ضعف درامنویسی، تنها به صحنه تئاتر محدود نمیشود و بر پرده سینما و صفحه تلویزیون نیز میتوان ردپای آن را پیدا کرد. رفع این کاستی، دغدغه چندین دهه اخیر هنرهای دراماتیک کشور بوده که برای درمانش نسخههای متعددی نیز پیچیده شده است. تازهترین پزشکانی که بر بالین این بیمار حاضر شدهاند، سیدمحمد حسینی و حمید شاهآبادی هستند که به تازگی سکان هدایت کشتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت هنری آن را به دست گرفتهاند.
در آخرین اظهارنظر، شاهآبادی از ضرورت به راه افتادن نهضت نمایشنامهنویسی در ایران گفته که بحثهای زیادی را به دنبال خود آورده است. پیش از آن نیز حسینی از تئاتریها خواسته بود که به جای آثار شکسپیر و مولیر، سراغ متنهای ایرانی بروند، تقاضایی که از آن بوی بیاعتنایی به نمایشنامهها و نویسندگان بزرگ جهانی به مشام میرسید.
نمیتوان از نمایشنامههای خارجی چشم پوشید
داوود رشیدی، کارگردان و بازیگر پیشکسوت تئاتر و سینما با اشاره به اینکه خیلی قائل به تفکیک و مرزبندی بیننمایشنامههای ایرانی و خارجی نیست، میگوید: بسیاری از متون نویسندگان غربی از جمله شکسپیر و مولیر با مردم ایران ارتباط خوبی برقرار میکنند و در دورهای حتی با تغییراتی ایرانیزه شده و نامها و روابط اینجایی به آنها راه پیدا کرده است.
این کارگردان و بازیگر پیشکسوت ادامه میدهد: در مقابل بسیاری از متنهای ایرانی هستند که با مردم ارتباط برقرار نمیکنند و انگار برای مخاطبان داخلی نوشته نشدهاند.
ایرج راد نیز که با داوود رشیدی هم عقیده است، میگوید: رسیدن به صداقت و حقیقت، 2 هدف عمده هر اثر تئاتری است که ایرانی و خارجی ندارد. برای همین هر متنی درد و دغدغههای انسانی را بازتاب دهد، دیگر حد و مرز زمانی و مکانی ندارد.
مدیرعامل خانه تئاتر با اشاره به اینکه توجه به نمایشنامههای داخلی نباید ما را مقابل و مخالف متون خارجی نشان دهد، میافزاید: بسیاری از آثار درامنویسان بزرگ جهانشمول هستند و نمیتوان از اجرای آنها در ایران چشم پوشید. همانطور که مولانا و حافظ متعلق به همه مردم دنیا هستند، آثار نویسندگانی چون سوفوکل، شکسپیر و آرتور میلر نیز برای هر مخاطبی فارغ از زبان و ملیت خواندنی است.
متنهای ایرانی که دیده نشدهاند
در حالی که صحبت از ضرورت نهضت نمایشنامهنویسی میشود، بسیاری از متون نوشته شده از سوی نویسندگان ایرانی هنوز فرصت اجرا و دیده شدن پیدا نکردهاند. هادی مرزبان، کارگردان تئاتر ضمن آنکه معتقد است در حوزه نوشتن باید تحرکی جدید در تئاتر کشور به وجود آید، تاکید میکند: ما نمایشنامههای زیادی داریم که یا کم اجرا شدهاند یا اصولا فرصت به صحنه رفتن پیدا نکردهاند. برای همین فکر میکنم موجودی فعلی متنهای نمایشی ما تا سالها میتواند خوراک صحنههای اندک تئاتر ما را تامین کند.
علیرضا خمسه هم از زاویهای دیگر به این ماجرا مینگرد و میگوید: پیش از هر چیز باید دید چه میزان نمایشنامه چاپ شده یا جایزه گرفته داریم و چه سرنوشتی پیدا کردهاند. اگر تعداد آثار اجرا نشده آنطور که به نظر میرسد زیاد باشد، بهتر است اول فکری به حال آنها بکنیم. این بازیگر و مدرس تئاتر ادامه میدهد: ابتدا بهتر است فکری به حال نمایشنامهنویسان فعلی بکنیم، مشکلات آنان را حل سازیم و سپس به دنبال تربیت نویسندگان جدید باشیم.
امنیت شغلی و حرفهای نمایشنامهنویسان
وقتی از خمسه میپرسیم، نمایشنامهنویسان ایران نیازمند چه توجه و رسیدگی هستند، پاسخ میشنویم: تامین مالی نویسندگان مهمترین مسالهای است که مسوولان باید به آن توجه کنند. در تئاتری که از نظر بودجه فقیر است و همه دستاندرکارانش تنها با عشق و علاقه کار میکنند، میزان دستمزد نمایشنامه نویسان به طورغیرقابل باوری اندک است.
هادی مرزبان هم با اشاره به این که خجالت میکشد وارد مسائل و مباحث مالی این کار شود، به وجه دیگری از ماجرا نگاه میاندازد و میگوید: متاسفانه متنهای نمایشی داخلی نسبت به نمایشنامههای خارجی با ممیزی سختتری روبهرو میشوند که بیشتر سلیقهای است. برای همین فکر میکنم اگر مدیران و مسوولان این مسیر را هموارتر سازند، تولید متون نمایشی و اجرای آنها به صحنه تئاتر افزایش پیدا خواهد کرد.
محمد یعقوبی نیز که یکی از چهرههای مطرح عرصه نمایشنامهنویسی کشور به شمار میآید، در این باره میگوید: تا زمانی که نویسنده ما احساس امنیت نکند، نمایشنامهنویسی ایران حرفهای نخواهد شد. این امنیت باید شامل همه عرصههای مادی و معنوی شود و برقراری آن وظیفه مدیران فرهنگی کشور است.
حرف پایانی این گزارش را هم از زبان ایرج راد میشنویم که به نوعی میتواند آغازگر این بحث هم باشد. او میگوید: مسوولان وقتی از ضرورت توجه به متنهای داخلی صحبت میکنند، ابتدا باید تعریف دقیقی هم از نمایشنامه ایرانی ارائه دهند. باید دقت کرد که اگر چه لازم است خون تازهای به رگهای نمایشنامهنویسی کشور وارد شود، اما نباید به سمت سفارشنویسی و محدود کردن موضوعات و مضامین حرکت کنیم.
مهدی یاورمنش / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم