داشت حرکت میکرد که از تعجب دهنش باز موند. جوان 23 ـ 22 سالهای چرخ و فلک آهنی رو روی زمین حرکت میداد. چرخهای چرخ و فلک رو آسفالت خیابون با صدای قیژ و قیژ جلو میرفت.
با نگاهش مرد رو با چرخ و فلک آهنیاش دنبال کرد. تعجبش از این بود که چرا اینقدر راحت از دوران کودکیاش جدا شده بود.آنقدر با نگاه مرد رو دنبال کرد که با چرخ و فلک چرخید و چرخید و پرت شد به دوران کودکی.
* * * *
خانم معلم مهربون بچهها رو برده بود پارک و براشون کلی داستانهای قشنگ گفته بود.با دیدن چرخ و فلک بچهها بالا و پایین میپریدن و از خانم معلمشون میخواستن که سوارشون کنه و اونم با مهربونی و گذشت فراوون ساعتها وایساده بود تا بچهها دونه دونه بچرخن و لذت ببرن.
چقدر اون روز خوش گذشته بود و شادیهای کوچیکشون چقدر براشون بزرگ بود.
دلش برای خانم معلم تنگ شد.
حالا میفهمید اونجور محبت کردن کار هر کسی نیست. وقتی سرشو بلند کرد و از خیالش جدا شد مرد چرخ و فلکی رو ندید. به این ور و اون ور چشم گردوند. تو پارک روبهرو بچهها رو دید که صف بسته بودن تا سوار چرخ و فلک بشن.
خنده رو لباش نقش بست.
چرخ و فلک همچنان میچرخید...
بهاره سدیری
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد