قاب خوانندگان

شخصیت‌های به‌یادماندنی فیلم‌ها، همچون انسان‌های واقعی زنده‌اند و از آن بالاتر، نامیرا و ابدی. نقش‌های ماندگاری که در شخصی‌ترین تصمیم‌گیری‌های مخاطبان نقش ایفا می‌کنند و اینگونه به خیل تجربیات زیستی انسان می‌پیوندند.
کد خبر: ۳۲۵۶۱۰

«نورمن» در «روانی»*

«نورمن بیتز دیگه وجود خارجی نداره. یعنی از اول هم فقط نصف وجودش نورمن بوده و حالا اون نصفه دوم به نصف‌هایی که نورمن بوده غلبه کرده و برای همیشه اون‌ رو از بین برده. مادرش زن خودخواهی بوده که همیشه اون ‌رو تحت نفوذ داشته. این مادر و پسر سال‌های سال با هم زندگی کردن و با هیچ‌کس هم رفت و آمد نداشتن. در این موقع مادرش با مردی آشنا می‌شه. نورمن احساس می‌کنه که مادرش اون رو به خاطر این مرد دور انداخته و چون نمی‌تونسته تحمل کنه هر دو رو می‌کشه. کشتن مادر جنایت غیرقابل تحملیه... نورمن می‌خواسته یه جوری این جنایت رو پاک کنه لااقل در مغز خودش. این بوده که جسد مادرش رو می‌دزده... بعد کم‌کم شروع می‌کنه به حرف زدن با اون و فکر کردن به اون و یا به عبارت دیگه نصف زندگیش رو وقف اون می‌کنه.»

این دریافت روانشناس فیلم «روانی» از شخصیت «نورمن» است که اگرچه دور از واقعیت نیست اما معلوم نیست به‌طور کامل منطبق با حقیقت شخصیت نورمن باشد. شخصیت نورمن به نظر پیچیده‌تر از این حرف‌ها می‌آید. نورمن از یک طرف دیوانه خطرناکی‌ است که آدم می‌کشد آن‌هم به شکلی فجیع و هولناک و تمام ترسناکی فیلم «روانی» هم به دلیل همین جنون رازآمیز شخصیت نورمن بیتز است که معمایش تا اواخر فیلم و یا حتی شاید بعد از اتمام فیلم هم برای ما حل نمی‌شود. از طرف دیگر نورمن آدم عاقلی می‌نماید که گویا خیلی بیشتر از بقیه به نقص‌های وجودی انسان‌ها از جمله خودش آگاه است. مثلا آنجا که خطاب به «لی‌لا» می‌گوید: «من فکر می‌کنم ما همه تو تله‌های خودمون گرفتاریم. چهار دست و پا توش گیر افتادیم و تا آخر عمر هم نمی‌تونیم خلاص بشیم. دائما پنجول می‌کشیم و چنگ می‌ندازیم اما به هوا و به آدمای دیگه نه به دیوار تله خودمون. خیال می‌کنیم موفق می‌شیم ولی یه وجب هم تکون نمی‌خوریم.»

تله زندگی نورمن، مادر مرده اوست که توهم همنشینی با او، از نتایج سوء اسارت نورمن در چنبره تنهایی است: «نورمن: به عقیده من بهترین دوست یه پسر مادرشه.» نورمن با توهم زندگی با مادر مرده‌اش آدم می‌کشد اما می‌داند که آدم‌‌ها در توهماتشان اسیر می‌شوند و توان خلاصی از آن را ندارند. او روانی است اما گویا خوب می‌داند که جنون او تله‌ای بیش نیست و چنگ‌انداختن‌های سبعانه او نه‌تنها کمکی به او نمی‌کند بلکه تنها ثمره‌اش صدمه وارد آوردن به دیگران است. با این همه نورمن نمی‌تواند از جنونش خلاصی یابد چون اعتقاد دارد آدمیزاد اساسا توان رهایی از این تله‌ها را ندارد. آیا شخصیت او نمادی از شخصیت همه آدم‌هایی که در تعصبات کورکورانه و اعتقادات بسته خود اسیرند و حتی سودای رهایی هم ندارند نیست؟ آیا نورمن واقعا شخصیتی متمایز از بقیه است، یا نه شباهت زیادی به آدم‌های سالم دور و برش دارد؟ آیا تنها روانی فیلم «روانی» نورمن است؟

*‌ محصول 1960 آمریکا، کارگردان: آلفرد هیچکاک، بازیگران: آنتونی پرکینز، ورا مایلز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها