادیم. این داستان که پسرک ساخته است کاملا دروغ است. او نوجوانی 14 ساله است مگر می‌شود که کسی بتواند به همین راحتی او را گول بزند. ما از او نان گرفتیم اما دیگر کاری به کارش نداشتیم، او به راه خود ادامه داد ما هم به راه خود .

شما با هم دشمنی داشتید؟

نه .

پس چه دلیلی داشت که پسرک چنین حرفی در مورد شما بزند. یا اصلا همان کبوتر خالکوبی شده را چطور روی کتف شما دیده بود؟

نمی‌دانم در این باره باید خودش توضیح دهد.

در صحبت هایت تلویحا قبول کردی که از این کودک نان گرفته‌ای. بنابر این می‌توان گفت که او را می‌شناسی اما منکر کارهای دیگرت هستی؟

شما هم همان حرفی را می‌زنید که قضات می‌گویند. ما هیچ کاری نکردیم و حرف‌هایش را هم قبول نداریم. آن کودک از سوی هیات قضات به پزشکی قانونی معرفی شد اما تعرض در مورد او تایید نشد، پس می‌توان گفت که او دروغ گفته است .

پزشکی قانونی به آزارهایی که آثار کمتر باقی می‌ماند اشاره کرده است و این کودک هم در شکایتش به همان نوع آزار اشاره کرده است. در این باره چه می‌گویی؟

نمی‌دانم چه باید بگویم. من دیگر حرفی برای گفتن ندارم .

مجازاتی که برای تو در نظر گرفته شده است به تو ابلاغ شده؟

هنوز نه اما از طریق روزنامه‌ها متوجه شدم که علاوه بر شلاق باید 15 سال از عمرم را هم در زندان بگذرانم. این کار مساوی با مرگ است .

چرا؟

تحمل زندان بسیار سخت است. هر لحظه‌اش به اندازه یک عمر برای آدم می گذرد و من نمی‌دانم بتوانم این مجازات را تحمل کنم یا نه. 15 سال زندان یعنی تمام دوران جوانی من، بعد از آن اگر هم آزاد شوم دیگر نمی‌توانم به زندگی عادی
باز‌گردم. امیدوارم دیوان عالی کشور دلایل ما را برای این‌که چنین جرمی مرتکب نشده‌ایم بپذیرد .

اما دلایلی هم وجود دارد که شما جرم را مرتکب شده‌اید؟

بله درست است. اما اگر ما آن نوجوان را صدا زدیم و خواستیم به خانه برسانیمش به معنای این نیست که قصد تعرض به او را داشتیم .

نظر قضات دادگاه کیفری استان تهران بر این بوده است شما دو نفر پسر نوجوان را ربوده و او را مورد آزار قرار داده‌اید . قصد داری پرونده را باز هم دنبال کنی؟

بله ما به رای اعتراض می‌کنیم و تا جایی که بتوانیم تلاش می‌کنیم دوران محکومیت زندان را کم کنیم و اگر هم توانستیم آزاد شویم .

آخرین سوال من از تو در مورد دوستت است. بیشتر اعترافات در مورد او بوده است و پسر شاکی هم او را مقصر می داند فکر می‌کنی دوستی با او کار خوبی بود؟

او در این مدت به من بدی نکرده است اما من نباید زیاد به او نزدیک می‌شدم، شاید او واقعا کاری کرده است که باید مجازات شود اما من کاری نکردم و باید به آتش او بسوزم. من تمام تلاشم را برای آزاد شدن اززندان می‌کنم. از این‌که در چنین راهی افتاده‌ام بشدت پشیمانم . من آینده‌ام را بخاطر رفاقتم خراب کردم و از این بابت خیلی پشیمانم.

مرجان لقایی

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها